~8 min read • Updated Feb 8, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Part 7



1) allow


معنی فارسی: اجازه دادن


The teacher didn’t allow students to use their phones during class.

ترجمه: معلم به دانش‌آموزان اجازه نداد در طول کلاس از تلفن همراه استفاده کنند.


My schedule doesn’t allow me to take a long vacation this year.

ترجمه: برنامه‌ام امسال اجازه نمی‌دهد تعطیلات طولانی داشته باشم.


The new rules allow employees to work from home twice a week.

ترجمه: قوانین جدید به کارکنان اجازه می‌دهد هفته‌ای دو بار از خانه کار کنند.




2) announce


معنی فارسی: اعلام کردن


The company will announce the results tomorrow morning.

ترجمه: شرکت نتایج را فردا صبح اعلام خواهد کرد.


They announced their engagement at the family dinner.

ترجمه: آن‌ها نامزدی‌شان را در شام خانوادگی اعلام کردند.


The school announced a new scholarship program.

ترجمه: مدرسه یک برنامه بورسیه جدید اعلام کرد.




3) beside


معنی فارسی: در کنارِ


She sat beside her best friend during the ceremony.

ترجمه: او در مراسم کنار بهترین دوستش نشست.


There is a small table beside the bed.

ترجمه: یک میز کوچک کنار تخت وجود دارد.


He stood beside me while I explained the plan.

ترجمه: او هنگام توضیح دادن طرح کنارم ایستاده بود.




4) challenge


معنی فارسی: چالش، به چالش کشیدن


Starting a new business can be a major challenge.

ترجمه: شروع یک کسب‌وکار جدید می‌تواند چالشی بزرگ باشد.


He challenged himself to learn a new language in six months.

ترجمه: او خودش را به یادگیری یک زبان جدید در شش ماه به چالش کشید.


The project presented several unexpected challenges.

ترجمه: پروژه چندین چالش غیرمنتظره ایجاد کرد.




5) claim


معنی فارسی: ادعا کردن


He claimed that he had never seen the document before.

ترجمه: او ادعا کرد که قبلاً هرگز آن سند را ندیده است.


Several scientists claim that the theory needs more evidence.

ترجمه: چندین دانشمند ادعا می‌کنند که این نظریه به شواهد بیشتری نیاز دارد.


She claimed responsibility for organizing the event.

ترجمه: او مسئولیت سازمان‌دهی رویداد را بر عهده گرفت.




6) condition


معنی فارسی: وضعیت، شرط


The car is in excellent condition despite its age.

ترجمه: با وجود سن زیاد، ماشین در وضعیت بسیار خوبی است.


You must agree to the conditions before signing the contract.

ترجمه: قبل از امضای قرارداد باید با شرایط موافقت کنی.


The patient’s condition improved after the treatment.

ترجمه: وضعیت بیمار پس از درمان بهتر شد.




7) contribute


معنی فارسی: مشارکت کردن، کمک کردن


Everyone contributed ideas to make the project successful.

ترجمه: همه برای موفقیت پروژه ایده‌هایی ارائه کردند.


Regular exercise contributes to better mental health.

ترجمه: ورزش منظم به سلامت روان بهتر کمک می‌کند.


She contributed a chapter to the new book.

ترجمه: او یک فصل به کتاب جدید اضافه کرد.




8) difference


معنی فارسی: تفاوت


There is a big difference between knowing and understanding.

ترجمه: بین دانستن و فهمیدن تفاوت زیادی وجود دارد.


The difference in price depends on the quality.

ترجمه: تفاوت قیمت به کیفیت بستگی دارد.


Small changes can make a big difference over time.

ترجمه: تغییرات کوچک می‌توانند در طول زمان تفاوت بزرگی ایجاد کنند.




9) divide


معنی فارسی: تقسیم کردن


They divided the work equally among the team members.

ترجمه: آن‌ها کار را به‌طور مساوی بین اعضای تیم تقسیم کردند.


The river divides the city into two parts.

ترجمه: رودخانه شهر را به دو بخش تقسیم می‌کند.


Let’s divide the tasks so we can finish faster.

ترجمه: بیایید کارها را تقسیم کنیم تا سریع‌تر تمام کنیم.




10) expert


معنی فارسی: متخصص


They invited an expert to speak about climate change.

ترجمه: آن‌ها یک متخصص را دعوت کردند تا درباره تغییرات آب‌وهوا صحبت کند.


She is an expert in digital marketing.

ترجمه: او متخصص بازاریابی دیجیتال است.


The expert provided valuable advice during the meeting.

ترجمه: متخصص در طول جلسه توصیه‌های ارزشمندی ارائه داد.




11) famous


معنی فارسی: مشهور


The city is famous for its ancient architecture.

ترجمه: این شهر به معماری باستانی‌اش مشهور است.


She became famous after her book won an award.

ترجمه: او پس از اینکه کتابش جایزه برد مشهور شد.


The restaurant is famous for its traditional dishes.

ترجمه: رستوران به غذاهای سنتی‌اش معروف است.




12) force


معنی فارسی: مجبور کردن، نیرو


The storm forced them to cancel the trip.

ترجمه: طوفان آن‌ها را مجبور کرد سفر را لغو کنند.


He didn’t want to force anyone to agree with him.

ترجمه: او نمی‌خواست کسی را مجبور کند با او موافقت کند.


The police used minimal force to control the situation.

ترجمه: پلیس از حداقل نیرو برای کنترل وضعیت استفاده کرد.




13) harm


معنی فارسی: آسیب، صدمه


Smoking can cause serious harm to your health.

ترجمه: سیگار کشیدن می‌تواند آسیب جدی به سلامت وارد کند.


He didn’t mean to harm anyone with his words.

ترجمه: او قصد نداشت با حرف‌هایش به کسی آسیب بزند.


The chemicals may harm the environment if not handled properly.

ترجمه: مواد شیمیایی اگر درست استفاده نشوند ممکن است به محیط‌زیست آسیب بزنند.




14) lay


معنی فارسی: گذاشتن، قرار دادن


She laid the keys on the table before leaving.

ترجمه: او قبل از رفتن کلیدها را روی میز گذاشت.


The workers laid the foundation for the new building.

ترجمه: کارگران پایه‌های ساختمان جدید را گذاشتند.


He laid his plans aside to help a friend in need.

ترجمه: او برنامه‌هایش را کنار گذاشت تا به دوستی نیازمند کمک کند.




15) peace


معنی فارسی: صلح، آرامش


They hope the agreement will bring lasting peace to the region.

ترجمه: آن‌ها امیدوارند توافق، صلحی پایدار برای منطقه به ارمغان بیاورد.


She enjoys the peace of early mornings.

ترجمه: او از آرامش صبح‌های زود لذت می‌برد.


The country has lived in peace for many decades.

ترجمه: کشور برای چندین دهه در صلح زندگی کرده است.




16) prince


معنی فارسی: شاهزاده


The prince traveled across the kingdom to meet the people.

ترجمه: شاهزاده برای ملاقات مردم سراسر پادشاهی را سفر کرد.


The story tells of a brave prince who saved his land.

ترجمه: داستان از شاهزاده‌ای شجاع می‌گوید که سرزمینش را نجات داد.


The prince attended the ceremony with his family.

ترجمه: شاهزاده همراه خانواده‌اش در مراسم شرکت کرد.




17) protect


معنی فارسی: محافظت کردن


The fence was built to protect the garden from animals.

ترجمه: حصار برای محافظت از باغ در برابر حیوانات ساخته شد.


Parents always try to protect their children from danger.

ترجمه: والدین همیشه تلاش می‌کنند فرزندانشان را از خطر محافظت کنند.


Wearing sunscreen protects your skin from UV damage.

ترجمه: استفاده از ضدآفتاب از پوست شما در برابر آسیب UV محافظت می‌کند.




18) sense


معنی فارسی: حس، درک


She had a strong sense that something was wrong.

ترجمه: او حس قوی داشت که چیزی اشتباه است.


He has a good sense of humor.

ترجمه: او حس شوخ‌طبعی خوبی دارد.


The instructions didn’t make any sense to me.

ترجمه: دستورالعمل‌ها برای من هیچ معنایی نداشتند.




19) sudden


معنی فارسی: ناگهانی


A sudden noise woke everyone in the house.

ترجمه: یک صدای ناگهانی همه را در خانه بیدار کرد.


The weather changed with sudden speed.

ترجمه: هوا با سرعتی ناگهانی تغییر کرد.


His sudden decision surprised the entire team.

ترجمه: تصمیم ناگهانی او کل تیم را شگفت‌زده کرد.




20) therefore


معنی فارسی: بنابراین، در نتیجه


The evidence was strong; therefore, the jury reached a quick decision.

ترجمه: شواهد قوی بود؛ بنابراین هیئت منصفه به سرعت به تصمیم رسید.


She didn’t follow the instructions; therefore, the machine stopped working.

ترجمه: او دستورالعمل‌ها را رعایت نکرد؛ بنابراین دستگاه از کار افتاد.


The team worked hard; therefore, the project was completed on time.

ترجمه: تیم سخت کار کرد؛ بنابراین پروژه به‌موقع تکمیل شد.



Written & researched by Dr. Shahin Siami