Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 10 (Advanced)
181) absence
معنی فارسی: غیبت، نبود
Analysts warned that the absence of genuine oversight had allowed risks to accumulate largely unchecked for years.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند غیبت نظارت واقعی اجازه داده بود ریسکها سالها عمدتاً بدون کنترل انباشته شوند.
Officials attributed delays to the absence of key documentation that internal reviews had actually possessed all along.
ترجمه: مقامات تأخیرها را به غیبت اسناد کلیدیای نسبت دادند که بازبینیهای داخلی در واقع همیشه در اختیار داشتند.
Historians note the treaty's failure stemmed partly from the absence of provisions addressing the region's deeper grievances.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شکست پیمان تا حدی از غیبت بندهایی که به شکایات عمیقتر منطقه میپرداخت، ناشی میشد.
182) aloud
معنی فارسی: بلندبلند، با صدای بلند
Analysts warned that officials should have questioned aloud assumptions that later proved badly mistaken.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات میبایست بلندبلند فرضیاتی را که بعدها بهشدت اشتباه اثبات شد، زیر سؤال میبردند.
Officials wondered aloud whether the reform's benefits genuinely outweighed its considerable political costs.
ترجمه: مقامات بلندبلند تردید کردند آیا منافع این اصلاحات واقعاً بر هزینههای سیاسی قابلتوجهش میچربد.
Historians note a junior diplomat wondered aloud about compromises colleagues had privately already accepted.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دیپلماتی جوان بلندبلند دربارهٔ سازشهایی که همکاران پیشتر خصوصی پذیرفته بودند، تردید کرد.
183) bald
معنی فارسی: صریح، بیمو
Analysts offered a bald assessment of risks that officials had persistently downplayed in public statements.
ترجمه: تحلیلگران ارزیابیای صریح از ریسکهایی ارائه دادند که مقامات پیوسته در بیانیههای عمومی کماهمیت جلوه داده بودند.
Officials avoided the bald truth about losses that internal documents had extensively documented for years.
ترجمه: مقامات از حقیقت صریح دربارهٔ زیانهایی که اسناد داخلی سالها بهطور گسترده مستند کرده بود، اجتناب کردند.
Historians note the treaty's bald language left little room for the ambiguity later negotiators might have preferred.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان صریح پیمان فضای اندکی برای ابهامی که مذاکرهکنندگان بعدی شاید ترجیح میدادند، باقی گذاشت.
184) blanket
معنی فارسی: سراسری، پتو
Analysts warned that a blanket policy applied uniformly across regions ignored genuinely important local differences.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سیاستی سراسری که یکسان در سراسر مناطق اعمال میشد، تفاوتهای محلی واقعاً مهم را نادیده گرفت.
Officials imposed a blanket ban whose actual effects proved considerably more disruptive than intended.
ترجمه: مقامات ممنوعیتی سراسری تحمیل کردند که آثار واقعیاش بسیار مخربتر از قصد اثبات شد.
Historians note the treaty offered blanket amnesty that critics argued let genuinely serious offenses go unpunished.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان عفو سراسریای ارائه داد که منتقدان استدلال کردند اجازه داد تخلفات واقعاً جدی بدون مجازات بمانند.
185) creep
معنی فارسی: خزیدن، آهسته پیش رفتن
Analysts warned that risks would creep upward gradually until officials could no longer credibly deny them.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسکها بهتدریج به سمت بالا خزیدن خواهند کرد تا زمانی که مقامات دیگر نتوانند بهطور معتبر انکارشان کنند.
Officials watched costs creep beyond initial projections in ways internal assessments had failed to anticipate.
ترجمه: مقامات شاهد بودند هزینهها به شیوههایی که ارزیابیهای داخلی در پیشبینیشان شکست خورده بودند، از پیشبینی اولیه فراتر خزید.
Historians note tensions crept back into the relationship within a single generation of the treaty's signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تنشها ظرف یک نسل واحد پس از امضای پیمان دوباره به رابطه خزید.
186) divorce
معنی فارسی: طلاق، جدایی
Analysts described the reform as a divorce between reassuring public rhetoric and the considerably harsher private reality.
ترجمه: تحلیلگران این اصلاحات را طلاقی میان لفاظی اطمینانبخش عمومی و واقعیت خصوصی بهمراتب سختتر توصیف کردند.
Officials faced a growing divorce between official statements and evidence internal documents had extensively documented.
ترجمه: مقامات با طلاقی روبهرشد میان بیانیههای رسمی و شواهدی که اسناد داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، مواجه شدند.
Historians note the treaty formalized a diplomatic divorce between nations that had once shared considerable common interest.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان طلاقی دیپلماتیک میان ملتهایی را که زمانی منافع مشترک قابلتوجهی داشتند، رسمی کرد.
187) imitate
معنی فارسی: تقلید کردن
Analysts warned that officials had imitated reassuring rhetoric from previous crises without genuinely learning their lessons.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات لفاظی اطمینانبخش را از بحرانهای پیشین تقلید کرده بودند بدون یادگیری واقعی درسهایشان.
Officials imitated reforms from other countries without adequately considering genuinely different local conditions.
ترجمه: مقامات اصلاحاتی را از کشورهای دیگر تقلید کردند بدون در نظر گرفتن کافی شرایط محلی واقعاً متفاوت.
Historians note the treaty's framework was later imitated by negotiators facing conflicts with strikingly similar underlying causes.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند چارچوب پیمان بعدها توسط مذاکرهکنندگانی که با درگیریهایی با علل زیربنایی بهطرز چشمگیری مشابه روبهرو بودند، تقلید شد.
188) infant
معنی فارسی: نوزاد
Analysts warned that the reform, still an infant institution, lacked the capacity genuinely required for its ambitious mandate.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات، همچنان نهادی نوزاد، فاقد ظرفیت واقعاً موردنیاز برای مأموریت جاهطلبانهاش بود.
Officials described the fledgling agency as an infant requiring careful protection from premature political interference.
ترجمه: مقامات آژانس نوپا را همچون نوزادی توصیف کردند که نیازمند حفاظت دقیق در برابر دخالت سیاسی زودرس است.
Historians note the treaty's provisions for infant industries proved harder to enforce than its more symbolic language.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بندهای پیمان برای صنایع نوپا اجرایشان دشوارتر از زبان نمادینترش اثبات شد.
189) kidnap
معنی فارسی: ربودن
Analysts warned that special interests had effectively kidnapped a reform process meant to serve the broader public.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند منافع خاص عملاً فرآیند اصلاحاتی را که قرار بود به عموم گستردهتر خدمت کند، ربوده بودند.
Officials condemned the kidnapping of citizens that had, for years, occurred with genuinely inadequate accountability.
ترجمه: مقامات ربودن شهروندانی را که سالها با پاسخگویی واقعاً ناکافی رخ داده بود، محکوم کردند.
Historians note negotiations nearly collapsed after an incident in which a diplomat was kidnapped by opposing factions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرات تقریباً پس از حادثهای که در آن دیپلماتی توسط جناحهای مخالف ربوده شد، فروپاشید.
190) nap
معنی فارسی: چرت
Analysts warned that regulators had taken a metaphorical nap while risks accumulated largely unchecked for years.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نهادهای نظارتی چرتی استعارهای زده بودند در حالی که ریسکها سالها عمدتاً بدون کنترل انباشته میشد.
Officials joked that reform had gone into a long nap, awakened only when scandal finally forced action.
ترجمه: مقامات شوخی کردند اصلاحات به چرتی طولانی رفته بود، تنها زمانی بیدار شد که رسوایی سرانجام اقدام را اجباری کرد.
Historians note negotiators took brief naps during marathon sessions that stretched through the night before reaching agreement.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان در جلسات ماراتنی که تا شب طول کشید، چرتهای کوتاهی زدند پیش از رسیدن به توافق.
191) nowhere
معنی فارسی: هیچجا
Analysts warned that reassuring statements led genuine accountability nowhere close to where it was actually needed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیههای اطمینانبخش پاسخگویی واقعی را بههیچجایی نزدیک به آنچه واقعاً موردنیاز بود، نبردند.
Officials found themselves with nowhere to hide once evidence made continued denial genuinely untenable.
ترجمه: مقامات به محض اینکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابلدفاع کرد، خود را بدون هیچجایی برای پنهان شدن یافتند.
Historians note negotiations seemed to be heading nowhere before an unexpected breakthrough finally revived them.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرات بهنظر میرسید بههیچجا نمیرود پیش از آنکه پیشرفتی غیرمنتظره سرانجام آنها را احیا کند.
192) pat
معنی فارسی: ضربهٔ آرام زدن
Analysts warned against patting officials on the back for reforms whose actual substance proved considerably thin.
ترجمه: تحلیلگران در برابر ضربهٔ تشویقی بر پشت مقامات برای اصلاحاتی که جوهر واقعیاش بسیار نازک اثبات شد، هشدار دادند.
Officials patted themselves on the back for results that internal assessments described in far more modest terms.
ترجمه: مقامات به خود برای نتایجی که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف میکرد، ضربهٔ تشویقی زدند.
Historians note the treaty was met with a pat on the back from contemporaries who later reconsidered that praise.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان با ضربهٔ تشویقی از همعصرانی روبهرو شد که بعدها آن تحسین را بازنگری کردند.
193) relief
معنی فارسی: آسودگی
Analysts warned against mistaking temporary relief for genuine, lasting resolution of underlying structural problems.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن آسودگی موقت با حل واقعی و پایدار مشکلات ساختاری زیربنایی، هشدار دادند.
Officials expressed relief once the crisis's worst-case scenario failed to fully materialize.
ترجمه: مقامات آسودگی ابراز کردند به محض اینکه بدترین سناریوی بحران کاملاً تحقق نیافت.
Historians note the treaty's signing brought relief that its complicated legacy would later considerably temper.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند امضای پیمان آسودگیای به همراه آورد که میراث پیچیدهترش بعدها بهطور قابلتوجهی تعدیلش کرد.
194) reproduce
معنی فارسی: بازتولید کردن
Analysts warned that officials had failed to reproduce conditions genuinely necessary for the reform's success elsewhere.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در بازتولید شرایط واقعاً ضروری برای موفقیت این اصلاحات در جاهای دیگر، شکست خوردند.
Regulators struggled to reproduce results that internal reports had claimed but never actually demonstrated.
ترجمه: نهادهای نظارتی برای بازتولید نتایجی که گزارشهای داخلی ادعا کرده اما هرگز واقعاً نشان نداده بودند، دشواری داشتند.
Historians note negotiators reproduced elements of earlier treaties, adapting lessons only partially applicable to their situation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان عناصری از پیمانهای پیشین را بازتولید کردند و درسهایی را که تنها تا حدی قابلاجرا بود، تطبیق دادند.
195) rhyme
معنی فارسی: قافیه، شعر
Analysts warned that reassuring statements followed a familiar rhyme, repeating patterns that had failed in previous crises.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیههای اطمینانبخش از قافیهای آشنا پیروی میکرد و الگوهایی را که در بحرانهای پیشین شکست خورده بود، تکرار میکرد.
Officials offered explanations that seemed to rhyme suspiciously with excuses used during earlier, similar scandals.
ترجمه: مقامات توضیحاتی ارائه دادند که بهطور مشکوکی با بهانههای استفادهشده در رسواییهای پیشین و مشابه، همقافیه به نظر میرسید.
Historians note the treaty's language echoed the rhyme of earlier agreements that had, ultimately, failed to hold.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان پیمان قافیهٔ توافقات پیشین را که سرانجام نتوانستند دوام بیاورند، پژواک میکرد.
196) suck
معنی فارسی: مکیدن
Analysts warned that reckless speculation had sucked resources away from genuinely productive investment.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سفتهبازی بیپروا منابع را از سرمایهگذاری واقعاً مولد مکیده بود.
Officials watched the crisis suck confidence out of markets that had, until then, seemed genuinely stable.
ترجمه: مقامات شاهد بودند بحران اعتماد را از بازارهایی که تا آن زمان واقعاً پایدار به نظر میرسید، مکید.
Historians note the prolonged conflict sucked resources from a region that could genuinely ill afford the loss.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند درگیری طولانی منابع را از منطقهای که واقعاً نمیتوانست این زیان را تحمل کند، مکید.
197) urgent
معنی فارسی: فوری
Analysts warned that officials had failed to treat genuinely urgent warnings with the seriousness they deserved.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در رفتار با هشدارهای واقعاً فوری با جدیتی که سزاوارش بودند، شکست خوردند.
Officials described the crisis as urgent only after mounting pressure made continued inaction politically untenable.
ترجمه: مقامات این بحران را تنها پس از آنکه فشار روبهرشد بیعملی سیاسی مداوم را غیرقابلدفاع کرد، فوری توصیف کردند.
Historians note negotiators faced urgent deadlines that forced compromises neither side had initially considered acceptable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان با ضربالاجلهای فوریای روبهرو شدند که سازشهایی را که هیچیک از طرفین در ابتدا قابلقبول نمیدانست، اجبار کرد.
198) vanish
معنی فارسی: ناپدید شدن
Analysts warned that reassuring confidence would vanish quickly once genuine underlying risks became fully apparent.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اعتماد اطمینانبخش به محض کاملاً آشکار شدن ریسکهای واقعی زیربنایی سریع ناپدید خواهد شد.
Officials watched public trust vanish once the scandal's full scope became impossible to continue denying.
ترجمه: مقامات شاهد ناپدید شدن اعتماد عمومی بودند به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی دیگر قابلانکار نبود.
Historians note key documents vanished from the archives, complicating later efforts to verify the treaty's full history.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اسناد کلیدی از آرشیوها ناپدید شدند و تلاشهای بعدی برای تأیید تاریخ کامل پیمان را پیچیده کردند.
199) wagon
معنی فارسی: گاری
Analysts warned that officials had hitched their reputation to a reform wagon whose wheels proved considerably shakier than promised.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات شهرت خود را به گاری اصلاحاتی بسته بودند که چرخهایش بسیار لرزانتر از وعده اثبات شد.
Officials climbed aboard the reform wagon only after public pressure made continued resistance politically costly.
ترجمه: مقامات تنها پس از آنکه فشار عمومی مقاومت مداوم را از نظر سیاسی پرهزینه کرد، سوار گاری اصلاحات شدند.
Historians note negotiators loaded considerable political baggage onto a treaty wagon that later proved difficult to sustain.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان بار سیاسی قابلتوجهی را بر گاری پیمانی بار کردند که بعدها حفظش دشوار اثبات شد.
200) wrinkle
معنی فارسی: چینوچروک
Analysts warned that a minor procedural wrinkle concealed considerably more troubling underlying problems.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند چینوچروکی رویهای جزئی مشکلات زیربنایی بهمراتب نگرانکنندهتری را پنهان میکرد.
Officials dismissed a wrinkle in the data that later investigation revealed as evidence of considerably larger fraud.
ترجمه: مقامات چینوچروکی در دادهها را رد کردند که تحقیق بعدی آن را شواهدی از کلاهبرداریای بسیار بزرگتر آشکار کرد.
Historians note a single wrinkle in the treaty's language caused disputes that persisted for generations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند چینوچروک واحد در زبان پیمان اختلافاتی ایجاد کرد که برای نسلها ادامه یافت.