~9 دقیقه مطالعه • بروزرسانی ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
ایتالیای پیش از رنسانس (۱۰۵۷–۱۳۰۸)
I – سیسیل در دوران استیلای نورمانها (۱۰۹۰–۱۱۹۴)
نورمانها با توانایی فوقالعادهای خود را با محیطهای مختلف از اسکاتلند تا سیسیل سازگار کردند و نواحی و اقوام خموده را با نیروی شدیدی برانگیختند. در عرض یک قرن پرآشوب، آنها جانشین عمال امپراتوری بیزانس بر نواحی جنوبی ایتالیا شدند و پس از مسلمانان سیسیل را اداره کردند. در سال ۱۰۶۰ روژه اول گیسکار با دسته کوچکی از دریازنان به سیسیل دستاندازی کرد و تا سال ۱۰۹۱ استیلای وی کامل شد. در سال ۱۰۸۵ ایتالیای نورمان روژه را فرمانروای خود شناخت و هنگام مرگ وی در ۱۱۰۱ سلطنت سیسیلهای دوگانه یعنی جزیره سیسیل به اضافه نواحی جنوبی ایتالیا یکی از دول مقتدر اروپا به شمار میرفت.
نظارت بر تنگه مسینا و هشتاد کیلومتر دریای میان سیسیل و آفریقا به نورمانها مزیت تجاری و نظامی قاطعی داد. شهرهای آمالفی، سالرنو و پالرمو کانونهایی برای بازار گرم تجاری با تمامی بنادر مدیترانه از جمله مراکز بازرگانی مسلمانان در تونس و اسپانیا گردیدند. سیسیل که اکنون تیولنشین پاپ بود به جای مساجد مسلمانان به ساختن کلیساهای مسیحی با شکوهی مبادرت ورزید و در ایتالیای جنوبی کشیشان کاتولیک روم جانشین اسقفان یونانی شدند.
روژه دوم شهر پالرمو را پایتخت خود کرد، قلمرو خویش را به ناپل و کاپوا گسترش داد و در سال ۱۱۳۰ خود را پادشاه نامید. وی از تمام جرئت و جاهطلبی و تدبیر و مکاری عم خویش روبر گیسکار برخوردار بود. سرعت انتقال و پشتکارش چنان بود که ادریسی نویسنده مسلمان نوشت: «کارهایی که وی در خواب انجام داد به مراتب فزونتر از آن بود که سایر مردمان در بیداری میکردند.» پاپها، امپراتوران آلمان، بیزانسیها و مسلمانان آفریقا همه با وی به جنگ برخاستند اما روژه با همه آنها و گاهی همزمان با چند تا مبارزه کرد و سرانجام فاتح شد و مملکتی بزرگتر از پیش به اضافه متصرفات جدیدی در تونس، سفاکس، بونه و طرابلس به دست آورد.
روژه از وجود مسلمانان، یونانیان و یهودیان با فراست استفاده کرد و سازمان اداری گستردهای به وجود آورد که در آن عهد نظیرش را هیچ ملت دیگری در اروپا نداشت. وی با تشکیلات کشاورزی فئودالی مخالفتی نورزید اما با ایجاد دیوان عدل سلطنتی اختیارات خاوندها را قبضه کرد. حریربافان یونانی را آورد و اقتصاد سیسیل را غنی ساخت. به مسلمانان، یهودیان و کاتولیکهای یونانی آزادی مذهبی و استقلال فرهنگی بخشید و تصدی مشاغل را برای عموم افراد لایق بدون توجه به دین آنها آزاد گردانید. خودش مانند مسلمانان لباس میپوشید، اخلاقیات اسلامی را دوست میداشت و به عنوان پادشاه لاتینی در دربار مشرقزمینی زندگی میکرد. قلمرو وی مدت یک نسل غنیترین و متمدنترین مملکت اروپا بود و خودش روشنفکرترین پادشاه عصر خویش محسوب میشد. بدون روژه وجود فردریک دوم ممکن نبود.
طبق تذکره ادریسی، طبقه قویبنیه کشاورزان زمینهای حاصلخیز را میکاشتند. برزگران در زاغهها زندگی میکردند اما زندگی آنها با مراسم دینی و آوازخوانی طربناک بود. در شهرهای مسینا، کاتانیا و سیراکوز رونق دوباره یافت. پالرمو عالیترین شهرهای جهان بود با کاخهای بزرگ، ضیافتخانههای پرشکوه، کلیساها، گرمابهها و دکانهای سوداگران. ابن جبیر آن را شهری حیرتانگیز توصیف کرد که کاخهای پادشاه مانند گردنبندی شهر را حلقهوار احاطه کرده است. تنوع زبانها، اختلاط نژادها و ادیان، صنایع مشرقزمینی، پارچهبافی حریر و زربفت، جعبههای عاج و موزائیکها همه مایه شگفتی بود.
کاپلا پالاتینا با سقف چوبی شانهعسلی کندهکاری شده و موزائیکهای زرین یکی از زیباترین نمازخانههای شاهانه جهان است. مارتورانا نیز با کتیبه عربی و موزائیکهای زیبا نمونهای از تزیینات این عهد است.
روژه در ۱۱۵۴ درگذشت. پسرش ویلیام اول را به دلیل زندگی تنعمآمیز ایل ماله (بد) لقب دادند. ویلیام دوم را ایل بوئونو (خوب) نامیدند و دیر مونرآله را ساخت. سلسله نورمان با مرگ ویلیام دوم منقرض شد و تانکرد به سلطنت رسید. هانری ششم امپراتور آلمان با عمه ویلیام دوم ازدواج کرد و در ۱۱۹۴ پالرمو را تصرف کرد. پس از مرگ هانری، قلمرو پهناور به فرزند سهسالهاش فردریک رسید.
II – ایالات پاپی
در شمال ایتالیای نورمان کشور-شهر بنونتو قرار داشت که دوکهای لومباردی بر آن حکومت میکردند. در آن سوی بنونتو سرزمینهایی مشهور به میراث پطرس شامل آنانیی، تیوولی، رم و پروجا بودند که زیر قدرت مستقیم غیرروحانی پاپها اداره میشدند.
رم مرکز مسیحیت لاتینی بود اما سرمشق آن جهان نبود. مردم رم بیاعتنا به دیانت بودند و احترام به دستگاه پاپ بیشتر به دلیل منافع مادی بود. ایتالیا در جنگهای صلیبی سهم مختصری داشت و جنگ چهارم صلیبی را برای فتح قسطنطنیه شرکت جست. رم شهر فقیری بود و تاراج نورمانها در ۱۰۸۴ ویرانیهای شش قرن را به اوج رساند. نفوس رم از یک میلیون به چهل هزار کاهش یافت. طبقات پایینتر از صنایع دستی و صدقات کلیساها امرار معاش میکردند. نجبای املاک و روحانیان والامقام طبقات عالیه بودند.
اشراف رومی به دستههای چندی تقسیم میشدند مانند فرانجیپانی، اورسینی، کولونا و مانند آنها. هر خانواده مسکن خود را به دژ مستحکمی تبدیل میکرد و در معابر شهر جاروجنجال به پا میکرد. پاپها در رم مایه رعب نبودند و اغلب مورد اهانت قرار میگرفتند و به شهرهای دیگر گریختند.
غایت آمال پاپها ایجاد حکومت روحانی بود اما خود را میان فشار امپراتوران، اولیگارشی نجبا و دموکراسی رعایا درمانده مییافتند. در قرن دوازدهم مردم شهر رم خواستار حکومت خودمختار غیرروحانی شدند. در ۱۱۴۳ مجلس سنا تشکیل شد. آرنالدو دا برشا مردم را به اعاده حکومت جمهوری روم دعوت کرد. مردم کنسولها و تریبونها انتخاب کردند و جمهوری رم برپا شد. آرنالدو تکفیر شد اما مردم شهر رم را اداره میکردند. هادریانوس چهارم مراسم مذهبی را ممنوع کرد و سنا تسلیم شد. آرنالدو دستگیر و به دار آویخته شد. سنا تا ۱۲۱۶ برپا ماند.
ایالات پاپی شامل اومبریا، مارک آنکونا و رومانیا بود. راونا رو به تنزل نهاده بود اما فرارا با رهبری دودمان آسته رونق گرفت. بولونیا با حقوقدانان عالیقدر تشکیلات سیاسی فعالی داشت و برای رتقفتق امور داخلی پودستا و برای روابط خارجی کاپیتان انتخاب میکرد.
III – ونیز پیروز (۱۰۹۶–۱۳۱۱)
در شمال فرارا و دره پو ناحیه ونتو قرار داشت با شهرهایی چون ونیز، ترویزو، پادوا، ویچنتسا و ورونا. ونیز قدرت خود را به سرحد کمال رساند. اتحاد با بیزانس ورود بازرگانان به بنادر اژه و سیاه را ممکن ساخت. تعداد اتباع ونیزی در قسطنطنیه بیش از یکصد هزار نفر بود.
مانوئل امپراتور یونانی ونیزیها را دستگیر کرد و اموالشان را ضبط کرد. ونیز جنگ اعلام کرد اما ناوگانش به طاعون مبتلا شد. دوج ویتاله میکیلی دوم به قتل رسید. سوداگران بزرگ حق انتخاب دوج را از مجلس سلب کردند و شورای منتخبتری تشکیل دادند. شورای بزرگتر، سنا و ارنگو تشکیل شد. در ۱۱۷۳ شورای بزرگتر دوج را انتخاب کرد. در ۱۱۹۲ انریکو داندولو سوگند اطاعت یاد کرد.
داندولو در ۱۲۰۴ قسطنطنیه را تسخیر و تاراج کرد و انتقام ۱۱۷۱ را گرفت. ونیز مقتدرترین دولت مدیترانه شد. در ۱۲۶۱ جنووا به یونانیها کمک کرد اما ونیز دوباره امتیازات را بازپس گرفت. در ۱۲۹۷ بستن در شورا فقط افراد خاصی را عضو شورا کرد. اولیگارشی سوداگران قدرت را به دست گرفت.
اولیگارشی ونیز جمهوری را خوب اداره میکرد. قوانین پزشکان و داروفروشان پیشرفته بود. کارخانههای غیربهداشتی ممنوع شد. قوانین دریانوردی سخت بود. آمار اقتصادی بخشی از کارهای روزانه بود. کشتیسازی صنعت بزرگی بود که تقریباً سوسیالیستی بود. ثروت ونیز بینظیر بود. ونیزیها قبل از هر چیز ونیزی بودند بعد مسیحی. یهودیان و مسلمانان بدون مزاحمت زندگی میکردند. کارناوال از ۱۰۹۴ سابقه داشت و ماسکها از ۱۲۲۸ ظاهر شدند. بانوان ثروتمند با لباسهای فاخر و جواهرات ظاهر میشدند. موسیقی اهمیت داشت. ونیز زیبا بود اما خانهها چوبی و معابر خاکی بودند. میدان سان مارکو در ۱۱۷۲ آجرفرش شد.
IV – از مانتوا تا جنووا
شهرهای مانتوا، کرمونا، برشا، برگامو، کومو، میلان و پاویا در لومباردی و مودنا، ردجو، پارما و پیاچنتسا در جنوب پو قرار داشتند. پیمونت با وورچلی و تورینو و لیگوریا با جنووا. ثروت از رود پو بود. شهرها ثروت و افتخار یافتند و امپراطور آلمان را نادیده گرفتند.
جنووا لاسوپربا شهری بود با موقعیت عالی. مهندسان آب گوارا آوردند و سد ساختند. بانک جنووا حکم دولت را داشت. مردم جنووا شجاع بودند و با پیزا جنگیدند و در ملوریا پیروز شدند. مبارزه با ونیز ادامه یافت و در کیودجا شکست خوردند.
میلان ثروتمندترین و مقتدرترین بود. در ۱۱۵۴ با امپراطور درگیر شد. در ۱۱۶۲ فردریک بارباروسا آن را ویران کرد اما مردم دوباره ساختند. رقابت گوئلف و گیبلین ادامه یافت.
V – فردریک دوم (۱۱۹۴–۱۲۵۰)
فردریک دوم در عروقش خون نورمان و هوهنشتاوفن آمیخته بود. در چهارسالگی تاج سیسیل را بر سر نهاد. مادرش کنستانس او را به قیمومیت پاپ سپرد. در پانزدهسالگی با کنستانس آراگون ازدواج کرد. در ۱۲۱۲ به آلمان رفت و تاج امپراطوری را گرفت. در ۱۲۲۵ با ایزابلا اورشلیم ازدواج کرد.
فردریک در فودجا دربار پرشکوهی داشت. سازمان اداری پیشرفتهای ایجاد کرد. قوانین ملفی در ۱۲۳۱ تدوین شد که مترقی بود. اقتصاد را تنظیم کرد، انحصاراتی ایجاد کرد و تجارت را گسترش داد. دانشگاه ناپل را تأسیس کرد. به علوم، فلسفه، ریاضیات و کالبدشناسی علاقه داشت. با دانشمندان مسلمان و یهودی ارتباط داشت.
با پاپها درگیر شد. در ۱۲۲۷ تکفیر شد اما به crusade رفت و بدون خونریزی اورشلیم را گرفت. دوباره با گرگوریوس نهم درگیر شد و در ۱۲۴۵ توسط اینوکنتیوس چهارم عزل شد. در ۱۲۵۰ درگذشت.
پس از مرگ او هرجومرج افزایش یافت. مانفرد و کونرادین شکست خوردند و خاندان هوهنشتاوفن منقرض شد.
VI – تجزیه ایتالیا
پس از فردریک، مانفرد نایبالسلطنه شد اما شهرها شورش کردند. شارل د/آنژو سیسیل را گرفت. نماز شامگاهان سیسیل فرانسویان را کشت و پذرو سوم آراگون سیسیل را گرفت. شمال رم شهرها استقلال یافتند. میلان تحت ویسکونتیها اداره شد. سینا رونق گرفت اما با فلورانس رقابت کرد و شکست خورد.
VII – ترقی فلورانس (۱۰۹۵–۱۳۰۸)
فلورانس با صنعت پشم و بانکداری پیشرفت کرد. اصناف بزرگ قدرت یافتند. رقابت گوئلف و گیبلین ادامه داشت. سیاهها و سفیدها درگیر شدند. کورسو دوناتی دیکتاتور شد اما کشته شد. فلورانس زمینه رنسانس را فراهم کرد.
نوشته و پژوهش شده توسط دکتر شاهین صیامی