Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 9 (Advanced)
161) ally
معنی فارسی: متحد
Analysts warned that officials had lost allies whose support proved genuinely essential to the reform's passage.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات متحدانی را از دست داده بودند که حمایتشان واقعاً برای تصویب اصلاحات ضروری بود.
Officials courted allies whose backing proved far harder to secure than initially anticipated.
ترجمه: مقامات بهدنبال متحدانی بودند که حمایتشان بسیار دشوارتر از پیشبینی اولیه به دست آمد.
Historians note the treaty transformed former enemies into allies, though genuine trust took decades longer to develop.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان دشمنان پیشین را به متحد تبدیل کرد، هرچند اعتماد واقعی دههها بیشتر طول کشید تا شکل بگیرد.
162) boast
معنی فارسی: لاف زدن
Analysts warned that officials boasted about results internal assessments described in far more modest terms.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دربارهٔ نتایجی که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف میکرد، لاف زدند.
Officials boasted of a recovery that later evidence would substantially undermine.
ترجمه: مقامات از بهبودی لاف زدند که شواهد بعدی بهطور قابلتوجهی تضعیفش کرد.
Historians note negotiators boasted privately of concessions they had never actually secured.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان خصوصی از امتیازاتی لاف زدند که هرگز واقعاً به دستشان نیاورده بودند.
163) bounce
معنی فارسی: برگشتن، جهیدن
Analysts warned that markets could bounce back only if underlying structural weaknesses were genuinely addressed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها تنها میتوانند برگردند اگر ضعفهای ساختاری زیربنایی واقعاً پرداخته شود.
Officials watched confidence bounce briefly before evidence of deeper problems dragged it down again.
ترجمه: مقامات شاهد جهش کوتاه اعتماد بودند پیش از آنکه شواهد مشکلات عمیقتر دوباره آن را پایین بکشد.
Historians note diplomatic relations bounced between cooperation and hostility for decades following the treaty's signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند روابط دیپلماتیک برای دههها پس از امضای پیمان میان همکاری و خصومت نوسان کرد.
164) bully
معنی فارسی: زورگو
Analysts warned that officials had allowed a bully institution to dominate a market that genuinely required competition.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اجازه داده بودند نهادی زورگو بر بازاری که واقعاً به رقابت نیاز داشت، مسلط شود.
Officials described certain executives as corporate bullies who intimidated regulators into looking the other way.
ترجمه: مقامات برخی مدیران اجرایی را زورگویان شرکتی توصیف کردند که نهادهای نظارتی را برای چشمپوشی مرعوب کردند.
Historians note the treaty was, for the defeated nation, negotiated under terms dictated by what felt like a diplomatic bully.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان برای ملت شکستخورده، تحت شرایطی مذاکره شد که توسط چیزی که حس زورگوی دیپلماتیک داشت، دیکته شده بود.
165) carbohydrate
معنی فارسی: کربوهیدرات
Analysts joked that the economy ran on empty carbohydrates of reassuring rhetoric rather than genuine structural nourishment.
ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند اقتصاد با کربوهیدراتهای خالی لفاظی اطمینانبخش بهجای تغذیهٔ ساختاری واقعی، کار میکرد.
Officials compared quick fiscal stimulus to carbohydrates, providing short-term energy without lasting structural benefit.
ترجمه: مقامات تحریک مالی سریع را با کربوهیدرات مقایسه کردند که انرژی کوتاهمدت بدون منفعت ساختاری پایدار میدهد.
Historians note wartime rationing severely limited carbohydrate supplies in regions the treaty later addressed.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند جیرهبندی زمان جنگ بهشدت عرضهٔ کربوهیدرات را در مناطقی که پیمان بعدها به آنها پرداخت، محدود کرد.
166) crawl
معنی فارسی: خزیدن
Analysts warned that reform would crawl forward slowly unless officials genuinely committed the resources it required.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحات بهآرامی خزیدن به جلو خواهد داشت مگر آنکه مقامات واقعاً منابع موردنیازش را متعهد شوند.
Officials watched the economy crawl toward recovery far more slowly than reassuring projections had suggested.
ترجمه: مقامات شاهد خزیدن اقتصاد به سمت بهبودی بسیار آهستهتر از آنچه پیشبینیهای اطمینانبخش نشان میداد، بودند.
Historians note negotiations crawled forward for years before finally producing an agreement few believed achievable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرات سالها به جلو خزید پیش از آنکه سرانجام توافقی که کمتر کسی قابلدستیابی میدانست، تولید کند.
167) defeat
معنی فارسی: شکست دادن
Analysts warned that reassuring rhetoric would not defeat risks that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینانبخش ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، شکست نخواهد داد.
Officials were defeated in their attempt to downplay a scandal that evidence made impossible to deny.
ترجمه: مقامات در تلاش برای کماهمیت جلوه دادن رسواییای که شواهد انکارش را غیرممکن کرد، شکست خوردند.
Historians note the treaty defeated neither side entirely, a compromise that satisfied no one completely.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان هیچیک از طرفین را کاملاً شکست نداد، سازشی که هیچکس را کاملاً راضی نکرد.
168) dial
معنی فارسی: صفحه (ساعت/دستگاه)
Analysts warned that officials had turned the regulatory dial too far toward leniency, precisely when scrutiny was needed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات صفحهٔ نظارتی را بیشازحد به سمت اغماض چرخانده بودند دقیقاً زمانی که بررسی موردنیاز بود.
Officials adjusted the dial of intervention only after mounting pressure made continued inaction untenable.
ترجمه: مقامات صفحهٔ مداخله را تنها پس از آنکه فشار روبهرشد بیعملی مداوم را غیرقابلدفاع کرد، تنظیم کردند.
Historians note negotiators moved the diplomatic dial incrementally, wary of provoking domestic backlash with sudden concessions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان صفحهٔ دیپلماتیک را بهتدریج حرکت دادند، محتاط از برانگیختن واکنش داخلی با امتیازات ناگهانی.
169) dominant
معنی فارسی: مسلط
Analysts warned that a dominant narrative of reassurance drowned out genuinely troubling minority warnings.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند روایتی مسلط از اطمینانبخشی هشدارهای اقلیتی واقعاً نگرانکننده را خفه کرد.
Officials allowed dominant institutions to escape scrutiny that smaller, less influential ones regularly faced.
ترجمه: مقامات اجازه دادند نهادهای مسلط از بررسیای که نهادهای کوچکتر و کمنفوذتر بهطور منظم با آن روبهرو بودند، فرار کنند.
Historians note the treaty reflected the interests of the dominant power more than those of smaller signatories.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان منافع قدرت مسلط را بیشتر از امضاکنندگان کوچکتر منعکس کرد.
170) entire
معنی فارسی: کل، تمام
Analysts warned that officials had misrepresented the entire scope of risks internal assessments had documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دامنهٔ کامل ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی مستند کرده بود، اشتباه بازنمایی کرده بودند.
Officials denied problems that internal documents showed had affected the entire institution, not an isolated department.
ترجمه: مقامات مشکلاتی را انکار کردند که اسناد داخلی نشان میداد کل نهاد را تحت تأثیر قرار داده، نه بخشی منزوی.
Historians note the treaty reshaped the entire region's political order for the better part of a century.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان کل نظم سیاسی منطقه را برای بخش عمدهٔ یک قرن بازشکل داد.
171) mercy
معنی فارسی: رحم
Analysts warned that markets show little mercy to institutions lacking demonstrated transparency.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها رحمی اندک به نهادهایی که فاقد شفافیت اثباتشدهاند، نشان میدهند.
Officials appealed for public mercy once the scandal's full scope became impossible to continue denying.
ترجمه: مقامات به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی دیگر قابلانکار نبود، درخواست رحم عمومی کردند.
Historians note the treaty showed the defeated nation little mercy, a harshness that fueled decades of resentment.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان رحم اندکی به ملت شکستخورده نشان داد، سختیای که کینه را برای دههها دامن زد.
172) nod
معنی فارسی: سر تکان دادن
Analysts warned that officials nodded along to reassurances without genuinely scrutinizing the evidence behind them.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به اطمینانها سر تکان دادند بدون بررسی واقعی شواهد پشت آنها.
Officials nodded approval to a reform whose actual substance internal assessments described far more critically.
ترجمه: مقامات تأییدی سرتکاندادنی به اصلاحاتی دادند که جوهر واقعیاش را ارزیابیهای داخلی بسیار انتقادیتر توصیف میکرد.
Historians note negotiators exchanged a quiet nod that signaled agreement long before the formal treaty was drafted.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان سرتکانی آرام رد و بدل کردند که مدتها پیش از تدوین پیمان رسمی، نشانهٔ توافق بود.
173) opponent
معنی فارسی: حریف
Analysts warned that officials treated legitimate critics as opponents rather than genuine sources of valuable insight.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با منتقدان مشروع همچون حریف رفتار کردند نه منابع واقعی بینش ارزشمند.
Officials dismissed opponents whose warnings later proved considerably more accurate than acknowledged.
ترجمه: مقامات حریفانی را رد کردند که هشدارهایشان بعدها بسیار دقیقتر از پذیرششده اثبات شد.
Historians note former opponents became unlikely allies once both sides recognized the cost of continued conflict.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند حریفان پیشین به محض اینکه هر دو طرف هزینهٔ ادامهٔ درگیری را تشخیص دادند، به متحدانی غیرمحتمل تبدیل شدند.
174) quarrel
معنی فارسی: جدال کردن
Analysts warned that officials quarreled over blame rather than genuinely addressing the crisis's underlying causes.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بر سر تقصیر جدال کردند بهجای پرداختن واقعی به علل زیربنایی بحران.
Officials quarreled publicly over a policy whose failure neither side wanted to be associated with.
ترجمه: مقامات علناً بر سر سیاستی جدال کردند که هیچیک از طرفین نمیخواست با شکستش مرتبط شود.
Historians note negotiators quarreled bitterly at several points before finally reaching an agreement few believed achievable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان در چندین نقطه بهشدت جدال کردند پیش از آنکه سرانجام به توافقی که کمتر کسی قابلدستیابی میدانست، برسند.
175) rival
معنی فارسی: رقیب
Analysts warned that officials had underestimated a rival whose analysis later proved considerably more accurate.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات رقیبی را که تحلیلش بعدها بسیار دقیقتر اثبات شد، دستکم گرفته بودند.
Officials treated allied nations as rivals rather than partners in addressing a genuinely shared crisis.
ترجمه: مقامات با ملتهای متحد همچون رقیب بهجای شریک در پرداختن به بحرانی واقعاً مشترک، رفتار کردند.
Historians note the treaty transformed longtime rivals into partners, though old suspicions lingered for generations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان رقبای دیرینه را به شرکایی تبدیل کرد، هرچند سوءظنهای قدیمی برای نسلها باقی ماند.
176) sore
معنی فارسی: دردناک
Analysts warned that officials remained a sore subject for investors who felt genuinely misled by reassuring statements.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات موضوعی دردناک برای سرمایهگذارانی باقی ماندند که واقعاً احساس فریب میکردند.
Officials avoided a sore topic that internal documents would later prove considerably more troubling than acknowledged.
ترجمه: مقامات از موضوعی دردناک که اسناد داخلی بعدها بسیار نگرانکنندهتر از پذیرفتهشده اثبات کرد، اجتناب کردند.
Historians note the treaty's harsh terms left the defeated nation with sore grievances that later conflicts would exploit.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان ملت شکستخورده را با شکایاتی دردناک باقی گذاشت که درگیریهای بعدی از آن بهرهبرداری کردند.
177) sting
معنی فارسی: نیش زدن
Analysts warned that reassuring rhetoric would eventually sting investors once genuine underlying risks became apparent.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینانبخش سرانجام سرمایهگذاران را به محض آشکار شدن ریسکهای واقعی زیربنایی خواهد نیشید.
Officials felt the sting of criticism they had, until then, dismissed as unfounded.
ترجمه: مقامات نیش انتقادی را احساس کردند که تا آن زمان بیاساس رد کرده بودند.
Historians note the treaty's terms stung the defeated nation in ways that fueled resentment for generations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط پیمان ملت شکستخورده را به شیوههایی نیشید که کینه را برای نسلها دامن زد.
178) strain
معنی فارسی: فشار وارد کردن
Analysts warned that the reform strained institutional capacity well beyond what could be responsibly managed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات ظرفیت نهادی را بسیار فراتر از آنچه میتوانست مسئولانه مدیریت شود، کشید.
Officials strained relations with allies by pursuing policies critics argued were genuinely shortsighted.
ترجمه: مقامات روابط با متحدان را با پیگیری سیاستهایی که منتقدان استدلال کردند واقعاً کوتهبینانه بود، تحت فشار قرار دادند.
Historians note negotiations strained under pressure that nearly caused the entire process to collapse.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرات تحت فشاری که تقریباً کل فرآیند را فروپاشاند، کشیده شد.
179) torture
معنی فارسی: شکنجه
Analysts described the drawn-out negotiations as a kind of bureaucratic torture for officials seeking a swift resolution.
ترجمه: تحلیلگران مذاکرات طولانی را نوعی شکنجهٔ بوروکراتیک برای مقاماتی که بهدنبال حلوفصل سریع بودند، توصیف کردند.
Officials endured what felt like political torture as scandal after scandal emerged from internal documents.
ترجمه: مقامات آنچه شکنجهٔ سیاسی احساس میشد را تحمل کردند به محض اینکه رسوایی پس از رسوایی از اسناد داخلی سر برآورد.
Historians note the treaty addressed allegations of torture that had, until then, remained largely unacknowledged.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان به اتهامات شکنجهای پرداخت که تا آن زمان عمدتاً تصدیقنشده باقی مانده بود.
180) wrestle
معنی فارسی: کشتی گرفتن
Analysts warned that officials would need to wrestle with structural problems rather than merely address superficial symptoms.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات باید با مشکلات ساختاری کشتی میگرفتند نه صرفاً پرداختن به علائم سطحی.
Officials wrestled with a decision whose consequences extended far beyond their original stated scope.
ترجمه: مقامات با تصمیمی کشتی گرفتند که پیامدهایش بسیار فراتر از دامنهٔ اصلی اعلامشدهاش گسترش یافت.
Historians note negotiators wrestled for years over provisions that ultimately filled only a few pages.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان سالها بر سر بندهایی کشتی گرفتند که در نهایت تنها چند صفحه را پر کرد.