~8 min read • Updated Feb 8, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Part 2



1) adventure


معنی فارسی: ماجراجویی


They went on an adventure to explore the hidden caves.

ترجمه: آن‌ها برای کشف غارهای پنهان به یک ماجراجویی رفتند.


She loves reading books filled with adventure and mystery.

ترجمه: او عاشق خواندن کتاب‌هایی پر از ماجراجویی و رمز و راز است.


Traveling alone turned into an unexpected adventure for him.

ترجمه: تنها سفر کردن برای او به یک ماجراجویی غیرمنتظره تبدیل شد.




2) approach


معنی فارسی: نزدیک شدن، رویکرد


The train slowed down as it approached the station.

ترجمه: قطار هنگام نزدیک شدن به ایستگاه سرعتش را کم کرد.


We need a different approach to solve this complex problem.

ترجمه: برای حل این مشکل پیچیده به رویکرد متفاوتی نیاز داریم.


She felt nervous as the exam date approached.

ترجمه: او با نزدیک شدن تاریخ امتحان مضطرب شد.




3) carefully


معنی فارسی: با دقت


He read the instructions carefully before starting the machine.

ترجمه: او قبل از روشن کردن دستگاه دستورالعمل‌ها را با دقت خواند.


She carefully packed her belongings for the long trip.

ترجمه: او وسایلش را برای سفر طولانی با دقت بسته‌بندی کرد.


The scientist carefully recorded every result in his notebook.

ترجمه: دانشمند هر نتیجه را با دقت در دفترش ثبت کرد.




4) chemical


معنی فارسی: ماده شیمیایی


The factory uses dangerous chemicals that require special handling.

ترجمه: کارخانه از مواد شیمیایی خطرناکی استفاده می‌کند که نیاز به مراقبت ویژه دارند.


Chemical reactions occur when two substances interact.

ترجمه: واکنش‌های شیمیایی زمانی رخ می‌دهند که دو ماده با هم تعامل کنند.


They tested the water for harmful chemicals.

ترجمه: آن‌ها آب را برای یافتن مواد شیمیایی مضر آزمایش کردند.




5) create


معنی فارسی: خلق کردن، ایجاد کردن


The artist created a beautiful painting inspired by nature.

ترجمه: هنرمند یک نقاشی زیبا الهام‌گرفته از طبیعت خلق کرد.


They are working to create a safer environment for children.

ترجمه: آن‌ها در حال کار برای ایجاد محیطی امن‌تر برای کودکان هستند.


Good leaders create opportunities for others to grow.

ترجمه: رهبران خوب فرصت‌هایی برای رشد دیگران ایجاد می‌کنند.




6) evil


معنی فارسی: شر، بدی


The story describes a battle between good and evil.

ترجمه: داستان نبردی میان خوبی و بدی را توصیف می‌کند.


He believed that greed was the root of all evil.

ترجمه: او باور داشت که طمع ریشهٔ تمام بدی‌هاست.


The villagers feared the evil spirit in the old legend.

ترجمه: اهالی روستا از روح شیطانی در افسانهٔ قدیمی می‌ترسیدند.




7) experiment


معنی فارسی: آزمایش


The experiment showed unexpected results that surprised the researchers.

ترجمه: آزمایش نتایج غیرمنتظره‌ای نشان داد که پژوهشگران را شگفت‌زده کرد.


Students conducted an experiment to study plant growth.

ترجمه: دانش‌آموزان آزمایشی برای مطالعه رشد گیاه انجام دادند.


The experiment must be repeated to confirm the findings.

ترجمه: آزمایش باید تکرار شود تا یافته‌ها تأیید شوند.




8) kill


معنی فارسی: کشتن


The virus can kill thousands if not controlled properly.

ترجمه: اگر ویروس به‌درستی کنترل نشود می‌تواند هزاران نفر را بکشد.


The hunter tried not to kill any animals unnecessarily.

ترجمه: شکارچی تلاش کرد هیچ حیوانی را بی‌دلیل نکشد.


Smoking can kill you slowly over many years.

ترجمه: سیگار کشیدن می‌تواند در طول سال‌ها به‌تدریج شما را بکشد.




9) laboratory


معنی فارسی: آزمایشگاه


The samples were analyzed in a highly advanced laboratory.

ترجمه: نمونه‌ها در یک آزمایشگاه بسیار پیشرفته تحلیل شدند.


She spent most of her day working in the chemistry laboratory.

ترجمه: او بیشتر روزش را در آزمایشگاه شیمی کار می‌کرد.


The laboratory follows strict safety rules.

ترجمه: آزمایشگاه از قوانین ایمنی سخت‌گیرانه‌ای پیروی می‌کند.




10) laugh


معنی فارسی: خندیدن


Her joke made everyone in the room laugh.

ترجمه: شوخی او باعث شد همهٔ افراد اتاق بخندند.


They couldn’t stop laughing during the funny movie.

ترجمه: آن‌ها هنگام تماشای فیلم خنده‌دار نمی‌توانستند جلوی خنده‌شان را بگیرند.


He tried not to laugh, but the situation was too ridiculous.

ترجمه: او سعی کرد نخندد، اما موقعیت بیش از حد خنده‌دار بود.




11) load


معنی فارسی: بار، بار زدن


They loaded the truck with boxes of supplies.

ترجمه: آن‌ها کامیون را با جعبه‌های تجهیزات بار زدند.


The program takes a few seconds to load completely.

ترجمه: برنامه چند ثانیه طول می‌کشد تا کامل بارگذاری شود.


He carried a heavy load up the stairs.

ترجمه: او یک بار سنگین را از پله‌ها بالا برد.




12) nervous


معنی فارسی: عصبی، مضطرب


She felt nervous before giving her first public speech.

ترجمه: او قبل از اولین سخنرانی عمومی‌اش مضطرب بود.


He gets nervous when he has to make important decisions.

ترجمه: او هنگام گرفتن تصمیمات مهم عصبی می‌شود.


The students were nervous while waiting for their exam results.

ترجمه: دانش‌آموزان هنگام انتظار برای نتایج امتحان مضطرب بودند.




13) noise


معنی فارسی: صدا، سر و صدا


The noise from the construction site kept everyone awake.

ترجمه: سر و صدای محل ساخت‌وساز همه را بیدار نگه داشت.


She couldn’t study because of the loud noise outside.

ترجمه: او به‌خاطر صدای بلند بیرون نمی‌توانست درس بخواند.


The machine makes a strange noise when it starts.

ترجمه: دستگاه هنگام روشن شدن صدای عجیبی ایجاد می‌کند.




14) project


معنی فارسی: پروژه


They worked day and night to finish the project on time.

ترجمه: آن‌ها شبانه‌روز کار کردند تا پروژه را به‌موقع تمام کنند.


The project requires careful planning and teamwork.

ترجمه: پروژه نیاز به برنامه‌ریزی دقیق و کار تیمی دارد.


She presented her project to the class with confidence.

ترجمه: او پروژه‌اش را با اعتمادبه‌نفس به کلاس ارائه داد.




15) scare


معنی فارسی: ترساندن


The loud thunder scared the children.

ترجمه: صدای بلند رعد و برق بچه‌ها را ترساند.


He didn’t mean to scare you with his sudden appearance.

ترجمه: او قصد نداشت با ظاهر شدن ناگهانی‌اش تو را بترساند.


Horror movies don’t scare her at all.

ترجمه: فیلم‌های ترسناک اصلاً او را نمی‌ترسانند.




16) secret


معنی فارسی: راز


She trusted him enough to share her biggest secret.

ترجمه: او آن‌قدر به او اعتماد داشت که بزرگ‌ترین راز خود را با او در میان بگذارد.


The success of the recipe lies in a secret ingredient.

ترجمه: موفقیت این دستور پخت در یک مادهٔ مخفی است.


They held secret meetings to discuss the plan.

ترجمه: آن‌ها جلسات مخفیانه‌ای برای بحث دربارهٔ طرح برگزار کردند.




17) shout


معنی فارسی: فریاد زدن


He had to shout to be heard over the noise.

ترجمه: او مجبور شد فریاد بزند تا صدایش در میان سر و صدا شنیده شود.


She shouted his name when she saw him across the street.

ترجمه: وقتی او را آن‌طرف خیابان دید نامش را فریاد زد.


The coach shouted instructions during the game.

ترجمه: مربی در طول بازی دستورها را فریاد می‌زد.




18) smell


معنی فارسی: بو، بو کردن


The smell of fresh bread filled the entire house.

ترجمه: بوی نان تازه تمام خانه را پر کرد.


She smelled the flowers and smiled softly.

ترجمه: او گل‌ها را بو کرد و آرام لبخند زد.


There was a strange smell coming from the kitchen.

ترجمه: بوی عجیبی از آشپزخانه می‌آمد.




19) terrible


معنی فارسی: وحشتناک، خیلی بد


The weather was terrible, so they canceled the trip.

ترجمه: هوا وحشتناک بود، بنابراین سفر را لغو کردند.


He felt terrible after realizing his mistake.

ترجمه: او پس از فهمیدن اشتباهش احساس بدی داشت.


The movie had terrible reviews from critics.

ترجمه: فیلم نقدهای بسیار بدی از منتقدان دریافت کرد.




20) worse


معنی فارسی: بدتر


The situation became worse after the power outage.

ترجمه: وضعیت پس از قطع برق بدتر شد.


His cold got worse because he didn’t rest properly.

ترجمه: سرماخوردگی‌اش بدتر شد چون به‌درستی استراحت نکرد.


The traffic was worse than usual due to the heavy rain.

ترجمه: ترافیک به‌خاطر باران شدید از حالت معمول هم بدتر بود.



Written & researched by Dr. Shahin Siami