~13 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Unit 10 (Advanced)

181) benefit

معنی فارسی: منفعت

Proponents argued the treaty's long-term benefit far outweighed the short-term political costs of ratifying it.

ترجمه: حامیان استدلال کردند منفعت بلندمدت این پیمان بسیار بیشتر از هزینه‌های سیاسی کوتاه‌مدت تصویب آن بود.

Economists debated whether the subsidy's benefits actually reached the intended recipients or were absorbed by intermediaries.

ترجمه: اقتصاددانان دربارهٔ اینکه آیا منافع یارانه واقعاً به دریافت‌کنندگان مورد نظر می‌رسید یا توسط واسطه‌ها جذب می‌شد، بحث کردند.

The reform's benefits proved difficult to measure precisely, complicating efforts to justify its considerable cost.

ترجمه: سنجش دقیق منافع این اصلاحات دشوار اثبات شد، که توجیه هزینهٔ قابل‌توجه آن را پیچیده کرد.


182) certain

معنی فارسی: مطمئن

Investigators were far from certain that the confession, extracted under considerable duress, reflected the actual sequence of events.

ترجمه: بازپرسان مطمئن نبودند که اعترافی که تحت فشار قابل‌توجهی گرفته شده، واقعاً بازتاب‌دهندهٔ توالی واقعی رویدادها باشد.

Analysts remained certain that the merger would proceed, despite mounting regulatory scrutiny that suggested otherwise.

ترجمه: تحلیلگران مطمئن باقی ماندند که ادغام پیش خواهد رفت، با وجود نظارت نظارتی روزافزونی که خلاف آن را نشان می‌داد.

Historians can rarely be entirely certain about motivations behind decisions made centuries ago with scant surviving documentation.

ترجمه: مورخان به‌ندرت می‌توانند کاملاً دربارهٔ انگیزه‌های پشت تصمیماتی که قرن‌ها پیش با مستندات اندک باقی‌مانده گرفته شده، مطمئن باشند.


183) chance

معنی فارسی: فرصت

The negotiators seized what might be their last realistic chance to reach an agreement before talks collapsed entirely.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان آنچه را که ممکن بود آخرین فرصت واقع‌بینانه برای رسیدن به توافق پیش از فروپاشی کامل گفتگوها باشد، غنیمت شمردند.

Analysts estimated only a slim chance that the reform would pass without significant amendments.

ترجمه: تحلیلگران تنها فرصتی اندک برای تصویب این اصلاحات بدون اصلاحات قابل‌توجه تخمین زدند.

A single missed chance to intervene early allowed a manageable dispute to escalate into open conflict.

ترجمه: یک فرصت از‌دست‌رفتهٔ واحد برای مداخلهٔ زودهنگام اجازه داد اختلافی قابل‌مدیریت به درگیری آشکار تشدید شود.


184) effect

معنی فارسی: اثر

The policy's unintended effect was to accelerate exactly the outcome regulators had hoped to prevent.

ترجمه: اثر ناخواستهٔ این سیاست تسریع دقیقاً همان نتیجه‌ای بود که نهادهای نظارتی امیدوار بودند از آن جلوگیری کنند.

Researchers struggled to isolate the effect of a single variable within an otherwise deeply interconnected system.

ترجمه: پژوهشگران برای جدا کردن اثر یک متغیر واحد در سیستمی که در غیر این صورت عمیقاً به‌هم‌پیوسته بود، دشواری داشتند.

The long-term effect of prolonged austerity remains a subject of intense and unresolved academic debate.

ترجمه: اثر بلندمدت ریاضت طولانی‌مدت همچنان موضوع بحث دانشگاهی شدید و حل‌نشده‌ای است.


185) essential

معنی فارسی: ضروری

Access to clean water proved essential to preventing the outbreak from spreading further into densely populated areas.

ترجمه: دسترسی به آب پاکیزه برای جلوگیری از گسترش بیشتر شیوع بیماری به مناطق پرجمعیت ضروری اثبات شد.

Diplomats considered trust-building measures essential, even when they yielded no immediate, tangible results.

ترجمه: دیپلمات‌ها اقدامات اعتمادسازی را ضروری می‌دانستند، حتی زمانی که هیچ نتیجهٔ ملموس فوری‌ای به همراه نداشت.

Independent oversight is essential to maintaining public confidence in institutions handling sensitive personal data.

ترجمه: نظارت مستقل برای حفظ اعتماد عمومی به نهادهایی که داده‌های شخصی حساس را مدیریت می‌کنند، ضروری است.


186) far

معنی فارسی: دور، فراتر

The reform went far beyond what most analysts had initially expected, unsettling stakeholders on both sides of the debate.

ترجمه: این اصلاحات بسیار فراتر از آنچه اغلب تحلیلگران در ابتدا انتظار داشتند رفت و ذی‌نفعان هر دو طرف بحث را نگران کرد.

Negotiators remained far apart on core issues, despite public statements suggesting steady progress.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان با وجود بیانیه‌های عمومی‌ای که پیشرفت پیوسته را نشان می‌داد، همچنان بر سر مسائل محوری فاصلهٔ زیادی داشتند.

The consequences of the decision extended far beyond the immediate crisis it was meant to resolve.

ترجمه: پیامدهای این تصمیم بسیار فراتر از بحران فوری‌ای که قرار بود حل کند، گسترش یافت.


187) focus

معنی فارسی: متمرکز کردن

Investigators chose to focus resources on the most promising leads rather than pursuing every possible avenue simultaneously.

ترجمه: بازپرسان تصمیم گرفتند منابع را بر امیدوارکننده‌ترین سرنخ‌ها متمرکز کنند به‌جای دنبال کردن همزمان هر مسیر ممکن.

Critics argued the policy focused excessively on short-term metrics at the expense of long-term structural reform.

ترجمه: منتقدان استدلال کردند این سیاست بیش از حد بر معیارهای کوتاه‌مدت متمرکز شده به قیمت اصلاحات ساختاری بلندمدت.

Analysts urged policymakers to focus on underlying causes rather than merely addressing visible symptoms of the crisis.

ترجمه: تحلیلگران از سیاست‌گذاران خواستند بر علل زیربنایی متمرکز شوند نه صرفاً پرداختن به علائم قابل‌مشاهدهٔ بحران.


188) function

معنی فارسی: کارکرد

The agency's original function had, over decades, expanded well beyond what its founding legislation ever anticipated.

ترجمه: کارکرد اصلی این نهاد طی دهه‌ها بسیار فراتر از آنچه قانون تأسیسش هرگز پیش‌بینی کرده بود، گسترش یافته بود.

Engineers redesigned the system's core function after repeated failures revealed fundamental flaws in the original architecture.

ترجمه: مهندسان کارکرد اصلی سیستم را پس از آنکه شکست‌های مکرر نقص‌های بنیادین در معماری اصلی را آشکار کرد، بازطراحی کردند.

Understanding an institution's actual function often requires looking well beyond its official, publicly stated mission.

ترجمه: درک کارکرد واقعی یک نهاد اغلب نیازمند نگاهی بسیار فراتر از مأموریت رسمی و علنی‌اش است.


189) grass

معنی فارسی: چمن، علف

Overgrazing had stripped the region of grass, triggering soil erosion that took decades to reverse.

ترجمه: چرای بیش از حد علفزار منطقه را از علف تهی کرده بود و فرسایش خاکی را برانگیخته بود که ترمیمش دهه‌ها طول کشید.

Ecologists warned that replacing native grass with a single commercial crop would devastate local biodiversity.

ترجمه: بوم‌شناسان هشدار دادند جایگزینی علف بومی با یک محصول تجاری واحد، تنوع زیستی محلی را ویران خواهد کرد.

What appeared to be ordinary grassland concealed an ecosystem far more fragile than casual observers realized.

ترجمه: آنچه علفزاری معمولی به نظر می‌رسید، اکوسیستمی بسیار شکننده‌تر از آنچه ناظران معمولی تشخیص می‌دادند را پنهان می‌کرد.


190) guard

معنی فارسی: محافظت کردن

Soldiers were ordered to guard the border checkpoint around the clock following a series of unexplained incursions.

ترجمه: به سربازان دستور داده شد پاسگاه مرزی را شبانه‌روز پس از یک سلسله نفوذهای غیرقابل‌توضیح، محافظت کنند.

Regulators were tasked with guarding against exactly the kind of systemic risk that had triggered the previous crisis.

ترجمه: نهادهای نظارتی وظیفه یافتند دقیقاً در برابر همان نوع ریسک سیستمی‌ای که بحران قبلی را برانگیخته بود، محافظت کنند.

The treaty included provisions specifically designed to guard smaller signatories against unilateral action by larger powers.

ترجمه: این پیمان شامل بندهایی بود که به‌طور خاص برای محافظت از امضاکنندگان کوچک‌تر در برابر اقدام یک‌جانبهٔ قدرت‌های بزرگ‌تر طراحی شده بود.


191) image

معنی فارسی: تصویر

The carefully curated public image concealed internal dysfunction that would only surface years later.

ترجمه: تصویر عمومی با دقت پرداخته‌شده، اختلال داخلی‌ای را پنهان می‌کرد که تنها سال‌ها بعد آشکار شد.

A single leaked image did more to damage the campaign than months of critical press coverage combined.

ترجمه: یک تصویر درزکردهٔ واحد بیش از ماه‌ها پوشش خبری انتقادی، به کمپین آسیب رساند.

Analysts warned that the country's international image had suffered lasting damage from the prolonged diplomatic standoff.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تصویر بین‌المللی کشور از رویارویی دیپلماتیک طولانی، آسیب پایداری دیده است.


192) immediate

معنی فارسی: فوری

The immediate response to the disaster was widely praised, even as longer-term recovery efforts stalled.

ترجمه: واکنش فوری به فاجعه به‌طور گسترده تحسین شد، حتی در حالی که تلاش‌های بازیابی بلندمدت متوقف ماند.

Officials faced immediate pressure to resign once internal documents contradicted their public statements.

ترجمه: مقامات به محض اینکه اسناد داخلی با بیانیه‌های عمومی‌شان در تضاد قرار گرفت، با فشار فوری برای استعفا مواجه شدند.

Despite the immediate ceasefire, sporadic violence continued in areas where enforcement remained effectively nonexistent.

ترجمه: با وجود آتش‌بس فوری، خشونت پراکنده در مناطقی که اجرا عملاً وجود نداشت، ادامه یافت.


193) primary

معنی فارسی: اصلی

The primary obstacle to reform was not technical feasibility but entrenched political resistance within the bureaucracy.

ترجمه: مانع اصلی اصلاحات، امکان‌پذیری فنی نبود بلکه مقاومت سیاسی ریشه‌دار در دیوان‌سالاری بود.

Investigators identified human error as the primary cause, though several contributing factors compounded the disaster.

ترجمه: بازپرسان خطای انسانی را علت اصلی شناسایی کردند، هرچند چندین عامل مشارکت‌کننده فاجعه را تشدید کرد.

Economists disagreed over which variable should be treated as the primary driver of the persistent inflation.

ترجمه: اقتصاددانان دربارهٔ اینکه کدام متغیر باید محرک اصلی تورم پایدار در نظر گرفته شود، اختلاف نظر داشتند.


194) proud

معنی فارسی: مفتخر

Despite the scandal, many within the organization remained proud of accomplishments that had, until recently, gone largely unrecognized.

ترجمه: با وجود رسوایی، بسیاری در سازمان همچنان به دستاوردهایی که تا اخیراً عمدتاً ناشناخته مانده بود، افتخار می‌کردند.

The nation took considerable pride in an achievement that had required decades of sustained, often thankless effort.

ترجمه: ملت غرور قابل‌توجهی به دستاوردی احساس کرد که نیازمند دهه‌ها تلاش مداوم و اغلب ناسپاس‌گزارده بود.

She remained quietly proud of a decision that colleagues had, at the time, openly ridiculed.

ترجمه: او آرام اما با غرور به تصمیمی پایبند ماند که همکارانش در آن زمان علناً مسخره کرده بودند.


195) remain

معنی فارسی: باقی ماندن

Despite repeated assurances, significant uncertainty remained over whether the ceasefire would genuinely hold.

ترجمه: با وجود تضمین‌های مکرر، عدم قطعیت قابل‌توجهی دربارهٔ اینکه آیا آتش‌بس واقعاً دوام خواهد آورد، باقی ماند.

Several core disagreements remained unresolved even after months of intensive, closed-door negotiation.

ترجمه: چندین اختلاف محوری حتی پس از ماه‌ها مذاکرهٔ فشرده و محرمانه حل‌نشده باقی ماند.

The region's economy remained heavily dependent on a single industry, despite decades of diversification efforts.

ترجمه: اقتصاد منطقه با وجود دهه‌ها تلاش برای تنوع‌بخشی، به‌شدت به یک صنعت واحد وابسته باقی ماند.


196) rest

معنی فارسی: استوار بودن، استراحت کردن

The case ultimately rested on circumstantial evidence that, while compelling, fell short of absolute certainty.

ترجمه: این پرونده سرانجام بر شواهد ظنی‌ای استوار بود که، هرچند قانع‌کننده، از قطعیت مطلق فاصله داشت.

Analysts noted that the entire strategy rested on assumptions that subsequent events would soon call into question.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند کل استراتژی بر فرضیاتی استوار بود که رویدادهای بعدی به‌زودی آن‌ها را زیر سؤال می‌برد.

Exhausted negotiators finally allowed themselves to rest, though few believed the agreement would hold for long.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان خسته سرانجام به خود اجازه دادند استراحت کنند، هرچند کمتر کسی باور داشت توافق برای مدت طولانی دوام خواهد آورد.


197) separate

معنی فارسی: جدا

The two crises, though occurring simultaneously, stemmed from entirely separate and unrelated underlying causes.

ترجمه: دو بحران، هرچند همزمان رخ داد، از علل زیربنایی کاملاً جدا و بی‌ارتباطی نشئت می‌گرفت.

Diplomats insisted on treating the territorial dispute as a separate issue from broader trade negotiations.

ترجمه: دیپلمات‌ها اصرار داشتند اختلاف سرزمینی را موضوعی جدا از مذاکرات تجاری گسترده‌تر در نظر بگیرند.

Investigators eventually determined that what initially appeared to be a single conspiracy was in fact several separate operations.

ترجمه: بازپرسان سرانجام تعیین کردند آنچه در ابتدا یک توطئهٔ واحد به نظر می‌رسید، در واقع چندین عملیات جداگانه بود.


198) site

معنی فارسی: محل، سایت

Archaeologists discovered that the site had been continuously inhabited far longer than any existing historical record suggested.

ترجمه: باستان‌شناسان دریافتند این سایت بسیار طولانی‌تر از آنچه هر سابقهٔ تاریخی موجود نشان می‌داد، پیوسته مسکونی بوده است.

Regulators inspected the construction site only after repeated complaints about safety violations went unanswered.

ترجمه: نهادهای نظارتی سایت ساختمانی را تنها پس از شکایات مکرر دربارهٔ نقض‌های ایمنی که بی‌پاسخ مانده بود، بازرسی کردند.

The disputed site became a flashpoint precisely because both nations attached deep symbolic significance to it.

ترجمه: سایت مورد مناقشه دقیقاً به این دلیل به نقطهٔ اشتعال تبدیل شد که هر دو کشور اهمیت نمادین عمیقی به آن نسبت می‌دادند.


199) tail

معنی فارسی: دم، دنباله

Analysts warned that ignoring low-probability, high-impact tail risks had repeatedly preceded major financial crises.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نادیده گرفتن ریسک‌های دنباله‌ای کم‌احتمال اما پرتأثیر بارها پیشتاز بحران‌های مالی بزرگ بوده است.

The comet's tail, stretching millions of kilometers, offered astronomers a rare opportunity to study its composition.

ترجمه: دنبالهٔ ستارهٔ دنباله‌دار که میلیون‌ها کیلومتر امتداد داشت، فرصتی نادر به اخترشناسان برای مطالعهٔ ترکیبش داد.

Investigators traced the fraud to its very beginning, following a tail of transactions deliberately designed to obscure the trail.

ترجمه: بازپرسان کلاهبرداری را تا نقطهٔ آغازش ردیابی کردند و دنباله‌ای از تراکنش‌ها را دنبال کردند که عمداً برای پنهان کردن ردپا طراحی شده بود.


200) trouble

معنی فارسی: دردسر

The company's mounting financial trouble was, for months, deliberately concealed from shareholders and regulators alike.

ترجمه: مشکل مالی روبه‌رشد شرکت برای ماه‌ها عمداً از سهامداران و نهادهای نظارتی پنهان نگه داشته شد.

Diplomats sensed trouble brewing long before the coalition's public collapse confirmed their worst suspicions.

ترجمه: دیپلمات‌ها مدت‌ها پیش از آنکه فروپاشی علنی ائتلاف بدترین گمان‌هایشان را تأیید کند، احساس دردسر رو‌به‌رشد کردند.

Ignoring early warning signs ultimately caused far greater trouble than addressing the issue directly would have.

ترجمه: نادیده گرفتن نشانه‌های هشدار اولیه سرانجام دردسر بسیار بزرگ‌تری ایجاد کرد نسبت به آنچه پرداختن مستقیم به مسئله می‌توانست.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط