شکیبایی دراز فیلیپ
مهمترین کارنامهٔ الیزابت شیوهٔ برخورد او با اسپانیا بود. او فیلیپ را امیدوار نگه داشت که با خودش یا پسرش ازدواج خواهد کرد؛ و فیلیپ به امید به دست آوردن انگلستان با یک حلقهٔ ازدواج آنقدر صبر کرد که دوستانش از او رویگردان شدند و الیزابت نیرو گرفت. هرچند پاپ، امپراتور و ملکهٔ تیرهبخت اسکاتلند میخواستند او به انگلستان حمله کند، فیلیپ به فرانسه اعتماد نداشت و در هلند گرفتار بود و نمیخواست دست به چنین قمار بیحسابی بزند؛ میترسید با حمله به انگلستان، فرانسه بیدرنگ بر هلند اسپانیا بتازد. او از برانگیختن شورش در هر جای جهان بیزار بود و با عادت دیرینهاش به درنگ، امید داشت الیزابت روزی یکی از راههای خروجی را که طبیعت پیش پای همهٔ ما نهاده است برگزیند؛ و شتابی نداشت تاج انگلستان را به ملکهٔ جوان اسکاتلندی که دلبستهٔ فرانسه بود بسپارد. سالها پاپ را از تکفیر الیزابت بازداشت، دربارهٔ رفتار او با کاتولیکهای انگلیسی خاموش ماند و به اعتراضهای او دربارهٔ بدرفتاری با پروتستانهای انگلیسی در اسپانیا پاسخی نداد. با آنکه کشتیهای مسلح انگلیسی به مستعمرات و تجارت اسپانیا میتاختند، نزدیک به سی سال با انگلستان در صلح ماند.
دریایی بی ده فرمان
سرشت آدمی در رفتار دولتها هم آشکار میشود؛ دولتها به ما شبیهاند و مانند انسانی رفتار میکنند که هنوز زور و دین او را رام نکرده است. وجدان از پاسبان پیروی میکند، اما دولتها پاسبان ندارند. در دریاها از ده فرمان خبری نبود و بازرگانان تنها با اجازهٔ دزدان دریایی تجارت میکردند. قایقهای کوچک دزدان دریایی در خلیجکهای ساحل بریتانیا پناه میگرفتند و برای ربودن هر چه میتوانستند بیرون میآمدند؛ و اگر قربانیان اسپانیایی بودند، انگلیسیها از غارت پاپیها نوعی شور دینی احساس میکردند. مردان بیباکی چون جان هاکینز و فرانسیس دریک با کشتیهای مسلح خصوصی در اقیانوسها تاختوتاز میکردند. الیزابت هرچند به ظاهر موافق نبود، مزاحمشان نمیشد، زیرا در کشتیهای مسلح خصوصی نطفهٔ نیروی دریایی انگلستان و در دریانوردان ماجراجو دریاسالاران آیندهٔ خود را میدید. بندر لاروشل که در دست پروتستانهای فرانسوی بود، میعادگاه کشتیهای انگلیسی، هلندی و هوگنو شد که کشتیهای تجاری کاتولیک را زیر هر پرچمی شکار میکردند و گاه به کشتیهای پروتستان هم حمله میبردند.
تجارت برده
این مردان از دزدی دریایی به تجارت پرسود برده رو آوردند که پرتغالیها یک قرن پیشتر باب کرده بودند. بومیان مستعمرات اسپانیا در آمریکا زیر کارهایی که با آبوهوا و توان جسمیشان سازگار نبود تلف میشدند و تقاضا برای کارگران دیگر بالا رفت. حتی لاس کاساس، مدافع بومیان، به شارل اول پادشاه اسپانیا پیشنهاد کرده بود آفریقاییها را برای کارهای سنگین به آنجا ببرند و شارل پذیرفته بود؛ اما فیلیپ دوم این تجارت را نکوهش کرد و به حاکمان اسپانیایی آمریکا دستور داد بی پروانهٔ شاهی، که بندرت و با هزینهٔ گزاف صادر میشد، هیچ بردهٔ آفریقایی را نپذیرند.
هاکینز که میدانست برخی حاکمان از این دستور سرپیچی میکنند، در ۱۵۶۲ سه کشتی به آفریقا برد، به نقل کتاب حدود سیصد آفریقایی را اسیر کرد، به هند غربی برد و در برابر شکر، ادویه و دارو به مهاجران اسپانیایی فروخت. پس از بازگشت لرد پمبروک و دیگران را به سرمایهگذاری در سفری پرخطر دیگر برانگیخت و الیزابت را راضی کرد یکی از بهترین کشتیهایش را در اختیارش بگذارد. در ۱۵۶۴ با چهار کشتی به جنوب رفت، چهارصد آفریقایی را اسیر کرد، اسپانیاییهای مستعمرات را با تهدید وادار به خرید آنان کرد و با بازگشت به انگلستان سود را میان ملکه و حامیانش تقسیم کرد و قهرمان شناخته شد. ملکه از سرمایهاش شصت درصد سود برد.
در ۱۵۶۷ الیزابت کشتی خود به نام «عیسی» را به او اجاره داد و هاکینز با آن و چهار کشتی دیگر باز به آفریقا رفت، هر چه توانست اسیر گرفت و آنان را در آمریکا نفری صد و شصت لیره فروخت؛ اما در راه بازگشت، با باری که صد هزار لیره برآورد میشد، در سان خوان دی اولوا در ساحل مکزیک مورد حملهٔ ناوگانی اسپانیایی قرار گرفت و همهٔ کشتیهایش جز دو کشتی کوچک تدارکاتی از دست رفت. او پس از هزار خطر در ۱۵۶۹ با همان دو کشتی و دستِ خالی به انگلستان رسید.
سفر فرانسیس دریک به دور جهان
از جملهٔ بازماندگان آن سفر جوانی از خویشان هاکینز به نام فرانسیس دریک بود. دریک که با هزینهٔ هاکینز درس خوانده بود، فرزند دریا شد؛ در بیست و دو سالگی فرماندهی کشتیای را در سفر ناکام هاکینز داشت و در بیست و سه سالگی جز نامش همه چیز را باخته بود و سوگند خورد از اسپانیا انتقام بگیرد. در بیست و پنج سالگی الیزابت او را به فرماندهی یک کشتی مسلح خصوصی گماشت. در ۱۵۷۳، در بیست و هشت سالگی، محافظان کاروانی حامل شمش نقره را در ساحل پاناما شکست داد و با انتقام و غنیمت به انگلستان بازگشت. وقتی اسپانیا خواستار اعدامش شد، مشاوران ملکه سه سال او را پنهان نگاه داشتند.
سپس لستر، والسینگم و هتن چهار کشتی کوچک با ظرفیت رویهمرفته سیصد و هفتاد و پنج تن در اختیارش گذاشتند و او در ۱۵ نوامبر ۱۵۷۷ از پلیموث به سفری رفت که دومین دور دنیا شد. وقتی کشتیها از تنگهٔ ماژلان بیرون آمدند، توفانی سهمگین آنها را برای همیشه پراکنده کرد. دریک تنها با کشتی «پلیکان» از کنارهٔ غربی آمریکای جنوبی و شمالی بالا رفت و به ناحیهای رسید که کتاب آن را سانفرانسیسکو میخواند، و در راه کشتیهای اسپانیایی را غارت کرد. سپس با جسارت به سوی غرب و فیلیپین راند، از راه جزایر ملوک به جاوه رفت، اقیانوس هند را تا آفریقا پیمود، از دماغهٔ امید نیک گذشت، اطلس را پشت سر گذاشت و در ۲۶ سپتامبر ۱۵۸۰، سی و چهار ماه پس از حرکت، به پلیموث بازگشت. به نقل کتاب غنایمی به ارزش ششصد هزار لیره آورد که دویست و هفتاد و پنج هزار لیرهٔ آن به ملکه رسید. انگلیسیها او را بزرگترین دریانورد عصر خواندند؛ الیزابت در کشتی او شام خورد و به او لقب شهسواری داد.
صلحی تنها در نام
در تمام این مدت انگلستان به ظاهر با اسپانیا در صلح بود. فیلیپ پیاپی شکایت میکرد و ملکه عذر میخواست، غنایم را به جیب میزد و یادآور میشد که فیلیپ نیز با یاری به شورشیان ایرلندی «قانون» بینالمللی را شکسته است. وقتی سفیر اسپانیا او را به جنگ تهدید کرد، او با سخن از ازدواج با آلانسون و اتحاد با فرانسه او را ترساند. فیلیپ که سرگرم گشودن پرتغال بود، به سفیرش دستور داد صلح را برهم نزند. مثل همیشه بخت یار سیاست دودلی او بود. اگر فرانسهٔ کاتولیک گرفتار جنگ داخلی نبود، اگر اتریشِ کاتولیک و امپراتور سرگرم جنگ با ترکان عثمانی نبودند و اگر روابط اسپانیا با پرتغال، فرانسه، پاپ و اتباع هلندیاش تیره نشده بود، کسی نمیداند بر سر الیزابت چه میآمد.
هلند و گنج توقیفشده
الیزابت سالها در برابر هلند سیاستی مبهم داشت و آن را با دگرگونی رویدادها هماهنگ میکرد و هیچ تهمت بیتصمیمی یا خیانتی او را کورکورانه به سویی نمیراند. از کالونیان هلند هم مانند پیرایشگران انگلیسی خوشش نمیآمد و چون فیلیپ رغبتی به شورش نداشت. اما ارزش تجارت بیوقفه با هلند را برای اقتصاد انگلستان میدانست و میخواست به شورشیان هلندی آنقدر کمک کند که نه مقهور اسپانیا شوند و نه خود را به دامن فرانسه بیاندازند؛ چون تا شورش هلند ادامه داشت، اسپانیا نمیتوانست در انگلستان دخالت کند.
بختی ناگهانی به او امکان داد هم به شورشیان کمک کند و هم خزانهاش را پر کند. در دسامبر ۱۵۶۸ چند کشتی اسپانیایی که به نقل کتاب صد و پنجاه هزار لیره برای مواجب سربازان آلوا در هلند میبردند، زیر فشار کشتیهای مسلح خصوصی انگلیسی به بندرهای مانش پناه بردند. الیزابت که تازه از فاجعهٔ هاکینز در سان خوان دی اولوا باخبر شده بود، فرصت را برای جبران زیان انگلستان مناسب دید. از اسقف جوئل پرسید آیا حق دارد گنج اسپانیا را ضبط کند، و او پاسخ داد چون خدا بیگمان پروتستان است، از غارت پاپیها خشنود خواهد شد. افزون بر این، ملکه خبر یافته بود که فیلیپ این پول را از بانکداران جنوا وام گرفته و تنها پس از رسیدن سالم آن به آنتورپ مالکیتش را میپذیرد.
الیزابت پول را به خزانهٔ خود فرستاد. فیلیپ اعتراض کرد، آلوا همهٔ اتباع و اموال انگلیسی در هلند را توقیف کرد و الیزابت همهٔ اسپانیاییهای مقیم انگلستان را بازداشت کرد. اما نیاز دو طرف به تجارت با یکدیگر رفتهرفته روابط عادی را بازگرداند. آلوا حاضر نشد به جنگی کشیده شود که تنها الیزابت را به اتحاد آشکار با شورشیان میراند. فیلیپ خونسردیاش را حفظ کرد و الیزابت پولها را.