~12 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Unit 17 (Advanced)

321) appreciate

معنی فارسی: قدردانی کردن، درک کردن

Diplomats came to appreciate the complexity of a dispute that had, from the outside, seemed deceptively simple.

ترجمه: دیپلمات‌ها سرانجام پیچیدگی اختلافی را درک کردند که از بیرون به‌طرز فریبنده‌ای ساده به نظر می‌رسید.

Investors rarely appreciate the full extent of risk until a crisis exposes assumptions they had taken for granted.

ترجمه: سرمایه‌گذاران به‌ندرت وسعت کامل ریسک را درک می‌کنند تا زمانی که بحران فرضیاتی را که بدیهی می‌دانستند آشکار کند.

Historians argue we can only truly appreciate the treaty's significance by examining the chaos it prevented.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند تنها با بررسی آشوبی که این پیمان از آن جلوگیری کرد، می‌توانیم واقعاً اهمیتش را درک کنیم.


322) available

معنی فارسی: در دسترس

Emergency funds were made available only after political pressure made continued delay untenable.

ترجمه: بودجهٔ اضطراری تنها پس از آنکه فشار سیاسی تأخیر بیشتر را غیرقابل‌تحمل کرد، در دسترس قرار گرفت.

Analysts questioned whether the available evidence genuinely supported such far-reaching conclusions.

ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند که آیا شواهد در دسترس واقعاً از چنین نتیجه‌گیری‌های دوربردی حمایت می‌کند.

Once alternative suppliers became available, the region's dependence on a single source rapidly diminished.

ترجمه: به محض اینکه تأمین‌کنندگان جایگزین در دسترس قرار گرفتند، وابستگی منطقه به یک منبع واحد به‌سرعت کاهش یافت.


323) beat

معنی فارسی: شکست دادن

Analysts had predicted the incumbent would easily beat a divided opposition, yet the race proved unexpectedly close.

ترجمه: تحلیلگران پیش‌بینی کرده بودند رئیس فعلی به‌راحتی مخالفتی پراکنده را شکست خواهد داد، با این حال رقابت به‌طرز غیرمنتظره‌ای نزدیک اثبات شد.

The reform narrowly beat back a legal challenge that threatened to unravel years of painstaking negotiation.

ترجمه: این اصلاحات به‌سختی چالشی حقوقی را که تهدید می‌کرد سال‌ها مذاکرهٔ دقیق را از هم بپاشد، شکست داد.

Markets beat expectations so significantly that several forecasters were forced to revise their models entirely.

ترجمه: بازارها چنان به‌طور قابل‌توجهی از انتظارات فراتر رفتند که چندین پیش‌بینی‌کننده مجبور شدند مدل‌هایشان را کاملاً بازبینی کنند.


324) bright

معنی فارسی: درخشان

The scandal cast a shadow over what had once been considered the organization's brightest achievement.

ترجمه: این رسوایی سایه‌ای بر آنچه زمانی درخشان‌ترین دستاورد سازمان تلقی می‌شد، افکند.

Analysts remained cautiously bright about the economy's prospects, despite persistent structural weaknesses.

ترجمه: تحلیلگران با احتیاط نسبت به چشم‌انداز اقتصاد امیدوار باقی ماندند، با وجود ضعف‌های ساختاری پایدار.

The bright glare of public scrutiny made it impossible for officials to quietly bury the report.

ترجمه: درخشش شدید نظارت عمومی مقامات را از پنهان کردن آرام گزارش ناتوان ساخت.


325) celebrate

معنی فارسی: جشن گرفتن

Officials celebrated the ceasefire prematurely, only for violence to resume within weeks.

ترجمه: مقامات زودهنگام آتش‌بس را جشن گرفتند، تنها برای اینکه خشونت ظرف چند هفته از سر گرفته شود.

Historians note that victories celebrated at the time often looked considerably more ambiguous in hindsight.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیروزی‌هایی که در آن زمان جشن گرفته شدند، با نگاه گذشته اغلب بسیار مبهم‌تر به نظر می‌رسند.

The nation celebrated the treaty's signing, unaware of the contentious implementation disputes that would soon follow.

ترجمه: ملت امضای پیمان را جشن گرفت، بی‌خبر از اختلافات اجرایی جنجالی‌ای که به‌زودی از پی آن می‌آمد.


326) decide

معنی فارسی: تصمیم گرفتن

The tribunal was tasked with deciding a case whose outcome could reshape an entire body of established law.

ترجمه: دادگاه وظیفه یافت پرونده‌ای را تصمیم‌گیری کند که نتیجه‌اش می‌توانست کل یک نظام حقوقی جاافتاده را بازآرایی کند.

Voters ultimately decided based on economic anxiety rather than the ideological arguments both campaigns had emphasized.

ترجمه: رأی‌دهندگان سرانجام بر اساس نگرانی اقتصادی تصمیم گرفتند نه استدلال‌های ایدئولوژیک که هر دو کمپین بر آن تأکید کرده بودند.

Negotiators decided to postpone the most contentious clause rather than risk collapsing the entire agreement.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان تصمیم گرفتند بحث‌برانگیزترین بند را به تعویق بیندازند به‌جای ریسک فروپاشی کل توافق.


327) disappear

معنی فارسی: ناپدید شدن

Entire industries disappeared almost overnight once the technology rendered their core business model obsolete.

ترجمه: کل صنایعی تقریباً یک‌شبه ناپدید شدند به محض اینکه فناوری مدل کسب‌وکار اصلی‌شان را منسوخ کرد.

Crucial evidence mysteriously disappeared from the archive before investigators could examine it thoroughly.

ترجمه: شواهد حیاتی به‌طرز مرموزی از آرشیو ناپدید شد پیش از آنکه بازپرسان بتوانند آن را کاملاً بررسی کنند.

Public trust in the institution disappeared rapidly once the scandal's full scope became apparent.

ترجمه: اعتماد عمومی به نهاد به‌سرعت ناپدید شد به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی آشکار شد.


328) else

معنی فارسی: دیگر

Nowhere else had the policy produced results even remotely comparable to what officials had promised.

ترجمه: در هیچ جای دیگری این سیاست نتایجی حتی کمی قابل‌مقایسه با آنچه مقامات وعده داده بودند، تولید نکرده بود.

Analysts wondered what else the company might be concealing, given how significant this disclosure alone proved.

ترجمه: تحلیلگران در این فکر بودند شرکت چه چیز دیگری ممکن است پنهان کند، با توجه به اهمیت خود این افشاگری.

Diplomats had little else to offer beyond the concessions already rejected in earlier rounds of talks.

ترجمه: دیپلمات‌ها چیز دیگری فراتر از امتیازاتی که قبلاً در دورهای قبلی گفتگو رد شده بود، برای ارائه نداشتند.


329) fair

معنی فارسی: منصفانه

Critics questioned whether the trial could genuinely be considered fair given the intense political pressure surrounding it.

ترجمه: منتقدان زیر سؤال بردند آیا دادرسی واقعاً می‌تواند با توجه به فشار سیاسی شدید پیرامونش منصفانه تلقی شود.

Negotiators struggled to design a settlement both sides would consider fair, given their vastly different starting positions.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان برای طراحی توافقی که هر دو طرف با توجه به مواضع آغازین بسیار متفاوتشان منصفانه بدانند، دشواری داشتند.

Economists debated what a fair distribution of the burden would actually look like in practice.

ترجمه: اقتصاددانان دربارهٔ اینکه توزیع منصفانهٔ بار واقعاً در عمل چگونه به نظر می‌رسد، بحث کردند.


330) flow

معنی فارسی: جریان یافتن

Capital flowed rapidly out of the region once investors began questioning the government's fiscal credibility.

ترجمه: سرمایه به محض اینکه سرمایه‌گذاران شروع به زیر سؤال بردن اعتبار مالی دولت کردند، به‌سرعت از منطقه جریان یافت.

Information flowed more freely once censorship restrictions were quietly relaxed under mounting international pressure.

ترجمه: اطلاعات آزادانه‌تر جریان یافت به محض اینکه محدودیت‌های سانسور تحت فشار روزافزون بین‌المللی آرام کاهش یافت.

Refugees continued to flow across the border despite official assurances that the conflict had largely subsided.

ترجمه: پناهندگان با وجود اطمینان‌های رسمی مبنی بر فروکش کردن عمدهٔ درگیری، همچنان از مرز جریان می‌یافتند.


