Coding 4000 Essential English Words – Unit 11 (Advanced)
201) advertise
معنی فارسی: تبلیغ کردن
Companies increasingly advertise not the product itself but the lifestyle and identity consumers hope to purchase along with it.
ترجمه: شرکتها بهطور فزایندهای نه خود محصول، بلکه سبک زندگی و هویتی را که مصرفکنندگان امیدوارند همراه آن بخرند، تبلیغ میکنند.
Regulators cracked down on pharmaceutical companies accused of advertising unproven remedies directly to vulnerable patients.
ترجمه: نهادهای نظارتی با شرکتهای داروییای که به تبلیغ مستقیم درمانهای اثباتنشده برای بیماران آسیبپذیر متهم شده بودند، برخورد کردند.
The campaign chose to advertise almost exclusively through word of mouth, betting that authenticity would outperform paid promotion.
ترجمه: کمپین تصمیم گرفت تقریباً بهطور انحصاری از طریق تبلیغات دهانبهدهان تبلیغ کند، با این شرطبندی که اصالت بر تبلیغات پولی برتری خواهد داشت.
202) aware
معنی فارسی: آگاه
Investors remained largely unaware of risks that internal auditors had flagged months before the collapse.
ترجمه: سرمایهگذاران عمدتاً از ریسکهایی که حسابرسان داخلی ماهها پیش از فروپاشی هشدار داده بودند، آگاه نبودند.
Diplomats were acutely aware that any misstep could unravel negotiations that had taken years to arrange.
ترجمه: دیپلماتها کاملاً آگاه بودند که هر اشتباهی میتواند مذاکراتی را که سالها طول کشیده بود ترتیب دهند، از هم بپاشد.
Once employees became aware of the discrepancy, confidence in management eroded rapidly.
ترجمه: به محض اینکه کارمندان از این ناهماهنگی آگاه شدند، اعتماد به مدیریت بهسرعت فرسایش یافت.
203) battery
معنی فارسی: باتری
Advances in battery technology have made electric vehicles viable for distances once considered impossibly long.
ترجمه: پیشرفتها در فناوری باتری، خودروهای برقی را برای مسافتهایی که زمانی غیرممکن تلقی میشد، عملی کرده است.
The device's battery degraded far faster than manufacturers had disclosed, prompting a wave of consumer complaints.
ترجمه: باتری این دستگاه بسیار سریعتر از آنچه تولیدکنندگان افشا کرده بودند، تخریب شد که موجی از شکایات مصرفکنندگان را برانگیخت.
Researchers are racing to develop battery chemistries that rely less heavily on scarce, geopolitically contested minerals.
ترجمه: پژوهشگران در تلاشاند شیمی باتریهایی توسعه دهند که کمتر به مواد معدنی کمیاب و از نظر ژئوپلیتیک مورد مناقشه وابسته باشد.
204) black
معنی فارسی: سیاه
Analysts described the sudden market plunge as one of the blackest days in the exchange's recent history.
ترجمه: تحلیلگران سقوط ناگهانی بازار را یکی از سیاهترین روزهای تاریخ اخیر بورس توصیف کردند.
The report was largely redacted, leaving entire pages obscured by thick black bars.
ترجمه: گزارش تا حد زیادی سانسور شده بود و صفحات کاملی پشت نوارهای سیاه ضخیم پنهان مانده بود.
Investigators recovered the aircraft's black box, hoping it would finally explain what had gone wrong.
ترجمه: بازپرسان جعبهٔ سیاه هواپیما را بازیابی کردند، به امید اینکه سرانجام توضیح دهد چه اشتباهی رخ داده است.
205) city
معنی فارسی: شهر
Rapid, unplanned growth left the city's infrastructure dangerously unable to keep pace with its expanding population.
ترجمه: رشد سریع و بدون برنامهٔ شهر، زیرساخت آن را بهطور خطرناکی ناتوان از همگام شدن با جمعیت روبهرشدش رها کرد.
Historians note that the city's strategic location made it a perennial target for conquest throughout the centuries.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند موقعیت استراتژیک شهر آن را در طول قرنها به هدفی همیشگی برای فتح تبدیل کرد.
Officials debated whether reviving the historic city center was worth the considerable expense involved.
ترجمه: مقامات دربارهٔ اینکه آیا احیای مرکز تاریخی شهر ارزش هزینهٔ قابلتوجه آن را دارد، بحث کردند.
206) clean
معنی فارسی: پاک کردن
Engineers were tasked with cleaning up contamination that decades of unregulated industrial activity had left behind.
ترجمه: مهندسان مأمور شدند آلودگیای را پاکسازی کنند که دههها فعالیت صنعتی بینظارت بهجا گذاشته بود.
The scandal forced the organization to clean house, replacing much of its senior leadership within months.
ترجمه: رسوایی سازمان را مجبور کرد پاکسازی کند و بیشتر رهبری ارشدش را طی چند ماه جایگزین کند.
Volunteers spent weeks cleaning debris from the coastline after the storm's unprecedented destruction.
ترجمه: داوطلبان هفتهها را صرف پاکسازی زبالههای ساحلی پس از ویرانی بیسابقهٔ طوفان کردند.
207) country
معنی فارسی: کشور
The treaty required every signatory country to submit to inspections it had previously refused to allow.
ترجمه: این پیمان از هر کشور امضاکننده خواست به بازرسیهایی تن دهد که پیشتر اجازهٔ آنها را نداده بود.
Economists warned that the country's heavy reliance on a single export left it dangerously exposed to price shocks.
ترجمه: اقتصاددانان هشدار دادند که وابستگی شدید کشور به یک کالای صادراتی واحد آن را بهطور خطرناکی در معرض شوکهای قیمتی قرار میدهد.
Refugees fled a country that had, within a matter of months, descended into open civil conflict.
ترجمه: پناهندگان از کشوری گریختند که در عرض چند ماه به درگیری داخلی آشکاری فرو رفته بود.
208) develop
معنی فارسی: توسعه دادن
Researchers spent a decade developing a vaccine that ultimately proved effective against multiple strains simultaneously.
ترجمه: پژوهشگران یک دهه را صرف توسعهٔ واکسنی کردند که سرانجام در برابر چندین سویه بهطور همزمان مؤثر اثبات شد.
Analysts warned that failing to develop adequate infrastructure now would prove far costlier to address later.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ناتوانی در توسعهٔ زیرساخت کافی اکنون، پرداختن به آن را بعداً بسیار پرهزینهتر خواهد کرد.
The region developed a reputation for innovation only after decades of sustained, deliberate investment in education.
ترجمه: این منطقه تنها پس از دههها سرمایهگذاری پایدار و عمدی در آموزش، شهرتی برای نوآوری توسعه داد.
209) electric
معنی فارسی: برقی
The government's ambitious electric vehicle mandate faced fierce resistance from industries reliant on traditional manufacturing.
ترجمه: الزام جاهطلبانهٔ دولت برای خودروی برقی با مقاومت شدید صنایع وابسته به تولید سنتی مواجه شد.
Rural areas lagged significantly behind cities in electric grid reliability, a gap regulators had long promised to close.
ترجمه: مناطق روستایی بهطور قابلتوجهی از شهرها در قابلیت اطمینان شبکهٔ برقی عقب مانده بودند، شکافی که نهادهای نظارتی مدتها وعدهٔ پر کردنش را داده بودند.
Engineers redesigned the electric system after repeated failures revealed vulnerabilities no one had previously anticipated.
ترجمه: مهندسان سیستم برقی را پس از آنکه شکستهای مکرر آسیبپذیریهایی را که هیچکس پیشتر پیشبینی نکرده بود آشکار کرد، بازطراحی کردند.
210) eventually
معنی فارسی: سرانجام
What began as a minor policy dispute eventually escalated into a full-blown constitutional crisis.
ترجمه: آنچه بهعنوان یک اختلاف سیاستی جزئی آغاز شد، سرانجام به یک بحران قانون اساسی تمامعیار تشدید یافت.
Analysts predicted that unsustainable borrowing would eventually force the government into painful austerity measures.
ترجمه: تحلیلگران پیشبینی کردند استقراض ناپایدار سرانجام دولت را به سمت اقدامات ریاضتی دردناک سوق خواهد داد.
The negotiations, though painstakingly slow, eventually produced an agreement few had thought possible at the outset.
ترجمه: مذاکرات، هرچند با دقت و کندی پیش رفت، سرانجام توافقی تولید کرد که کمتر کسی در ابتدا آن را ممکن میدانست.
211) fact
معنی فارسی: واقعیت
The report obscured an uncomfortable fact that officials had long preferred to avoid acknowledging publicly.
ترجمه: گزارش واقعیتی ناراحتکننده را که مقامات مدتها ترجیح میدادند علناً از اعتراف به آن اجتناب کنند، پنهان کرد.
Historians must carefully separate established fact from the myths that have accumulated around the event over centuries.
ترجمه: مورخان باید با دقت واقعیت اثباتشده را از افسانههایی که طی قرنها پیرامون این رویداد انباشته شده، جدا کنند.
Investigators built their case not on speculation but on facts corroborated by multiple independent sources.
ترجمه: بازپرسان پروندهٔ خود را نه بر حدسوگمان، بلکه بر واقعیتهایی که چندین منبع مستقل تأیید کرده بودند، بنا کردند.
212) glass
معنی فارسی: شیشه
The building's glass facade, though architecturally striking, proved impractical in a climate of extreme temperature swings.
ترجمه: نمای شیشهای ساختمان، هرچند از نظر معماری چشمگیر بود، در آبوهوایی با نوسانات شدید دما غیرعملی اثبات شد.
Archaeologists uncovered ancient glass artifacts whose manufacturing techniques were far more sophisticated than previously assumed.
ترجمه: باستانشناسان مصنوعات شیشهای باستانیای کشف کردند که تکنیکهای ساختشان بسیار پیچیدهتر از آنچه پیشتر فرض میشد، بود.
Analysts described the fragile ceasefire as a glass structure that the slightest provocation could shatter entirely.
ترجمه: تحلیلگران آتشبس شکننده را همچون سازهای شیشهای توصیف کردند که کوچکترین تحریکی میتواند آن را کاملاً بشکند.
213) history
معنی فارسی: تاریخ
Historians argue that understanding the conflict requires tracing grievances back through generations of contested history.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند درک درگیری نیازمند ردیابی شکایات از میان نسلها تاریخ مورد مناقشه است.
The decision would go down in history as either a bold gamble or a catastrophic miscalculation, depending entirely on its outcome.
ترجمه: این تصمیم، بسته کاملاً به نتیجهاش، یا بهعنوان قماری جسورانه یا محاسبهای اشتباه فاجعهبار در تاریخ ثبت خواهد شد.
Revisiting this period of history revealed uncomfortable parallels to challenges the region still faces today.
ترجمه: بازبینی این دوره از تاریخ، شباهتهای ناراحتکنندهای با چالشهایی که این منطقه هنوز با آنها روبهروست آشکار کرد.
214) nature
معنی فارسی: طبیعت، ماهیت
The negotiator's diplomatic nature made him uniquely suited to bridge divides that had defeated more confrontational predecessors.
ترجمه: طبیعت دیپلماتیک مذاکرهکننده او را بهطور منحصربهفردی برای پر کردن شکافهایی که اسلاف مقابلهجویتر شکست خورده بودند، مناسب ساخت.
Scientists continue to debate the fundamental nature of consciousness despite decades of dedicated research.
ترجمه: دانشمندان همچنان دربارهٔ ماهیت بنیادین آگاهی، با وجود دههها پژوهش اختصاصی، بحث میکنند.
The dispute's very nature made compromise difficult, since both sides viewed the issue as a matter of principle rather than practicality.
ترجمه: ماهیت خود این اختلاف سازش را دشوار کرد، زیرا هر دو طرف موضوع را مسئلهای اصولی میدیدند نه عملی.
215) never
معنی فارسی: هرگز
Analysts had never anticipated a shift this dramatic occurring within such a compressed timeframe.
ترجمه: تحلیلگران هرگز انتظار نداشتند تغییری به این چشمگیری در چنین بازهٔ زمانی فشردهای رخ دهد.
The treaty explicitly stated that neither party would ever resort to force to resolve future disagreements.
ترجمه: این پیمان صریحاً بیان کرد که هیچیک از طرفین هرگز برای حل اختلافات آینده به زور متوسل نخواهد شد.
Survivors insisted they would never forget the officials who had abandoned them during the crisis.
ترجمه: بازماندگان اصرار داشتند هرگز مقاماتی را که آنها را در طول بحران رها کردند، فراموش نخواهند کرد.
216) people
معنی فارسی: مردم
Millions of people were displaced by a conflict that showed no signs of resolution even years later.
ترجمه: میلیونها نفر توسط درگیریای آواره شدند که حتی سالها بعد هیچ نشانهای از حل شدن نشان نمیداد.
Policymakers often underestimate how differently people experience the same economic policy depending on their circumstances.
ترجمه: سیاستگذاران اغلب دستکم میگیرند که مردم چقدر متفاوت همان سیاست اقتصادی را بسته به شرایطشان تجربه میکنند.
The uprising drew people from every social class, united by grievances that had accumulated for generations.
ترجمه: قیام مردمی از تمام طبقات اجتماعی را جذب کرد که با شکایاتی که برای نسلها انباشته شده بود متحد شده بودند.
217) plastic
معنی فارسی: پلاستیکی
Marine biologists documented plastic debris accumulating in ecosystems previously considered too remote for meaningful human impact.
ترجمه: زیستشناسان دریایی زبالههای پلاستیکیای را مستند کردند که در اکوسیستمهایی که پیشتر بسیار دورافتاده برای تأثیر معنادار انسانی تلقی میشد، انباشته شده بود.
The industry resisted regulations aimed at reducing single-use plastic, citing costs that critics argued were vastly overstated.
ترجمه: صنعت در برابر مقرراتی که هدفشان کاهش پلاستیک یکبارمصرف بود مقاومت کرد، با استناد به هزینههایی که منتقدان معتقد بودند بهشدت اغراقشده است.
Researchers developed a biodegradable alternative to plastic that could, if scaled effectively, transform packaging worldwide.
ترجمه: پژوهشگران جایگزین زیستتجزیهپذیری برای پلاستیک توسعه دادند که در صورت مقیاسپذیری مؤثر، میتوانست بستهبندی را در سراسر جهان دگرگون کند.
218) problem
معنی فارسی: مشکل
The underlying problem was structural, meaning no single policy adjustment could realistically resolve it.
ترجمه: مشکل زیربنایی ساختاری بود، به این معنا که هیچ تعدیل سیاستی واحدی نمیتوانست واقعبینانه آن را حل کند.
Analysts warned that ignoring the problem would only make eventual intervention more costly and disruptive.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نادیده گرفتن این مشکل تنها مداخلهٔ نهایی را پرهزینهتر و مخربتر خواهد کرد.
What seemed like a localized problem soon revealed itself to be symptomatic of a far broader systemic failure.
ترجمه: آنچه مشکلی محلی به نظر میرسید، بهزودی خود را نشانهای از شکستی سیستمی بسیار گستردهتر نشان داد.
219) street
معنی فارسی: خیابان
Protesters filled the streets for weeks, undeterred by a government crackdown that grew increasingly severe.
ترجمه: معترضان هفتهها خیابانها را پر کردند، بدون اینکه سرکوب دولتیای که بهطور فزاینده شدیدتر میشد، آنها را منصرف کند.
Economists coined the term to describe sentiment among ordinary investors, distinct from the calculations of institutional traders on Wall Street.
ترجمه: اقتصاددانان این اصطلاح را برای توصیف احساسات میان سرمایهگذاران عادی، متمایز از محاسبات معاملهگران نهادی در وال استریت، ابداع کردند.
The historic street, once a bustling commercial hub, had by then fallen into near-total disrepair.
ترجمه: خیابان تاریخی که زمانی مرکز تجاری پررونقی بود، تا آن زمان به ویرانی تقریباً کامل افتاده بود.
220) think
معنی فارسی: فکر کردن
Few analysts had dared think the reform possible, given the entrenched interests aligned against it.
ترجمه: کمتر تحلیلگری جرأت داشت فکر کند این اصلاحات ممکن است، با توجه به منافع ریشهداری که علیه آن صفآرایی کرده بودند.
Historians think the decision was driven less by ideology than by immediate, pragmatic political necessity.
ترجمه: مورخان فکر میکنند این تصمیم کمتر از ایدئولوژی، بلکه از ضرورت سیاسی فوری و عملی برخاسته بود.
She encouraged her team to think beyond conventional solutions that had repeatedly failed to address the crisis.
ترجمه: او تیمش را تشویق کرد فراتر از راهحلهای متعارفی که بارها در پرداختن به بحران شکست خورده بودند، فکر کنند.