~12 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 25 (Advanced)

481) atom

معنی فارسی: اتم

Analysts warned that even a single atom of doubt about the reassuring figures should have prompted deeper scrutiny.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حتی یک ذره شک دربارهٔ ارقام اطمینان‌بخش می‌بایست بررسی عمیق‌تری را برمی‌انگیخت.

Officials treated the scandal as though it were a single atom rather than part of a broader systemic pattern.

ترجمه: مقامات با این رسوایی گویی یک واقعهٔ منفرد رفتار کردند نه بخشی از الگوی سیستمی گسترده‌تر.

Historians note the treaty's negotiators worked out provisions down to the smallest atom of detail.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان پیمان بندها را تا کوچک‌ترین جزئیات تنظیم کردند.


482) beautiful

معنی فارسی: زیبا

Analysts warned against mistaking beautiful rhetoric for genuine, verifiable structural reform.

ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن لفاظی زیبا با اصلاحات ساختاری واقعی و قابل‌تأیید، هشدار دادند.

Officials described the reform in beautiful, confident language that later evidence considerably undermined.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را با زبانی زیبا و مطمئن توصیف کردند که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفش کرد.

Historians note the treaty's beautiful public language masked far harsher private negotiations behind closed doors.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان زیبای عمومی پیمان مذاکرات خصوصی به‌مراتب تندتری را پشت درهای بسته پنهان کرد.


483) breadth

معنی فارسی: وسعت

Analysts warned that officials had underestimated the breadth of a crisis whose scope kept expanding.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات وسعت بحرانی را که دامنه‌اش همچنان گسترش می‌یافت، دست‌کم گرفته بودند.

Officials failed to grasp the breadth of resources genuinely required to implement the reform successfully.

ترجمه: مقامات در درک وسعت منابع واقعاً موردنیاز برای اجرای موفق این اصلاحات شکست خوردند.

Historians note the treaty addressed disputes of a breadth that had, until then, seemed genuinely unmanageable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به اختلافاتی در وسعتی پرداخت که تا آن زمان واقعاً غیرقابل‌مدیریت به نظر می‌رسید.


484) comet

معنی فارسی: دنباله‌دار

Analysts described the crisis as arriving like a comet, sudden and unpredictable despite years of gradual warning signs.

ترجمه: تحلیلگران این بحران را همچون دنباله‌داری توصیف کردند که ناگهانی و غیرقابل‌پیش‌بینی رسید، با وجود سال‌ها نشانهٔ هشدار تدریجی.

Officials treated the scandal as a comet, a rare event unlikely to recur rather than a systemic pattern.

ترجمه: مقامات با این رسوایی همچون دنباله‌داری رفتار کردند، رویدادی نادر که بعید بود تکرار شود نه الگویی سیستمی.

Historians note the treaty appeared as unexpectedly as a comet, given decades of entrenched hostility.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به‌طور غیرمنتظره‌ای همچون دنباله‌داری ظاهر شد، با توجه به دهه‌ها خصومت ریشه‌دار.


485) cover

معنی فارسی: پوشاندن

Officials covered up risks that internal assessments had extensively documented for years.

ترجمه: مقامات ریسک‌هایی را که ارزیابی‌های داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، پنهان کردند.

Analysts warned that reassuring rhetoric often covers considerable underlying structural weakness.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینان‌بخش اغلب ضعف ساختاری زیربنایی قابل‌توجهی را می‌پوشاند.

Historians note the treaty's ambiguous language covered disagreements neither side wanted publicly acknowledged.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان مبهم پیمان اختلافاتی را که هیچ‌یک از طرفین مایل به پذیرش علنی‌اش نبود، پوشاند.


486) despair

معنی فارسی: ناامیدی

Analysts warned against despair, noting that even severe crises have historically produced eventual recovery.

ترجمه: تحلیلگران در برابر ناامیدی هشدار دادند و اشاره کردند حتی بحران‌های شدید در طول تاریخ سرانجام به بهبودی منجر شده‌اند.

Officials faced growing public despair as the scandal's full scope became impossible to continue denying.

ترجمه: مقامات با ناامیدی عمومی روبه‌رشدی روبه‌رو شدند به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی دیگر قابل‌انکار نبود.

Historians note negotiators worked through moments of genuine despair before finally reaching an agreement.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از میان لحظاتی از ناامیدی واقعی گذر کردند پیش از آنکه سرانجام به توافقی برسند.


487) form

معنی فارسی: شکل دادن

Officials formed a coalition whose competing priorities proved fundamentally difficult to reconcile.

ترجمه: مقامات ائتلافی تشکیل دادند که اولویت‌های رقیبش اساساً دشوار قابل‌آشتی اثبات شد.

Analysts warned that markets form assumptions that subsequent events often prove badly mistaken.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها فرضیاتی شکل می‌دهند که رویدادهای بعدی اغلب به‌شدت اشتباهشان اثبات می‌کند.

Historians note the treaty formed a diplomatic framework that shaped regional relations for generations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان چارچوبی دیپلماتیک شکل داد که روابط منطقه‌ای را برای نسل‌ها شکل داد.


488) fragment

معنی فارسی: قطعه

Analysts warned that the reform addressed only a fragment of the crisis's genuinely underlying causes.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات تنها به بخشی از علل واقعاً زیربنایی بحران پرداخت.

Officials pieced together fragments of information that, together, revealed a considerably troubling pattern.

ترجمه: مقامات قطعاتی از اطلاعات را کنار هم گذاشتند که با هم الگویی به‌طور قابل‌توجهی نگران‌کننده آشکار کرد.

Historians note only fragments of the original negotiating records survived to inform later scholarship.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تنها قطعاتی از سوابق مذاکراتی اصلی باقی ماند تا پژوهش‌های بعدی را اطلاع‌رسانی کند.


489) galaxy

معنی فارسی: کهکشان

Analysts joked that understanding the reform's complexity required knowledge spanning an entire galaxy of disciplines.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند درک پیچیدگی این اصلاحات به دانشی در سراسر کهکشانی از رشته‌ها نیاز داشت.

Officials described the institution's failures as belonging to a different galaxy of severity than initially assumed.

ترجمه: مقامات شکست‌های این نهاد را متعلق به کهکشانی دیگر از شدت نسبت به فرض اولیه توصیف کردند.

Historians note the treaty's ambitions extended into what contemporaries considered a galaxy of previously unimaginable cooperation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جاه‌طلبی‌های پیمان به آنچه هم‌عصران کهکشانی از همکاری پیش‌تر غیرقابل‌تصور می‌دانستند، گسترش یافت.


490) gloom

معنی فارسی: افسردگی، تاریکی

Analysts warned that economic gloom, once it settles, rarely lifts without decisive, credible policy action.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند افسردگی اقتصادی، به محض جا افتادن، به‌ندرت بدون اقدام سیاستی قاطع و معتبر برداشته می‌شود.

Officials struggled to counter public gloom that internal assessments suggested was, in fact, genuinely justified.

ترجمه: مقامات برای مقابله با افسردگی عمومی‌ای که ارزیابی‌های داخلی نشان می‌داد در واقع واقعاً موجه بود، دشواری داشتند.

Historians note negotiators worked through considerable gloom before finally reaching an unexpected breakthrough.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از میان افسردگی قابل‌توجهی گذر کردند پیش از آنکه سرانجام به پیشرفتی غیرمنتظره برسند.


491) large

معنی فارسی: بزرگ

Analysts warned that the reform carried a large risk that officials had significantly downplayed publicly.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات ریسک بزرگی داشت که مقامات به‌طور قابل‌توجهی علناً کم‌اهمیت جلوه دادند.

Officials underestimated the large gap between reported figures and the company's actual financial position.

ترجمه: مقامات شکاف بزرگ میان ارقام گزارش‌شده و موقعیت مالی واقعی شرکت را دست‌کم گرفتند.

Historians note the treaty required a large compromise that neither side had initially considered acceptable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان نیازمند سازش بزرگی بود که هیچ‌یک از طرفین در ابتدا قابل‌قبول نمی‌دانست.


492) moon

معنی فارسی: ماه

Analysts warned that promising the moon rarely produces the modest, achievable reforms markets genuinely need.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند وعدهٔ ماه به‌ندرت اصلاحات متواضع و قابل‌دستیابی‌ای را که بازارها واقعاً نیاز دارند، تولید می‌کند.

Officials made moon-shot promises about the reform's benefits, promises later evidence would substantially undermine.

ترجمه: مقامات وعده‌های عظیمی دربارهٔ منافع این اصلاحات مطرح کردند، وعده‌هایی که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفشان کرد.

Historians note negotiators aimed for the moon in their initial demands before settling on a far more modest agreement.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان در خواسته‌های اولیه‌شان به ماه نشانه رفتند پیش از آنکه بر توافقی به‌مراتب متواضع‌تر مستقر شوند.


493) radiate

معنی فارسی: تابیدن، ساطع کردن

Analysts warned that instability in one sector could radiate outward into markets assumed largely insulated from it.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بی‌ثباتی در یک بخش می‌تواند به بیرون به بازارهایی که فرض می‌شد عمدتاً مصون‌اند، تابش کند.

Officials radiated confidence publicly while internal assessments described considerably greater private uncertainty.

ترجمه: مقامات علناً اعتماد تابیدند در حالی که ارزیابی‌های داخلی عدم قطعیت خصوصی به‌مراتب بیشتری را توصیف می‌کرد.

Historians note the treaty's influence radiated far beyond the region, shaping diplomatic norms for generations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند نفوذ پیمان بسیار فراتر از منطقه تابید و هنجارهای دیپلماتیک را برای نسل‌ها شکل داد.


494) roam

معنی فارسی: پرسه زدن

Analysts warned that unchecked speculation allowed to roam freely often precedes genuinely severe market corrections.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سفته‌بازی بی‌مهاری که اجازهٔ پرسه‌زدن آزادانه یافته اغلب مقدم بر اصلاحات واقعاً شدید بازار است.

Officials let risks roam largely unmonitored across institutions with genuinely limited coordination.

ترجمه: مقامات اجازه دادند ریسک‌ها عمدتاً بدون نظارت در نهادهایی با هماهنگی واقعاً محدود پرسه بزنند.

Historians note negotiators roamed through numerous failed proposals before finally settling on the treaty's actual framework.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از میان پیشنهادهای ناموفق متعددی پرسه زدند پیش از آنکه سرانجام بر چارچوب واقعی پیمان مستقر شوند.


495) solitary

معنی فارسی: منفرد، تنها

Analysts warned against attributing systemic failure to any solitary institution rather than the broader system.

ترجمه: تحلیلگران در برابر نسبت دادن شکست سیستمی به هر نهاد منفرد به‌جای سیستم گسترده‌تر، هشدار دادند.

Officials made the decision in solitary fashion, without genuinely consulting experts whose warnings might have helped.

ترجمه: مقامات تصمیم را به‌صورت منفرد گرفتند، بدون مشورت واقعی با کارشناسانی که هشدارهایشان می‌توانست کمک کند.

Historians note the negotiator stood in solitary opposition to colleagues who favored a far more confrontational approach.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده به‌تنهایی در مخالفت با همکارانی ایستاد که رویکردی به‌مراتب مقابله‌جویانه‌تر را ترجیح می‌دادند.


496) spectrum

معنی فارسی: طیف

Analysts warned that the reform addressed only a narrow spectrum of risks facing an increasingly complex system.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات تنها به طیف محدودی از ریسک‌هایی که سیستمی به‌طور فزاینده پیچیده با آن روبه‌رو بود، پرداخت.

Officials faced criticism across the political spectrum, a rare consensus that the policy had genuinely failed.

ترجمه: مقامات با انتقاد در سراسر طیف سیاسی روبه‌رو شدند، اجماعی نادر که این سیاست واقعاً شکست خورده بود.

Historians note the treaty balanced a spectrum of competing interests that had seemed, at times, genuinely irreconcilable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان طیفی از منافع رقیب را که گاهی واقعاً آشتی‌ناپذیر به نظر می‌رسید، متعادل کرد.


497) sphere

معنی فارسی: حوزه، کره

Analysts warned that regulators had, in effect, operated within too narrow a sphere to catch genuinely systemic risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نهادهای نظارتی عملاً درون حوزه‌ای بیش‌ازحد محدود برای کشف ریسک واقعاً سیستمی عمل کرده بودند.

Officials expanded their sphere of oversight only after mounting evidence made continued inaction untenable.

ترجمه: مقامات حوزهٔ نظارت خود را تنها پس از آنکه شواهد روبه‌رشد بی‌عملی مداوم را غیرقابل‌دفاع کرد، گسترش دادند.

Historians note the treaty extended diplomatic norms into spheres of cooperation previously considered impossible.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان هنجارهای دیپلماتیک را به حوزه‌هایی از همکاری که پیش‌تر غیرممکن تلقی می‌شد، گسترش داد.


498) star

معنی فارسی: ستاره

Analysts warned against treating any single reform as a star performer that could single-handedly fix systemic problems.

ترجمه: تحلیلگران در برابر رفتار با هر اصلاحات واحدی همچون ستاره‌ای درخشان که به‌تنهایی می‌تواند مشکلات سیستمی را حل کند، هشدار دادند.

Officials promoted the policy as a rising star, though internal assessments described considerably more modest results.

ترجمه: مقامات این سیاست را همچون ستاره‌ای در حال طلوع تبلیغ کردند، هرچند ارزیابی‌های داخلی نتایج به‌مراتب متواضع‌تری را توصیف می‌کرد.

Historians note the negotiator became something of a diplomatic star for achieving an agreement few thought possible.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده تا حدی به ستاره‌ای دیپلماتیک تبدیل شد به‌خاطر دستیابی به توافقی که کمتر کسی ممکن می‌دانست.


499) status

معنی فارسی: وضعیت

Analysts warned that officials had overestimated the status quo's stability, a miscalculation that proved considerably costly.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ثبات وضع موجود را بیش از حد برآورد کرده بودند، محاسبهٔ اشتباهی که به‌طور قابل‌توجهی پرهزینه اثبات شد.

Officials fought to preserve a status that critics argued had, in practice, enabled considerable institutional failure.

ترجمه: مقامات برای حفظ وضعیتی جنگیدند که منتقدان استدلال کردند در عمل شکست نهادی قابل‌توجهی را ممکن ساخته بود.

Historians note the treaty altered the status of territories that had, for generations, remained a source of dispute.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان وضعیت سرزمین‌هایی را که برای نسل‌ها منبع اختلاف باقی مانده بود، تغییر داد.


500) ugly

معنی فارسی: زشت

Analysts warned that beneath reassuring headline figures lay a genuinely ugly set of underlying vulnerabilities.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند زیر ارقام سرتیتر اطمینان‌بخش، مجموعه‌ای واقعاً زشت از آسیب‌پذیری‌های زیربنایی نهفته بود.

Officials confronted an ugly truth that internal documents had, for years, carefully kept from public view.

ترجمه: مقامات با حقیقتی زشت روبه‌رو شدند که اسناد داخلی سال‌ها با دقت از دید عموم پنهان نگه داشته بودند.

Historians note negotiations grew ugly at several points before finally producing an agreement few believed achievable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات در چندین نقطه زشت شد پیش از آنکه سرانجام توافقی که کمتر کسی قابل‌دستیابی می‌دانست، تولید کند.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط