اندیشه و هنر در ولایت‌های خاوری اسلام از ۱۱ تا ۴۵۰ هجری قمری (۶۳۲-۱۰۵۸ میلادی)

از سال ۱۱ تا ۴۵۰ هجری قمری (۶۳۲ تا ۱۰۵۸ میلادی) ولایت‌های خاوری اسلام شاهد شکوفایی چشمگیر دانشوری، علوم، فلسفه، ادبیات و هنر بود. آموزش از کودکی با حفظ قرآن آغاز می‌شد و در مساجد و مدارس پیشرفته ادامه می‌یافت. جنبش ترجمه گسترده آثار یونانی، ایرانی و هندی به عربی، پیشرفت‌های بزرگی در ریاضیات، نجوم، پزشکی و فلسفه به وجود آورد. مورخان، شاعران، صوفیان و هنرمندان آثار ماندگاری خلق کردند که فرهنگ‌های گوناگون را در تمدن اسلامی درهم آمیخت. معماری، خوشنویسی، سفالگری و موسیقی نیز به اوج ظرافت و زیبایی رسید.

دانشوری اسلامیعلوم قرون وسطی اسلامیفلسفه و هنر اسلامی

~8 دقیقه مطالعه • بروزرسانی ۱۰ فروردین ۱۴۰۵

دانشوری و آموزش در ولایت‌های خاوری اسلام

پیامبر اسلام با احادیث متعدد مردم را به طلب علم تشویق می‌کرد و می‌گفت که جوينده دانش راهی به سوی بهشت می‌گشاید و مرکب عالمان با خون شهیدان سنجیده می‌شود و برتر است. این تأکید، همراه با ارتباط مسلمانان با فرهنگ یونانی در شام، به سرعت مقام دانشوران و شاعران را در جامعه اسلامی والا ساخت.

آموزش ابتدایی

آموزش از زمانی آغاز می‌شد که کودک به سخن گفتن می‌رسید و با تعلیم شهادتین شروع می‌گردید. از شش‌سالگی اکثر پسران، تعدادی از دختران و کودکان بردگان به مدارس ابتدایی که معمولاً داخل مساجد یا در فضای باز نزدیک چشمه‌های عمومی قرار داشت، فرستاده می‌شدند. شهریه یا رایگان بود یا بسیار ناچیز و اغلب توسط نیکوکاران پرداخت می‌شد. برنامه درسی ساده بود: آموختن نماز، قرائت صحیح قرآن، حفظ آیات، مقررات دینی، داستان‌ها، مبادی اخلاقی و احکام شرعی موجود در قرآن. نوشتن و حساب به مراحل بالاتر موکول شده بود، زیرا نوشتن هنری تخصصی به شمار می‌رفت که تمرین جداگانه می‌طلبید. دانش‌آموزان هر روز بخش کوچکی از قرآن را حفظ کرده و با صدای بلند می‌خواندند. هدف بسیاری از آنان این بود که تمام قرآن را از بر کنند و عنوان حافظ بگیرند که منزلتی والا داشت.

مرد کامل کسی بود که نوشتن، تیراندازی و شنا آموخته باشد. روش تدریس بیشتر بر پایه گفتگو بود و در صورت لزوم تنبیه بدنی با ترکه خرما بر کف پا اعمال می‌شد. هارون‌الرشید به معلم فرزندش امین توصیه کرده بود که هر لحظه چیزی به او بیاموزد، اما او را غمگین نکند تا ذهنش بمیرد و نیز بیش از حد ملایم نباشد که به تنبلی عادت کند.

آموزش عالی و سفرهای علمی

تحصیلات پیشرفته در مساجد انجام می‌گرفت. معلم پهلوی ستونی یا دیواری می‌نشست و درس‌هایی در تفسیر، حدیث، فقه و شریعت ارائه می‌داد. بعدها دولت این مدارس را تحت نظارت گرفت و هزینه آنها را پرداخت و درس‌هایی مانند نحو، بلاغت، ادب، منطق، ریاضیات و هیئت را نیز به برنامه افزود. علم نحو توجه ویژه‌ای داشت، زیرا زبان عربی کامل‌ترین زبان‌ها دانسته می‌شد و به کار بردن آن بدون غلط برای افراد فرهیخته امتیازی مهم بود.

آموزش همچنان رایگان بود و معلمان و شاگردان گاهی مقرری از دولت یا منابع خیریه دریافت می‌کردند. طالبان علم در سراسر قلمرو اسلام سفر می‌کردند تا نزد استادان بزرگ در مکه، بغداد، دمشق یا قاهره دانش بیاموزند. این تحرک علمی شبکه‌ای فکری بین‌المللی ایجاد کرد. چون زبان عربی در تمام سرزمین‌های اسلامی زبان مشترک آموزش و ادبیات بود، دانش به سرعت و یکنواخت گسترش می‌یافت. مسافر در هر شهری که وارد می‌شد، تقریباً در هر ساعت از روز می‌توانست در مسجد بزرگ شهر بحث علمی بشنود. دانشجویان مسافر اغلب علاوه بر تعلیم رایگان، جا و غذا نیز در مدرسه شهر دریافت می‌کردند.

مدارس درجه رسمی نمی‌دادند؛ بالاترین هدف طالب علم دریافت گواهی خصوصی از استادی بود که نزد او درس خوانده بود تا صلاحیتش در آن رشته تأیید شود. هدف نهایی آموزش کسب ادب بود؛ یعنی آداب نیک، تکمیل ذوق، حاضرجوابی، نکته‌سنجی، ظرافت و کسب معلوماتی که برای مرد کامل و مهذب لازم است.

کتابخانه‌ها و فرهنگ کتاب

پس از فتح سمرقند در ۹۴ هجری (۷۱۲ میلادی)، مسلمانان صنعت ساخت کاغذ را از چینیان آموختند. نخستین کارگاه کاغذسازی در قلمرو اسلام در ۱۷۸ هجری (۷۹۴ میلادی) در بغداد به دست فضل بن یحیی، وزیر هارون‌الرشید، تأسیس شد. کاغذ به تدریج جایگزین پوست و پاپیروس گردید و به سیسیل و اسپانیا رسید.

تا سال ۲۷۸ هجری (۸۹۱ میلادی) تنها در بغداد بیش از یکصد کتاب‌فروشی وجود داشت که در آنجا علاوه بر فروش، کتاب نسخه‌برداری و تذهیب می‌شد. بسیاری از دانشجویان با استنساخ کتاب برای کتاب‌فروشان امرار معاش می‌کردند. کتابخانه‌های عمومی در اکثر شهرها و اغلب ضمیمه مساجد وجود داشت. کتابخانه موصل که یک نیکوکار آن را بنیان نهاده بود، علاوه بر کتاب، کاغذ مورد نیاز مطالعه‌کنندگان را نیز تأمین می‌کرد. فهرست کتاب‌های کتابخانه عمومی ری ده مجلد قطور بود. کتابخانه بصره به دانشوران مقرری و کمک‌هزینه می‌داد. یاقوت حموی سه سال در کتابخانه‌های مرو و خوارزم برای تألیف معجم البلدان به گردآوری اطلاعات پرداخت.

هنگام حمله مغولان به بغداد، سی و شش کتابخانه عمومی نابود شد، علاوه بر کتابخانه‌های خصوصی بی‌شمار. افراد ثروتمند معمولاً کتابخانه‌های بسیار بزرگی داشتند؛ یک پزشک برای حمل کتاب‌های خود به چهارصد شتر نیاز داشت. شور و علاقه به جمع‌آوری کتاب در جهان اسلام از قرن هشتم تا یازدهم میلادی، بی‌نظیر بود.

نگارش تاریخی و مورخان بزرگ

مورخان مسلمان نقش مهمی در حفظ تاریخ تمدن اسلامی داشتند. محمد بن اسحاق سیره رسول الله را نوشت که بعدها توسط ابن هشام ویرایش و تکمیل شد. ابن قتیبه تلاش کرد تاریخ عمومی جهان بنویسد. محمد بن ندیم در الفهرست فهرستی جامع از همه کتاب‌های تألیف یا ترجمه‌شده به عربی ارائه داد و درباره نویسندگان نقد انتقادی نوشت.

ابوجعفر محمد طبری (۲۲۴-۳۱۰ هجری / ۸۳۸-۹۲۳ میلادی) چهل سال از عمر خود را صرف نگارش تاریخ الرسل و الملوک کرد که از خلقت جهان تا سال ۳۰۲ هجری را پوشش می‌داد. هرچند گاهی به دلیل سبک سال‌نگاری و گنجاندن روایات افسانه‌ای مورد انتقاد قرار گرفته، همچنان یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ اولیه اسلام است.

مسعودی، که بسیاری او را بزرگ‌ترین مورخ پس از طبری می‌دانند، سفرهای گسترده‌ای از چین تا فرانسه انجام داد و اثر دایره‌المعارفی مروج الذهب و معادن الجوهر را پدید آورد. کتاب او جغرافیا، تاریخ طبیعی، آداب، ادیان، علوم و فلسفه را با حکایات جذاب و رویکرد نسبتاً شکاکانه به ادعاهای دینی درهم آمیخته است.

علوم و جنبش ترجمه

خلفا فعالانه از ترجمه آثار علمی و فلسفی از یونانی، سریانی، پهلوی و سانسکریت به عربی حمایت کردند. بیت‌الحکمه که مأمون در بغداد بنیان نهاد، مرکز این فعالیت فکری شد. حنین بن اسحاق، پزشک نسطوری، بزرگ‌ترین مترجم بود و آثار متعددی از جالینوس، ارسطو، افلاطون و دیگران را ترجمه کرد.

ریاضیات و نجوم

خوارزمی ارقام هندی و مفهوم صفر را به جهان اسلام معرفی کرد. کتاب او درباره جبر نام این علم را به وجود آورد (الجبر). ثابت بن قره هندسه را پیش برد و باتانی در مثلثات پیشرفت‌های مهمی ایجاد کرد. منجمان دوران مأمون طول یک درجه عرض جغرافیایی را با دقت بالا اندازه‌گیری کردند و محیط زمین را نزدیک به مقادیر مدرن محاسبه نمودند. آنها جداول نجومی بهبودیافته و ابزارهایی مانند اسطرلاب ساختند.

پزشکی و شیمی

بیمارستان‌ها در شهرهای بزرگ تأسیس شد؛ نخستین آنها در بغداد در زمان هارون‌الرشید بود. پزشکان پیش از طبابت باید امتحان می‌دادند. رازی (رازیس) آبله و سرخک را از یکدیگر متمایز کرد و دایرة‌المعارف پزشکی الحاوی را نوشت. قانون ابن سینا دانش پزشکی یونانی و اسلامی را جمع‌آوری کرد و تا قرن‌ها کتاب درسی استاندارد در اروپا باقی ماند. در شیمی، مسلمانان روش‌های تجربی، دستگاه تقطیر (انبیق) و مواد و داروهای جدید متعددی کشف کردند.

فلسفه، تصوف و عرفان

فلسفه در اسلام با معتزله و تأکید آنها بر عقل در تفسیر وحی آغاز شد. کندی نخستین فیلسوف بزرگ مسلمان بود. فارابی در آرای اهل المدینة الفاضلة فلسفه سیاسی را توسعه داد. شفا ابن سینا دایرة‌المعارفی عظیم فلسفی بود که بر تفکر اسلامی و scholastic لاتین تأثیر عمیقی گذاشت.

تصوف راه عرفانی تأکید بر تزکیه نفس، عشق به خدا و نهایتاً وحدت با ذات الهی را ارائه می‌داد. رابعة عدویه عشق خالص به خدا را بدون امید به بهشت یا ترس از جهنم تعلیم می‌داد. ابوسعید ابوالخیر قواعدی برای خانقاه‌ها وضع کرد که بر طریقت‌های بعدی تأثیر گذاشت. تصوف به سرعت گسترش یافت و بُعد معنوی مهمی در زندگی اسلامی شد.

ادبیات و شعر

نثر عربی با مورخانی مانند طبری و مسعودی به اوج رسید. هزار و یک شب و کلیله و دمنه هم سرگرمی و هم تعلیم بودند. شعر با ابونواس، متنبی و ابوالعلاء معری که در لزومیات افکار شکاکانه و انتقادی اجتماعی بیان کرد، به کمال رسید.

در ادبیات فارسی، فردوسی شاهنامه را با بیش از شصت هزار بیت به پایان رساند و حماسه ملی ایران را پدید آورد که گنجینه افسانه‌ها و تاریخ ایرانیان شد.

هنر و معماری

هنر اسلامی سبکی متمایز بر پایه نقش‌های هندسی، گیاهی و خوشنویسی زیبا ایجاد کرد و از تصویرگری انسانی در زمینه‌های مذهبی پرهیز نمود. مساجد دارای مناره‌های ظریف، گنبد، کاشی‌کاری پیچیده و محراب‌های زیبا بودند. ساخت کاغذ تولید نسخه‌های خطی و قرآن‌های تذهیب‌شده باشکوه را ممکن ساخت. سفالگری با لعاب درخشان، فلزکاری، پارچه‌بافی و قالی‌بافی هنرمندی فوق‌العاده‌ای نشان می‌دادند. معماری عناصر بیزانسی، ساسانی و دیگر سنت‌ها را درهم آمیخت و فرم‌های جدیدی مانند طاق نوک‌تیز و مقرنس پدید آورد.

موسیقی

با وجود احتیاط اولیه مذهبی، موسیقی در دربارها و مجالس خصوصی شکوفا شد. آثار نظری کندی، فارابی و ابن سینا پایه‌های عمل و نظریه موسیقی را گذاشتند. سازهایی مانند عود، چنگ، نی و انواع کوبه‌ای همراه آواز به کار می‌رفتند. موسیقی‌دانان مشهوری مانند ابراهیم و اسحاق موصلی از خلفا patronage فراوان دریافت کردند. موسیقی با شعر، مراسم صوفیانه و سرگرمی خصوصی همراه بود و بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ اسلامی شد.

نوشته و پژوهش شده توسط دکتر شاهین صیامی