~13 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 27 (Advanced)

521) acknowledge

معنی فارسی: پذیرفتن، اذعان کردن

Analysts warned that officials refused to acknowledge risks that internal assessments had extensively documented for years.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از پذیرش ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، خودداری کردند.

Officials acknowledged privately what they had publicly denied for months.

ترجمه: مقامات خصوصی چیزی را پذیرفتند که ماه‌ها علناً انکار کرده بودند.

Historians note negotiators acknowledged concessions only after years of talks that had seemed genuinely stalled.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان تنها پس از سال‌ها گفتگویی که واقعاً متوقف به نظر می‌رسید، امتیازات را پذیرفتند.


522) ambassador

معنی فارسی: سفیر

Analysts warned that officials treated the reform's ambassador as a mere spokesperson rather than a genuine advocate for substantive change.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با سفیر این اصلاحات همچون سخنگویی صرف به‌جای مدافعی واقعی برای تغییر اساسی رفتار کردند.

Officials appointed an ambassador whose actual authority proved considerably weaker than announced.

ترجمه: مقامات سفیری منصوب کردند که اختیار واقعی‌اش بسیار ضعیف‌تر از اعلام‌شده اثبات شد.

Historians note a skilled ambassador's private diplomacy proved genuinely decisive in securing the treaty's final provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند دیپلماسی خصوصی سفیری ماهر واقعاً در تضمین بندهای نهایی پیمان تعیین‌کننده اثبات شد.


523) blonde

معنی فارسی: بلوند

Analysts noted the report's central witness, a blonde woman from the finance department, provided testimony investigators found genuinely credible.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند شاهد اصلی گزارش، زنی بلوند از بخش مالی، شهادتی داد که بازرسان واقعاً معتبر یافتند.

Officials interviewed a blonde staffer whose account directly contradicted the reassuring statements management had offered.

ترجمه: مقامات کارمندی بلوند را مصاحبه کردند که روایتش مستقیماً با بیانیه‌های اطمینان‌بخش مدیریت در تضاد بود.

Historians note a blonde courier carried secret messages between delegations before formal negotiations even began.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیک زنی بلوند پیام‌های مخفی را میان هیئت‌ها پیش از آغاز حتی مذاکرات رسمی حمل کرد.


524) conquer

معنی فارسی: فتح کردن

Analysts warned that officials had failed to conquer risks that internal assessments had extensively documented for years.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در فتح ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، شکست خورده بودند.

Officials claimed to have conquered the crisis, though internal documents suggested the underlying problems remained genuinely unresolved.

ترجمه: مقامات ادعا کردند بحران را فتح کرده‌اند، هرچند اسناد داخلی نشان دادند مشکلات زیربنایی واقعاً حل‌نشده باقی مانده بود.

Historians note the empire's attempt to conquer the region ultimately produced the conflict that necessitated the treaty.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تلاش امپراتوری برای فتح منطقه سرانجام درگیری‌ای را تولید کرد که پیمان را ضروری ساخت.


525) drag

معنی فارسی: کشیدن، پا کشیدن

Analysts warned that officials had dragged their feet on reforms that internal assessments described as genuinely urgent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در اصلاحاتی که ارزیابی‌های داخلی واقعاً فوری توصیف کرده بودند، پا کشیده بودند.

Officials dragged the investigation out for years, allowing evidence to grow stale before any public disclosure.

ترجمه: مقامات تحقیقات را سال‌ها کشاندند و اجازه دادند شواهد پیش از هرگونه افشای عمومی کهنه شود.

Historians note negotiations dragged on for nearly a decade before finally producing an agreement.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات نزدیک به یک دهه کشیده شد پیش از آنکه سرانجام توافقی تولید کند.


526) exaggerate

معنی فارسی: اغراق کردن

Analysts warned that officials had exaggerated the reform's benefits while minimizing its genuinely significant costs.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات منافع این اصلاحات را اغراق کرده بودند در حالی که هزینه‌های واقعاً قابل‌توجهش را به حداقل رساندند.

Officials exaggerated a modest recovery into a triumph that internal assessments described far more critically.

ترجمه: مقامات بهبودی متواضع را به پیروزی‌ای اغراق کردند که ارزیابی‌های داخلی بسیار انتقادی‌تر توصیف می‌کرد.

Historians note contemporaries exaggerated the treaty's achievements, a praise later scholarship considerably tempered.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هم‌عصران دستاوردهای پیمان را اغراق کردند، تحسینی که پژوهش‌های بعدی به‌طور قابل‌توجهی تعدیلش کرد.


527) heritage

معنی فارسی: میراث

Analysts warned that officials treated institutional heritage as an excuse to avoid genuinely necessary reform.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با میراث نهادی همچون بهانه‌ای برای اجتناب از اصلاحات واقعاً ضروری رفتار کردند.

Officials cited heritage and tradition to justify practices critics found genuinely indefensible.

ترجمه: مقامات به میراث و سنت استناد کردند تا شیوه‌هایی را که منتقدان واقعاً غیرقابل‌دفاع می‌یافتند، توجیه کنند.

Historians note the treaty addressed disputes over cultural heritage that had, for decades, remained unresolved.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به اختلافات بر سر میراث فرهنگی‌ای پرداخت که دهه‌ها حل‌نشده باقی مانده بود.


528) insult

معنی فارسی: توهین کردن

Analysts warned that officials insulted the intelligence of a public that could plainly see the evidence.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به هوش عمومی‌ای که به‌وضوح می‌توانست شواهد را ببیند، توهین کردند.

Officials insulted critics rather than genuinely engaging with concerns internal documents would later confirm.

ترجمه: مقامات به منتقدان توهین کردند به‌جای درگیر شدن واقعی با نگرانی‌هایی که اسناد داخلی بعدها تأیید کرد.

Historians note a perceived insult during negotiations nearly derailed talks that had, until then, proceeded smoothly.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند توهینی محسوس در حین مذاکرات تقریباً گفتگوهایی را که تا آن زمان روان پیش رفته بود، از مسیر خارج کرد.


529) meanwhile

معنی فارسی: در همین حین

Analysts warned that officials focused on reassuring statements while, meanwhile, risks continued accumulating unchecked.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بر بیانیه‌های اطمینان‌بخش تمرکز کردند در حالی که در همین حین، ریسک‌ها بدون کنترل همچنان انباشته می‌شد.

Officials promised reform; meanwhile, internal documents showed little genuine progress toward implementation.

ترجمه: مقامات اصلاحات را وعده دادند؛ در همین حین، اسناد داخلی پیشرفت واقعی اندکی به سمت اجرا نشان داد.

Historians note negotiators debated minor details for weeks while, meanwhile, the core dispute remained genuinely unresolved.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان هفته‌ها بر جزئیات جزئی بحث کردند در حالی که در همین حین، اختلاف اصلی واقعاً حل‌نشده باقی ماند.


530) necklace

معنی فارسی: گردنبند

Analysts joked that the reform was decorated like a necklace of reassuring phrases with little substantive weight.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند این اصلاحات همچون گردنبندی از عبارات اطمینان‌بخش با وزن اساسی اندک تزئین شده بود.

Officials received expensive gifts, including a diamond necklace, that later investigations found genuinely improper.

ترجمه: مقامات هدایای گران‌قیمتی از جمله گردنبندی الماس دریافت کردند که تحقیقات بعدی واقعاً نامناسب یافت.

Historians note a ceremonial necklace exchanged during the signing symbolized an alliance later events would substantially complicate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند گردنبندی تشریفاتی که در حین امضا رد و بدل شد، نمادین اتحادی بود که رویدادهای بعدی به‌طور قابل‌توجهی پیچیده‌اش کرد.


531) noble

معنی فارسی: اشرافی، نجیب

Analysts warned that officials protected a noble class of executives from scrutiny that lesser figures regularly faced.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات طبقه‌ای اشرافی از مدیران اجرایی را از بررسی‌ای که چهره‌های کوچک‌تر به‌طور منظم با آن روبه‌رو بودند، محافظت کردند.

Officials described the reform's goals as noble, though critics argued its actual implementation fell genuinely short.

ترجمه: مقامات اهداف این اصلاحات را نجیب توصیف کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند اجرای واقعی‌اش واقعاً کوتاهی کرد.

Historians note a noble family's private archives offered scholars unexpected insight into the treaty's true negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بایگانی خصوصی خانواده‌ای اشرافی بینشی غیرمنتظره دربارهٔ مذاکرات واقعی پیمان برای محققان ارائه داد.


532) precious

معنی فارسی: ارزشمند

Analysts warned that officials wasted precious time on reassuring statements rather than genuine crisis response.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات زمان ارزشمندی را صرف بیانیه‌های اطمینان‌بخش به‌جای پاسخ واقعی به بحران کردند.

Officials treated public trust as precious in rhetoric while eroding it through years of misleading statements.

ترجمه: مقامات با اعتماد عمومی در لفاظی همچون چیزی ارزشمند رفتار کردند در حالی که آن را از طریق سال‌ها بیانیهٔ گمراه‌کننده از بین بردند.

Historians note negotiators recognized how precious the fragile agreement was, wary of any misstep that could collapse it.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان تشخیص دادند توافق شکننده چقدر ارزشمند بود، محتاط از هر اشتباهی که می‌توانست فروپاشدش.


533) prejudice

معنی فارسی: تعصب

Analysts warned that officials approached the crisis with prejudice rather than genuine, evidence-based analysis.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با تعصب به‌جای تحلیل واقعی و مبتنی بر شواهد به بحران نزدیک شدند.

Officials denied prejudice in their decisions, though internal documents suggested otherwise significant bias.

ترجمه: مقامات تعصب را در تصمیماتشان انکار کردند، هرچند اسناد داخلی سوگیری قابل‌توجه دیگری را نشان داد.

Historians note prejudice among negotiators complicated talks that required genuine mutual understanding.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تعصب میان مذاکره‌کنندگان گفتگوهایی را که به تفاهم متقابل واقعی نیاز داشت، پیچیده کرد.


534) rumor

معنی فارسی: شایعه

Analysts warned that officials dismissed as rumor what internal assessments had already extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات چیزی را که ارزیابی‌های داخلی از قبل به‌طور گسترده مستند کرده بود، شایعه رد کردند.

Officials denied rumors that later evidence would substantially confirm.

ترجمه: مقامات شایعاتی را انکار کردند که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد.

Historians note rumors circulating among diplomats proved, in hindsight, considerably more accurate than official statements.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شایعاتی که میان دیپلمات‌ها چرخش می‌کرد، با نگاه گذشته بسیار دقیق‌تر از بیانیه‌های رسمی اثبات شد.


535) sin

معنی فارسی: گناه

Analysts warned that officials treated transparency's absence as a minor sin rather than a genuinely serious failure.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با فقدان شفافیت همچون گناهی جزئی به‌جای شکستی واقعاً جدی رفتار کردند.

Officials described the reform's delay as a forgivable sin, though critics argued its costs were genuinely severe.

ترجمه: مقامات تأخیر این اصلاحات را گناهی قابل‌بخشش توصیف کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند هزینه‌هایش واقعاً شدید بود.

Historians note the treaty's harshest terms were, for the defeated nation, punishment for sins largely defined by the victors.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سخت‌ترین شرایط پیمان برای ملت شکست‌خورده، مجازاتی برای گناهانی بود که عمدتاً توسط فاتحان تعریف شد.


536) spectacle

معنی فارسی: نمایش

Analysts described the hearing as more spectacle than genuine effort to establish accountability.

ترجمه: تحلیلگران این جلسهٔ استماع را بیشتر نمایشی به‌جای تلاشی واقعی برای ایجاد پاسخگویی توصیف کردند.

Officials turned the reform's announcement into a spectacle rather than a substantive policy discussion.

ترجمه: مقامات اعلام این اصلاحات را به نمایشی به‌جای بحثی اساسی از سیاست تبدیل کردند.

Historians note the treaty's signing ceremony was staged as a spectacle for a public eager for reassurance after conflict.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مراسم امضای پیمان همچون نمایشی برای عمومی که مشتاق اطمینان پس از درگیری بود، صحنه‌آرایی شد.


537) stack

معنی فارسی: توده

Analysts warned that a stack of unresolved warnings had accumulated on regulators' desks for years.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند توده‌ای از هشدارهای حل‌نشده سال‌ها روی میز نهادهای نظارتی انباشته شده بود.

Officials faced a stack of evidence that directly contradicted the reassuring statements they had repeatedly offered.

ترجمه: مقامات با توده‌ای از شواهدی روبه‌رو شدند که مستقیماً با بیانیه‌های اطمینان‌بخشی که بارها ارائه داده بودند، در تضاد بود.

Historians note negotiators worked through a stack of competing proposals before finally settling on the treaty's language.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از میان توده‌ای از پیشنهادهای رقیب کار کردند پیش از استقرار سرانجام بر زبان پیمان.


538) suspicious

معنی فارسی: مشکوک

Analysts grew suspicious of statistics that internal assessments described in far more troubling terms.

ترجمه: تحلیلگران نسبت به آماری که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار نگران‌کننده‌تری توصیف می‌کرد، مشکوک شدند.

Officials dismissed suspicious patterns that internal reviews would later substantially confirm as genuinely significant.

ترجمه: مقامات الگوهای مشکوکی را رد کردند که بازبینی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی واقعاً مهم تأیید کرد.

Historians note negotiators remained suspicious of each other's intentions throughout talks that had, at several points, seemed doomed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان در سراسر گفتگوهایی که در چندین نقطه محکوم به فنا به نظر می‌رسید، نسبت به نیات یکدیگر مشکوک باقی ماندند.


539) tin

معنی فارسی: قلع

Analysts warned that reforms affecting tin producers received considerably less attention than measures benefiting larger industries.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که تولیدکنندگان قلع را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به صنایع بزرگ‌تر سود می‌رساند، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect tin markets already struggling with falling prices.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر بازارهای قلعی که پیش‌تر با کاهش قیمت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note tin shortages during wartime fueled tensions that ultimately pressured both sides toward negotiation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند کمبود قلع در زمان جنگ تنش‌هایی را دامن زد که سرانجام هر دو طرف را به سمت مذاکره فشار آورد.


540) vase

معنی فارسی: گلدان

Analysts joked that the reform was as fragile as an ornamental vase, beautiful in presentation but easily shattered.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند این اصلاحات همچون گلدانی تزئینی شکننده بود، زیبا در ارائه اما به‌راحتی شکستنی.

Officials displayed a decorative vase in the negotiating room, an incongruous touch amid genuinely tense discussions.

ترجمه: مقامات گلدانی تزئینی را در اتاق مذاکره به نمایش گذاشتند، لمسی ناهماهنگ در میان گفتگوهایی واقعاً تنش‌آلود.

Historians note a shattered vase during one heated session became an unlikely symbol of the negotiations' fragility.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند گلدانی شکسته در حین جلسه‌ای پرتنش به نمادی غیرمحتمل از شکنندگی مذاکرات تبدیل شد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط