Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 2 (Advanced)
21) carbon
معنی فارسی: کربن
Analysts warned that carbon emissions from the industry had been consistently underreported in official statistics.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند انتشار کربن از این صنعت پیوسته در آمار رسمی کمتر از واقع گزارش شده بود.
Officials cited carbon reduction targets that internal assessments described as considerably harder to achieve than announced.
ترجمه: مقامات به اهداف کاهش کربنی استناد کردند که ارزیابیهای داخلی بسیار دشوارتر از اعلامشده برای دستیابی توصیف کرد.
Researchers found that carbon stored in the region's forests had been degrading faster than earlier models had predicted.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند کربن ذخیرهشده در جنگلهای منطقه سریعتر از آنچه مدلهای پیشین پیشبینی کرده بودند، در حال تخریب بود.
22) carbon dioxide
معنی فارسی: دیاکسید کربن
Analysts warned that rising carbon dioxide levels correlated with warming patterns internal reports had documented for decades.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سطوح رو به رشد دیاکسید کربن با الگوهای گرمایشیای که گزارشهای داخلی دههها مستند کرده بودند، همبستگی داشت.
Officials downplayed carbon dioxide emissions from a plant that internal reviews described as considerably higher than reported.
ترجمه: مقامات انتشار دیاکسید کربن از کارخانهای را کماهمیت جلوه دادند که بازبینیهای داخلی بهمراتب بالاتر از گزارششده توصیف کرد.
Researchers found carbon dioxide concentrations in the atmosphere had reached levels unprecedented in recorded history.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند غلظت دیاکسید کربن در جو به سطوحی رسیده که در تاریخ ثبتشده بیسابقه بود.
23) dust
معنی فارسی: گرد و غبار
Analysts warned that industrial dust had contaminated water supplies communities depended on for decades.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند گرد و غبار صنعتی منابع آبیای را که جوامع دههها به آنها متکی بودند، آلوده کرده بود.
Officials underestimated how severely dust pollution would affect respiratory health in nearby neighborhoods.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند آلودگی گرد و غبار چقدر شدید بر سلامت تنفسی در محلههای نزدیک اثر خواهد گذاشت.
Researchers found that airborne dust particles carried pollutants far beyond the industrial sites that produced them.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند ذرات گرد و غبار معلق در هوا آلایندهها را بسیار فراتر از سایتهای صنعتیای که تولیدشان کرده بود، حمل میکرد.
24) emit
معنی فارسی: منتشر کردن
Analysts warned that factories continued to emit pollutants at levels internal assessments had flagged as genuinely hazardous.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند کارخانهها همچنان آلایندهها را در سطوحی که ارزیابیهای داخلی واقعاً خطرناک علامتگذاری کرده بودند، منتشر میکردند.
Officials permitted facilities to emit substances that later evidence proved considerably more dangerous than acknowledged.
ترجمه: مقامات به تأسیساتی اجازه دادند موادی را منتشر کنند که شواهد بعدی بسیار خطرناکتر از پذیرفتهشده اثبات کرد.
Researchers documented emissions that vehicles emitted far exceeding the limits regulations formally established.
ترجمه: پژوهشگران انتشاراتی را مستند کردند که وسایل نقلیه بسیار فراتر از محدودیتهایی که مقررات رسمی تعیین کرده بود، منتشر میکردند.
25) enable
معنی فارسی: ممکن ساختن
Analysts warned that lax regulations had enabled practices that internal reviews described as fundamentally unsustainable.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقررات سست شیوههایی را که بازبینیهای داخلی اساساً ناپایدار توصیف کرده بودند، ممکن ساخته بود.
Officials argued that new technology would enable emissions reductions that critics considered genuinely overstated.
ترجمه: مقامات استدلال کردند فناوری جدید کاهش انتشاراتی را ممکن خواهد ساخت که منتقدان واقعاً اغراقآمیز میدانستند.
Researchers found that policy changes enabled polluters to avoid scrutiny that earlier regulations had required.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند تغییرات سیاستی به آلایندهها اجازه داد از بررسیای که مقررات پیشین میطلبید، اجتناب کنند.
26) grind
معنی فارسی: آسیاب کردن
Analysts warned that industrial processes that grind raw materials released pollutants internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند فرآیندهای صنعتیای که مواد خام را آسیاب میکنند، آلایندههایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، آزاد کردند.
Officials underestimated the dust generated when facilities grind minerals on an industrial scale.
ترجمه: مقامات گرد و غباری را که هنگام آسیاب کردن مواد معدنی در مقیاس صنعتی تولید میشد، دستکم گرفتند.
Researchers found that grinding operations released particulates considerably finer and more hazardous than earlier studies suggested.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند عملیات آسیاب کردن ذرات معلق را بسیار ریزتر و خطرناکتر از آنچه مطالعات پیشین نشان میداد، آزاد میکرد.
27) heal
معنی فارسی: بهبود یافتن
Analysts warned that ecosystems would need decades to heal from damage officials had persistently underestimated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اکوسیستمها به دههها زمان برای بهبود از آسیبی که مقامات پیوسته دستکم گرفته بودند، نیاز خواهند داشت.
Officials promised the environment would heal quickly, though internal assessments described a far slower recovery.
ترجمه: مقامات وعده دادند محیط زیست بهسرعت بهبود خواهد یافت، هرچند ارزیابیهای داخلی بهبودی بهمراتب کندتر توصیف کرد.
Researchers found that damaged wetlands healed only when pollution sources were genuinely eliminated rather than merely reduced.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند تالابهای آسیبدیده تنها زمانی بهبود یافتند که منابع آلودگی واقعاً حذف شد نه صرفاً کاهش یافت.
28) integrate
معنی فارسی: ادغام کردن
Analysts warned that officials had failed to integrate climate risk into planning decisions that internal assessments required.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در ادغام ریسک اقلیمی در تصمیمات برنامهریزیای که ارزیابیهای داخلی میطلبید، شکست خورده بودند.
Officials integrated renewable sources into the grid more slowly than internal assessments considered genuinely necessary.
ترجمه: مقامات منابع تجدیدپذیر را کندتر از آنچه ارزیابیهای داخلی واقعاً ضروری میدانستند، در شبکه ادغام کردند.
Researchers argued that environmental costs should be integrated into economic models that had long excluded them.
ترجمه: پژوهشگران استدلال کردند هزینههای زیستمحیطی باید در مدلهای اقتصادیای که مدتها آنها را حذف کرده بودند، ادغام شوند.
29) leading
معنی فارسی: پیشرو
Analysts warned that leading polluters faced considerably less scrutiny than their environmental impact genuinely warranted.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند آلایندههای پیشرو بررسی بهمراتب کمتری نسبت به آنچه تأثیر زیستمحیطیشان واقعاً میطلبید، دریافت کردند.
Officials praised leading companies for reforms that internal assessments described in far more modest terms.
ترجمه: مقامات شرکتهای پیشرو را برای اصلاحاتی ستودند که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف کرد.
Researchers identified the leading causes of pollution as ones officials had persistently declined to regulate.
ترجمه: پژوهشگران علل پیشرو آلودگی را شناسایی کردند که مقامات پیوسته از تنظیمشان امتناع کرده بودند.
30) moreover
معنی فارسی: افزون بر این
Analysts warned that emissions had risen sharply; moreover, officials had actively discouraged independent verification of the data.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند انتشارات بهشدت افزایش یافته بود؛ افزون بر این، مقامات فعالانه راستیآزمایی مستقل دادهها را دلسرد کرده بودند.
Officials claimed the policy was working; moreover, they dismissed evidence that directly contradicted this assessment.
ترجمه: مقامات ادعا کردند این سیاست کارآمد است؛ افزون بر این، شواهدی را که مستقیماً با این ارزیابی در تضاد بود، رد کردند.
Researchers found pollution levels exceeded safe limits; moreover, exposure had increased considerably among vulnerable populations.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند سطوح آلودگی از حدود ایمن فراتر رفته بود؛ افزون بر این، مواجهه در میان جمعیتهای آسیبپذیر بهطور قابلتوجهی افزایش یافته بود.
31) object
معنی فارسی: اعتراض کردن
Analysts warned that communities objected to industrial expansion that internal assessments had linked to genuine health risks.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند جوامع به گسترش صنعتیای که ارزیابیهای داخلی به ریسکهای سلامتی واقعی پیوند داده بودند، اعتراض کردند.
Officials dismissed residents who objected to pollution levels that later evidence proved entirely justified concerns.
ترجمه: مقامات ساکنانی را که به سطوح آلودگی اعتراض کردند رد کردند، ساکنانی که شواهد بعدی نگرانیهایشان را کاملاً موجه اثبات کرد.
Researchers noted that scientists objected to methodology that internal reviews had described as fundamentally flawed.
ترجمه: پژوهشگران اشاره کردند دانشمندان به روششناسیای که بازبینیهای داخلی اساساً ناقص توصیف کرده بودند، اعتراض کردند.
32) pollutant
معنی فارسی: آلاینده
Analysts warned that a dangerous pollutant had been discharged for years without genuine public disclosure.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند آلایندهای خطرناک سالها بدون افشای عمومی واقعی تخلیه شده بود.
Officials underestimated how far the pollutant had spread through the region's groundwater system.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند آلاینده چقدر در سیستم آبهای زیرزمینی منطقه گسترش یافته بود.
Researchers traced the pollutant to a source that internal company records had concealed for over a decade.
ترجمه: پژوهشگران آلاینده را به منبعی ردیابی کردند که سوابق داخلی شرکت بیش از یک دهه پنهانش کرده بود.
33) powder
معنی فارسی: پودر
Analysts warned that a fine powder released during production posed risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پودری ریز که در حین تولید آزاد میشد، ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، داشت.
Officials permitted facilities to release powder into the air at levels critics considered genuinely hazardous.
ترجمه: مقامات به تأسیسات اجازه دادند پودر را در سطوحی که منتقدان واقعاً خطرناک میدانستند، در هوا آزاد کنند.
Researchers found that powder particles small enough to enter the lungs had been detected far from the factory itself.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند ذرات پودری به اندازهٔ کافی کوچک برای ورود به ریهها، در فاصلهای دور از خود کارخانه شناسایی شده بود.
34) prompt
معنی فارسی: برانگیختن
Analysts warned that mounting evidence should prompt immediate regulatory action officials had persistently delayed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شواهد روبهرشد باید اقدام نظارتی فوریای را که مقامات پیوسته به تعویق انداخته بودند، برانگیزد.
Officials were prompted to act only after public pressure made continued inaction politically untenable.
ترجمه: مقامات تنها پس از آنکه فشار عمومی بیعملی مداوم را سیاسی غیرقابلدفاع کرد، برانگیخته به اقدام شدند.
Researchers hoped their findings would prompt a genuine reassessment of policies long considered adequate.
ترجمه: پژوهشگران امیدوار بودند یافتههایشان بازنگری واقعیای در سیاستهایی که مدتها کافی تلقی میشد، برانگیزد.
35) reject
معنی فارسی: رد کردن
Analysts warned that officials rejected proposals that internal assessments had described as genuinely necessary.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات پیشنهادهایی را که ارزیابیهای داخلی واقعاً ضروری توصیف کرده بودند، رد کرده بودند.
Officials rejected an independent study whose conclusions directly contradicted the reassuring statements they had repeatedly offered.
ترجمه: مقامات مطالعهای مستقل را رد کردند که نتیجهگیریهایش مستقیماً با بیانیههای اطمینانبخشی که بارها ارائه داده بودند، در تضاد بود.
Researchers found their warnings rejected for years before evidence made continued denial genuinely untenable.
ترجمه: پژوهشگران هشدارهایشان را سالها رد شده یافتند پیش از آنکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابلدفاع کند.
36) skeptic
معنی فارسی: شکاک
Analysts warned that officials treated genuine skeptics as obstacles rather than sources of valuable scrutiny.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با شکاکان واقعی همچون مانع بهجای منابع بررسی ارزشمند رفتار کردند.
Officials dismissed skeptics whose concerns internal documents would later substantially confirm.
ترجمه: مقامات شکاکانی را رد کردند که نگرانیهایشان اسناد داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأیید کرد.
Researchers noted that skeptics within the agency itself had raised warnings that were, at the time, ignored.
ترجمه: پژوهشگران اشاره کردند شکاکان درون خود آژانس هشدارهایی مطرح کرده بودند که در آن زمان نادیده گرفته شد.
37) substance
معنی فارسی: ماده
Analysts warned that a hazardous substance had been released without the disclosure regulations genuinely required.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مادهای خطرناک بدون افشایی که مقررات واقعاً میطلبید، آزاد شده بود.
Officials downplayed a substance that internal assessments described as considerably more dangerous than announced.
ترجمه: مقامات مادهای را کماهمیت جلوه دادند که ارزیابیهای داخلی بهمراتب خطرناکتر از اعلامشده توصیف کرد.
Researchers identified the substance in soil samples collected miles from where it was officially reported.
ترجمه: پژوهشگران ماده را در نمونههای خاکی که مایلها دورتر از آنچه رسماً گزارش شده بود، جمعآوری شده بود، شناسایی کردند.
38) substantially
معنی فارسی: بهطور قابلتوجه
Analysts warned that emissions had risen substantially beyond levels officials had publicly acknowledged.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند انتشارات بهطور قابلتوجهی فراتر از سطوحی که مقامات علناً پذیرفته بودند، افزایش یافته بود.
Officials claimed pollution had substantially decreased, though internal data described a far more modest change.
ترجمه: مقامات ادعا کردند آلودگی بهطور قابلتوجهی کاهش یافته، هرچند دادههای داخلی تغییری بهمراتب متواضعتر توصیف کرد.
Researchers found substantially higher contamination levels than earlier, smaller studies had detected.
ترجمه: پژوهشگران سطوح آلودگی بهطور قابلتوجهی بالاتر از آنچه مطالعات کوچکتر پیشین شناسایی کرده بودند، یافتند.
39) ton
معنی فارسی: تن
Analysts warned that thousands of tons of waste had been discharged without genuine oversight.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هزاران تن زباله بدون نظارت واقعی تخلیه شده بود.
Officials underestimated the tons of pollutants a single facility could release over just a few years.
ترجمه: مقامات تنهای آلایندهای را که یک تأسیسات واحد میتوانست تنها ظرف چند سال آزاد کند، دستکم گرفتند.
Researchers calculated the tons of carbon the industry emitted annually, a figure considerably higher than official reports.
ترجمه: پژوهشگران تنهای کربنی را که صنعت سالانه منتشر میکرد محاسبه کردند، رقمی بهمراتب بالاتر از گزارشهای رسمی.
40) transport
معنی فارسی: حملونقل
Analysts warned that emissions from transport received considerably less regulatory attention than other industrial sources.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند انتشارات از حملونقل توجه نظارتی بهمراتب کمتری نسبت به منابع صنعتی دیگر دریافت کرد.
Officials underestimated how severely reforming transport infrastructure would affect communities dependent on older systems.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند اصلاح زیرساخت حملونقل چقدر شدید بر جوامعی که به سیستمهای قدیمیتر متکی بودند، اثر خواهد گذاشت.
Researchers found that transport-related pollution disproportionately affected neighborhoods already struggling with poor air quality.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند آلودگی مرتبط با حملونقل بهطور نامتناسبی محلههایی را که پیشتر با کیفیت هوای ضعیف دستوپنجه نرم میکردند، تحت تأثیر قرار داد.