~13 min read · Updated Sep 19, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 1 (Advanced)

1) accountable

معنی فارسی: پاسخگو

Analysts warned that platform companies had structured their algorithms to avoid being held accountable for the psychological harm they caused.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شرکت‌های پلتفرم الگوریتم‌هایشان را طوری ساختار داده بودند که از پاسخگو بودن در برابر آسیب روانی‌ای که ایجاد می‌کردند، اجتناب کنند.

Officials argued that executives should be accountable for decisions that internal research had flagged as genuinely dangerous.

ترجمه: مقامات استدلال کردند مدیران اجرایی باید در برابر تصمیماتی که تحقیقات داخلی واقعاً خطرناک علامت‌گذاری کرده بود، پاسخگو باشند.

Researchers noted that regulatory frameworks rarely made tech companies accountable for harms distributed across millions of individual users.

ترجمه: پژوهشگران اشاره کردند چارچوب‌های نظارتی به‌ندرت شرکت‌های فناوری را در برابر آسیب‌های توزیع‌شده میان میلیون‌ها کاربر فردی پاسخگو می‌ساختند.


2) addictive

معنی فارسی: اعتیادآور

Analysts warned that features deliberately designed to be addictive kept users engaged far longer than genuinely served their interests.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ویژگی‌هایی که عمداً اعتیادآور طراحی شده بودند، کاربران را بسیار بیشتر از آنچه واقعاً به نفعشان بود، درگیر نگه می‌داشتند.

Officials cited addictive design patterns that internal documents revealed had been engineered to maximize engagement rather than wellbeing.

ترجمه: مقامات به الگوهای طراحی اعتیادآوری استناد کردند که اسناد داخلی آشکار کرد برای به حداکثر رساندن تعامل به‌جای رفاه مهندسی شده بود.

Researchers found that infinite-scroll interfaces were addictive by design, exploiting psychological vulnerabilities users rarely recognized.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند رابط‌های پیمایش بی‌پایان ذاتاً اعتیادآور طراحی شده بودند و آسیب‌پذیری‌های روانی‌ای را که کاربران به‌ندرت تشخیص می‌دادند، بهره‌برداری می‌کردند.


3) agenda

معنی فارسی: اجندا، برنامه

Analysts warned that a hidden corporate agenda shaped recommendation algorithms far more than user preferences did.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اجندایی پنهان شرکتی، الگوریتم‌های پیشنهادی را بسیار بیشتر از ترجیحات کاربر شکل می‌داد.

Officials suspected the platform's public statements concealed a genuinely troubling commercial agenda.

ترجمه: مقامات مشکوک بودند بیانیه‌های عمومی پلتفرم اجندایی تجاری واقعاً نگران‌کننده را پنهان می‌کرد.

Researchers argued that understanding a platform's underlying agenda was essential to interpreting its content moderation decisions.

ترجمه: پژوهشگران استدلال کردند درک اجندای زیربنایی یک پلتفرم برای تفسیر تصمیمات نظارت بر محتوایش ضروری بود.


4) coin

معنی فارسی: سکه زدن (اصطلاح جدید ساختن)

Analysts coined a new term to describe the anxiety triggered by constant social comparison online.

ترجمه: تحلیلگران اصطلاحی جدید را برای توصیف اضطرابی که مقایسهٔ اجتماعی مداوم آنلاین برمی‌انگیزد، سکه زدند.

Researchers coined the phrase to capture a phenomenon internal studies had documented for years without a name.

ترجمه: پژوهشگران عبارتی را برای گرفتن پدیده‌ای که مطالعات داخلی سال‌ها بدون نامی مستند کرده بودند، سکه زدند.

Historians note the term was coined decades before the technology it described became genuinely widespread.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند این اصطلاح دهه‌ها پیش از آنکه فناوری‌ای که توصیفش می‌کرد واقعاً گسترده شود، سکه زده شده بود.


5) correlate

معنی فارسی: همبستگی داشتن

Analysts warned that heavy platform use appeared to correlate with rising rates of anxiety among teenagers.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند استفادهٔ سنگین از پلتفرم به نظر می‌رسید با نرخ‌های روبه‌رشد اضطراب در میان نوجوانان همبستگی داشته باشد.

Researchers found that screen time correlated with sleep disruption more strongly than internal industry reports had acknowledged.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند زمان صفحه‌نمایش بیشتر از آنچه گزارش‌های داخلی صنعت پذیرفته بودند، با اختلال خواب همبستگی داشت.

Historians note that the correlation between media consumption and public opinion had been documented long before digital platforms existed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند همبستگی میان مصرف رسانه و افکار عمومی مدت‌ها پیش از وجود پلتفرم‌های دیجیتال مستند شده بود.


6) depression

معنی فارسی: افسردگی

Analysts warned that internal studies linking the platform to depression had been suppressed rather than genuinely addressed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مطالعات داخلی‌ای که پلتفرم را به افسردگی پیوند می‌داد، سرکوب شده بود به‌جای پرداختن واقعی.

Researchers found depression rates rising among adolescents in ways that closely tracked increased platform use.

ترجمه: پژوهشگران نرخ‌های افسردگی رو به رشد در میان نوجوانان را یافتند که به شیوه‌ای نزدیک با افزایش استفاده از پلتفرم مطابقت داشت.

Historians note that depression, though a modern diagnostic term, describes suffering societies have documented for centuries.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند افسردگی، هرچند اصطلاحی تشخیصی مدرن، رنجی را توصیف می‌کند که جوامع قرن‌ها مستند کرده‌اند.


7) digital

معنی فارسی: دیجیتال

Analysts warned that the digital divide left entire communities without access to opportunities others took for granted.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شکاف دیجیتال کل جوامعی را بدون دسترسی به فرصت‌هایی که دیگران بدیهی می‌دانستند، رها کرده بود.

Officials underestimated how thoroughly digital platforms had reshaped adolescent social development.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند پلتفرم‌های دیجیتال چقدر به‌طور کامل رشد اجتماعی نوجوانان را بازشکل داده بودند.

Researchers argued that digital literacy education had failed to keep pace with the platforms it was meant to help users navigate.

ترجمه: پژوهشگران استدلال کردند آموزش سواد دیجیتال نتوانسته بود همگام با پلتفرم‌هایی که قرار بود به کاربران در پیمایششان کمک کند، پیش برود.


8) importance

معنی فارسی: اهمیت

Analysts warned that officials had understated the importance of mental health research the platforms themselves had commissioned.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اهمیت پژوهش سلامت روانی‌ای را که خود پلتفرم‌ها سفارش داده بودند، دست‌کم گرفته بودند.

Researchers stressed the importance of independent oversight that internal company reviews genuinely lacked.

ترجمه: پژوهشگران بر اهمیت نظارت مستقلی که بازبینی‌های داخلی شرکت واقعاً فاقدش بودند، تأکید کردند.

Historians note the importance of early warnings that were, at the time, dismissed as exaggerated concern.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اهمیت هشدارهای اولیه‌ای که در آن زمان به‌عنوان نگرانی اغراق‌آمیز رد شد.


9) keyboard

معنی فارسی: صفحه‌کلید

Analysts noted that behind every keyboard sat a person whose data was being systematically analyzed and monetized.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند پشت هر صفحه‌کلید فردی نشسته بود که داده‌هایش به‌طور سیستماتیک تحلیل و پول‌سازی می‌شد.

Researchers observed that keyboard interaction patterns revealed emotional states users themselves may not have recognized.

ترجمه: پژوهشگران مشاهده کردند الگوهای تعامل با صفحه‌کلید حالات عاطفی‌ای را آشکار می‌کرد که کاربران خودشان شاید تشخیص نمی‌دادند.

Historians note the keyboard interface has remained remarkably unchanged even as the platforms built upon it transformed society.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند رابط صفحه‌کلید به‌طرز چشمگیری بدون تغییر باقی مانده حتی زمانی که پلتفرم‌های ساخته‌شده بر آن جامعه را متحول کردند.


10) loneliness

معنی فارسی: تنهایی

Analysts warned that platforms marketed as connection tools had, for many users, deepened genuine loneliness.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پلتفرم‌هایی که به‌عنوان ابزارهای ارتباطی بازاریابی می‌شدند، برای بسیاری از کاربران، تنهایی واقعی را عمیق‌تر کرده بودند.

Researchers found loneliness among frequent users considerably higher than internal company assessments had acknowledged.

ترجمه: پژوهشگران تنهایی در میان کاربران پرتردد را به‌مراتب بالاتر از آنچه ارزیابی‌های داخلی شرکت پذیرفته بودند، یافتند.

Historians note loneliness as a social condition predates digital technology, though platforms may have reshaped its texture.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تنهایی به‌عنوان شرایطی اجتماعی پیش از فناوری دیجیتال وجود داشته، هرچند پلتفرم‌ها ممکن است بافتش را بازشکل داده باشند.


11) media

معنی فارسی: رسانه

Analysts warned that social media algorithms amplified content that internal reviews found genuinely harmful to vulnerable users.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند الگوریتم‌های رسانهٔ اجتماعی محتوایی را که بازبینی‌های داخلی واقعاً آسیب‌زا یافتند، تقویت کردند.

Researchers argued that media literacy had not kept pace with the sophistication of platforms distributing information.

ترجمه: پژوهشگران استدلال کردند سواد رسانه‌ای نتوانسته بود همگام با پیچیدگی پلتفرم‌های توزیع اطلاعات پیش برود.

Historians note media technologies have repeatedly transformed public discourse in ways their inventors rarely anticipated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند فناوری‌های رسانه‌ای به‌طور مکرر گفتمان عمومی را به شیوه‌هایی که مخترعانشان به‌ندرت پیش‌بینی می‌کردند، متحول کرده‌اند.


12) platform

معنی فارسی: پلتفرم

Analysts warned that the platform's design prioritized engagement metrics over the genuine wellbeing of its users.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند طراحی این پلتفرم معیارهای تعامل را بر رفاه واقعی کاربرانش اولویت داد.

Officials scrutinized a platform whose internal documents revealed considerably more awareness of harm than publicly acknowledged.

ترجمه: مقامات پلتفرمی را بررسی کردند که اسناد داخلی‌اش آگاهی به‌مراتب بیشتری از آسیب نسبت به آنچه علناً پذیرفته شده بود، آشکار کرد.

Researchers found the platform's recommendation system amplified extreme content far more than moderate alternatives.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند سیستم پیشنهادی پلتفرم محتوای افراطی را بسیار بیشتر از گزینه‌های میانه‌رو تقویت کرد.


13) poor

معنی فارسی: ضعیف، نامناسب

Analysts warned that poor design choices in the platform's interface exploited psychological vulnerabilities deliberately.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند انتخاب‌های طراحی ضعیف در رابط این پلتفرم آسیب‌پذیری‌های روانی را عمداً بهره‌برداری کرد.

Officials cited poor oversight of content moderation as a genuinely significant failure internal reviews had documented.

ترجمه: مقامات به نظارت ضعیف بر نظارت محتوایی همچون شکستی واقعاً قابل‌توجه که بازبینی‌های داخلی مستند کرده بودند، استناد کردند.

Researchers found poor mental health outcomes correlated with hours spent on platforms designed to maximize engagement.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند نتایج ضعیف سلامت روانی با ساعات صرف‌شده روی پلتفرم‌هایی طراحی‌شده برای به حداکثر رساندن تعامل، همبستگی داشت.


14) presence

معنی فارسی: حضور

Analysts warned that a constant digital presence had subtly reshaped how young people experienced solitude and reflection.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حضور دیجیتال مداوم به‌طور ظریف نحوهٔ تجربهٔ تنهایی و تأمل جوانان را بازشکل داده بود.

Researchers documented the presence of manipulative design patterns throughout interfaces marketed as neutral tools.

ترجمه: پژوهشگران حضور الگوهای طراحی دستکاری‌گرانه را در سراسر رابط‌هایی که به‌عنوان ابزارهای بی‌طرف بازاریابی می‌شدند، مستند کردند.

Historians note the mere presence of these platforms in daily life represents an unprecedented social transformation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند صرف حضور این پلتفرم‌ها در زندگی روزمره تحولی اجتماعی بی‌سابقه را نشان می‌دهد.


15) subject

معنی فارسی: در معرض قرار دادن

Analysts warned that algorithms subjected vulnerable users to content that internal research had linked to genuine psychological harm.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند الگوریتم‌ها کاربران آسیب‌پذیر را در معرض محتوایی قرار دادند که پژوهش داخلی به آسیب روانی واقعی پیوند داده بود.

Officials argued that children should not be subjected to design features engineered specifically to maximize engagement.

ترجمه: مقامات استدلال کردند کودکان نباید در معرض ویژگی‌های طراحی‌ای قرار گیرند که مخصوصاً برای به حداکثر رساندن تعامل مهندسی شده بود.

Researchers found that users were regularly subjected to manipulative prompts they rarely consciously noticed.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند کاربران به‌طور منظم در معرض پیام‌های دستکاری‌گرانه‌ای قرار می‌گرفتند که به‌ندرت آگاهانه متوجهشان می‌شدند.


16) surge

معنی فارسی: موج، افزایش ناگهانی

Analysts warned that a surge in reported anxiety coincided precisely with the platform's algorithm changes.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند موجی از اضطراب گزارش‌شده دقیقاً با تغییرات الگوریتم پلتفرم همزمان شد.

Researchers documented a surge in youth mental health referrals that closely tracked rising social media use.

ترجمه: پژوهشگران موجی در ارجاعات سلامت روانی جوانان را مستند کردند که به شیوه‌ای نزدیک با افزایش استفاده از رسانهٔ اجتماعی مطابقت داشت.

Historians note previous communication technologies produced comparable surges in public concern about their psychological effects.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند فناوری‌های ارتباطی پیشین امواج مشابهی از نگرانی عمومی دربارهٔ آثار روانی‌شان تولید کرده بودند.


17) survey

معنی فارسی: نظرسنجی

Analysts warned that internal surveys revealing genuine harm had been kept confidential rather than publicly disclosed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نظرسنجی‌های داخلی که آسیب واقعی را آشکار می‌کرد، محرمانه نگه داشته شده بود به‌جای افشای عمومی.

Officials commissioned a survey whose findings internal assessments described in far more troubling terms than announced.

ترجمه: مقامات نظرسنجی‌ای سفارش دادند که یافته‌هایش را ارزیابی‌های داخلی بسیار نگران‌کننده‌تر از اعلام‌شده توصیف کرد.

Researchers conducted a survey that confirmed patterns earlier, smaller studies had already suggested.

ترجمه: پژوهشگران نظرسنجی‌ای انجام دادند که الگوهایی را که مطالعات کوچک‌تر پیشین قبلاً پیشنهاد کرده بودند، تأیید کرد.


18) target

معنی فارسی: هدف قرار دادن

Analysts warned that advertisers specifically targeted vulnerable users identified through data the platform had collected.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تبلیغ‌کنندگان به‌طور مشخص کاربران آسیب‌پذیری را که از طریق داده‌هایی که پلتفرم جمع‌آوری کرده بود، شناسایی شدند، هدف قرار دادند.

Officials argued that algorithms targeting children with addictive features required genuinely urgent regulatory scrutiny.

ترجمه: مقامات استدلال کردند الگوریتم‌هایی که کودکان را با ویژگی‌های اعتیادآور هدف قرار می‌دهند، نیازمند بررسی نظارتی واقعاً فوری بودند.

Researchers found that targeted advertising exploited emotional states users had not consciously chosen to reveal.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند تبلیغات هدفمند حالات عاطفی‌ای را که کاربران آگاهانه انتخاب نکرده بودند آشکار کنند، بهره‌برداری می‌کرد.


19) trend

معنی فارسی: روند

Analysts warned that a troubling trend toward declining attention spans coincided with the platform's rise.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند روندی نگران‌کننده به سمت کاهش دامنهٔ توجه با ظهور این پلتفرم همزمان شد.

Researchers identified a trend in adolescent mental health statistics that internal company data had also quietly reflected.

ترجمه: پژوهشگران روندی در آمار سلامت روانی نوجوانان شناسایی کردند که داده‌های داخلی شرکت نیز به‌آرامی آن را منعکس کرده بود.

Historians note similar trends accompanied earlier communication technologies, though rarely at comparable scale or speed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند روندهای مشابهی همراه فناوری‌های ارتباطی پیشین بودند، هرچند به‌ندرت در مقیاس یا سرعت قابل‌مقایسه.


20) validate

معنی فارسی: اعتبار بخشیدن

Analysts warned that platforms were designed to validate users through likes and engagement rather than genuine connection.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پلتفرم‌ها طوری طراحی شده بودند که کاربران را از طریق لایک‌ها و تعامل به‌جای ارتباط واقعی، اعتبار بخشند.

Researchers found that seeking external validation online correlated with worsening self-esteem over time.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند جستجوی اعتبار خارجی آنلاین با بدتر شدن عزت‌نفس در طول زمان همبستگی داشت.

Historians note the human need to feel validated long predates the digital tools that now exploit it so effectively.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند نیاز انسانی به احساس اعتبار یافتن مدت‌ها پیش از ابزارهای دیجیتالی‌ای که اکنون آن را چنین مؤثر بهره‌برداری می‌کنند، وجود داشته است.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles