~12 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 24 (Advanced)

461) bath

معنی فارسی: حمام

Analysts warned that the reform amounted to a mere bath of rhetoric rather than genuine structural cleansing.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات صرفاً حمامی از لفاظی بود نه پاک‌سازی ساختاری واقعی.

Officials described the crisis as a bloodbath that internal assessments had genuinely failed to anticipate.

ترجمه: مقامات این بحران را حمام خونی توصیف کردند که ارزیابی‌های داخلی واقعاً نتوانسته بودند پیش‌بینی کنند.

Historians note the treaty gave the region a bath of relative calm after decades of turbulent conflict.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به منطقه حمامی از آرامش نسبی پس از دهه‌ها درگیری پرآشوب داد.


462) bend

معنی فارسی: خم کردن

Analysts warned that officials bent regulatory standards to accommodate institutions too influential to genuinely challenge.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات استانداردهای نظارتی را خم کردند تا نهادهایی بیش‌ازحد بانفوذ برای به چالش کشیدن واقعی را جای دهند.

Officials refused to bend on provisions that critics argued required considerably more flexibility to succeed.

ترجمه: مقامات از خم شدن بر بندهایی که منتقدان استدلال کردند برای موفقیت به انعطاف بسیار بیشتری نیاز داشت، امتناع کردند.

Historians note negotiators eventually bent on positions each had initially considered entirely non-negotiable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان سرانجام بر مواضعی خم شدند که هر یک در ابتدا کاملاً غیرقابل‌مذاکره می‌دانستند.


463) chew

معنی فارسی: جویدن

Analysts warned that markets needed time to chew over implications that officials had presented too hastily.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به زمان نیاز داشتند تا پیامدهایی را که مقامات بیش‌ازحد شتاب‌زده ارائه داده بودند، هضم کنند.

Officials struggled to chew through a crisis whose complexity exceeded their institutional capacity.

ترجمه: مقامات برای هضم بحرانی که پیچیدگی‌اش از ظرفیت نهادی‌شان فراتر می‌رفت، دشواری داشتند.

Historians note negotiators spent months chewing over provisions that ultimately filled only a few pages.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان ماه‌ها صرف نشخوار بندهایی کردند که سرانجام تنها چند صفحه را پر کرد.


464) disabled

معنی فارسی: معلول

Analysts warned that reforms affecting disabled communities received considerably less attention than measures benefiting established interests.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که جوامع معلول را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به منافع جاافتاده سود می‌رساند، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect disabled workers already navigating precarious circumstances.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر کارگران معلولی که پیش‌تر با شرایط ناپایدار دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note disabled veterans played a role in shaping postwar treaty provisions rarely acknowledged in official accounts.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جانبازان معلول نقشی در شکل‌دهی بندهای پیمان پس از جنگ ایفا کردند که به‌ندرت در روایت‌های رسمی تصدیق می‌شود.


465) fantastic

معنی فارسی: خارق‌العاده

Analysts warned against fantastic projections that internal assessments described in far more modest, realistic terms.

ترجمه: تحلیلگران در برابر پیش‌بینی‌های خارق‌العاده‌ای که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار متواضع‌تر و واقع‌بینانه‌تری توصیف می‌کرد، هشدار دادند.

Officials made fantastic claims about the reform's benefits, claims later evidence would substantially undermine.

ترجمه: مقامات ادعاهای خارق‌العاده‌ای دربارهٔ منافع این اصلاحات مطرح کردند، ادعاهایی که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفشان کرد.

Historians note contemporaries considered the treaty's terms fantastic, almost unbelievable given decades of entrenched hostility.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هم‌عصران شرایط پیمان را خارق‌العاده، تقریباً باورنکردنی با توجه به دهه‌ها خصومت ریشه‌دار، می‌دانستند.


466) fiction

معنی فارسی: داستان، تخیل

Analysts warned that the reassuring narrative officials presented amounted to fiction rather than genuine analysis.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند روایت اطمینان‌بخشی که مقامات ارائه دادند در حد داستان بود نه تحلیل واقعی.

Officials treated politically inconvenient warnings as fiction rather than seriously examining their substance.

ترجمه: مقامات با هشدارهای سیاسی ناخوشایند همچون داستان رفتار کردند نه بررسی جدی جوهرشان.

Historians note the treaty's stated rationale was, in part, diplomatic fiction masking more pragmatic strategic calculations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند توجیه اعلام‌شدهٔ پیمان تا حدی داستانی دیپلماتیک بود که محاسبات استراتژیک عملی‌گرایانه‌تری را پنهان می‌کرد.


467) flag

معنی فارسی: پرچم، علامت‌گذاری کردن

Analysts warned that officials had ignored a flag internal auditors had raised years before the crisis materialized.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات پرچمی را که حسابرسان داخلی سال‌ها پیش از تحقق بحران برافراشته بودند، نادیده گرفتند.

Regulators failed to flag risks that later proved unmistakably clear in hindsight.

ترجمه: نهادهای نظارتی در برافراشتن پرچم ریسک‌هایی که بعدها با نگاه گذشته کاملاً روشن اثبات شد، شکست خوردند.

Historians note the treaty required both nations to lower flags of hostility they had carried for generations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان از هر دو ملت خواست پرچم‌های خصومتی را که برای نسل‌ها حمل کرده بودند، پایین بیاورند.


468) inspect

معنی فارسی: بازرسی کردن

Regulators failed to inspect institutions with the rigor genuinely required to catch accumulating risk.

ترجمه: نهادهای نظارتی در بازرسی نهادها با دقتی که واقعاً برای کشف ریسک در حال انباشته شدن موردنیاز بود، شکست خوردند.

Analysts warned that markets rarely inspect underlying fundamentals closely until a crisis forces the issue.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت مبانی زیربنایی را از نزدیک بازرسی می‌کنند تا زمانی که بحران این موضوع را اجباری کند.

Historians note negotiators inspected precedents from earlier treaties, adapting lessons only partially applicable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان پیش‌نمونه‌هایی از پیمان‌های پیشین را بازرسی کردند و درس‌هایی را که تنها تا حدی قابل‌اجرا بود، تطبیق دادند.


469) journal

معنی فارسی: مجله، دفترچهٔ روزانه

Analysts published findings in academic journals that officials had, for years, managed to largely ignore.

ترجمه: تحلیلگران یافته‌هایی را در مجلات علمی منتشر کردند که مقامات سال‌ها موفق به عمدتاً نادیده گرفتنش شده بودند.

Officials dismissed warnings published in specialized journals as too theoretical to genuinely inform policy.

ترجمه: مقامات هشدارهای منتشرشده در مجلات تخصصی را بیش‌ازحد نظری برای اطلاع‌رسانی واقعی سیاست رد کردند.

Historians relied on a diplomat's private journal to reconstruct negotiations official records never fully documented.

ترجمه: مورخان به مجلهٔ خصوصی یک دیپلمات متکی بودند تا مذاکراتی را که سوابق رسمی هرگز کاملاً مستند نکرد، بازسازی کنند.


470) liquid

معنی فارسی: مایع، نقدی

Analysts warned that markets lacking genuine liquid capital rarely withstand sudden, severe shocks.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارهایی که فاقد سرمایهٔ نقدی واقعی هستند به‌ندرت شوک‌های ناگهانی و شدید را تحمل می‌کنند.

Officials underestimated how quickly liquid assets could evaporate once confidence genuinely collapsed.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند دارایی‌های نقدی چقدر سریع می‌تواند به محض فروپاشی واقعی اعتماد تبخیر شود.

Historians note the treaty addressed disputes over liquid resources that later proved central to regional stability.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به اختلافات بر سر منابع نقدی پرداخت که بعدها برای ثبات منطقه‌ای محوری اثبات شد.


471) marvel

معنی فارسی: شگفت‌زده شدن

Analysts marveled at how quickly reassuring rhetoric had obscured genuinely troubling underlying risk.

ترجمه: تحلیلگران از اینکه لفاظی اطمینان‌بخش چقدر سریع ریسک زیربنایی واقعاً نگران‌کننده را پنهان کرده بود، شگفت‌زده شدند.

Officials marveled publicly at results that internal assessments described in far more cautious terms.

ترجمه: مقامات علناً از نتایجی شگفت‌زده شدند که ارزیابی‌های داخلی آن‌ها را با اصطلاحات بسیار محتاطانه‌تری توصیف می‌کرد.

Historians marvel at the negotiator's ability to bridge positions predecessors had found genuinely irreconcilable.

ترجمه: مورخان از توانایی مذاکره‌کننده در پر کردن مواضعی که اسلاف واقعاً آشتی‌ناپذیر می‌یافتند، شگفت‌زده‌اند.


472) overcome

معنی فارسی: غلبه کردن

Officials struggled to overcome resistance from interests that had, for decades, benefited from the status quo.

ترجمه: مقامات برای غلبه بر مقاومت منافعی که دهه‌ها از وضع موجود بهره برده بودند، دشواری داشتند.

Analysts warned that markets rarely overcome genuine structural weakness through rhetoric alone.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت با صرف لفاظی بر ضعف ساختاری واقعی غلبه می‌کنند.

Historians note negotiators overcame obstacles many had considered permanent fixtures of the underlying dispute.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان بر موانعی غلبه کردند که بسیاری اجزای دائمی اختلاف زیربنایی می‌دانستند.


473) recall

معنی فارسی: یادآوری کردن

Analysts recalled warnings that officials had, for years, chosen to largely ignore.

ترجمه: تحلیلگران هشدارهایی را که مقامات سال‌ها انتخاب کرده بودند عمدتاً نادیده بگیرند، یادآوری کردند.

Officials struggled to recall precisely when internal assessments had first identified the risks in question.

ترجمه: مقامات برای یادآوری دقیق اینکه ارزیابی‌های داخلی چه زمانی برای نخستین بار این ریسک‌ها را شناسایی کردند، دشواری داشتند.

Historians note negotiators recalled precedents from earlier treaties, adapting lessons only partially applicable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان پیش‌نمونه‌هایی از پیمان‌های پیشین را یادآوری کردند و درس‌هایی را که تنها تا حدی قابل‌اجرا بود، تطبیق دادند.


474) regret

معنی فارسی: پشیمان شدن

Analysts warned that officials would regret delaying reforms whose costs only compounded with time.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از به تعویق انداختن اصلاحاتی که هزینه‌هایشان تنها با زمان تشدید می‌شد، پشیمان خواهند شد.

Officials privately regretted decisions that later proved considerably more damaging than anticipated.

ترجمه: مقامات خصوصی از تصمیماتی پشیمان بودند که بعدها بسیار مخرب‌تر از پیش‌بینی اثبات شد.

Historians note negotiators regretted concessions that later proved harder to honor than to make.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از امتیازاتی پشیمان شدند که بعدها حفظشان دشوارتر از دادنشان اثبات شد.


475) soul

معنی فارسی: روح

Analysts described the reform as lacking the soul of genuine structural change, merely superficial adjustment.

ترجمه: تحلیلگران این اصلاحات را فاقد روح تغییر ساختاری واقعی، صرفاً تعدیلی سطحی، توصیف کردند.

Officials appealed to the nation's soul rather than substantive argument to justify a controversial policy.

ترجمه: مقامات به روح ملت به‌جای استدلال اساسی متوسل شدند تا سیاستی جنجالی را توجیه کنند.

Historians note the treaty's negotiators believed they were shaping the very soul of the region's future.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان پیمان معتقد بودند خود روح آیندهٔ منطقه را شکل می‌دهند.


476) sufficient

معنی فارسی: کافی

Regulators questioned whether existing safeguards were genuinely sufficient to prevent risks of this scale.

ترجمه: نهادهای نظارتی زیر سؤال بردند آیا تدابیر حفاظتی موجود واقعاً برای جلوگیری از ریسک‌هایی در این مقیاس کافی است.

Analysts warned that sufficient oversight requires more than occasional audits or superficial compliance checks.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نظارت کافی به بیش از حسابرسی‌های گاه‌به‌گاه یا بررسی‌های سطحی انطباق نیاز دارد.

Historians note the treaty's enforcement mechanisms proved insufficient almost immediately after its signing.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سازوکارهای اجرایی پیمان تقریباً بلافاصله پس از امضایش ناکافی اثبات شد.


477) surgery

معنی فارسی: جراحی

Analysts warned that the economy required surgery, not merely superficial, cosmetic reform.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اقتصاد به جراحی نیاز داشت نه صرفاً اصلاحات سطحی و آرایشی.

Officials described the reform as surgery necessary to remove practices that had, for years, gone unaddressed.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را جراحی ضروری برای حذف شیوه‌هایی که سال‌ها پرداخته‌نشده مانده بود، توصیف کردند.

Historians note negotiators performed something like diplomatic surgery, carefully removing provisions neither side could accept.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان چیزی شبیه جراحی دیپلماتیک انجام دادند و با دقت بندهایی را که هیچ‌یک از طرفین نمی‌توانست بپذیرد، برداشتند.


478) tough

معنی فارسی: سخت

Officials faced tough choices between measures that risked backlash and inaction that risked a worse crisis.

ترجمه: مقامات با انتخاب‌های سختی میان اقداماتی که خطر واکنش داشت و بی‌عملی‌ای که خطر بحرانی بدتر داشت، روبه‌رو شدند.

Analysts warned that markets would be tough on institutions lacking demonstrated transparency.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها با نهادهایی که فاقد شفافیت اثبات‌شده‌اند، سخت‌گیر خواهند بود.

Historians note the treaty resulted from tough, protracted negotiations that repeatedly seemed on the verge of collapse.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان از مذاکراتی سخت و طولانی حاصل شد که بارها به‌نظر می‌رسید در آستانهٔ فروپاشی است.


479) tube

معنی فارسی: لوله

Analysts warned that information flowing through a single narrow tube rarely captures a system's genuine complexity.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اطلاعاتی که از یک لولهٔ باریک واحد جریان می‌یابد به‌ندرت پیچیدگی واقعی یک سیستم را دربرمی‌گیرد.

Officials relied on a single reporting tube that left considerable blind spots in genuine oversight.

ترجمه: مقامات به یک لولهٔ گزارش‌دهی واحد متکی بودند که نقاط کور قابل‌توجهی در نظارت واقعی باقی گذاشت.

Historians note negotiations proceeded through a narrow diplomatic tube that excluded voices later considered essential.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات از میان لولهٔ دیپلماتیک باریکی پیش رفت که صداهایی را که بعدها ضروری تلقی شد، حذف کرد.


480) value

معنی فارسی: ارزش

Analysts warned that markets had overestimated the value of assets whose underlying risk proved considerably understated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها ارزش دارایی‌هایی را که ریسک زیربنایی‌شان به‌طور قابل‌توجهی کم‌اهمیت جلوه داده شده بود، بیش از حد برآورد کرده بودند.

Officials underestimated the value of transparency in restoring public confidence genuinely eroded by scandal.

ترجمه: مقامات ارزش شفافیت را در بازگرداندن اعتماد عمومی‌ای که واقعاً با رسوایی از بین رفته بود، دست‌کم گرفتند.

Historians note the treaty's true value lay less in its text than in the precedent it established.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ارزش واقعی پیمان کمتر در متنش و بیشتر در پیش‌نمونه‌ای که ایجاد کرد نهفته بود.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط