~6 دقیقه مطالعه • بروزرسانی ۸ فروردین ۱۴۰۵
مرز تهدید شده امپراتوری روم
امپراتوری روم با مرزی به طول شانزده هزار کیلومتر، در هر نقطه و هر لحظه در معرض تهاجم اقوامی بود که تمدن به فسادشان نکشیده بود اما در حسرت استفاده از ثمرات آن بودند.
ایران فقط یک بخش از این مرز وسیع را تشکیل میداد. ایرانیان از ایام پیشین نیرومندتر میشدند و تقریباً تمام سرزمینی را که داریوش اول هزار سال پیش در تصرف داشت دوباره تسخیر میکردند.
در باختر ایران اعراب بدوی زندگی میکردند که حتی تدبیرمندترین زمامداران هم فکر تسخیر نیمی از امپراتوری توسط آنان را مسخره میدانستند. در جنوب ایالات رومی آفریقا، بربرها، نومیدیاییها، مورها و حبشیها با صبر و خشم منتظر ضعف نظامی یا اخلاقی روم بودند.
اسپانیا با کوههای صعبالعبور و دریاهای احاطهکنندهاش امن به نظر میرسید، اما در قرن چهارم به تصرف ژرمنها و در قرن هشتم به دست مسلمانان درآمد. گل از حیث نظم، ثروت و ادبیات لاتینی مایه مباهات امپراتوری بود، اما هر نسل مجبور به دفاع در برابر توتونها بود که زنانشان بارورتر از مزارعشان بودند.
مستعمره بریتانیا نیز مدام تحت تهدید سکوتها، پیکتها و دزدان دریایی ساکسون و نورس قرار داشت. سواحل نروژ کمینگاه دزدان دریایی بود و مردم آنجا جنگ را آسانتر از کشاورزی میدانستند.
گوتها ادعا میکردند وطن دیرینشان جنوب سوئد است. ویزیگوتها به سمت دانوب و اوستروگوتها میان دنیستر و دون گسترش یافتند. در قلب اروپا طوایف بیآرامی مانند تورینگنیها، بورگوندیها، آنگلها، ساکسونها، جوتها، فریزیاییها، گپیدها، کوادیها، واندالها، آلمانیها، سوئبها، لومباردها و فرانکها زندگی میکردند که بعدها نقشه اروپا را تغییر دادند.
امپراتوری روم جز در بریتانیا دیوار دفاعی جدی نداشت و تنها دژها و پادگانهای پراکنده مرزها را مشخص میکردند. بالا بودن زاد و ولد خارج از مرز و سطح زندگی داخل، مهاجرت و تجاوز را امری مقدور ساخته بود.
بربرها؛ واقعیت یا برچسب تاریخی
روایتی که این طوایف ژرمن را بربر میخواند نیاز به تعدیل دارد. واژه بربر (barbari) ستایشآمیز نبود و احتمالاً با واروارا در سانسکریت مرتبط است.
ژرمنها طی پنج قرن تجارت و جنگ با فرهنگ رومی آشنا شده بودند. بسیاری نوشتن و حکومت طبق قوانین ثابت را از رومیان اقتباس کرده بودند. اخلاق جنسیشان اغلب برتر از یونانیان و رومیان بود و رشادت، مهماننوازی و شرافتمندیشان رومیان را شرمنده میکرد.
آنها فردگرا بودند اما بیرحمتر از رومیان نبودند. گوتها و دیگر متجاوزان تمدن رومی را بالاتر از خود میدانستند و بیشتر به تحصیل آن تمایل داشتند تا تخریبش. دو قرن تنها ورود به امپراتوری و بهرهبرداری از زمینهای بلااستفاده را طلب میکردند و حتی در دفاع از آن شرکت فعال داشتند.
مهاجرت صلحآمیز و ژرمنسازی ارتش روم
از زمان آگوستوس سیاست اسکان بربرها در داخل مرزها آغاز شد تا کمبود نیروی لژیونها جبران شود. آورلیوس، آورلیانوس و پروبوس این رویه را ادامه دادند.
تا پایان قرن چهارم، ساکنان ایالتهای بالکان و گل شرقی عمدتاً ژرمن شده بودند. ارتش روم نیز ژرمن شد و بسیاری از مقامات عالی سیاسی و نظامی به توتونها رسید. رومیان به پوشیدن نیمتنههای پوستی، موی بلند و حتی شلوار روی آوردند که موجب صدور فرمانهای شدیداللحن امپراتوران در سالهای ۳۹۷ و ۴۱۶ شد.
سابقاً امپراتوری این عناصر را رومی میکرد، اما حالا مهاجران رومیان را بربر میکردند.
هجوم هونها و فاجعه آدریانوپل
هونها از جلگههای مغولی به روسیه حمله کردند، آلانها را شکست دادند و اوستروگوتها را درهم شکستند. ارماناریک پادشاه اوستروگوتها شکست خورد و بخشی از قومش به هونها پیوستند.
ویزیگوتها تقاضای عبور از دانوب کردند. والنس اجازه داد اما صاحبمنصبان رومی مهاجران را غارت کردند. غذا به قیمت گزاف فروخته میشد و گوتها ناچار کودکان خود را به بردگی میدادند.
فریتیگرن پیشوای گوتها به جنگ برانگیخته شد. در نبرد آدریانوپل سال ۳۷۸، سوارهنظام گوتها بر پیادهنظام روم چیره شد. دو سوم ارتش روم نابود گردید و والنس در آتش سوخت. این شکست فاجعهآمیزترین شکست روم از زمان کانای بود و تا قرن چهاردهم سوارهنظام بر جنگ حکمفرما شد.
امپراتوران نجاتبخش والنتینیانوس و تئودوسیوس
والنتینیانوس اول مرزها را مستحکم کرد، ارتش را منظم ساخت، ژرمنها را عقب راند و اصلاحاتی مانند منع کودککشی، تأسیس دانشکدهها و تقلیل مالیاتها انجام داد.
پس از مرگ او، گراتیانوس و سپس تئودوسیوس اول کبیر قدرت گرفتند. تئودوسیوس گوتها را به ارتش پیوست، غاصبان را در غرب شکست داد و در ماجرای تسالونیکا پس از کشتار، در برابر قدیس آمبروسیوس استغفار کرد.
او در سال ۳۹۵ درگذشت و امپراتوری بین آرکادیوس و هونوریوس تقسیم شد.
ستیلیکو، آلاریک و غارت رم در سال ۴۱۰
ستیلیکو سردار واندالتبار غرب را در برابر آلاریک دفاع کرد اما به دستور هونوریوس کشته شد. آلاریک پس از مرگ تئودوسیوس به یونان سپس ایتالیا حمله کرد.
در سال ۴۰۲ در پولنتیا نبرد کرد اما نتیجه قطعی نبود. در سال ۴۰۸ رم را محاصره کرد و سرانجام با دریافت غرامت هنگفت وارد شهر شد.
در سال ۴۱۰ گوتها سه روز رم را غارت کردند اما کلیساهای سن پیتر و سن پائولو محفوظ ماندند.
وضعیت داخلی ایتالیا و انحطاط اقتصادی
جمعیت ایتالیا به شدت کاهش یافته بود. طبقات متوسط نابود شده، زمینهای وسیعی بایر مانده و بردهداری رو به زوال رفت. مقدمات فئودالیسم شکل گرفت.
رم همچنان مرکز فرهنگی بود اما فساد مالی و اداری شدید شده بود. سالویانوس فساد اخلاقی رومیان را محکوم کرد و بربرها را عادلتر و رئوفتر دانست.
نمایشهای گلادیاتوری تا سال ۴۰۴ ادامه داشت و هونوریوس آن را ممنوع کرد.
هجوم واندالها به رهبری گایسریک و غارت رم ۴۵۵
واندالها از جبلالطارق گذشتند، کارتاژ را تسخیر کردند و در سال ۴۵۵ رم را چهار روز غارت کردند. گایسریک اموال نجبا و کلیسا را مصادره کرد.
آتیلا هون و نبرد کاتالونیا
آتیلا پادشاه هونها بالکان را ویران کرد. در سال ۴۵۱ در دشتهای کاتالونیا با ائتیوس و تئودوریک ویزیگوت مواجه شد. سال بعد به ایتالیا حمله کرد اما پس از دیدار با پاپ لئوی اول عقبنشینی کرد و در سال ۴۵۳ درگذشت.
سقوط نهایی امپراتوری غرب در سال ۴۷۶
پس از قتل ائتیوس و والنتینیانوس سوم، هرج و مرج افزایش یافت. اودوآکر در سال ۴۷۶ رومولوس آگوستولوس را خلع کرد و امپراتوری غرب عملاً پایان یافت.
ژرمنها ایتالیا را تسخیر کردند، شهرنشینی جای خود را به زندگی روستایی داد و کشورهای اروپای نوین شکل گرفتند. امپراتوری غرب از میان رفت اما تمدن جدید اروپا زاده شد.
نوشته و پژوهش شده توسط دکتر شاهین صیامی