Coding 4000 Essential English Words – Unit 24 (Advanced)
461) block
معنی فارسی: بلوک
Diplomats formed a voting block powerful enough to override objections from even the most influential member states.
ترجمه: دیپلماتها بلوک رأیدهیای تشکیل دادند که به اندازهٔ کافی قدرتمند بود تا اعتراضات حتی تأثیرگذارترین کشورهای عضو را نادیده بگیرد.
Analysts warned that regulatory blocks meant to prevent excessive risk had, over time, been quietly eroded.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بلوکهای نظارتی که قرار بود از ریسکپذیری بیش از حد جلوگیری کنند، طی زمان آرام فرسایش یافته بودند.
Historians note the treaty effectively created a political block that shaped regional alliances for decades afterward.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان عملاً بلوکی سیاسی ایجاد کرد که ائتلافهای منطقهای را برای دههها بعد شکل داد.
462) bury
معنی فارسی: دفن کردن، پنهان کردن
Officials were accused of deliberately burying a report whose findings directly contradicted their public statements.
ترجمه: مقامات متهم شدند عمداً گزارشی را که یافتههایش مستقیماً با بیانیههای عمومیشان در تضاد بود، دفن کردهاند.
Analysts warned that burying structural problems beneath temporary fixes would only compound the eventual reckoning.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند دفن کردن مشکلات ساختاری زیر راهحلهای موقت تنها حسابرسی نهایی را تشدید خواهد کرد.
Historians note the scandal, though initially buried, resurfaced decades later once archival records became publicly accessible.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند این رسوایی، هرچند در ابتدا دفن شد، دههها بعد به محض در دسترس عموم قرار گرفتن سوابق آرشیوی، دوباره سر برآورد.
463) cheer
معنی فارسی: تشویق کردن
Crowds cheered the ceasefire's announcement, unaware of the fragile compromises underlying its uncertain terms.
ترجمه: جمعیتها اعلامیهٔ آتشبس را تشویق کردند، بیخبر از سازشهای شکنندهای که زیربنای شرایط نامطمئنش بود.
Analysts cautioned against cheering preliminary results that remained, at best, tentative and subject to substantial revision.
ترجمه: تحلیلگران در برابر تشویق نتایج مقدماتی که در بهترین حالت موقتی و مشمول بازنگری قابلتوجه بودند، هشدار دادند.
Historians note the treaty was cheered publicly even as private negotiators harbored considerable doubts about its durability.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان علناً تشویق شد حتی در حالی که مذاکرهکنندگان خصوصی تردیدهای قابلتوجهی دربارهٔ پایداریاش داشتند.
464) complex
معنی فارسی: پیچیده
The dispute's complex origins made any straightforward resolution considerably harder to achieve than officials initially suggested.
ترجمه: خاستگاه پیچیدهٔ این اختلاف، هرگونه راهحل ساده را بسیار دشوارتر از آنچه مقامات در ابتدا نشان دادند، ساخت.
Analysts warned that reducing a complex crisis to a single cause obscured far more consequential contributing factors.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تقلیل بحرانی پیچیده به یک علت واحد، عوامل مشارکتکنندهٔ بسیار پرپیامدتری را پنهان میکند.
Historians argue the treaty's complex provisions were deliberately designed to satisfy competing interests without fully resolving anything.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند بندهای پیچیدهٔ پیمان عمداً برای راضی کردن منافع رقیب بدون حل کامل هیچچیز، طراحی شده بود.
465) critic
معنی فارسی: منتقد
Critics of the reform were dismissed initially, only for many of their warnings to later prove strikingly accurate.
ترجمه: منتقدان این اصلاحات در ابتدا نادیده گرفته شدند، تنها برای اینکه بسیاری از هشدارهایشان بعداً بهطرز چشمگیری دقیق اثبات شود.
Analysts noted that even sympathetic critics questioned whether the policy's benefits justified its considerable political cost.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند حتی منتقدان همدل زیر سؤال بردند آیا منافع این سیاست هزینهٔ سیاسی قابلتوجهش را توجیه میکند.
Historians argue the treaty's harshest critics ultimately shaped the reforms that followed more than its original architects did.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند سرسختترین منتقدان پیمان سرانجام اصلاحاتی را که پس از آن آمد بیشتر از خود معماران اصلیاش شکل دادند.
466) direction
معنی فارسی: جهت
The reform shifted policy in a direction few analysts had anticipated given the administration's earlier public statements.
ترجمه: این اصلاحات سیاست را در جهتی تغییر داد که کمتر تحلیلگری با توجه به بیانیههای عمومی پیشین دولت، پیشبینی کرده بود.
Diplomats disagreed sharply over the direction negotiations should take once the initial framework had collapsed.
ترجمه: دیپلماتها بهشدت دربارهٔ جهتی که مذاکرات باید پس از فروپاشی چارچوب اولیه اتخاذ کند، اختلاف داشتند.
Historians note the treaty set a direction for regional cooperation that endured long after its specific provisions became obsolete.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان جهتی برای همکاری منطقهای تعیین کرد که مدتها پس از منسوخ شدن بندهای خاصش پابرجا ماند.
467) event
معنی فارسی: رویداد
The scandal was merely one event in a longer pattern of institutional failures officials had repeatedly overlooked.
ترجمه: این رسوایی صرفاً یک رویداد در الگویی طولانیتر از شکستهای نهادی بود که مقامات بارها نادیده گرفته بودند.
Analysts warned that a single unexpected event could trigger consequences far exceeding what models had anticipated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک رویداد غیرمنتظرهٔ واحد میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از پیشبینی مدلها برانگیزد.
Historians consider the treaty a pivotal event that reshaped diplomatic norms well beyond its immediate signatories.
ترجمه: مورخان این پیمان را رویدادی محوری میدانند که هنجارهای دیپلماتیک را بسیار فراتر از امضاکنندگان فوریاش بازآرایی کرد.
468) exercise
معنی فارسی: اعمال کردن
Regulators exercised authority they had rarely invoked, signaling a genuine shift in enforcement priorities.
ترجمه: نهادهای نظارتی اختیاری را اعمال کردند که بهندرت استفاده کرده بودند و نشاندهندهٔ تغییری واقعی در اولویتهای اجرایی بود.
Analysts warned that failing to exercise adequate oversight had allowed risks to accumulate largely unchecked.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ناتوانی در اعمال نظارت کافی اجازه داده بود ریسکها عمدتاً بدون کنترل انباشته شوند.
Historians note the treaty required signatories to exercise restraint that many found politically difficult to sustain.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان از امضاکنندگان خواست خویشتنداریای اعمال کنند که بسیاری از نظر سیاسی حفظش را دشوار یافتند.
469) friendship
معنی فارسی: دوستی
Decades of carefully cultivated friendship between the two nations nearly unraveled over a single contentious incident.
ترجمه: دههها دوستی با دقت پرورشیافته میان دو ملت تقریباً بر سر یک حادثهٔ جنجالی واحد از هم پاشید.
Analysts warned against mistaking diplomatic friendship for genuine alignment of underlying strategic interests.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن دوستی دیپلماتیک با همسویی واقعی منافع استراتژیک زیربنایی هشدار دادند.
Historians note the treaty's language of friendship masked considerable mutual suspicion beneath its formal cooperation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان دوستی پیمان، سوءظن متقابل قابلتوجهی را زیر همکاری رسمیاش پنهان میکرد.
470) guide
معنی فارسی: راهنما
The treaty served as a guide for subsequent agreements addressing disputes of a strikingly similar nature.
ترجمه: این پیمان بهعنوان راهنمایی برای توافقهای بعدی که به اختلافاتی بهطرز چشمگیری مشابه میپرداختند، عمل کرد.
Analysts warned that outdated economic models provided a poor guide for navigating genuinely unprecedented conditions.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مدلهای اقتصادی منسوخ، راهنمای ضعیفی برای هدایت در شرایط واقعاً بیسابقه فراهم کرد.
Historians argue the negotiator's quiet judgment served as a more reliable guide than any formal diplomatic protocol.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند قضاوت آرام مذاکرهکننده راهنمای قابلاعتمادتری نسبت به هر پروتکل دیپلماتیک رسمی بود.
471) lack
معنی فارسی: فقدان، کمبود
A persistent lack of transparency ultimately eroded public trust that officials had spent years trying to build.
ترجمه: فقدان پایدار شفافیت سرانجام اعتماد عمومیای را که مقامات سالها تلاش کرده بودند بسازند، از بین برد.
Analysts warned that a lack of coordinated response allowed a manageable crisis to spiral out of control.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند فقدان پاسخ هماهنگ اجازه داد بحرانی قابلمدیریت از کنترل خارج شود.
Historians attribute the treaty's eventual failure largely to a lack of genuine enforcement mechanisms.
ترجمه: مورخان شکست نهایی پیمان را عمدتاً به فقدان سازوکارهای اجرایی واقعی نسبت میدهند.
472) perform
معنی فارسی: اجرا کردن، عملکرد داشتن
Regulators questioned whether the institution had genuinely performed the oversight function its charter explicitly required.
ترجمه: نهادهای نظارتی زیر سؤال بردند آیا این نهاد واقعاً کارکرد نظارتیای را که منشورش صراحتاً الزام کرده، اجرا کرده است.
Analysts warned that the economy's ability to perform under sustained pressure remained largely untested.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند توانایی اقتصاد در عملکرد تحت فشار پایدار عمدتاً آزمایشنشده باقی مانده است.
Historians note the treaty's signatories rarely performed their obligations with the consistency its language demanded.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند امضاکنندگان پیمان بهندرت تعهداتشان را با پیوستگیای که زبانش میطلبید، اجرا کردند.
473) pressure
معنی فارسی: فشار
Officials succumbed to political pressure that ultimately overrode carefully reasoned technical recommendations.
ترجمه: مقامات تسلیم فشار سیاسیای شدند که سرانجام بر توصیههای فنی با دقت استدلالشده غالب شد.
Analysts warned that mounting market pressure could force premature decisions with genuinely damaging long-term consequences.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند فشار روبهرشد بازار میتواند تصمیمات زودهنگامی را با پیامدهای بلندمدت واقعاً مخرب تحمیل کند.
Historians argue the treaty resulted more from external pressure than from any genuine shared conviction.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند پیمان بیشتر ناشی از فشار بیرونی بود تا هرگونه اعتقاد مشترک واقعی.
474) probably
معنی فارسی: احتمالاً
Analysts concluded the reform would probably fail to achieve its stated goals within the proposed timeframe.
ترجمه: تحلیلگران نتیجه گرفتند این اصلاحات احتمالاً در دستیابی به اهداف اعلامشدهاش در بازهٔ زمانی پیشنهادی شکست خواهد خورد.
Historians argue the treaty's collapse was probably inevitable given the deep mistrust underlying its negotiation.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند فروپاشی پیمان احتمالاً با توجه به بیاعتمادی عمیق زیربنای مذاکرهاش، اجتنابناپذیر بود.
Officials probably underestimated how quickly public opinion could shift once the scandal's scope became apparent.
ترجمه: مقامات احتمالاً دستکم گرفتند افکار عمومی چقدر سریع میتواند تغییر کند به محض آشکار شدن دامنهٔ رسوایی.
475) public
معنی فارسی: عمومی
Public confidence in the institution collapsed once internal documents contradicted years of reassuring statements.
ترجمه: اعتماد عمومی به این نهاد به محض اینکه اسناد داخلی با سالها بیانیهٔ اطمینانبخش در تضاد قرار گرفت، فروپاشید.
Analysts warned that public skepticism, once entrenched, proves remarkably difficult to reverse through rhetoric alone.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شکاکیت عمومی، به محض ریشهدار شدن، بهطرز چشمگیری دشوار میشود که تنها با لفاظی معکوس شود.
Historians note the treaty's public reception differed considerably from the private reservations negotiators actually held.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پذیرش عمومی پیمان بهطور قابلتوجهی با تردیدهای خصوصیای که مذاکرهکنندگان واقعاً داشتند، متفاوت بود.
476) smart
معنی فارسی: هوشمندانه
Analysts argued that smart regulation, rather than blanket restriction, would better address the industry's genuine risks.
ترجمه: تحلیلگران استدلال کردند مقررات هوشمندانه، بهجای محدودیت فراگیر، بهتر میتواند به ریسکهای واقعی صنعت بپردازد.
The negotiator's smart concessions preserved core interests while appearing, publicly, considerably more generous than they were.
ترجمه: امتیازات هوشمندانهٔ مذاکرهکننده منافع اصلی را حفظ کرد در حالی که علناً بسیار سخاوتمندانهتر از آنچه بود به نظر میرسید.
Historians note that smart diplomatic timing often mattered more than the substance of the proposals themselves.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زمانبندی دیپلماتیک هوشمندانه اغلب بیش از محتوای خود پیشنهادها اهمیت داشت.
477) strike
معنی فارسی: اعتصاب کردن، ضربه زدن
Workers threatened to strike unless management addressed grievances that had accumulated over years of neglect.
ترجمه: کارگران تهدید کردند اعتصاب کنند مگر مدیریت به شکایاتی که طی سالها بیتوجهی انباشته شده بود، رسیدگی کند.
Analysts warned that a sudden market correction could strike with little warning, given how overextended valuations had become.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک اصلاح ناگهانی بازار میتواند با هشدار اندکی ضربه بزند، با توجه به اینکه ارزشگذاریها چقدر بیشازحد گسترش یافته بود.
Historians note the treaty struck a delicate balance that satisfied neither side completely yet held for decades.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان توازنی ظریف برقرار کرد که هیچیک از طرفین را کاملاً راضی نکرد اما دههها دوام آورد.
478) support
معنی فارسی: حمایت کردن
Officials publicly supported the reform while privately harboring considerable doubts about its practical feasibility.
ترجمه: مقامات علناً از این اصلاحات حمایت کردند در حالی که خصوصی تردیدهای قابلتوجهی دربارهٔ امکانپذیری عملیاش داشتند.
Analysts warned that markets would not support a policy lacking credible mechanisms for genuine enforcement.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها از سیاستی که فاقد سازوکارهای معتبر برای اجرای واقعی است، حمایت نخواهند کرد.
Historians note the treaty received support from unlikely quarters, complicating simplistic narratives about its origins.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان از حوزههای غیرمنتظره حمایت دریافت کرد که روایتهای ساده دربارهٔ خاستگاهش را پیچیده کرد.
479) term
معنی فارسی: شرط، اصطلاح
Negotiators disagreed sharply over specific terms that would ultimately determine the agreement's practical enforceability.
ترجمه: مذاکرهکنندگان بهشدت بر سر شرایط خاصی که سرانجام قابلیت اجرای عملی توافق را تعیین میکرد، اختلاف داشتند.
Analysts warned that vague terms embedded within the reform left considerable room for future exploitation.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شرایط مبهم نهفته در این اصلاحات فضای قابلتوجهی برای سوءاستفادهٔ آینده باقی گذاشت.
Historians note the treaty's harshest terms were softened only after considerable, largely unpublicized diplomatic pressure.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند سختترین شرایط پیمان تنها پس از فشار دیپلماتیک قابلتوجه و عمدتاً منتشرنشده، تعدیل شد.
480) unite
معنی فارسی: متحد کردن
The crisis briefly united factions that had, for years, remained bitterly and irreconcilably divided.
ترجمه: این بحران بهطور موقت جناحهایی را که برای سالها بهشدت و بهطور آشتیناپذیر تقسیم شده بودند، متحد کرد.
Analysts warned that shared economic hardship alone rarely proves sufficient to genuinely unite deeply fractured societies.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سختی اقتصادی مشترک بهتنهایی بهندرت برای متحد کردن واقعی جوامع عمیقاً شکافخورده کافی است.
Historians argue the treaty succeeded mainly in uniting opposition rather than the cooperation it had originally intended.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند پیمان عمدتاً در متحد کردن مخالفت موفق شد نه همکاریای که در ابتدا در نظر داشت.