Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 20 (Advanced)
381) absurd
معنی فارسی: مضحک، پوچ
Analysts warned that officials dismissed genuine concerns as absurd, though internal assessments would later substantially confirm them.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات نگرانیهای واقعی را مضحک رد کردند، هرچند ارزیابیهای داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأییدشان کرد.
Officials called the criticism absurd, a dismissal internal documents suggested was genuinely defensive rather than accurate.
ترجمه: مقامات انتقاد را مضحک نامیدند، ردی که اسناد داخلی نشان دادند واقعاً دفاعی بهجای دقیق بود.
Historians note contemporaries considered the treaty's harshest terms genuinely absurd, a judgment later scholarship largely confirmed.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند همعصران سختترین شرایط پیمان را واقعاً مضحک میدانستند، قضاوتی که پژوهشهای بعدی عمدتاً تأیید کرد.
382) aristocracy
معنی فارسی: اشرافیت
Analysts warned that reforms benefiting the aristocracy received considerably more attention than measures affecting ordinary citizens.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که به اشرافیت سود میرساند، توجه بهمراتب بیشتری نسبت به اقداماتی که شهروندان عادی را تحت تأثیر قرار میداد، دریافت کرد.
Officials protected aristocracy interests while internal assessments described the reform's broader costs in far more troubling terms.
ترجمه: مقامات از منافع اشرافیت محافظت کردند در حالی که ارزیابیهای داخلی هزینههای گستردهتر این اصلاحات را با اصطلاحات بسیار نگرانکنندهتری توصیف کرد.
Historians note the aristocracy's influence over policy persisted long after its formal privileges had genuinely ended.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند نفوذ اشرافیت بر سیاست مدتها پس از پایان واقعی امتیازات رسمیاش ادامه یافت.
383) aristocrat
معنی فارسی: اشرافزاده
Analysts noted that an aristocrat's private diary offered scholars unexpected insight into decisions made behind closed doors.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند دفترچهخاطرات خصوصی یک اشرافزاده بینشی غیرمنتظره دربارهٔ تصمیماتی که پشت درهای بسته گرفته شد، برای محققان ارائه داد.
Officials favored an aristocrat's proposal over expert recommendations internal assessments considered genuinely more sound.
ترجمه: مقامات پیشنهاد یک اشرافزاده را بر توصیههای کارشناسی که ارزیابیهای داخلی واقعاً معقولتر میدانستند، ترجیح دادند.
Historians note the aristocrat's influence in negotiations was rarely acknowledged in official accounts.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند نفوذ این اشرافزاده در مذاکرات بهندرت در روایتهای رسمی تصدیق شد.
384) attire
معنی فارسی: لباس رسمی
Analysts noted that officials focused on formal attire and ceremony rather than the genuine substance of the crisis.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات بر لباس رسمی و تشریفات بهجای جوهر واقعی بحران تمرکز کردند.
Officials wore reassuring attire for the announcement, a staging critics found genuinely calculated.
ترجمه: مقامات لباسی اطمینانبخش برای اعلامیه پوشیدند، صحنهآراییای که منتقدان واقعاً حسابشده یافتند.
Historians note the negotiator's simple attire concealed an influence far greater than his modest appearance suggested.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند لباس ساده مذاکرهکننده نفوذی بسیار بزرگتر از آنچه ظاهر متواضعش نشان میداد، پنهان کرد.
385) craze
معنی فارسی: موج، مد گذرا
Analysts warned that officials mistook a temporary craze for genuine, lasting public support.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات یک موج گذرا را با حمایت عمومی واقعی و پایدار اشتباه گرفتند.
Officials chased a policy craze rather than addressing risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: مقامات موج سیاستی را دنبال کردند بهجای پرداختن به ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود.
Historians note the craze surrounding the treaty's signing faded quickly once its harsher terms became genuinely apparent.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند موج پیرامون امضای پیمان به محض واقعاً آشکار شدن شرایط سختترش، سریع محو شد.
386) denote
معنی فارسی: دلالت کردن
Analysts warned that reassuring language was chosen specifically to denote calm rather than reflect the genuine situation.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند زبان اطمینانبخش مخصوصاً برای دلالت بر آرامش بهجای بازتاب شرایط واقعی انتخاب شده بود.
Officials used terminology that denoted minor concern, though internal assessments denoted a considerably more serious problem.
ترجمه: مقامات از اصطلاحاتی استفاده کردند که بر نگرانی جزئی دلالت میکرد، هرچند ارزیابیهای داخلی بر مشکلی بهمراتب جدیتر دلالت میکرد.
Historians note the treaty's careful wording was meant to denote compromise without genuinely conceding defeat.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند واژهپردازی دقیق پیمان قصد داشت بر سازش دلالت کند بدون آنکه واقعاً شکست را بپذیرد.
387) enlarge
معنی فارسی: بزرگ کردن
Analysts warned that officials enlarged the scope of reassuring statements while shrinking genuine disclosure.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دامنهٔ بیانیههای اطمینانبخش را بزرگ کردند در حالی که افشای واقعی را کوچک کردند.
Officials enlarged the agency's budget without genuinely enlarging its actual oversight capacity.
ترجمه: مقامات بودجهٔ آژانس را بزرگ کردند بدون بزرگ کردن واقعی ظرفیت نظارتی واقعیاش.
Researchers enlarged their sample size to capture patterns earlier, smaller studies had failed to genuinely detect.
ترجمه: پژوهشگران اندازهٔ نمونهٔ خود را بزرگ کردند تا الگوهایی را که مطالعات پیشین و کوچکتر در تشخیص واقعیشان شکست خورده بودند، به دست آورند.
388) excess
معنی فارسی: زیادهروی
Analysts warned that officials tolerated excess in spending that internal assessments described as genuinely unjustifiable.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات زیادهروی در هزینهکرد را که ارزیابیهای داخلی واقعاً غیرقابلتوجیه توصیف کرده بودند، تحمل کردند.
Officials dismissed reports of excess as exaggerated, though internal documents would later substantially confirm them.
ترجمه: مقامات گزارشهای زیادهروی را اغراقآمیز رد کردند، هرچند اسناد داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأییدشان کرد.
Historians note the aristocracy's excess fueled resentment that later fueled genuine, widespread unrest.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زیادهروی اشرافیت کینهای را دامن زد که بعدها ناآرامی گسترده و واقعی را برانگیخت.
389) feminine
معنی فارسی: زنانه
Analysts noted that officials dismissed concerns using language critics considered genuinely dismissive of feminine perspectives.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات نگرانیها را با زبانی که منتقدان واقعاً نادیدهگیرندهٔ دیدگاههای زنانه میدانستند، رد کردند.
Officials described the policy in feminine and masculine terms that internal reviews considered genuinely irrelevant to its substance.
ترجمه: مقامات سیاست را با اصطلاحاتی زنانه و مردانه توصیف کردند که بازبینیهای داخلی واقعاً نامرتبط با جوهرش میدانستند.
Historians note fashion during the period linked feminine attire to social status in ways contemporaries rarely questioned.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مد در آن دوره لباس زنانه را به شیوههایی که همعصران بهندرت زیر سؤال میبردند، به منزلت اجتماعی پیوند میداد.
390) hierarchy
معنی فارسی: سلسلهمراتب
Analysts warned that officials protected the hierarchy rather than genuinely addressing documented failures at every level.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از سلسلهمراتب محافظت کردند بهجای پرداختن واقعی به شکستهای مستندشده در هر سطح.
Officials climbed the hierarchy without the accountability internal assessments considered genuinely necessary.
ترجمه: مقامات بدون پاسخگوییای که ارزیابیهای داخلی واقعاً ضروری میدانستند، از سلسلهمراتب بالا رفتند.
Historians note the negotiator's position within the diplomatic hierarchy shaped decisions rarely acknowledged in official accounts.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند جایگاه مذاکرهکننده درون سلسلهمراتب دیپلماتیک تصمیماتی را شکل داد که بهندرت در روایتهای رسمی تصدیق میشود.
391) pad
معنی فارسی: بالشتک
Analysts warned that officials had padded budget requests beyond what internal assessments considered genuinely necessary.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات درخواستهای بودجه را فراتر از آنچه ارزیابیهای داخلی واقعاً ضروری میدانستند، بالشتک کرده بودند.
Officials described spending as padded reserves, though internal documents suggested otherwise significant waste.
ترجمه: مقامات هزینهکرد را ذخایری بالشتکشده توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی اتلاف قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Researchers found padding data with unrepresentative samples produced conclusions earlier studies had failed to genuinely question.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند بالشتک کردن دادهها با نمونههای غیرنماینده نتیجهگیریهایی تولید کرد که مطالعات پیشین در زیر سؤال بردن واقعیشان شکست خورده بودند.
392) partner
معنی فارسی: شریک
Analysts warned that officials treated regulators as adversaries rather than genuine partners in accountability.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با نهادهای نظارتی همچون دشمن بهجای شرکای واقعی در پاسخگویی رفتار کردند.
Officials selected a business partner whose actual qualifications internal reviews described as considerably weaker than announced.
ترجمه: مقامات شریک تجاریای را انتخاب کردند که صلاحیتهای واقعیاش را بازبینیهای داخلی بسیار ضعیفتر از اعلامشده توصیف کرد.
Historians note the negotiator's foreign partner proved genuinely decisive in securing the treaty's final provisions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شریک خارجی مذاکرهکننده واقعاً در تضمین بندهای نهایی پیمان تعیینکننده اثبات شد.
393) predominant
معنی فارسی: غالب
Analysts warned that officials ignored a predominant pattern of failures that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات الگوی غالبی از شکستها را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفتند.
Officials described the predominant view as supportive, though internal surveys suggested otherwise significant opposition.
ترجمه: مقامات دیدگاه غالب را حمایتی توصیف کردند، هرچند نظرسنجیهای داخلی مخالفت قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note a predominant faction within the delegation nearly derailed the entire negotiation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند جناح غالبی درون هیئت تقریباً کل مذاکرات را از مسیر خارج کرد.
394) protocol
معنی فارسی: پروتکل، تشریفات
Analysts warned that officials violated protocol that internal assessments described as genuinely essential for safety.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات پروتکلی را که ارزیابیهای داخلی واقعاً ضروری برای ایمنی توصیف کرده بودند، نقض کردند.
Officials followed protocol only in appearance, without genuinely addressing the substance it was meant to ensure.
ترجمه: مقامات پروتکل را تنها در ظاهر رعایت کردند، بدون پرداختن واقعی به جوهری که قرار بود تضمین کند.
Historians note diplomatic protocol shaped negotiations in ways that occasionally overshadowed the substantive issues at stake.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پروتکل دیپلماتیک مذاکرات را به شیوههایی شکل داد که گاهی مسائل اساسی مطرحشده را تحتالشعاع قرار میداد.
395) reputable
معنی فارسی: معتبر
Analysts warned that officials cited a less-than-reputable source to support conclusions internal reviews considered genuinely unreliable.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به منبعی با شهرت کمتر معتبر استناد کردند تا از نتیجهگیریهایی که بازبینیهای داخلی واقعاً غیرقابلاعتماد میدانستند، حمایت کنند.
Officials described the institution as reputable, though internal documents suggested otherwise significant problems.
ترجمه: مقامات این نهاد را معتبر توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی مشکلات قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note a reputable scholar's private correspondence offered insight the official record never provided.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مکاتبات خصوصی محققی معتبر بینشی را ارائه داد که سوابق رسمی هرگز فراهم نکرد.
396) signify
معنی فارسی: دلالت کردن، نشان دادن
Analysts warned that officials used language to signify progress that internal assessments described as genuinely absent.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از زبانی برای دلالت بر پیشرفتی استفاده کردند که ارزیابیهای داخلی واقعاً غایب توصیف کرده بودند.
Officials issued statements meant to signify confidence, though internal documents signified considerably more concern.
ترجمه: مقامات بیانیههایی صادر کردند که قصد داشت بر اعتماد دلالت کند، هرچند اسناد داخلی بر نگرانی بهمراتب بیشتری دلالت میکرد.
Historians note the treaty's ceremony was meant to signify lasting peace that later events would substantially undermine.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مراسم پیمان قصد داشت بر صلحی پایدار دلالت کند که رویدادهای بعدی بهطور قابلتوجهی تضعیفش کرد.
397) strap
معنی فارسی: بند
Analysts noted that officials tightened the regulatory strap on smaller institutions while larger ones escaped scrutiny.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات بند نظارتی را بر نهادهای کوچکتر سفت کردند در حالی که بزرگترها از بررسی فرار کردند.
Officials loosened the safety strap on oversight in ways critics found genuinely reckless.
ترجمه: مقامات بند ایمنی نظارت را به شیوههایی شل کردند که منتقدان واقعاً بیاحتیاطانه یافتند.
Researchers found a mechanical strap failure that earlier inspections had failed to genuinely identify.
ترجمه: پژوهشگران خرابی بندی مکانیکی را یافتند که بازرسیهای پیشین در شناسایی واقعیاش شکست خورده بودند.
398) style
معنی فارسی: سبک
Analysts warned that officials prioritized communication style over the genuine substance internal assessments required.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات سبک ارتباطی را بر جوهر واقعیای که ارزیابیهای داخلی میطلبید، اولویت دادند.
Officials adopted a reassuring style that internal documents directly contradicted.
ترجمه: مقامات سبکی اطمینانبخش اتخاذ کردند که اسناد داخلی مستقیماً با آن در تضاد بود.
Historians note the negotiator's style of quiet persistence proved genuinely more effective than more confrontational approaches.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند سبک پشتکار آرام مذاکرهکننده واقعاً مؤثرتر از رویکردهای رودررویانهتر اثبات شد.
399) tangle
معنی فارسی: کلاف، گرهخوردگی
Analysts warned that officials created a bureaucratic tangle that internal assessments described as genuinely obstructive.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات کلافی بوروکراتیک ایجاد کردند که ارزیابیهای داخلی واقعاً مانعساز توصیف کرده بودند.
Officials left regulations in a tangle that critics argued shielded institutions from genuine accountability.
ترجمه: مقامات مقررات را در کلافی رها کردند که منتقدان استدلال کردند نهادها را از پاسخگویی واقعی محافظت میکرد.
Historians note the treaty left a legal tangle that negotiators had failed to fully anticipate.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان کلافی حقوقی برجا گذاشت که مذاکرهکنندگان در پیشبینی کاملش شکست خورده بودند.
400) vanity
معنی فارسی: خودشیفتگی
Analysts warned that officials prioritized personal vanity over the genuine public interest internal assessments required.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات خودشیفتگی شخصی را بر منافع عمومی واقعیای که ارزیابیهای داخلی میطلبید، اولویت دادند.
Officials pursued a vanity project while cutting programs internal reviews considered genuinely essential.
ترجمه: مقامات پروژهای برخاسته از خودشیفتگی را دنبال کردند در حالی که برنامههایی را که بازبینیهای داخلی واقعاً ضروری میدانستند، کاهش دادند.
Historians note the negotiator's vanity nearly derailed talks that ultimately produced a lasting agreement.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند خودشیفتگی مذاکرهکننده تقریباً گفتگوهایی را که سرانجام توافقی پایدار تولید کرد، از مسیر خارج کرد.