~12 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Unit 15 (Advanced)

281) across

معنی فارسی: در سراسر

News of the ceasefire spread across the region within hours, though sporadic fighting continued in isolated pockets.

ترجمه: خبر آتش‌بس در عرض چند ساعت در سراسر منطقه پخش شد، هرچند درگیری‌های پراکنده در نقاط منزوی ادامه یافت.

The disease spread rapidly across borders that international health protocols had assumed would contain it.

ترجمه: این بیماری به‌سرعت در سراسر مرزهایی گسترش یافت که پروتکل‌های بهداشتی بین‌المللی فرض کرده بودند آن را مهار خواهند کرد.

Reforms enacted in one province gradually spread across the entire country over the following decade.

ترجمه: اصلاحاتی که در یک استان اجرا شد، به‌تدریج در طول دهه بعد در سراسر کشور گسترش یافت.


282) breathe

معنی فارسی: نفس کشیدن

Residents near the plant struggled to breathe air contaminated by decades of unregulated industrial emissions.

ترجمه: ساکنان نزدیک کارخانه برای تنفس هوایی که دهه‌ها آلایندگی صنعتی بی‌نظارت آلوده کرده بود، دشواری داشتند.

Negotiators finally allowed themselves to breathe once the agreement's final clause had been settled.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان سرانجام به محض حل‌وفصل بند نهایی توافق، به خود اجازه دادند نفسی بکشند.

The crisis gave markets little room to breathe before the next wave of bad news arrived.

ترجمه: بحران فضای کمی برای نفس کشیدن به بازارها داد پیش از آنکه موج بعدی اخبار بد برسد.


283) characteristic

معنی فارسی: ویژگی

Resilience emerged as the defining characteristic distinguishing organizations that survived the crisis from those that collapsed.

ترجمه: تاب‌آوری به‌عنوان ویژگی تعیین‌کننده‌ای ظاهر شد که سازمان‌هایی که از بحران جان سالم به‌در بردند را از آن‌هایی که فروپاشیدند متمایز می‌کرد.

Analysts identified several characteristics common to bubbles that, in hindsight, seem almost obvious.

ترجمه: تحلیلگران چندین ویژگی مشترک حباب‌ها را شناسایی کردند که با نگاه گذشته تقریباً بدیهی به نظر می‌رسد.

The negotiator's calm characteristic proved far more valuable than any specific tactical skill.

ترجمه: ویژگی آرام مذاکره‌کننده بسیار ارزشمندتر از هر مهارت تاکتیکی خاصی اثبات شد.


284) consume

معنی فارسی: مصرف کردن، بلعیدن

The scandal consumed the administration's attention for months, sidelining nearly every other policy priority.

ترجمه: این رسوایی توجه دولت را برای ماه‌ها به خود مشغول کرد و تقریباً هر اولویت سیاستی دیگری را به حاشیه راند.

Regulators warned that unchecked speculation was consuming capital that could otherwise fund productive investment.

ترجمه: نهادهای نظارتی هشدار دادند سفته‌بازی بی‌مهار سرمایه‌ای را می‌بلعد که در غیر این صورت می‌توانست سرمایه‌گذاری مولد را تأمین مالی کند.

The fire consumed records that investigators had hoped would clarify the company's actual financial position.

ترجمه: آتش سوابقی را بلعید که بازپرسان امیدوار بودند موقعیت مالی واقعی شرکت را روشن کند.


285) excite

معنی فارسی: هیجان‌زده کردن

Investors were excited by projections that later proved wildly optimistic once actual results emerged.

ترجمه: سرمایه‌گذاران از پیش‌بینی‌هایی هیجان‌زده شدند که بعدها به محض ظهور نتایج واقعی، به‌شدت خوش‌بینانه اثبات شد.

The discovery excited researchers who had spent years pursuing a hypothesis many colleagues considered implausible.

ترجمه: این کشف پژوهشگرانی را که سال‌ها فرضیه‌ای را دنبال کرده بودند که بسیاری از همکاران غیرمحتمل می‌دانستند، هیجان‌زده کرد.

Reformers were excited by early momentum, though skeptics warned enthusiasm alone would not guarantee lasting change.

ترجمه: اصلاح‌طلبان از شتاب اولیه هیجان‌زده شدند، هرچند شکاکان هشدار دادند شور و شوق به‌تنهایی تغییر پایدار را تضمین نمی‌کند.


286) extremely

معنی فارسی: به‌شدت

Negotiations proceeded extremely slowly, reflecting mutual distrust built up over decades of hostility.

ترجمه: مذاکرات به‌شدت کند پیش رفت و بازتاب‌دهندهٔ بی‌اعتمادی متقابلی بود که طی دهه‌ها خصومت انباشته شده بود.

The findings were extremely sensitive, prompting officials to restrict access even within the agency itself.

ترجمه: یافته‌ها به‌شدت حساس بودند و مقامات را واداشتند حتی دسترسی درون خود نهاد را محدود کنند.

Analysts described the market's reaction as extremely disproportionate given the actual scale of the announcement.

ترجمه: تحلیلگران واکنش بازار را با توجه به مقیاس واقعی اعلامیه، به‌شدت نامتناسب توصیف کردند.


287) fear

معنی فارسی: ترس

Fear of retaliation kept witnesses silent for years, allowing the scheme to continue largely unchecked.

ترجمه: ترس از انتقام شاهدان را برای سال‌ها ساکت نگه داشت و اجازه داد این طرح عمدتاً بدون مهار ادامه یابد.

Policymakers acted more out of fear of public backlash than genuine conviction in the policy's merits.

ترجمه: سیاست‌گذاران بیشتر از ترس واکنش عمومی عمل کردند تا اعتقاد واقعی به شایستگی‌های این سیاست.

Historians note that fear, more than ideology, often drove decisions that later seemed inexplicably harsh.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ترس، بیش از ایدئولوژی، اغلب تصمیماتی را که بعدها به‌طرز غیرقابل‌توضیحی سختگیرانه به نظر می‌رسید، هدایت می‌کرد.


288) fortunate

معنی فارسی: خوش‌شانس

The country was fortunate that the crisis coincided with unusually favorable global economic conditions.

ترجمه: این کشور خوش‌شانس بود که بحران با شرایط اقتصادی جهانی به‌طور غیرمعمول مطلوبی همزمان شد.

Survivors considered themselves fortunate merely to have escaped with their lives, let alone their possessions.

ترجمه: بازماندگان خود را خوش‌شانس می‌دانستند که صرفاً با جان سالم گریخته بودند، چه رسد به دارایی‌هایشان.

It was fortunate timing rather than deliberate strategy that ultimately spared the company from collapse.

ترجمه: زمان‌بندی خوش‌شانس بود نه استراتژی عمدی که سرانجام شرکت را از فروپاشی نجات داد.


289) happen

معنی فارسی: رخ دادن

What happened during those critical hours remains disputed, with each side offering starkly different accounts.

ترجمه: آنچه در آن ساعات حساس رخ داد همچنان مورد مناقشه است، و هر طرف روایتی به‌شدت متفاوت ارائه می‌دهد.

Analysts struggled to explain how such a significant failure could happen without earlier warning signs being noticed.

ترجمه: تحلیلگران برای توضیح اینکه چگونه چنین شکست مهمی می‌تواند بدون توجه به نشانه‌های هشدار قبلی رخ دهد، دشواری داشتند.

Historians continue debating why the uprising happened when it did, rather than years earlier or later.

ترجمه: مورخان همچنان دربارهٔ اینکه چرا این قیام دقیقاً در آن زمان رخ داد، نه سال‌ها زودتر یا دیرتر، بحث می‌کنند.


290) length

معنی فارسی: طول

Negotiators went to considerable length to ensure the agreement's language could not be misinterpreted by either side.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان تا حد قابل‌توجهی تلاش کردند تا اطمینان یابند زبان توافق نمی‌تواند توسط هیچ‌یک از طرفین نادرست تفسیر شود.

The sheer length of the investigation eroded public patience long before any conclusions were reached.

ترجمه: طول محضِ تحقیقات صبر عمومی را مدت‌ها پیش از رسیدن به هرگونه نتیجه‌گیری فرسایش داد.

Analysts measured the length of the recession against historical downturns to assess its relative severity.

ترجمه: تحلیلگران طول رکود را در برابر رکودهای تاریخی سنجیدند تا شدت نسبی‌اش را ارزیابی کنند.


291) mistake

معنی فارسی: اشتباه

The costly mistake forced the company to rebuild trust with regulators who had grown increasingly skeptical.

ترجمه: اشتباه پرهزینه شرکت را مجبور کرد اعتماد نهادهای نظارتی‌ای را که به‌طور فزاینده شکاک شده بودند، بازسازی کند.

Historians argue the decision was less a mistake than a calculated risk that simply failed to pay off.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند این تصمیم کمتر یک اشتباه بود و بیشتر ریسکی حساب‌شده که صرفاً نتیجه نداد.

Acknowledging the mistake publicly proved more damaging, in the short term, than the original error itself.

ترجمه: اعتراف علنی به اشتباه در کوتاه‌مدت مخرب‌تر از خود خطای اصلی اثبات شد.


292) observe

معنی فارسی: مشاهده کردن

Diplomats quietly observed the negotiations from the sidelines, wary of appearing to interfere directly.

ترجمه: دیپلمات‌ها آرام مذاکرات را از حاشیه مشاهده کردند، محتاط از اینکه به نظر برسد مستقیماً دخالت می‌کنند.

Scientists observed patterns in the data that contradicted several long-standing assumptions about the phenomenon.

ترجمه: دانشمندان الگوهایی را در داده‌ها مشاهده کردند که با چندین فرض دیرینه دربارهٔ این پدیده در تضاد بود.

Analysts observed a troubling correlation between the policy's rollout and the subsequent economic downturn.

ترجمه: تحلیلگران همبستگی نگران‌کننده‌ای میان اجرای این سیاست و رکود اقتصادی بعدی مشاهده کردند.


293) opportunity

معنی فارسی: فرصت

The crisis, however devastating, created an unexpected opportunity to implement reforms long blocked by entrenched interests.

ترجمه: این بحران، هرچند ویرانگر، فرصتی غیرمنتظره برای اجرای اصلاحاتی ایجاد کرد که مدت‌ها توسط منافع ریشه‌دار مسدود شده بود.

Investors who recognized the opportunity early reaped disproportionate rewards once the market caught up.

ترجمه: سرمایه‌گذارانی که زودهنگام این فرصت را تشخیص دادند، به محض اینکه بازار به آن‌ها رسید، پاداش‌های نامتناسبی درو کردند.

Diplomats seized the rare opportunity to negotiate directly, aware such openings rarely presented themselves twice.

ترجمه: دیپلمات‌ها فرصت نادر مذاکرهٔ مستقیم را غنیمت شمردند، آگاه از اینکه چنین بازشدنی به‌ندرت دوباره پیش می‌آید.


294) prize

معنی فارسی: جایزه

The prestigious prize brought renewed attention to research that had, for years, been largely overlooked.

ترجمه: جایزهٔ معتبر توجه تازه‌ای به پژوهشی جلب کرد که سال‌ها عمدتاً نادیده گرفته شده بود.

Critics argued the prize rewarded political considerations as much as genuine scientific achievement.

ترجمه: منتقدان استدلال کردند این جایزه به همان اندازه که دستاورد علمی واقعی را پاداش می‌دهد، ملاحظات سیاسی را نیز پاداش می‌دهد.

Winning the prize did little to resolve the underlying controversy still surrounding the discovery's true significance.

ترجمه: بردن جایزه کمکی چندانی به حل بحث زیربنایی‌ای که همچنان پیرامون اهمیت واقعی این کشف وجود داشت، نکرد.


295) race

معنی فارسی: مسابقه

The arms race between the two nations consumed resources that could otherwise have addressed pressing domestic needs.

ترجمه: مسابقهٔ تسلیحاتی میان دو ملت منابعی را بلعید که در غیر این صورت می‌توانست به نیازهای فوری داخلی رسیدگی کند.

Analysts described the technology sector as locked in a race where falling behind carried existential consequences.

ترجمه: تحلیلگران بخش فناوری را در مسابقه‌ای گرفتار توصیف کردند که عقب افتادن در آن پیامدهای وجودی داشت.

The presidential race remained remarkably close, defying pollsters who had confidently predicted a decisive outcome.

ترجمه: مسابقهٔ ریاست‌جمهوری به‌طرز چشمگیری نزدیک باقی ماند و پیش‌بینی‌های نظرسنجی‌کنندگانی که با اطمینان نتیجه‌ای قاطع پیش‌بینی کرده بودند را نقض کرد.


296) realize

معنی فارسی: متوجه شدن

Officials realized too late that the policy's unintended consequences far outweighed its modest intended benefits.

ترجمه: مقامات با تأخیر دریافتند پیامدهای ناخواستهٔ این سیاست بسیار فراتر از منافع اندک مورد نظرش بود.

Investors slowly realized that the company's reported earnings bore little resemblance to its actual financial health.

ترجمه: سرمایه‌گذاران به‌آرامی دریافتند سود گزارش‌شدهٔ شرکت شباهت اندکی به سلامت مالی واقعی‌اش دارد.

It took years for historians to realize the full extent of the documents' historical significance.

ترجمه: سال‌ها طول کشید تا مورخان به وسعت کامل اهمیت تاریخی این اسناد پی ببرند.


297) respond

معنی فارسی: پاسخ دادن

Governments struggled to respond quickly enough to a crisis that evolved faster than existing protocols anticipated.

ترجمه: دولت‌ها برای پاسخ‌گویی به‌اندازهٔ کافی سریع به بحرانی که سریع‌تر از پیش‌بینی پروتکل‌های موجود تحول می‌یافت، دشواری داشتند.

The company's failure to respond promptly to warnings ultimately made the eventual disaster considerably worse.

ترجمه: ناتوانی شرکت در پاسخ فوری به هشدارها سرانجام فاجعهٔ نهایی را به‌طور قابل‌توجهی بدتر کرد.

Markets responded sharply to news that analysts had, until then, largely dismissed as inconsequential.

ترجمه: بازارها به‌شدت به خبری واکنش نشان دادند که تحلیلگران تا آن زمان عمدتاً بی‌اهمیت رد کرده بودند.


298) risk

معنی فارسی: ریسک

Regulators had long flagged the risk, yet meaningful action came only after the crisis had already begun.

ترجمه: نهادهای نظارتی مدت‌ها این ریسک را علامت‌گذاری کرده بودند، با این حال اقدام معنادار تنها پس از شروع بحران آمد.

Investors willing to accept greater risk were rewarded disproportionately once the technology achieved widespread adoption.

ترجمه: سرمایه‌گذارانی که مایل به پذیرش ریسک بیشتر بودند، به محض رسیدن این فناوری به پذیرش گسترده، پاداش نامتناسبی گرفتند.

The negotiator calculated that the risk of continued deadlock outweighed the risk of a controversial compromise.

ترجمه: مذاکره‌کننده محاسبه کرد ریسک بن‌بست ادامه‌دار بیشتر از ریسک سازشی جنجالی است.


299) wonder

معنی فارسی: در فکر بودن

Historians still wonder whether a different decision at that critical juncture might have averted the conflict entirely.

ترجمه: مورخان همچنان در این فکرند که آیا تصمیمی متفاوت در آن نقطهٔ حساس می‌توانست کاملاً از درگیری جلوگیری کند.

Analysts wondered aloud whether the reform's ambitious goals were genuinely achievable within the proposed timeframe.

ترجمه: تحلیلگران با صدای بلند در این فکر بودند که آیا اهداف جاه‌طلبانهٔ این اصلاحات واقعاً در بازهٔ زمانی پیشنهادی قابل‌دستیابی است.

She wondered whether the concessions being demanded would ultimately prove worth the political cost of granting them.

ترجمه: او در این فکر بود که آیا امتیازاتی که خواسته می‌شد سرانجام ارزش هزینهٔ سیاسی اعطایشان را خواهد داشت.


300) yet

معنی فارسی: هنوز

The treaty's most contentious provisions had yet to be finalized when negotiators announced a preliminary agreement.

ترجمه: بحث‌برانگیزترین بندهای پیمان هنوز نهایی نشده بود که مذاکره‌کنندگان توافقی مقدماتی را اعلام کردند.

Analysts cautioned that the recovery, though promising, had yet to prove itself sustainable over the long term.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بهبود، هرچند امیدوارکننده، هنوز پایداری خود را در بلندمدت اثبات نکرده است.

Officials had yet to explain how the discrepancy between reported and actual figures had gone unnoticed for so long.

ترجمه: مقامات هنوز توضیح نداده بودند چگونه ناهماهنگی میان ارقام گزارش‌شده و واقعی برای این‌همه مدت مورد توجه قرار نگرفته است.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط