Coding 4000 Essential English Words – Part 7
1) allow
معنی فارسی: اجازه دادن
The teacher didn’t allow students to use their phones during class.
ترجمه: معلم به دانشآموزان اجازه نداد در طول کلاس از تلفن همراه استفاده کنند.
My schedule doesn’t allow me to take a long vacation this year.
ترجمه: برنامهام امسال اجازه نمیدهد تعطیلات طولانی داشته باشم.
The new rules allow employees to work from home twice a week.
ترجمه: قوانین جدید به کارکنان اجازه میدهد هفتهای دو بار از خانه کار کنند.
2) announce
معنی فارسی: اعلام کردن
The company will announce the results tomorrow morning.
ترجمه: شرکت نتایج را فردا صبح اعلام خواهد کرد.
They announced their engagement at the family dinner.
ترجمه: آنها نامزدیشان را در شام خانوادگی اعلام کردند.
The school announced a new scholarship program.
ترجمه: مدرسه یک برنامه بورسیه جدید اعلام کرد.
3) beside
معنی فارسی: در کنارِ
She sat beside her best friend during the ceremony.
ترجمه: او در مراسم کنار بهترین دوستش نشست.
There is a small table beside the bed.
ترجمه: یک میز کوچک کنار تخت وجود دارد.
He stood beside me while I explained the plan.
ترجمه: او هنگام توضیح دادن طرح کنارم ایستاده بود.
4) challenge
معنی فارسی: چالش، به چالش کشیدن
Starting a new business can be a major challenge.
ترجمه: شروع یک کسبوکار جدید میتواند چالشی بزرگ باشد.
He challenged himself to learn a new language in six months.
ترجمه: او خودش را به یادگیری یک زبان جدید در شش ماه به چالش کشید.
The project presented several unexpected challenges.
ترجمه: پروژه چندین چالش غیرمنتظره ایجاد کرد.
5) claim
معنی فارسی: ادعا کردن
He claimed that he had never seen the document before.
ترجمه: او ادعا کرد که قبلاً هرگز آن سند را ندیده است.
Several scientists claim that the theory needs more evidence.
ترجمه: چندین دانشمند ادعا میکنند که این نظریه به شواهد بیشتری نیاز دارد.
She claimed responsibility for organizing the event.
ترجمه: او مسئولیت سازماندهی رویداد را بر عهده گرفت.
6) condition
معنی فارسی: وضعیت، شرط
The car is in excellent condition despite its age.
ترجمه: با وجود سن زیاد، ماشین در وضعیت بسیار خوبی است.
You must agree to the conditions before signing the contract.
ترجمه: قبل از امضای قرارداد باید با شرایط موافقت کنی.
The patient’s condition improved after the treatment.
ترجمه: وضعیت بیمار پس از درمان بهتر شد.
7) contribute
معنی فارسی: مشارکت کردن، کمک کردن
Everyone contributed ideas to make the project successful.
ترجمه: همه برای موفقیت پروژه ایدههایی ارائه کردند.
Regular exercise contributes to better mental health.
ترجمه: ورزش منظم به سلامت روان بهتر کمک میکند.
She contributed a chapter to the new book.
ترجمه: او یک فصل به کتاب جدید اضافه کرد.
8) difference
معنی فارسی: تفاوت
There is a big difference between knowing and understanding.
ترجمه: بین دانستن و فهمیدن تفاوت زیادی وجود دارد.
The difference in price depends on the quality.
ترجمه: تفاوت قیمت به کیفیت بستگی دارد.
Small changes can make a big difference over time.
ترجمه: تغییرات کوچک میتوانند در طول زمان تفاوت بزرگی ایجاد کنند.
9) divide
معنی فارسی: تقسیم کردن
They divided the work equally among the team members.
ترجمه: آنها کار را بهطور مساوی بین اعضای تیم تقسیم کردند.
The river divides the city into two parts.
ترجمه: رودخانه شهر را به دو بخش تقسیم میکند.
Let’s divide the tasks so we can finish faster.
ترجمه: بیایید کارها را تقسیم کنیم تا سریعتر تمام کنیم.
10) expert
معنی فارسی: متخصص
They invited an expert to speak about climate change.
ترجمه: آنها یک متخصص را دعوت کردند تا درباره تغییرات آبوهوا صحبت کند.
She is an expert in digital marketing.
ترجمه: او متخصص بازاریابی دیجیتال است.
The expert provided valuable advice during the meeting.
ترجمه: متخصص در طول جلسه توصیههای ارزشمندی ارائه داد.
11) famous
معنی فارسی: مشهور
The city is famous for its ancient architecture.
ترجمه: این شهر به معماری باستانیاش مشهور است.
She became famous after her book won an award.
ترجمه: او پس از اینکه کتابش جایزه برد مشهور شد.
The restaurant is famous for its traditional dishes.
ترجمه: رستوران به غذاهای سنتیاش معروف است.
12) force
معنی فارسی: مجبور کردن، نیرو
The storm forced them to cancel the trip.
ترجمه: طوفان آنها را مجبور کرد سفر را لغو کنند.
He didn’t want to force anyone to agree with him.
ترجمه: او نمیخواست کسی را مجبور کند با او موافقت کند.
The police used minimal force to control the situation.
ترجمه: پلیس از حداقل نیرو برای کنترل وضعیت استفاده کرد.
13) harm
معنی فارسی: آسیب، صدمه
Smoking can cause serious harm to your health.
ترجمه: سیگار کشیدن میتواند آسیب جدی به سلامت وارد کند.
He didn’t mean to harm anyone with his words.
ترجمه: او قصد نداشت با حرفهایش به کسی آسیب بزند.
The chemicals may harm the environment if not handled properly.
ترجمه: مواد شیمیایی اگر درست استفاده نشوند ممکن است به محیطزیست آسیب بزنند.
14) lay
معنی فارسی: گذاشتن، قرار دادن
She laid the keys on the table before leaving.
ترجمه: او قبل از رفتن کلیدها را روی میز گذاشت.
The workers laid the foundation for the new building.
ترجمه: کارگران پایههای ساختمان جدید را گذاشتند.
He laid his plans aside to help a friend in need.
ترجمه: او برنامههایش را کنار گذاشت تا به دوستی نیازمند کمک کند.
15) peace
معنی فارسی: صلح، آرامش
They hope the agreement will bring lasting peace to the region.
ترجمه: آنها امیدوارند توافق، صلحی پایدار برای منطقه به ارمغان بیاورد.
She enjoys the peace of early mornings.
ترجمه: او از آرامش صبحهای زود لذت میبرد.
The country has lived in peace for many decades.
ترجمه: کشور برای چندین دهه در صلح زندگی کرده است.
16) prince
معنی فارسی: شاهزاده
The prince traveled across the kingdom to meet the people.
ترجمه: شاهزاده برای ملاقات مردم سراسر پادشاهی را سفر کرد.
The story tells of a brave prince who saved his land.
ترجمه: داستان از شاهزادهای شجاع میگوید که سرزمینش را نجات داد.
The prince attended the ceremony with his family.
ترجمه: شاهزاده همراه خانوادهاش در مراسم شرکت کرد.
17) protect
معنی فارسی: محافظت کردن
The fence was built to protect the garden from animals.
ترجمه: حصار برای محافظت از باغ در برابر حیوانات ساخته شد.
Parents always try to protect their children from danger.
ترجمه: والدین همیشه تلاش میکنند فرزندانشان را از خطر محافظت کنند.
Wearing sunscreen protects your skin from UV damage.
ترجمه: استفاده از ضدآفتاب از پوست شما در برابر آسیب UV محافظت میکند.
18) sense
معنی فارسی: حس، درک
She had a strong sense that something was wrong.
ترجمه: او حس قوی داشت که چیزی اشتباه است.
He has a good sense of humor.
ترجمه: او حس شوخطبعی خوبی دارد.
The instructions didn’t make any sense to me.
ترجمه: دستورالعملها برای من هیچ معنایی نداشتند.
19) sudden
معنی فارسی: ناگهانی
A sudden noise woke everyone in the house.
ترجمه: یک صدای ناگهانی همه را در خانه بیدار کرد.
The weather changed with sudden speed.
ترجمه: هوا با سرعتی ناگهانی تغییر کرد.
His sudden decision surprised the entire team.
ترجمه: تصمیم ناگهانی او کل تیم را شگفتزده کرد.
20) therefore
معنی فارسی: بنابراین، در نتیجه
The evidence was strong; therefore, the jury reached a quick decision.
ترجمه: شواهد قوی بود؛ بنابراین هیئت منصفه به سرعت به تصمیم رسید.
She didn’t follow the instructions; therefore, the machine stopped working.
ترجمه: او دستورالعملها را رعایت نکرد؛ بنابراین دستگاه از کار افتاد.
The team worked hard; therefore, the project was completed on time.
ترجمه: تیم سخت کار کرد؛ بنابراین پروژه بهموقع تکمیل شد.