Coding 4000 Essential English Words – Unit 18 (Advanced)
341) always
معنی فارسی: همیشه
Diplomats have always insisted that quiet, informal channels succeed where public ultimatums repeatedly fail.
ترجمه: دیپلماتها همیشه اصرار داشتهاند که کانالهای آرام و غیررسمی جایی موفق میشوند که اولتیماتومهای عمومی بارها شکست میخورند.
Historians note that reforms enacted under crisis conditions almost always outlast those introduced during periods of calm.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اصلاحاتی که تحت شرایط بحرانی وضع میشوند تقریباً همیشه بیشتر از آنهایی که در دوران آرامش معرفی میشوند، دوام میآورند.
Markets have not always rewarded caution, a fact that continues to complicate otherwise sound investment strategies.
ترجمه: بازارها همیشه به احتیاط پاداش ندادهاند، واقعیتی که همچنان استراتژیهای سرمایهگذاری در غیر این صورت درست را پیچیده میکند.
342) ask
معنی فارسی: پرسیدن
Investigators asked questions that officials had spent considerable effort ensuring would never be publicly raised.
ترجمه: بازپرسان پرسشهایی مطرح کردند که مقامات تلاش قابلتوجهی کرده بودند تا اطمینان یابند هرگز علناً مطرح نشود.
Analysts began to ask whether the reform's modest benefits genuinely justified its considerable political cost.
ترجمه: تحلیلگران شروع کردند بپرسند آیا منافع اندک این اصلاحات واقعاً هزینهٔ سیاسی قابلتوجهش را توجیه میکند.
Diplomats were reluctant to ask directly for concessions they suspected would be immediately and firmly refused.
ترجمه: دیپلماتها تمایلی نداشتند مستقیماً امتیازاتی را درخواست کنند که مشکوک بودند بلافاصله و قاطعانه رد خواهد شد.
343) banana
معنی فارسی: موز
Trade disputes over banana tariffs once escalated into one of the longest-running conflicts in international commerce.
ترجمه: اختلافات تجاری بر سر تعرفههای موز زمانی به یکی از طولانیترین درگیریهای تجارت بینالمللی تشدید یافت.
Economists cite the banana republic as a cautionary example of economies dangerously dependent on a single export crop.
ترجمه: اقتصاددانان به «جمهوری موز» بهعنوان نمونهای هشداردهنده از اقتصادهایی که بهطور خطرناکی به یک محصول صادراتی واحد وابستهاند، اشاره میکنند.
Shifting weather patterns have forced banana producers to relocate cultivation to regions once considered climatically unsuitable.
ترجمه: تغییر الگوهای آبوهوایی تولیدکنندگان موز را مجبور کرده کشت را به مناطقی که زمانی از نظر اقلیمی نامناسب تلقی میشد، منتقل کنند.
344) bread
معنی فارسی: نان
Bread shortages, more than any single political grievance, ultimately triggered the uprising that toppled the government.
ترجمه: کمبود نان، بیش از هر شکایت سیاسی واحدی، سرانجام قیامی را برانگیخت که دولت را سرنگون کرد.
Historians note that bread prices have repeatedly served as an early warning indicator of broader social instability.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند قیمت نان بارها بهعنوان شاخص هشدار زودهنگام بیثباتی اجتماعی گستردهتر عمل کرده است.
Subsidizing bread proved politically popular but fiscally unsustainable once global grain prices began rising sharply.
ترجمه: یارانه دادن به نان از نظر سیاسی محبوب اثبات شد اما زمانی که قیمت جهانی غلات بهشدت افزایش یافت، از نظر مالی ناپایدار شد.
345) cake
معنی فارسی: کیک
Critics dismissed the reform as merely rearranging pieces of an already inadequate cake rather than expanding it.
ترجمه: منتقدان این اصلاحات را صرفاً بازآرایی قطعات کیکی که از پیش ناکافی بود رد کردند نه گسترش آن.
The negotiated settlement effectively divided a shrinking cake among stakeholders each convinced they deserved a larger share.
ترجمه: توافق مذاکرهشده عملاً کیکی روبهکوچکشدن را میان ذینفعانی تقسیم کرد که هر یک متقاعد بودند سهم بزرگتری سزاوارند.
Economists warned that fighting over how to slice the cake distracted from the more urgent question of growing it.
ترجمه: اقتصاددانان هشدار دادند دعوا بر سر نحوهٔ برش کیک، از پرسش فوریتر بزرگ کردن آن منحرف میکند.
346) carrot
معنی فارسی: هویج، انگیزهٔ تشویقی
Negotiators combined carrot incentives with credible threats, a strategy that ultimately proved more effective than either alone.
ترجمه: مذاکرهکنندگان انگیزههای تشویقی را با تهدیدهای معتبر ترکیب کردند، استراتژیای که سرانجام از هر یک بهتنهایی مؤثرتر اثبات شد.
Analysts questioned whether the proposed subsidy functioned as a genuine carrot or merely delayed an inevitable reckoning.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا یارانهٔ پیشنهادی همچون انگیزهای واقعی عمل میکند یا صرفاً یک محاسبهٔ اجتنابناپذیر را به تأخیر میاندازد.
The treaty offered economic carrots substantial enough to make continued defiance genuinely costly for the smaller nation.
ترجمه: این پیمان انگیزههای اقتصادی بهاندازهٔ کافی قابلتوجهی ارائه داد تا ادامهٔ سرپیچی برای ملت کوچکتر واقعاً پرهزینه شود.
347) chicken
معنی فارسی: مرغ
Trade restrictions on chicken imports sparked retaliatory tariffs that quickly spiraled into a broader commercial dispute.
ترجمه: محدودیتهای تجاری بر واردات مرغ، تعرفههای تلافیجویانهای را برانگیخت که بهسرعت به اختلافی تجاری گستردهتر تبدیل شد.
Public health officials traced the outbreak to poultry farms where chicken were raised under alarmingly unsanitary conditions.
ترجمه: مقامات بهداشت عمومی این شیوع را به مزارع طیوری ردیابی کردند که مرغها در شرایط بهداشتی نگرانکنندهای پرورش مییافتند.
Economists cite the chicken-and-egg problem when debating whether investment or demand should come first in emerging markets.
ترجمه: اقتصاددانان به مسئلهٔ «مرغ یا تخممرغ» اشاره میکنند هنگام بحث دربارهٔ اینکه آیا سرمایهگذاری یا تقاضا باید در بازارهای نوظهور اول بیاید.
348) chocolate
معنی فارسی: شکلات
Fluctuating cocoa prices left chocolate manufacturers exposed to margin pressures few had adequately hedged against.
ترجمه: نوسان قیمت کاکائو تولیدکنندگان شکلات را در معرض فشارهای حاشیهسود قرار داد که کمتر کسی بهدرستی خود را در برابرش پوشش داده بود.
Investigators uncovered labor abuses deep within chocolate supply chains that certification schemes had failed to detect.
ترجمه: بازپرسان تخلفات کارگری عمیقی را درون زنجیرههای تأمین شکلات کشف کردند که طرحهای گواهیدهی نتوانسته بودند تشخیص دهند.
Analysts noted that chocolate consumption patterns often serve as a surprisingly reliable proxy for consumer confidence.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند الگوهای مصرف شکلات اغلب شاخصی بهطرز شگفتآوری قابلاعتماد برای اعتماد مصرفکننده عمل میکند.
349) contain
معنی فارسی: مهار کردن
Officials struggled to contain a crisis that had already spread far beyond the narrow scope of initial containment plans.
ترجمه: مقامات برای مهار بحرانی که پیشتر بسیار فراتر از دامنهٔ محدود طرحهای مهار اولیه گسترش یافته بود، دشواری داشتند.
Diplomats worked urgently to contain the dispute before it escalated into a conflict involving neighboring states.
ترجمه: دیپلماتها فوری تلاش کردند اختلاف را پیش از تشدید به درگیریای شامل کشورهای همسایه، مهار کنند.
Regulators failed to contain risks that had, in hindsight, been building steadily for years within the financial system.
ترجمه: نهادهای نظارتی در مهار ریسکهایی که با نگاه گذشته، سالها بهطور پیوسته درون سیستم مالی در حال انباشته شدن بود، شکست خوردند.
350) delicious
معنی فارسی: لذیذ
Critics found the proposal's promised benefits almost too delicious to be credible, given the scant supporting evidence.
ترجمه: منتقدان منافع وعدهدادهشدهٔ این پیشنهاد را تقریباً بیش از حد لذیذ برای باورپذیر بودن یافتند، با توجه به شواهد اندک پشتیبان.
What seemed like a delicious diplomatic victory soon revealed costly concessions buried within the agreement's fine print.
ترجمه: آنچه پیروزی دیپلماتیک لذیذی به نظر میرسید، بهزودی امتیازات پرهزینهای را که در ریزخط توافق پنهان شده بود، آشکار کرد.
Analysts warned against savoring an ostensibly delicious short-term gain that risked far greater long-term structural damage.
ترجمه: تحلیلگران در برابر لذت بردن از دستاورد کوتاهمدت ظاهراً لذیذی که خطر آسیب ساختاری بلندمدت بسیار بزرگتری داشت، هشدار دادند.
351) diet
معنی فارسی: رژیم
The economy's diet of cheap credit eventually produced the very instability that austerity measures later struggled to correct.
ترجمه: رژیم اقتصادی اعتبار ارزان سرانجام همان بیثباتیای را تولید کرد که اقدامات ریاضتی بعدی برای اصلاحش دشواری داشتند.
Historians describe the empire's political diet as one increasingly dominated by short-term crisis management rather than strategy.
ترجمه: مورخان رژیم سیاسی امپراتوری را بهطور فزاینده تحت سلطهٔ مدیریت بحران کوتاهمدت بهجای استراتژی توصیف میکنند.
Analysts warned that the country's fiscal diet of persistent deficits was fundamentally unsustainable over the long term.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند رژیم مالی کشور از کسریهای پایدار اساساً در بلندمدت ناپایدار بود.
352) eat
معنی فارسی: خوردن
Rising costs threatened to eat into profit margins that manufacturers had spent years carefully cultivating.
ترجمه: افزایش هزینهها تهدید کرد حاشیهٔ سودی را که تولیدکنندگان سالها با دقت پرورش داده بودند، بخورد.
Analysts warned that inflation would eat away at wage gains before workers ever felt genuine financial relief.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تورم دستاوردهای دستمزدی را پیش از آنکه کارگران احساس تسکین مالی واقعی کنند، خواهد خورد.
Prolonged litigation ate through resources that could otherwise have funded the very reforms both parties claimed to want.
ترجمه: دعوای قضایی طولانی منابعی را که در غیر این صورت میتوانست همان اصلاحاتی را که هر دو طرف ادعا میکردند میخواهند، تأمین مالی کند، بلعید.
353) food
معنی فارسی: غذا
Food shortages, more than ideological grievances, ultimately drove the unrest that toppled the fragile government.
ترجمه: کمبود غذا، بیش از شکایات ایدئولوژیک، سرانجام ناآرامیای را که دولت شکننده را سرنگون کرد، برانگیخت.
Analysts warned that disruptions to global food supply chains carried consequences far beyond the agricultural sector itself.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اختلالات در زنجیرهٔ تأمین غذای جهانی پیامدهایی بسیار فراتر از خود بخش کشاورزی به همراه دارد.
Historians note that control over food distribution has repeatedly proven decisive in prolonged sieges throughout history.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند کنترل بر توزیع غذا بارها در طول تاریخ در محاصرههای طولانی تعیینکننده اثبات شده است.
354) fruit
معنی فارسی: میوه
Years of painstaking diplomacy finally bore fruit when both delegations signed an agreement few had thought achievable.
ترجمه: سالها دیپلماسی دقیق سرانجام میوه داد زمانی که هر دو هیئت توافقی را امضا کردند که کمتر کسی فکر میکرد قابلدستیابی باشد.
Economists warned that reforms would take years to bear fruit, testing the patience of an already skeptical public.
ترجمه: اقتصاددانان هشدار دادند اصلاحات سالها طول خواهد کشید تا میوه دهد، که صبر عمومی از پیش شکاک را میآزماید.
The negotiations' fruit proved far more limited than either side's ambitious initial rhetoric had suggested.
ترجمه: میوهٔ مذاکرات بسیار محدودتر از لفاظی جاهطلبانهٔ اولیهٔ هر دو طرف اثبات شد.
355) great
معنی فارسی: بزرگ، عالی
Historians debate whether the treaty represented a great diplomatic achievement or merely postponed an inevitable conflict.
ترجمه: مورخان دربارهٔ اینکه آیا این پیمان دستاورد دیپلماتیک بزرگی بود یا صرفاً درگیری اجتنابناپذیری را به تعویق انداخت، بحث میکنند.
The reform carried great political risk, given how deeply entrenched the interests arrayed against it remained.
ترجمه: این اصلاحات ریسک سیاسی بزرگی به همراه داشت، با توجه به اینکه منافعی که در برابرش صفآرایی کرده بودند چقدر عمیقاً ریشهدار باقی مانده بود.
Analysts warned that great expectations surrounding the technology had, once again, outpaced its genuine practical readiness.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند انتظارات بزرگ پیرامون این فناوری، یکبار دیگر، از آمادگی عملی واقعیاش پیشی گرفته است.
356) health
معنی فارسی: سلامت
Economists increasingly treat institutional health as a leading indicator, distinct from more easily measured financial metrics.
ترجمه: اقتصاددانان بهطور فزایندهای سلامت نهادی را شاخصی پیشرو در نظر میگیرند، متمایز از معیارهای مالی که راحتتر سنجیده میشوند.
The crisis exposed troubling weaknesses in a healthcare system that officials had long claimed was fundamentally sound.
ترجمه: بحران ضعفهای نگرانکنندهای را در سیستم بهداشتیای آشکار کرد که مقامات مدتها ادعا میکردند اساساً سالم است.
Analysts questioned the underlying health of an economy whose growth figures masked deepening structural imbalances.
ترجمه: تحلیلگران سلامت زیربنایی اقتصادی را که ارقام رشدش عدم توازنهای ساختاری روبهعمق را پنهان میکرد، زیر سؤال بردند.
357) recipe
معنی فارسی: دستور پخت، نسخه
Historians argue no single recipe for successful reform exists, given how dramatically national circumstances differ.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند هیچ نسخهٔ واحدی برای اصلاحات موفق وجود ندارد، با توجه به اینکه شرایط ملی چقدر بهطور چشمگیری متفاوت است.
The failed policy became a cautionary recipe, cited for decades whenever similar interventions were proposed elsewhere.
ترجمه: سیاست شکستخورده به نسخهای هشداردهنده تبدیل شد که دههها هر زمان مداخلات مشابهی در جای دیگر پیشنهاد میشد، به آن استناد میشد.
Analysts described the reform as a recipe for prolonged instability rather than the promised quick recovery.
ترجمه: تحلیلگران این اصلاحات را نسخهای برای بیثباتی طولانیمدت توصیف کردند نه بهبود سریع وعدهدادهشده.
358) restaurant
معنی فارسی: رستوران
Regulatory scrutiny of the restaurant industry intensified only after repeated, well-documented labor violations came to light.
ترجمه: نظارت نظارتی بر صنعت رستورانداری تنها پس از آنکه نقضهای کارگری مکرر و بهخوبی مستندشده آشکار شد، تشدید شد.
Economists cite restaurant spending as a sensitive early indicator of shifting consumer confidence during economic downturns.
ترجمه: اقتصاددانان به هزینهٔ رستوران بهعنوان شاخصی زودهنگام و حساس از تغییر اعتماد مصرفکننده در دوران رکود اقتصادی اشاره میکنند.
The historic restaurant, a fixture of the neighborhood for generations, ultimately closed under the weight of rising costs.
ترجمه: رستوران تاریخی، که برای نسلها بخشی ثابت از محله بود، سرانجام تحت وزن هزینههای روبهرشد تعطیل شد.
359) special
معنی فارسی: ویژه
The treaty granted the smaller nation special protections that larger signatories had initially resisted extending.
ترجمه: این پیمان حمایتهای ویژهای به ملت کوچکتر اعطا کرد که امضاکنندگان بزرگتر در ابتدا از گسترشش مقاومت کرده بودند.
Critics argued the special exemption effectively undermined the very regulatory framework it was meant to complement.
ترجمه: منتقدان استدلال کردند معافیت ویژه عملاً همان چارچوب نظارتیای را که قرار بود مکملش باشد، تضعیف کرد.
Historians note the region's special status was less a genuine concession than a calculated political compromise.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند وضعیت ویژهٔ منطقه کمتر امتیازی واقعی و بیشتر سازشی سیاسی حسابشده بود.
360) water
معنی فارسی: آب
Disputes over water rights have repeatedly threatened to destabilize relations between otherwise cooperative neighboring states.
ترجمه: اختلافات بر سر حقوق آب بارها تهدید کرده روابط میان کشورهای همسایهٔ در غیر این صورت همکار را بیثبات کند.
Analysts warned that failing infrastructure left water systems vulnerable to failures with genuinely catastrophic public health consequences.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند زیرساخت روبهشکست سیستمهای آب را در معرض شکستهایی با پیامدهای واقعاً فاجعهبار بهداشت عمومی قرار داد.
Access to clean water remained alarmingly limited in regions where decades of conflict had devastated basic infrastructure.
ترجمه: دسترسی به آب پاکیزه در مناطقی که دههها درگیری زیرساخت پایه را ویران کرده، بهطور نگرانکنندهای محدود باقی ماند.