331) forward

معنی فارسی: به جلو

Negotiators pushed forward despite setbacks that would have derailed talks with less committed participants.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان با وجود ناکامی‌هایی که مذاکرات را با شرکت‌کنندگان کمتر متعهد از مسیر خارج می‌کرد، به پیش رفتند.

The reform's architects insisted on moving forward, even as mounting evidence suggested a more cautious approach.

ترجمه: معماران این اصلاحات اصرار داشتند به پیش بروند، حتی در حالی که شواهد روزافزون رویکردی محتاطانه‌تر را پیشنهاد می‌کرد.

Historians note the treaty pushed the region forward economically while leaving deeper political tensions unresolved.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند این پیمان منطقه را از نظر اقتصادی به پیش برد در حالی که تنش‌های سیاسی عمیق‌تر را حل‌نشده رها کرد.


332) hill

معنی فارسی: تپه

Troops entrenched atop the strategic hill controlled access to the valley below for months.

ترجمه: سربازان مستقر بر بالای تپهٔ استراتژیک، دسترسی به درهٔ زیر را برای ماه‌ها کنترل کردند.

The hill's commanding position made it the site of repeated, costly battles throughout the conflict.

ترجمه: موقعیت مسلط تپه آن را به محل نبردهای مکرر و پرهزینه در طول درگیری تبدیل کرد.

Developers faced fierce opposition after proposing to build on the last undeveloped hill overlooking the historic town.

ترجمه: توسعه‌دهندگان با مخالفت شدیدی روبه‌رو شدند پس از پیشنهاد ساخت‌وساز بر آخرین تپهٔ توسعه‌نیافتهٔ مشرف به شهر تاریخی.


333) level

معنی فارسی: سطح

Corruption had permeated every level of the institution, complicating any single, targeted reform effort.

ترجمه: فساد در تمام سطوح نهاد نفوذ کرده بود، که هرگونه تلاش اصلاحی هدفمند واحد را پیچیده می‌کرد.

Analysts warned that debt levels had reached a point where further borrowing carried genuinely existential risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سطوح بدهی به نقطه‌ای رسیده که استقراض بیشتر ریسکی واقعاً وجودی به همراه دارد.

Negotiations occurred simultaneously at multiple levels, from formal diplomatic channels to quiet, unofficial back-channel talks.

ترجمه: مذاکرات به‌طور همزمان در سطوح متعدد رخ می‌داد، از کانال‌های دیپلماتیک رسمی تا گفتگوهای پشت‌پرده و غیررسمی آرام.


334) lone

معنی فارسی: تنها

The lone dissenting voice on the committee was later vindicated when the majority's assumptions proved deeply flawed.

ترجمه: تنها صدای مخالف در کمیته بعداً زمانی که فرضیات اکثریت عمیقاً معیوب اثبات شد، تأیید شد.

Historians debate whether the uprising was orchestrated or the work of a lone, disillusioned faction.

ترجمه: مورخان دربارهٔ اینکه آیا این قیام هماهنگ‌شده بود یا کار یک جناح تنها و سرخورده، بحث می‌کنند.

A lone whistleblower's testimony ultimately unraveled a conspiracy that had persisted undetected for years.

ترجمه: شهادت یک افشاگر تنها سرانجام توطئه‌ای را که سال‌ها بدون کشف ادامه یافته بود، از هم پاشید.


335) puddle

معنی فارسی: گودال آب

What began as a minor financial puddle of bad debt eventually swelled into a systemic banking crisis.

ترجمه: آنچه به‌عنوان گودالی مالی جزئی از بدهی بد آغاز شد، سرانجام به بحرانی سیستمی بانکی تبدیل شد.

Investigators found trace evidence in a puddle near the scene that ultimately proved forensically significant.

ترجمه: بازپرسان شواهد جزئی‌ای در گودالی نزدیک صحنه یافتند که سرانجام از نظر پزشکی‌قانونی قابل‌توجه اثبات شد.

Analysts warned against treating localized instability as a mere puddle when it increasingly resembled a rising flood.

ترجمه: تحلیلگران در برابر رفتار با بی‌ثباتی محلی همچون یک گودال ساده هشدار دادند، در حالی که به‌طور فزاینده شبیه سیلی روبه‌رشد بود.


336) response

معنی فارسی: واکنش

The government's delayed response to early warnings significantly worsened the eventual scale of the disaster.

ترجمه: واکنش تأخیری دولت به هشدارهای اولیه، مقیاس نهایی فاجعه را به‌طور قابل‌توجهی بدتر کرد.

Public response to the policy was far more hostile than officials had anticipated during internal deliberations.

ترجمه: واکنش عمومی به این سیاست بسیار خصمانه‌تر از آنچه مقامات در مذاکرات داخلی پیش‌بینی کرده بودند، بود.

The muted diplomatic response left observers questioning whether the violation would carry any real consequences.

ترجمه: واکنش دیپلماتیک کم‌رنگ ناظران را وادار کرد زیر سؤال ببرند که آیا این نقض پیامد واقعی‌ای خواهد داشت.


337) season

معنی فارسی: فصل

Political analysts described the campaign season as unusually volatile, defying most conventional polling models.

ترجمه: تحلیلگران سیاسی فصل کمپین را به‌طور غیرمعمول بی‌ثبات توصیف کردند و اغلب مدل‌های متعارف نظرسنجی را نقض کردند.

The region's agricultural output varied dramatically depending on a rainy season that had grown increasingly unpredictable.

ترجمه: تولید کشاورزی منطقه به‌طور چشمگیری بسته به فصل بارانی که به‌طور فزاینده غیرقابل‌پیش‌بینی شده بود، متفاوت بود.

Historians note the negotiations dragged deliberately into the following season, allowing tempers on both sides to cool.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات عمداً تا فصل بعدی کشیده شد تا خشم هر دو طرف فروکش کند.


338) solution

معنی فارسی: راه‌حل

Officials proposed a temporary solution, fully aware it would not address the crisis's genuinely structural causes.

ترجمه: مقامات راه‌حلی موقت پیشنهاد دادند، کاملاً آگاه از اینکه به علل واقعاً ساختاری بحران نخواهد پرداخت.

Economists warned that no single solution could adequately resolve imbalances built up over several decades.

ترجمه: اقتصاددانان هشدار دادند هیچ راه‌حل واحدی نمی‌تواند به‌طور کافی عدم توازن‌هایی را که طی چندین دهه انباشته شده، حل کند.

The elegant technical solution ultimately failed because it ignored the deeply entrenched political resistance surrounding it.

ترجمه: راه‌حل فنی ظریف سرانجام شکست خورد زیرا مقاومت سیاسی عمیقاً ریشه‌دار پیرامونش را نادیده گرفت.


339) waste

معنی فارسی: هدر دادن

Critics argued the program wasted considerable public funds on initiatives with negligible measurable impact.

ترجمه: منتقدان استدلال کردند این برنامه بودجهٔ عمومی قابل‌توجهی را در طرح‌هایی با تأثیر قابل‌سنجش ناچیز هدر داد.

Diplomats were reluctant to waste the rare diplomatic opening on demands unlikely to be accepted.

ترجمه: دیپلمات‌ها تمایلی نداشتند فرصت نادر دیپلماتیک را با درخواست‌هایی که بعید بود پذیرفته شوند، هدر دهند.

Analysts warned that delaying reform any further would simply waste time the economy could not afford to lose.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تأخیر بیشتر در اصلاحات صرفاً زمانی را که اقتصاد نمی‌تواند از دست بدهد، هدر خواهد داد.


340) whether

معنی فارسی: اینکه آیا

Analysts debated whether the reform's benefits would ultimately outweigh its considerable short-term political costs.

ترجمه: تحلیلگران دربارهٔ اینکه آیا منافع این اصلاحات سرانجام بر هزینه‌های سیاسی کوتاه‌مدت قابل‌توجهش غالب خواهد شد، بحث کردند.

The committee's central question was whether existing evidence justified such a drastic and costly intervention.

ترجمه: پرسش محوری کمیته این بود که آیا شواهد موجود چنین مداخلهٔ شدید و پرهزینه‌ای را توجیه می‌کند.

Historians continue to dispute whether the treaty's failure stemmed from flawed design or simply poor implementation.

ترجمه: مورخان همچنان مناقشه دارند که آیا شکست پیمان از طراحی معیوب ناشی شد یا صرفاً اجرای ضعیف.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط