~13 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 28 (Advanced)

541) ache

معنی فارسی: درد کشیدن

Analysts warned that institutions would ache under the weight of risks officials had persistently underestimated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نهادها زیر وزن ریسک‌هایی که مقامات پیوسته دست‌کم گرفته بودند، درد خواهند کشید.

Officials watched public trust ache under years of misleading statements that later proved damaging.

ترجمه: مقامات شاهد درد کشیدن اعتماد عمومی زیر سال‌ها بیانیهٔ گمراه‌کننده‌ای بودند که بعدها آسیب‌زا اثبات شد.

Historians note negotiators's patience ached through months of talks that had, at several points, seemed genuinely doomed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شکیبایی مذاکره‌کنندگان در طول ماه‌ها گفتگویی که در چندین نقطه واقعاً محکوم به فنا به نظر می‌رسید، درد کشید.


542) arctic

معنی فارسی: قطبی

Analysts warned that officials maintained an arctic silence about risks internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات سکوتی قطبی دربارهٔ ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، حفظ کردند.

Officials described relations as arctic after years of diplomatic tension that had defined the previous decade.

ترجمه: مقامات روابط را پس از سال‌ها تنش دیپلماتیک که دهه‌های پیشین را تعریف کرده بود، قطبی توصیف کردند.

Historians note negotiations proceeded in an arctic atmosphere of mutual suspicion that took months to genuinely thaw.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات در فضایی قطبی از سوءظن متقابل پیش رفت که ماه‌ها طول کشید تا واقعاً آب شود.


543) canal

معنی فارسی: کانال

Analysts warned that reforms affecting canal infrastructure received considerably less attention than measures benefiting other sectors.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که زیرساخت کانال را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که بخش‌های دیگر را تحت تأثیر قرار می‌داد، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect canal traffic already struggling with declining trade.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر ترافیک کانالی که پیش‌تر با کاهش تجارت دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اثر خواهد گذاشت.

Historians note disputes over a strategic canal became central to the treaty's most contentious negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اختلافات بر سر کانالی استراتژیک به محور جنجالی‌ترین مذاکرات پیمان تبدیل شد.


544) chemist

معنی فارسی: شیمی‌دان

Analysts warned that officials had ignored a chemist's warnings that internal assessments would later substantially confirm.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هشدارهای شیمی‌دانی را که ارزیابی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد، نادیده گرفته بودند.

Officials dismissed a chemist's findings as alarmist, though evidence later proved them entirely accurate.

ترجمه: مقامات یافته‌های شیمی‌دانی را هشدارآمیز رد کردند، هرچند شواهد بعدها آن‌ها را کاملاً دقیق اثبات کرد.

Historians note a court chemist's private notes offered scholars unexpected insight into wartime negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند یادداشت‌های خصوصی شیمی‌دان دربار بینشی غیرمنتظره دربارهٔ مذاکرات زمان جنگ برای محققان ارائه داد.


545) chill

معنی فارسی: سرما

Analysts warned that a chill had settled over negotiations that once seemed genuinely promising.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سرمای بی‌اعتمادی بر مذاکراتی که زمانی واقعاً امیدوارکننده به نظر می‌رسید، نشست.

Officials described relations as thawing after years of diplomatic chill that had defined the previous decade.

ترجمه: مقامات روابط را رو به گرم شدن پس از سال‌ها سرمای دیپلماتیک که دهه‌های پیشین را تعریف کرده بود، توصیف کردند.

Historians note a chill of mutual distrust persisted between negotiating nations long after the treaty's formal signing.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سرمای بی‌اعتمادی متقابل مدت‌ها پس از امضای رسمی پیمان میان ملت‌های مذاکره‌کننده ادامه یافت.


546) congress

معنی فارسی: کنگره

Analysts warned that congress had approved a reform without genuinely scrutinizing risks internal assessments had documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند کنگره اصلاحاتی را بدون بررسی واقعی ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی مستند کرده بود، تأیید کرده بود.

Officials assured congress of benefits that internal assessments described in far more modest terms.

ترجمه: مقامات به کنگره دربارهٔ منافعی اطمینان دادند که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار متواضع‌تری توصیف می‌کرد.

Historians note the treaty required approval from a congress whose members privately harbored considerable doubts.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به تأیید کنگره‌ای نیاز داشت که اعضایش خصوصی تردیدهای قابل‌توجهی داشتند.


547) dairy

معنی فارسی: لبنیاتی

Analysts warned that reforms affecting dairy farmers received considerably less attention than measures benefiting major industries.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که کشاورزان لبنیات را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به صنایع بزرگ سود می‌رساند، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect dairy producers already struggling with falling prices.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر تولیدکنندگان لبنیاتی که پیش‌تر با کاهش قیمت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note dairy shortages during wartime fueled unrest that ultimately pressured both sides toward negotiation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند کمبود لبنیات در زمان جنگ ناآرامی‌ای را دامن زد که سرانجام هر دو طرف را به سمت مذاکره فشار آورد.


548) descend

معنی فارسی: نزول کردن

Analysts warned that public trust would descend rapidly once the scandal's full scope became known.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اعتماد عمومی به محض آشکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی، به‌سرعت نزول خواهد کرد.

Officials watched approval ratings descend once evidence made continued denial genuinely untenable.

ترجمه: مقامات شاهد نزول نرخ‌های تأیید بودند به محض اینکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابل‌دفاع کرد.

Historians note negotiations descended into chaos before an unexpected breakthrough finally revived them.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات به هرج‌ومرج نزول کرد پیش از آنکه پیشرفتی غیرمنتظره سرانجام آن‌ها را احیا کند.


549) grocer

معنی فارسی: خواربارفروش

Analysts warned that reforms affecting small grocers received considerably less attention than measures benefiting large retailers.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که خواربارفروشان کوچک را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به خرده‌فروشان بزرگ سود می‌رساند، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect grocers already struggling with rising costs.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر خواربارفروشانی که پیش‌تر با افزایش هزینه‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note a local grocer's account offered an unusual, ground-level perspective on wartime economic hardship.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند روایت خواربارفروشی محلی دیدگاهی غیرمعمول و در سطح زمین از سختی اقتصادی زمان جنگ ارائه داد.


550) hesitate

معنی فارسی: تردید کردن

Analysts warned that officials hesitated to acknowledge risks that internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در پذیرش ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، تردید کردند.

Officials hesitated to act until mounting pressure made continued inaction politically untenable.

ترجمه: مقامات تا زمانی که فشار روبه‌رشد بی‌عملی سیاسی مداوم را غیرقابل‌دفاع کرد، در اقدام تردید کردند.

Historians note negotiators hesitated at a critical juncture that nearly caused talks to collapse entirely.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان در نقطه‌ای حساس تردید کردند که تقریباً باعث فروپاشی کامل گفتگوها شد.


551) institution

معنی فارسی: نهاد

Analysts warned that the institution's reputation for reliability concealed practices internal assessments described far more critically.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شهرت این نهاد برای قابل‌اعتماد بودن شیوه‌هایی را پنهان کرد که ارزیابی‌های داخلی بسیار انتقادی‌تر توصیف می‌کرد.

Officials protected the institution's image while privately acknowledging failures internal documents would later confirm.

ترجمه: مقامات از تصویر این نهاد محافظت کردند در حالی که خصوصی شکست‌هایی را پذیرفتند که اسناد داخلی بعدها تأیید کرد.

Historians note the treaty established institutions that later proved genuinely difficult to hold accountable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان نهادهایی تأسیس کرد که بعدها پاسخگو نگه داشتنشان واقعاً دشوار اثبات شد.


552) jog

معنی فارسی: آهسته دویدن

Analysts warned that reforms progressed at a jog rather than the pace genuinely required to address the crisis.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحات با سرعتی آرام به‌جای سرعتی که واقعاً برای پرداختن به بحران موردنیاز بود، پیش رفت.

Officials moved at a jog on genuinely urgent matters while sprinting toward reassuring public announcements.

ترجمه: مقامات در مسائل واقعاً فوری با سرعتی آرام حرکت کردند در حالی که به سمت اعلامیه‌های عمومی اطمینان‌بخش می‌دویدند.

Historians note negotiators jogged through preliminary issues to reach the substantive disputes requiring genuine resolution.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان با سرعتی آرام از مسائل مقدماتی گذشتند تا به اختلافات اساسی‌ای که نیاز به حل واقعی داشت، برسند.


553) merchant

معنی فارسی: تاجر

Analysts warned that reforms benefiting large merchants received considerably more attention than measures affecting small traders.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که به تاجران بزرگ سود می‌رساند، توجه به‌مراتب بیشتری نسبت به اقداماتی که بازرگانان کوچک را تحت تأثیر قرار می‌داد، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect merchants already struggling with declining trade.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر تاجرانی که پیش‌تر با کاهش تجارت دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note merchant guilds played an unexpectedly significant role in negotiations over postwar trade provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اتحادیه‌های تجاری نقشی به‌طور غیرمنتظره‌ای مهم در مذاکرات بر سر بندهای تجاری پس از جنگ ایفا کردند.


554) poke

معنی فارسی: نوک زدن

Analysts warned that officials had poked holes in reassuring narratives that internal assessments would later substantially confirm.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در روایت‌های اطمینان‌بخشی که ارزیابی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد، سوراخ‌هایی ایجاد کرده بودند.

Regulators poked into practices that internal documents had extensively documented but never publicly disclosed.

ترجمه: نهادهای نظارتی به شیوه‌هایی نوک زدند که اسناد داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود اما هرگز علناً افشا نکرده بود.

Historians note a persistent scholar's decision to poke deeper into the archives uncovered details official accounts had long concealed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تصمیم محققی پیگیر برای نوک زدن عمیق‌تر به آرشیوها، جزئیاتی را آشکار کرد که روایت‌های رسمی مدت‌ها پنهان کرده بودند.


555) postpone

معنی فارسی: به تعویق انداختن

Analysts warned that officials had postponed genuinely necessary reforms until political costs became unavoidable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اصلاحات واقعاً ضروری را به تعویق انداخته بودند تا زمانی که هزینه‌های سیاسی اجتناب‌ناپذیر شد.

Officials postponed disclosure of results that internal assessments described in far more troubling terms.

ترجمه: مقامات افشای نتایجی را که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار نگران‌کننده‌تری توصیف می‌کرد، به تعویق انداختند.

Historians note the treaty's signing was postponed several times before negotiators finally reached agreement.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امضای پیمان چندین بار به تعویق افتاد پیش از آنکه مذاکره‌کنندگان سرانجام به توافق برسند.


556) splash

معنی فارسی: پاشیدن

Analysts warned that the scandal would splash across headlines once its full scope became impossible to continue denying.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این رسوایی به محض غیرقابل‌انکار شدن دامنهٔ کاملش، در سرتیترها پاشیده خواهد شد.

Officials watched criticism splash across public discourse that internal documents would later substantially confirm.

ترجمه: مقامات شاهد پاشیده شدن انتقاد در گفتمان عمومی‌ای بودند که اسناد داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد.

Historians note news of the treaty splashed across front pages that had, until then, focused on continued conflict.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند خبر پیمان بر صفحات نخستی پاشیده شد که تا آن زمان بر درگیری ادامه‌دار متمرکز بود.


557) stubborn

معنی فارسی: لجوج

Analysts warned that officials remained stubborn in the face of evidence that later proved entirely justified.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در برابر شواهدی که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، لجوجانه باقی ماندند.

Officials proved stubborn about acknowledging failures that internal documents had extensively documented for years.

ترجمه: مقامات در پذیرش شکست‌هایی که اسناد داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، لجوجانه اثبات شدند.

Historians note stubborn negotiators on both sides nearly derailed talks that ultimately produced a lasting agreement.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان لجوج در هر دو طرف تقریباً گفتگوهایی را که سرانجام توافقی پایدار تولید کرد، از مسیر خارج کردند.


558) suburb

معنی فارسی: حومه

Analysts warned that reforms benefiting urban centers received considerably more attention than measures affecting suburb residents.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که به مراکز شهری سود می‌رساند، توجه به‌مراتب بیشتری نسبت به اقداماتی که ساکنان حومه را تحت تأثیر قرار می‌داد، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect suburb communities already struggling economically.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر جوامع حومه‌ای که پیش‌تر از نظر اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note a quiet suburb served as an unlikely venue for negotiations that later produced the treaty's core provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند حومه‌ای آرام مکانی غیرمنتظره برای مذاکراتی شد که بعدها بندهای هستهٔ پیمان را تولید کرد.


559) tide

معنی فارسی: جزر و مد

Analysts warned that officials misjudged the tide of public opinion shifting against reassuring statements.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات جزر و مد افکار عمومی را که علیه بیانیه‌های اطمینان‌بخش تغییر می‌کرد، اشتباه ارزیابی کردند.

Officials watched the tide of criticism rise once the scandal's full scope became impossible to continue denying.

ترجمه: مقامات شاهد بالا رفتن جزر و مد انتقاد بودند به محض غیرقابل‌انکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی.

Historians note the tide of the war turned in ways that fundamentally reshaped the negotiations that followed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جزر و مد جنگ به شیوه‌هایی چرخید که مذاکرات بعدی را اساساً بازشکل داد.


560) tragedy

معنی فارسی: فاجعه

Analysts warned that officials treated a genuine tragedy as a manageable public relations problem.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با فاجعه‌ای واقعی همچون مشکلی مدیریت‌پذیر روابط عمومی رفتار کردند.

Officials described the crisis as an unavoidable tragedy, though internal assessments suggested it had been genuinely preventable.

ترجمه: مقامات بحران را فاجعه‌ای اجتناب‌ناپذیر توصیف کردند، هرچند ارزیابی‌های داخلی نشان دادند واقعاً قابل‌پیشگیری بود.

Historians note the treaty's harsh terms compounded a tragedy that had already devastated the region for years.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شرایط سخت پیمان فاجعه‌ای را که پیش‌تر منطقه را سال‌ها ویران کرده بود، تشدید کرد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط