~12 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 8 (Advanced)

141) broad

معنی فارسی: گسترده

Analysts favored broad reforms over piecemeal measures that had repeatedly failed to address root causes.

ترجمه: تحلیلگران اصلاحات گسترده را بر اقدامات پراکنده‌ای که بارها نتوانسته بودند علل ریشه‌ای را پرداختند، ترجیح دادند.

Officials sought broad political support before committing to changes considerably more contentious than initially advertised.

ترجمه: مقامات پیش از تعهد به تغییراتی که به‌مراتب جنجالی‌تر از تبلیغات اولیه بودند، خواهان حمایت سیاسی گسترده شدند.

Historians note the treaty's broad language allowed each side to claim victory despite genuinely limited concessions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان گستردهٔ پیمان به هر طرف اجازه داد با وجود امتیازات واقعاً محدود، ادعای پیروزی کند.


142) bush

معنی فارسی: بوته

Analysts warned against beating around the bush regarding risks that demanded direct, immediate acknowledgment.

ترجمه: تحلیلگران در برابر طفره رفتن دربارهٔ ریسک‌هایی که نیازمند اذعان مستقیم و فوری بود، هشدار دادند.

Officials hid unfavorable data within bushes of bureaucratic language designed to obscure rather than inform.

ترجمه: مقامات داده‌های نامطلوب را درون بوته‌های زبان بوروکراتیکی پنهان کردند که هدفش پنهان کردن بود نه اطلاع‌رسانی.

Historians note negotiators occasionally met in gardens among bushes, away from the formality of official chambers.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان گاهی در باغ‌هایی میان بوته‌ها، دور از رسمیت اتاق‌های رسمی، ملاقات می‌کردند.


143) capable

معنی فارسی: قادر

Regulators questioned whether the institution was genuinely capable of enforcing standards it had long claimed to uphold.

ترجمه: نهادهای نظارتی زیر سؤال بردند آیا این نهاد واقعاً قادر به اجرای استانداردهایی است که مدت‌ها ادعا می‌کرد حفظشان می‌کند.

Analysts warned that markets are capable of sudden, severe corrections few models adequately anticipate.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها قادر به اصلاحات ناگهانی و شدیدی هستند که کمتر مدلی به‌درستی پیش‌بینی می‌کند.

Historians credit the negotiator as uniquely capable of bridging divides that had defeated more confrontational predecessors.

ترجمه: مورخان مذاکره‌کننده را به‌طور منحصربه‌فرد قادر به پر کردن شکاف‌هایی می‌دانند که اسلاف مقابله‌جوی‌تر را شکست داده بود.


144) cheat

معنی فارسی: تقلب کردن

Investigators discovered executives had systematically cheated regulators through deliberately falsified reports.

ترجمه: بازپرسان دریافتند مدیران اجرایی به‌طور سیستماتیک نهادهای نظارتی را از طریق گزارش‌های عمداً جعلی فریب داده بودند.

Analysts warned that companies cheating on disclosure requirements ultimately undermine broader market confidence.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شرکت‌هایی که در الزامات افشا تقلب می‌کنند سرانجام اعتماد گسترده‌تر بازار را تضعیف می‌کنند.

Historians note allegations that negotiators had cheated on agreed terms poisoned trust for years afterward.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اتهامات تقلب مذاکره‌کنندگان در شرایط توافق‌شده، اعتماد را برای سال‌ها بعد مسموم کرد.


145) concentrate

معنی فارسی: متمرکز کردن

Officials concentrated resources on visible priorities while genuinely underlying risks accumulated largely unnoticed.

ترجمه: مقامات منابع را بر اولویت‌های قابل‌مشاهده متمرکز کردند در حالی که ریسک‌های واقعاً زیربنایی عمدتاً نامرئی انباشته می‌شد.

Analysts urged regulators to concentrate scrutiny on institutions whose complexity made oversight especially difficult.

ترجمه: تحلیلگران از نهادهای نظارتی خواستند بررسی را بر نهادهایی متمرکز کنند که پیچیدگیشان نظارت را به‌ویژه دشوار می‌کرد.

Historians note negotiators concentrated their efforts on provisions likely to generate genuine long-term stability.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان تلاش‌هایشان را بر بندهایی متمرکز کردند که احتمالاً ثبات واقعی بلندمدت تولید می‌کرد.


146) conclude

معنی فارسی: نتیجه گرفتن

Investigators concluded that officials had known about risks years before publicly acknowledging them.

ترجمه: بازپرسان نتیجه گرفتند مقامات سال‌ها پیش از پذیرش علنی، از ریسک‌ها آگاه بودند.

Analysts concluded the reform's benefits were considerably more modest than officials had publicly claimed.

ترجمه: تحلیلگران نتیجه گرفتند منافع این اصلاحات بسیار متواضع‌تر از ادعای علنی مقامات بود.

Historians conclude the treaty's significance lies less in its text than in the precedent it established.

ترجمه: مورخان نتیجه می‌گیرند اهمیت پیمان کمتر در متنش و بیشتر در پیش‌نمونه‌ای که ایجاد کرد نهفته است.


147) confident

معنی فارسی: مطمئن

Officials remained confident despite mounting evidence suggesting the policy required substantial reconsideration.

ترجمه: مقامات با وجود شواهد روبه‌رشد که نشان می‌داد سیاست نیازمند بازنگری اساسی است، مطمئن باقی ماندند.

Analysts warned that overly confident projections often precede an institution's most damaging miscalculations.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پیش‌بینی‌های بیش‌ازحد مطمئن اغلب مقدم بر مخرب‌ترین محاسبات اشتباه یک نهاد است.

Historians note negotiators appeared publicly confident while privately harboring considerable doubt about the agreement's durability.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان علناً مطمئن به نظر می‌رسیدند در حالی که خصوصی تردید قابل‌توجهی دربارهٔ پایداری توافق داشتند.


148) considerable

معنی فارسی: قابل‌توجه

Analysts warned that the reform carried considerable risk that officials had significantly downplayed publicly.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات ریسک قابل‌توجهی داشت که مقامات به‌طور قابل‌توجهی علناً کم‌اهمیت جلوه دادند.

Regulators identified considerable gaps between reported figures and the company's actual financial position.

ترجمه: نهادهای نظارتی شکاف‌های قابل‌توجهی میان ارقام گزارش‌شده و موقعیت مالی واقعی شرکت شناسایی کردند.

Historians note the treaty required considerable compromise that neither side had initially considered acceptable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان نیازمند سازش قابل‌توجهی بود که هیچ‌یک از طرفین در ابتدا قابل‌قبول نمی‌دانست.


149) convey

معنی فارسی: انتقال دادن

Officials struggled to convey the crisis's true severity without triggering the very panic they hoped to avoid.

ترجمه: مقامات برای انتقال شدت واقعی بحران بدون برانگیختن همان وحشتی که امیدوار بودند اجتناب کنند، دشواری داشتند.

Analysts warned that reassuring statements often fail to convey risks that internal assessments described in far starker terms.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش اغلب در انتقال ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار صریح‌تری توصیف می‌کرد، شکست می‌خورند.

Historians note the treaty's carefully worded language conveyed considerably less than its negotiators privately understood.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان با دقت واژه‌پردازی‌شدهٔ پیمان بسیار کمتر از آنچه مذاکره‌کنندگانش خصوصی درک می‌کردند، منتقل کرد.


150) definite

معنی فارسی: قطعی

Officials avoided giving a definite timeline, wary of commitments they might later be unable to keep.

ترجمه: مقامات از دادن جدول زمانی قطعی خودداری کردند، محتاط از تعهداتی که ممکن بود بعداً نتوانند حفظ کنند.

Analysts warned against treating preliminary figures as definite given how frequently early estimates required revision.

ترجمه: تحلیلگران در برابر رفتار با ارقام مقدماتی به‌عنوان قطعی، با توجه به اینکه برآوردهای اولیه چقدر مکرراً نیازمند بازنگری‌اند، هشدار دادند.

Historians note the treaty's definite provisions proved far harder to enforce than its confident language suggested.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای قطعی پیمان اجرایشان بسیار دشوارتر از آنچه زبان مطمئنش نشان می‌داد، اثبات شد.


151) delight

معنی فارسی: لذت

Officials expressed delight over results that internal assessments described in far more cautious terms.

ترجمه: مقامات ابراز لذت از نتایجی کردند که ارزیابی‌های داخلی آن‌ها را با اصطلاحات بسیار محتاطانه‌تری توصیف می‌کرد.

Analysts warned against mistaking short-term delight for genuine, lasting structural improvement.

ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن لذت کوتاه‌مدت با بهبود ساختاری واقعی و پایدار هشدار دادند.

Historians note contemporaries greeted the treaty's signing with delight that its complicated legacy would later temper considerably.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هم‌عصران امضای پیمان را با لذتی استقبال کردند که میراث پیچیده‌ترش بعدها به‌طور قابل‌توجهی تعدیلش کرد.


152) destination

معنی فارسی: مقصد

Analysts warned that reform without a clear destination risked drifting indefinitely without genuine resolution.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحات بدون مقصد روشن خطر سرگردانی نامحدود بدون حل واقعی را دارد.

Officials described the policy's destination in terms considerably more ambitious than its modest, actual steps suggested.

ترجمه: مقامات مقصد این سیاست را با اصطلاحاتی به‌مراتب جاه‌طلبانه‌تر از گام‌های واقعی و متواضعش توصیف کردند.

Historians note the treaty's ultimate destination differed substantially from what either delegation had originally envisioned.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مقصد نهایی پیمان به‌طور قابل‌توجهی با آنچه هر هیئت در ابتدا تصور کرده بود، تفاوت داشت.


153) edge

معنی فارسی: لبه

Analysts warned that the economy stood at the edge of a downturn officials had persistently downplayed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اقتصاد در لبهٔ رکودی قرار داشت که مقامات پیوسته کم‌اهمیت جلوه داده بودند.

Officials pushed policy to the edge of what legislators were willing to accept without provoking open revolt.

ترجمه: مقامات سیاست را تا لبهٔ آنچه قانون‌گذاران مایل به پذیرشش بودند بدون برانگیختن شورش آشکار، پیش بردند.

Historians note negotiations repeatedly approached the edge of collapse before an unexpected breakthrough revived them.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات بارها به لبهٔ فروپاشی نزدیک شد پیش از آنکه پیشرفتی غیرمنتظره دوباره احیایش کند.


154) instructions

معنی فارسی: دستورالعمل‌ها

Regulators issued instructions that companies had, for years, managed to circumvent through deliberately ambiguous compliance.

ترجمه: نهادهای نظارتی دستورالعمل‌هایی صادر کردند که شرکت‌ها سال‌ها موفق به دور زدنشان از طریق انطباق عمداً مبهم شده بودند.

Analysts warned that vague instructions left considerable room for interpretations regulators had never intended.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند دستورالعمل‌های مبهم فضای قابل‌توجهی برای تفسیرهایی که نهادهای نظارتی هرگز قصدشان را نداشتند، باقی گذاشت.

Historians note the treaty's implementation instructions proved far harder to follow than its confident language suggested.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیروی از دستورالعمل‌های اجرایی پیمان بسیار دشوارتر از آنچه زبان مطمئنش نشان می‌داد، اثبات شد.


155) path

معنی فارسی: مسیر

Diplomats pursued a path toward compromise that more confrontational predecessors had never seriously considered.

ترجمه: دیپلمات‌ها مسیری به سمت سازش دنبال کردند که اسلاف مقابله‌جوی‌تر هرگز جدی در نظر نگرفته بودند.

Analysts warned that the reform's chosen path risked bypassing structural issues essential to any lasting solution.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مسیر انتخاب‌شدهٔ این اصلاحات خطر دور زدن مسائل ساختاری ضروری برای هرگونه راه‌حل پایدار را دارد.

Historians note the treaty's negotiating path involved detours rarely visible in its polished final text.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مسیر مذاکراتی پیمان شامل انحراف‌هایی بود که به‌ندرت در متن نهایی و پرداخته‌شده‌اش قابل‌مشاهده بود.


156) resort

معنی فارسی: متوسل شدن

Officials resorted to emergency measures only after conventional policy tools proved genuinely insufficient.

ترجمه: مقامات تنها پس از آنکه ابزارهای معمول سیاستی واقعاً ناکافی اثبات شد، به اقدامات اضطراری متوسل شدند.

Analysts warned that resorting to short-term fixes often postpones rather than resolves underlying structural problems.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند توسل به راه‌حل‌های کوتاه‌مدت اغلب مشکلات ساختاری زیربنایی را به تعویق می‌اندازد نه حل می‌کند.

Historians note negotiators resorted to deliberately ambiguous language whenever genuine compromise proved impossible.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان هر زمان سازش واقعی غیرممکن اثبات می‌شد، به زبان عمداً مبهم متوسل می‌شدند.


157) shadow

معنی فارسی: سایه

Analysts warned that positive headline figures cast a shadow over structural weaknesses still left unaddressed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ارقام سرتیتر مثبت سایه‌ای بر ضعف‌های ساختاری همچنان پرداخته‌نشده افکند.

The scandal cast a long shadow over an administration that had built its reputation on transparency.

ترجمه: این رسوایی سایه‌ای طولانی بر دولتی افکند که شهرتش را بر شفافیت بنا کرده بود.

Historians note the treaty's ambiguous language left considerable shadow for each side to interpret differently.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان مبهم پیمان سایهٔ قابل‌توجهی برای تفسیر متفاوت هر طرف باقی گذاشت.


158) succeed

معنی فارسی: موفق شدن

Officials insisted the reform would succeed, despite internal assessments suggesting considerably greater skepticism.

ترجمه: مقامات اصرار داشتند این اصلاحات موفق خواهد شد، با وجود ارزیابی‌های داخلی که شکاکیت به‌مراتب بیشتری را نشان می‌داد.

Analysts warned that policies succeed only when paired with credible, consistently enforced mechanisms.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سیاست‌ها تنها زمانی موفق می‌شوند که با سازوکارهای معتبر و پیوسته اجراشده همراه باشند.

Historians note the treaty succeeded largely through quiet persistence rather than any single dramatic breakthrough.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان عمدتاً از طریق پشتکار آرام موفق شد نه هرگونه دستاورد دراماتیک واحد.


159) suspect

معنی فارسی: مشکوک بودن

Investigators suspected officials had known about risks years before publicly acknowledging them.

ترجمه: بازپرسان مشکوک بودند مقامات سال‌ها پیش از پذیرش علنی از ریسک‌ها آگاه بودند.

Analysts suspected the reassuring figures masked considerably more troubling underlying conditions.

ترجمه: تحلیلگران مشکوک بودند ارقام اطمینان‌بخش شرایط زیربنایی به‌مراتب نگران‌کننده‌تری را پنهان می‌کرد.

Historians suspect the treaty's stated intentions differed from the negotiators' actual strategic calculations.

ترجمه: مورخان مشکوک‌اند نیت‌های اعلام‌شدهٔ پیمان با محاسبات استراتژیک واقعی مذاکره‌کنندگان تفاوت داشت.


160) valley

معنی فارسی: دره

Analysts warned the economy faced a valley of painful adjustment before any genuine recovery could begin.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اقتصاد با دره‌ای از تعدیل دردناک روبه‌رو بود پیش از آنکه هرگونه بهبود واقعی بتواند آغاز شود.

Officials described reforms as bridging a valley of distrust that decades of hostility had carved.

ترجمه: مقامات اصلاحات را پلی بر دره‌ای از بی‌اعتمادی توصیف کردند که دهه‌ها خصومت کنده بود.

Historians note the treaty helped the region cross a valley of instability that had seemed nearly impassable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به منطقه کمک کرد از دره‌ای از بی‌ثباتی که تقریباً غیرقابل‌عبور به نظر می‌رسید، عبور کند.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط