~5 دقیقه مطالعه • بروزرسانی ۴ فروردین ۱۴۰۵
مقدمه
پس از برانداختن آخرین پادشاه اتروسکی در سال ۵۰۸ ق.م، جمهوری روم پا گرفت. اما این جمهوری از همان آغاز صحنه تنازع شدیدی میان دو طبقه اصلی جامعه بود: پاتریسینها (اشراف) و پلبها (مردم عادی). این نبرد طبقاتی نزدیک به دو قرن ادامه یافت و همزمان با آن، روم به تدریج تمام شبهجزیره ایتالیا را به زیر فرمان خود درآورد.
پاتریسینها و پلبها
پاتریسینها نوادگان خانوادههای برجستهای بودند که رومولوس آنها را برای تشکیل سنا برگزیده بود. خانوادههایی مانند مانلیها، والریها، کورنلیها، فابیها و کلاودیها برای پنج قرن سرداران و قانونگذاران روم بودند. آنها بهترین زمینها را در اختیار داشتند و قدرت سیاسی را در دست نگه میداشتند.
پلبها توده اصلی شهروندان را تشکیل میدادند؛ شامل کشاورزان، پیشهوران و روستاییان. بسیاری از آنها کلاینت (وابسته) یک پاتریسین بودند و در برابر حمایت او، در جنگ و صلح خدمت میکردند. بردگان در پایینترین رده قرار داشتند.
دلایل نارضایتی پلبها
پلبها از قوانین سنگین بدهی، خطر فروش به بردگی، محرومیت از زمینهای فتحشده و نبود حق دسترسی به مقامات مهم شکایت داشتند. قانون اولیه جمهوری به بستانکار اجازه میداد بدهکار را زندانی کند، به بردگی بفروشد یا حتی بکشد.
جنبش پلبها و دستاوردهای اولیه
در سال ۴۹۴ ق.م پلبها به تپه مقدس کوچیدند و اعتصاب کردند. سنا ناچار شد امتیازاتی بدهد: بخشودگی یا کاهش بدهیها و انتخاب دو تریبون پلبی برای دفاع از حقوق مردم.
در سال ۴۵۱–۴۵۰ ق.م الواح دوازدهگانه تدوین و در فوروم نصب شد. این نخستین قانون مکتوب روم بود که قانون را از دین جدا کرد و آغاز عصر جدیدی در تاریخ حقوق به شمار میرود.
قوانین لیکینیوس و پیروزی تدریجی پلبها
در سال ۳۷۶ ق.م دو تریبون به نامهای لیکینیوس و سکستیوس پیشنهادهایی ارائه کردند که سرانجام در ۳۶۷ ق.م پذیرفته شد: محدود کردن مالکیت زمین، کاهش بدهیها و الزام انتخاب حداقل یک کنسول از پلبها.
پس از آن، پلبها به تدریج به مقامات دیکتاتوری (۳۵۶ ق.م)، سنسوری (۳۵۱ ق.م)، پرایتوری (۳۳۷ ق.م) و کاهنی (۳۰۰ ق.م) راه یافتند. در سال ۲۸۷ ق.م قانون هورتنسیا تصویب شد و تصمیمات انجمن قبیلهای پلبها قدرت قانون یافت.
ساختار قانون اساسی جمهوری روم
جمهوری روم ترکیبی هوشمندانه از دموکراسی، آریستوکراسی و عناصر سلطنتی بود که پولوبیوس آن را بهترین حکومت زمان خود میدانست.
انجمنها
انجمن سدانه (کومیتیا سنتوریاتا) متشکل از دستههای صد نفری بود و بر اساس ثروت سازمان یافته بود. این انجمن کنسولها را انتخاب میکرد و درباره جنگ و صلح تصمیم میگرفت.
انجمن قبیلهای (کومیتیا تریبیوتا) دموکراتیکتر بود و پس از قانون هورتنسیا قدرت قانونگذاری یافت.
سنا
سنا قدرتمندترین نهاد بود. اعضای آن برای تمام عمر انتخاب میشدند و امور خارجه، مالیات، جنگ و اداره ایالات را در دست داشتند. سنا در عمل بر کنسولها و مجامع نظارت کامل داشت.
فرمانروایان (مجریان)
- کنسولها: دو تن با قدرت برابر، فرمانده کل قوا و مجری قوانین - تریبونهای پلبی: با حق وتو، مدافع حقوق مردم - سنسورها: نظارت بر اخلاق، آمار و دارایی شهروندان - پرایتورها: دادرسی و تفسیر قانون - آیدیلیسها: اداره شهر، بازارها و جشنها - دیکتاتور: در مواقع بحرانی با قدرت مطلق برای حداکثر شش ماه یا یک سال
قانون رومی و سپاه جمهوری
الواح دوازدهگانه پایه حقوق رومی برای نهصد سال شد. قانون از دین جدا گردید و وکلا جایگزین کاهنان شدند.
سپاه جمهوری بر پایه انضباط شدید و سازمان لژیون استوار بود. لژیونها به مانیپولها تقسیم میشدند و انعطافپذیری بالایی داشتند. سربازان ده سال خدمت میکردند و غنایم جنگ پاداش آنها بود.
فتح ایتالیا
روم پس از سقوط سلطنت، ابتدا با همسایگان نزدیک خود درگیر شد: سابینها، لاتینها، ولسکیها و اتروسکها.
در سال ۳۹۰ ق.م گلها (سلتها) به رم حمله کردند، شهر را غارت کردند و کاپیتول را محاصره کردند. رومیان با پرداخت هزار پوند طلا آنها را بیرون راندند.
جنگهای طولانی با سامنیتها (سه جنگ سامنیت) مهمترین مرحله فتح بود. شکست سنگین در کاودین (۳۲۱ ق.م) و پیروزی قاطع در سنتینوم (۲۹۵ ق.م) سرنوشت جنگ را رقم زد.
در جنوب، جنگ با پورهوس پادشاه اپیروس رخ داد. پورهوس دو پیروزی به دست آورد اما تلفات سنگین او اصطلاح «پیروزی پیرهوسی» را پدید آورد. سرانجام در بنونتوم (۲۷۵ ق.م) شکست خورد و تارنتوم در ۲۷۲ ق.م تسلیم شد.
نتیجهگیری
در فاصله ۵۰۸ تا ۲۶۴ ق.م روم همزمان دو نبرد بزرگ را پیش برد: نبرد طبقاتی در داخل که به گسترش حقوق سیاسی پلبها انجامید و نبرد خارجی که به فتح کامل ایتالیا از شمال تا جنوب انجامید. این دو فرآیند، جمهوری روم را برای رویارویی بزرگ بعدی با کارتاژ در جنگهای پونی آماده ساخت.
نوشته و پژوهش شده توسط دکتر شاهین صیامی