Coding 4000 Essential English Words – Unit 20 (Advanced)
381) achieve
معنی فارسی: دستیابی به
The coalition achieved a fragile consensus only after months of concessions few had thought either side would make.
ترجمه: ائتلاف تنها پس از ماهها امتیازاتی که کمتر کسی فکر میکرد هیچیک از طرفین بدهد، به اجماعی شکننده دست یافت.
Analysts questioned whether the reform could realistically achieve its stated goals within such an ambitious timeframe.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا این اصلاحات واقعاً میتواند اهداف اعلامشدهاش را در چنین بازهٔ زمانی جاهطلبانهای محقق کند.
Historians credit the treaty with achieving a peace that, while imperfect, endured far longer than skeptics predicted.
ترجمه: مورخان این پیمان را مسئول دستیابی به صلحی میدانند که، هرچند ناقص، بسیار طولانیتر از آنچه شکاکان پیشبینی کرده بودند دوام آورد.
382) advise
معنی فارسی: توصیه کردن
Advisors advised extreme caution, yet political pressure ultimately overrode their carefully reasoned recommendations.
ترجمه: مشاوران احتیاط شدید را توصیه کردند، با این حال فشار سیاسی سرانجام بر توصیههای با دقت استدلالشدهشان غالب شد.
Economists advised against the abrupt policy shift, warning it would destabilize markets already under considerable strain.
ترجمه: اقتصاددانان در برابر تغییر ناگهانی سیاست توصیه کردند و هشدار دادند بازارهایی را که پیشتر تحت فشار قابلتوجهی بودند بیثبات خواهد کرد.
Legal counsel advised the company to disclose the discrepancy immediately rather than risk a far costlier scandal later.
ترجمه: مشاور حقوقی به شرکت توصیه کرد ناهماهنگی را بلافاصله افشا کند بهجای ریسک رسوایی بسیار پرهزینهتر بعداً.
383) already
معنی فارسی: پیشتر، قبلاً
By the time officials intervened, the damage had already spread well beyond what containment measures could realistically address.
ترجمه: تا زمانی که مقامات مداخله کردند، آسیب پیشتر بسیار فراتر از آنچه اقدامات مهار میتوانست واقعبینانه به آن بپردازد، گسترش یافته بود.
Analysts warned that markets had already priced in assumptions that subsequent events would soon prove badly mistaken.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها پیشتر فرضیاتی را قیمتگذاری کرده بودند که رویدادهای بعدی بهزودی بهشدت اشتباه اثبات خواهد کرد.
The treaty's most contentious provisions had already been quietly negotiated before either delegation made a public announcement.
ترجمه: بحثبرانگیزترین بندهای پیمان پیشتر آرام مذاکره شده بود پیش از آنکه هر یک از هیئتها اعلامیهٔ عمومی بدهند.
384) basic
معنی فارسی: پایه، اساسی
Access to basic services remained alarmingly limited in regions where decades of conflict had devastated infrastructure.
ترجمه: دسترسی به خدمات پایه در مناطقی که دههها درگیری زیرساخت را ویران کرده، بهطور نگرانکنندهای محدود باقی ماند.
Critics argued the reform addressed only the most basic symptoms while ignoring far deeper structural causes.
ترجمه: منتقدان استدلال کردند این اصلاحات تنها به ابتداییترین علائم پرداخت در حالی که علل ساختاری بسیار عمیقتر را نادیده گرفت.
Historians note that even basic literacy rates fluctuated dramatically depending on prevailing political priorities of the era.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند حتی نرخ سوادآموزی پایه بسته به اولویتهای سیاسی غالب آن دوره، بهطور چشمگیری نوسان داشت.
385) bit
معنی فارسی: مقدار اندک، ذره
Even a small bit of additional evidence proved sufficient to unravel an alibi investigators had initially found convincing.
ترجمه: حتی مقدار اندکی شواهد اضافی برای از هم پاشیدن بهانهای که بازپرسان در ابتدا قانعکننده یافته بودند، کافی اثبات شد.
Analysts warned that every bit of delay compounded the eventual cost of implementing genuinely necessary reforms.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هر ذره تأخیر، هزینهٔ نهایی اجرای اصلاحات واقعاً ضروری را تشدید میکند.
What began as a minor bit of diplomatic friction escalated, over months, into a full-blown crisis.
ترجمه: آنچه اصطکاک دیپلماتیک جزئی آغاز شد، طی ماهها به بحرانی تمامعیار تشدید یافت.
386) consider
معنی فارسی: در نظر گرفتن
Regulators were forced to consider scenarios that, only years earlier, would have seemed entirely implausible.
ترجمه: نهادهای نظارتی مجبور شدند سناریوهایی را در نظر بگیرند که تنها سالها پیش کاملاً غیرمحتمل به نظر میرسید.
Historians consider the treaty a turning point, despite contemporaries largely dismissing its significance at the time.
ترجمه: مورخان این پیمان را نقطهٔ عطف در نظر میگیرند، با وجود اینکه همعصران در آن زمان عمدتاً اهمیتش را نادیده گرفتند.
Analysts urged policymakers to consider long-term structural consequences rather than focus solely on short-term political optics.
ترجمه: تحلیلگران از سیاستگذاران خواستند پیامدهای ساختاری بلندمدت را در نظر بگیرند نه صرفاً تمرکز بر ظاهر سیاسی کوتاهمدت.
387) destroy
معنی فارسی: نابود کردن
The scandal threatened to destroy a reputation built over decades of otherwise unblemished public service.
ترجمه: این رسوایی تهدید کرد شهرتی را که طی دههها خدمت عمومی در غیر این صورت بیعیب ساخته شده بود، نابود کند.
Prolonged conflict destroyed infrastructure that would take generations, rather than years, to genuinely rebuild.
ترجمه: درگیری طولانی زیرساختی را نابود کرد که بازسازی واقعیاش نسلها، نه سالها، طول میکشد.
Critics warned the policy risked destroying incentives that had, until then, sustained meaningful long-term investment.
ترجمه: منتقدان هشدار دادند این سیاست خطر نابود کردن انگیزههایی را دارد که تا آن زمان سرمایهگذاری معنادار بلندمدت را پایدار نگه داشته بود.
388) entertain
معنی فارسی: در نظر گرفتن (احتمال)، سرگرم کردن
Diplomats were reluctant to entertain proposals that risked undermining the fragile consensus achieved thus far.
ترجمه: دیپلماتها تمایلی نداشتند پیشنهادهایی را در نظر بگیرند که خطر تضعیف اجماع شکنندهای که تاکنون حاصل شده بود را داشت.
Analysts refused to entertain the possibility that the reform could succeed without addressing its underlying structural flaws.
ترجمه: تحلیلگران امتناع کردند این احتمال را در نظر بگیرند که این اصلاحات بدون پرداختن به نقصهای ساختاری زیربناییاش موفق شود.
Historians entertain competing theories about the decision, given how sparse and contradictory surviving records remain.
ترجمه: مورخان نظریههای رقیب دربارهٔ این تصمیم را در نظر میگیرند، با توجه به اینکه سوابق باقیمانده چقدر کم و متناقض است.
389) extra
معنی فارسی: اضافی
Regulators demanded extra safeguards after previous incidents exposed how easily existing protections could be circumvented.
ترجمه: نهادهای نظارتی خواستار تدابیر ایمنی اضافی شدند پس از آنکه حوادث قبلی نشان داد حفاظتهای موجود چقدر راحت دور زده میشود.
Analysts warned the additional funding provided little extra benefit without accompanying structural reforms.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بودجهٔ اضافی بدون اصلاحات ساختاری همراه، منفعت اضافی اندکی فراهم کرد.
The treaty granted extra protections to smaller signatories wary of unilateral action by more powerful neighbors.
ترجمه: این پیمان حمایتهای اضافی به امضاکنندگان کوچکتری اعطا کرد که نگران اقدام یکجانبهٔ همسایگان قدرتمندتر بودند.
390) goal
معنی فارسی: هدف
The reform's stated goal masked a far more pragmatic political calculation underlying its actual design.
ترجمه: هدف اعلامشدهٔ این اصلاحات محاسبهٔ سیاسی بسیار عملیگرایانهتری را که زیربنای طراحی واقعیاش بود، پنهان کرد.
Analysts questioned whether the ambitious goal was genuinely achievable within the proposed, remarkably compressed timeframe.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا هدف جاهطلبانه واقعاً در بازهٔ زمانی پیشنهادی و بهطرز چشمگیری فشرده قابلدستیابی است.
Historians debate whether the treaty's original goal was ever realistically attainable given the deep mistrust involved.
ترجمه: مورخان دربارهٔ اینکه آیا هدف اصلی پیمان با توجه به بیاعتمادی عمیق درگیر، واقعبینانه قابلدستیابی بود، بحث میکنند.
391) lie
معنی فارسی: دروغ گفتن
Investigators discovered that officials had systematically lied about the true scale of the unfolding crisis.
ترجمه: بازپرسان دریافتند مقامات بهطور سیستماتیک دربارهٔ مقیاس واقعی بحران در حال وقوع دروغ گفته بودند.
The scandal erupted once documents revealed the company had lied to regulators for years about compliance.
ترجمه: این رسوایی زمانی آشکار شد که اسناد نشان داد شرکت سالها به نهادهای نظارتی دربارهٔ رعایت قوانین دروغ گفته بود.
Historians argue the regime's survival depended on its ability to lie convincingly to both domestic and international audiences.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند بقای رژیم به تواناییاش در دروغ گفتن قانعکننده به مخاطبان داخلی و بینالمللی بستگی داشت.
392) meat
معنی فارسی: گوشت
Regulators tightened inspections after repeated scandals revealed unsanitary practices deep within the meat processing industry.
ترجمه: نهادهای نظارتی بازرسیها را پس از آنکه رسواییهای مکرر شیوههای غیربهداشتی عمیقی درون صنعت فرآوری گوشت را آشکار کرد، سختتر کردند.
Economists cite shifting meat consumption patterns as an early indicator of broader changes in household spending.
ترجمه: اقتصاددانان به تغییر الگوهای مصرف گوشت بهعنوان شاخصی زودهنگام از تغییرات گستردهتر در هزینهٔ خانوار اشاره میکنند.
The dispute's real meat lay not in symbolic gestures but in the substantive economic concessions being demanded.
ترجمه: اصل اختلاف نه در حرکات نمادین بلکه در امتیازات اقتصادی اساسیای که خواسته میشد، نهفته بود.
393) opinion
معنی فارسی: نظر
Public opinion shifted decisively once the scandal's full scope became impossible for officials to credibly deny.
ترجمه: افکار عمومی بهطور قاطع تغییر کرد به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی برای مقامات غیرقابلانکار شد.
Analysts cautioned against confusing vocal minority opinion with genuine, broad-based public sentiment.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن نظر اقلیت بلندصدا با احساسات واقعی و گستردهٔ عمومی هشدار دادند.
Historians note that expert opinion at the time was far more divided than later, simplified accounts suggest.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند نظر کارشناسان در آن زمان بسیار بیشتر از روایتهای سادهشدهٔ بعدی، تقسیم شده بود.
394) real
معنی فارسی: واقعی
The treaty's real purpose, historians argue, differed considerably from the idealistic language used to justify it publicly.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند هدف واقعی پیمان بهطور قابلتوجهی با زبان آرمانگرایانهای که برای توجیه علنیاش استفاده شد، تفاوت داشت.
Analysts warned that superficial reforms failed to address the real structural weaknesses undermining the economy.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحات سطحی نتوانست به ضعفهای ساختاری واقعیای که اقتصاد را تضعیف میکرد، بپردازد.
What seemed like genuine progress masked the real, largely unresolved tensions still simmering beneath the surface.
ترجمه: آنچه پیشرفت واقعی به نظر میرسید، تنشهای واقعی و عمدتاً حلنشدهای را که همچنان زیر سطح میجوشید، پنهان کرد.
395) reflect
معنی فارسی: منعکس کردن
The report's cautious language reflected internal disagreements officials had worked hard to keep from public view.
ترجمه: زبان محتاطانهٔ گزارش، اختلافات داخلیای را که مقامات سخت تلاش کرده بودند از دید عمومی پنهان نگه دارند، منعکس کرد.
Analysts argued that market volatility reflected genuine uncertainty rather than any single, identifiable triggering event.
ترجمه: تحلیلگران استدلال کردند نوسان بازار عدم قطعیت واقعی را منعکس میکرد نه هیچ رویداد محرک واحد قابلشناسایی.
Historians believe the treaty's compromises reflected exhaustion rather than any lasting reconciliation between the parties.
ترجمه: مورخان معتقدند سازشهای پیمان خستگی را منعکس میکرد نه هرگونه آشتی پایدار میان طرفین.
396) regard
معنی فارسی: در نظر گرفتن، دیدن
Historians increasingly regard the decision as a costly miscalculation rather than the bold strategy it was once praised as.
ترجمه: مورخان بهطور فزایندهای این تصمیم را محاسبهای پرهزینه در نظر میگیرند نه استراتژی جسورانهای که زمانی ستوده میشد.
Analysts regarded the reform with considerable skepticism, given how similar past efforts had repeatedly fallen short.
ترجمه: تحلیلگران این اصلاحات را با شکاکیت قابلتوجهی در نظر گرفتند، با توجه به اینکه تلاشهای مشابه گذشته بارها ناکام مانده بود.
Diplomats regarded the concession as a necessary, if uncomfortable, price for preserving the broader negotiation.
ترجمه: دیپلماتها این امتیاز را قیمتی ضروری، هرچند ناراحتکننده، برای حفظ مذاکرهٔ گستردهتر در نظر گرفتند.
397) serve
معنی فارسی: خدمت کردن
The policy ultimately served narrow political interests rather than the broader public good it claimed to advance.
ترجمه: این سیاست سرانجام منافع سیاسی محدودی را خدمت کرد نه منفعت عمومی گستردهتری که ادعا میکرد پیش میبرد.
Analysts questioned whether the reform genuinely served its stated purpose or merely provided political cover for inaction.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا این اصلاحات واقعاً هدف اعلامشدهاش را خدمت میکند یا صرفاً پوششی سیاسی برای بیعملی فراهم میکند.
Historians argue the treaty served primarily to buy time rather than resolve the conflict's underlying causes.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند این پیمان عمدتاً برای خرید زمان خدمت کرد نه حل علل زیربنایی درگیری.
398) vegetable
معنی فارسی: سبزیجات
Disruptions to vegetable supply chains exposed vulnerabilities in a food system few had previously scrutinized closely.
ترجمه: اختلالات در زنجیرهٔ تأمین سبزیجات آسیبپذیریهایی را در سیستم غذاییای که کمتر کسی پیشتر با دقت بررسی کرده بود، آشکار کرد.
Economists noted that vegetable prices often serve as a sensitive, early indicator of broader inflationary pressure.
ترجمه: اقتصاددانان اشاره کردند قیمت سبزیجات اغلب شاخصی حساس و زودهنگام از فشار تورمی گستردهتر عمل میکند.
Shifting climate patterns forced vegetable producers to adapt cultivation methods few had anticipated needing so urgently.
ترجمه: تغییر الگوهای اقلیمی تولیدکنندگان سبزیجات را مجبور کرد روشهای کشتی را که کمتر کسی پیشبینی میکرد به این فوریت نیاز داشته باشد، تطبیق دهند.
399) war
معنی فارسی: جنگ
Historians continue to debate whether the war was truly inevitable or the result of avoidable diplomatic failures.
ترجمه: مورخان همچنان دربارهٔ اینکه آیا جنگ واقعاً اجتنابناپذیر بود یا نتیجهٔ شکستهای دیپلماتیک قابلاجتناب، بحث میکنند.
The prolonged war devastated infrastructure that would take generations, rather than years, to fully rebuild.
ترجمه: جنگ طولانی زیرساختی را ویران کرد که بازسازی کاملش نسلها، نه سالها، طول خواهد کشید.
Analysts warned that economic tensions, if left unaddressed, risked escalating into open, armed conflict.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تنشهای اقتصادی، اگر رها شوند، خطر تشدید به درگیری آشکار و مسلحانه را دارند.
400) worth
معنی فارسی: ارزش
Analysts questioned whether the reform's modest benefits were genuinely worth its considerable political and economic cost.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا منافع اندک این اصلاحات واقعاً ارزش هزینهٔ سیاسی و اقتصادی قابلتوجهش را داشت.
Historians debate whether the treaty's compromises were worth the lasting resentment they ultimately generated.
ترجمه: مورخان دربارهٔ اینکه آیا سازشهای پیمان ارزش کینهٔ پایداری که سرانجام تولید کرد را داشت، بحث میکنند.
The negotiator concluded that preserving the broader relationship was worth conceding on this particular, contentious point.
ترجمه: مذاکرهکننده نتیجه گرفت حفظ رابطهٔ گستردهتر ارزش امتیاز دادن در این نقطهٔ خاص و جنجالی را داشت.