Coding 4000 Essential English Words – Part 3
1) alien
معنی فارسی: موجود فضایی، بیگانه
The movie tells the story of an alien visiting Earth for the first time.
ترجمه: فیلم داستان موجود فضایی را روایت میکند که برای اولین بار به زمین میآید.
Some scientists believe that alien life may exist on distant planets.
ترجمه: برخی دانشمندان معتقدند که ممکن است حیات بیگانه در سیارات دور وجود داشته باشد.
He felt like an alien in the new city where he knew no one.
ترجمه: او در شهر جدید که هیچکس را نمیشناخت احساس غریبه بودن میکرد.
2) among
معنی فارسی: در میان
She was sitting among her closest friends at the ceremony.
ترجمه: او در میان صمیمیترین دوستانش در مراسم نشسته بود.
There was a sense of excitement among the students.
ترجمه: حس هیجان در میان دانشآموزان وجود داشت.
The truth was hidden among many confusing details.
ترجمه: حقیقت در میان جزئیات گیجکننده زیادی پنهان شده بود.
3) chart
معنی فارسی: نمودار، جدول
The chart shows the company’s growth over the past decade.
ترجمه: نمودار رشد شرکت در دهه گذشته را نشان میدهد.
She created a chart to organize her study schedule.
ترجمه: او برای سازماندهی برنامه مطالعهاش یک جدول تهیه کرد.
The weather chart predicts heavy rain this weekend.
ترجمه: نمودار آبوهوا باران شدید برای آخر هفته پیشبینی میکند.
4) cloud
معنی فارسی: ابر
Dark clouds gathered in the sky before the storm.
ترجمه: پیش از طوفان ابرهای تیره در آسمان جمع شدند.
A single white cloud drifted slowly across the blue sky.
ترجمه: یک ابر سفید تنها بهآرامی در آسمان آبی حرکت میکرد.
The plane disappeared behind the thick clouds.
ترجمه: هواپیما پشت ابرهای ضخیم ناپدید شد.
5) describe
معنی فارسی: توصیف کردن
She described the scene so vividly that I felt I was there.
ترجمه: او صحنه را آنقدر واضح توصیف کرد که احساس کردم آنجا هستم.
How would you describe your ideal workplace?
ترجمه: محیط کار ایدهآل خود را چگونه توصیف میکنی؟
The witness described the suspect to the police.
ترجمه: شاهد مظنون را برای پلیس توصیف کرد.
6) ever
معنی فارسی: هرگز، تا به حال
Have you ever visited a foreign country?
ترجمه: آیا تا به حال به کشور خارجی سفر کردهای؟
This is the best meal I’ve ever had.
ترجمه: این بهترین غذایی است که تا به حال خوردهام.
No one ever told me the truth about what happened.
ترجمه: هیچکس هرگز حقیقت را دربارهٔ آنچه اتفاق افتاد به من نگفت.
7) fail
معنی فارسی: شکست خوردن، مردود شدن
He failed the exam because he didn’t study enough.
ترجمه: او در امتحان مردود شد چون به اندازه کافی درس نخوانده بود.
The plan failed due to poor communication.
ترجمه: طرح به دلیل ارتباط ضعیف شکست خورد.
Even if you fail, you can learn something valuable.
ترجمه: حتی اگر شکست بخوری، میتوانی چیز ارزشمندی یاد بگیری.
8) grade
معنی فارسی: نمره، پایه تحصیلی
She was disappointed with her final grade in math.
ترجمه: او از نمره نهاییاش در ریاضی ناامید شد.
The teacher gave the project a high grade.
ترجمه: معلم به پروژه نمره بالایی داد.
Students in the same grade often study similar subjects.
ترجمه: دانشآموزان در یک پایه معمولاً موضوعات مشابهی میخوانند.
9) instead
معنی فارسی: به جایِ
We decided to stay home instead of going out.
ترجمه: تصمیم گرفتیم به جای بیرون رفتن در خانه بمانیم.
She drank tea instead of coffee this morning.
ترجمه: او امروز صبح به جای قهوه چای نوشید.
Instead of complaining, try to find a solution.
ترجمه: به جای شکایت کردن، سعی کن راهحلی پیدا کنی.
10) library
معنی فارسی: کتابخانه
She spent the afternoon studying at the library.
ترجمه: او بعدازظهر را در کتابخانه به مطالعه گذراند.
The library offers free access to thousands of books.
ترجمه: کتابخانه دسترسی رایگان به هزاران کتاب ارائه میدهد.
Please return the library books by Friday.
ترجمه: لطفاً کتابهای کتابخانه را تا جمعه برگردان.
11) photograph
معنی فارسی: عکس، عکس گرفتن
She took a photograph of the sunset from the balcony.
ترجمه: او از غروب آفتاب از بالکن عکس گرفت.
The photograph brought back many childhood memories.
ترجمه: عکس بسیاری از خاطرات کودکی را زنده کرد.
He enjoys photographing wildlife during his travels.
ترجمه: او از عکاسی از حیاتوحش در سفرهایش لذت میبرد.
12) planet
معنی فارسی: سیاره
Earth is the only planet known to support life.
ترجمه: زمین تنها سیاره شناختهشدهای است که از حیات پشتیبانی میکند.
Scientists discovered a new planet outside our solar system.
ترجمه: دانشمندان یک سیاره جدید خارج از منظومه شمسی کشف کردند.
Each planet in the solar system has unique characteristics.
ترجمه: هر سیاره در منظومه شمسی ویژگیهای منحصربهفردی دارد.
13) report
معنی فارسی: گزارش
She submitted her report to the manager before the deadline.
ترجمه: او گزارشش را قبل از مهلت به مدیر تحویل داد.
The report highlights several important findings.
ترجمه: گزارش چندین یافته مهم را برجسته میکند.
He wrote a detailed report about the incident.
ترجمه: او یک گزارش دقیق درباره حادثه نوشت.
14) several
معنی فارسی: چندین
Several people volunteered to help with the event.
ترجمه: چندین نفر برای کمک به رویداد داوطلب شدند.
She visited the museum several times last year.
ترجمه: او سال گذشته چندین بار از موزه بازدید کرد.
There are several reasons why the plan failed.
ترجمه: چندین دلیل وجود دارد که چرا طرح شکست خورد.
15) shape
معنی فارسی: شکل، فرم
The artist used bright colors to create interesting shapes.
ترجمه: هنرمند از رنگهای روشن برای خلق شکلهای جالب استفاده کرد.
The cookies were baked in the shape of stars.
ترجمه: بیسکویتها به شکل ستاره پخته شدند.
Exercise helps keep your body in good shape.
ترجمه: ورزش کمک میکند بدنتان در فرم خوبی بماند.
16) solve
معنی فارسی: حل کردن
They worked together to solve the difficult puzzle.
ترجمه: آنها با هم کار کردند تا معمای سخت را حل کنند.
We need more information to solve this problem.
ترجمه: برای حل این مشکل به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.
She solved the math equation in just a few seconds.
ترجمه: او معادله ریاضی را تنها در چند ثانیه حل کرد.
17) suddenly
معنی فارسی: ناگهان
The lights suddenly went out during the storm.
ترجمه: چراغها در طول طوفان ناگهان خاموش شدند.
She suddenly remembered that she had left the oven on.
ترجمه: او ناگهان یادش افتاد که فر را روشن گذاشته است.
The car suddenly stopped in the middle of the road.
ترجمه: ماشین ناگهان وسط جاده متوقف شد.
18) suppose
معنی فارسی: فرض کردن، تصور کردن
I suppose we should leave early to avoid traffic.
ترجمه: فکر میکنم باید زودتر برویم تا از ترافیک جلوگیری کنیم.
What do you suppose will happen if we ignore the warning?
ترجمه: فکر میکنی اگر هشدار را نادیده بگیریم چه اتفاقی میافتد؟
She was supposed to call me, but she forgot.
ترجمه: قرار بود او به من زنگ بزند، اما فراموش کرد.
19) understand
معنی فارسی: فهمیدن، درک کردن
He didn’t understand the instructions and made a mistake.
ترجمه: او دستورالعملها را نفهمید و اشتباه کرد.
I understand how difficult this situation is for you.
ترجمه: میفهمم که این موقعیت برایت چقدر سخت است.
She finally understood the concept after several explanations.
ترجمه: او پس از چندین توضیح بالاخره مفهوم را فهمید.
20) view
معنی فارسی: منظره، دیدگاه
The view from the top of the tower was more beautiful than we expected.
ترجمه: منظره از بالای برج زیباتر از چیزی بود که انتظار داشتیم.
Everyone has a different view on how the problem should be solved.
ترجمه: هرکس دیدگاه متفاوتی دربارهٔ نحوهٔ حل مشکل دارد.
The hotel room offered a stunning view of the ocean at sunrise.
ترجمه: اتاق هتل منظرهای خیرهکننده از اقیانوس هنگام طلوع خورشید داشت.