~12 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Unit 21 (Advanced)

401) appear

معنی فارسی: به نظر رسیدن

Officials appeared confident in public, even as internal documents revealed considerable private doubt about the strategy.

ترجمه: مقامات علناً مطمئن به نظر می‌رسیدند، حتی در حالی که اسناد داخلی تردید خصوصی قابل‌توجهی دربارهٔ استراتژی را آشکار می‌کرد.

The scandal appeared to fade from headlines, only to resurface months later with far more damaging revelations.

ترجمه: این رسوایی به نظر می‌رسید از تیترها محو شده، تنها برای اینکه ماه‌ها بعد با افشاگری‌های بسیار مخرب‌تری دوباره ظاهر شود.

Analysts noted that markets appeared calm on the surface while volatility indicators quietly signaled growing unease.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند بازارها در سطح آرام به نظر می‌رسیدند در حالی که شاخص‌های نوسان آرام نگرانی روبه‌رشد را نشان می‌دادند.


402) base

معنی فارسی: پایه

The treaty's legal base rested on assumptions that later evidence would substantially undermine.

ترجمه: پایهٔ حقوقی پیمان بر فرضیاتی استوار بود که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی آن‌ها را تضعیف کرد.

Analysts warned that the reform's political base was far narrower than officials publicly acknowledged.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پایهٔ سیاسی این اصلاحات بسیار محدودتر از آنچه مقامات علناً اذعان کردند بود.

Historians trace the empire's economic base to trade routes that shifted dramatically over subsequent centuries.

ترجمه: مورخان پایهٔ اقتصادی امپراتوری را به مسیرهای تجاری‌ای که طی قرن‌های بعد به‌طور چشمگیری تغییر کرد، ردیابی می‌کنند.


403) brain

معنی فارسی: مغز

The scandal exposed a troubling gap between the institution's technical brain and its ethical judgment.

ترجمه: این رسوایی شکاف نگران‌کننده‌ای میان مغز فنی نهاد و قضاوت اخلاقی‌اش را آشکار کرد.

Researchers spent decades mapping brain functions that earlier models had oversimplified considerably.

ترجمه: پژوهشگران دهه‌ها را صرف نقشه‌برداری کارکردهای مغز کردند که مدل‌های پیشین به‌طور قابل‌توجهی ساده‌سازی کرده بودند.

Analysts described the policy as lacking any coherent strategic brain behind its scattered, reactive decisions.

ترجمه: تحلیلگران این سیاست را فاقد هرگونه مغز استراتژیک منسجم پشت تصمیمات پراکنده و واکنشی‌اش توصیف کردند.


404) career

معنی فارسی: حرفه، شغل

The scandal effectively ended a career built over decades of otherwise unblemished public service.

ترجمه: این رسوایی عملاً به حرفه‌ای که طی دهه‌ها خدمت عمومی در غیر این صورت بی‌عیب ساخته شده بود، پایان داد.

Historians note that the diplomat's career was defined less by grand achievements than by quiet, persistent negotiation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند حرفهٔ دیپلمات کمتر با دستاوردهای بزرگ و بیشتر با مذاکرهٔ آرام و پیوسته تعریف می‌شد.

Analysts warned that a single miscalculation could permanently derail a career that had, until then, seemed unstoppable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک محاسبهٔ اشتباه واحد می‌تواند حرفه‌ای را که تا آن زمان متوقف‌نشدنی به نظر می‌رسید، برای همیشه منحرف کند.


405) clerk

معنی فارسی: کارمند

A junior clerk's overlooked filing error ultimately triggered a legal dispute that dragged on for years.

ترجمه: اشتباه بایگانی نادیده‌گرفته‌شدهٔ یک کارمند جزء سرانجام اختلافی حقوقی را برانگیخت که سال‌ها به طول انجامید.

Historians note that a low-level clerk's meticulous records provided crucial evidence decades after the events themselves.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سوابق دقیق یک کارمند سطح پایین، دهه‌ها پس از خود رویدادها، شواهد حیاتی فراهم کرد.

The clerk's testimony, though seemingly minor, proved pivotal in reconstructing the actual sequence of events.

ترجمه: شهادت کارمند، هرچند به‌ظاهر جزئی، در بازسازی توالی واقعی رویدادها محوری اثبات شد.


406) effort

معنی فارسی: تلاش

Diplomatic effort spanning nearly a decade ultimately produced an agreement few had thought achievable.

ترجمه: تلاش دیپلماتیک که نزدیک به یک دهه طول کشید، سرانجام توافقی تولید کرد که کمتر کسی فکر می‌کرد قابل‌دستیابی باشد.

Analysts questioned whether the reform effort was genuinely sincere or merely a symbolic political gesture.

ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا تلاش اصلاحی واقعاً صادقانه بود یا صرفاً ژستی سیاسی نمادین.

Historians credit sustained grassroots effort, rather than top-down policy, with the movement's eventual success.

ترجمه: مورخان تلاش مردمی پایدار را، نه سیاست از بالا به پایین، مسئول موفقیت نهایی جنبش می‌دانند.


407) enter

معنی فارسی: وارد شدن

Negotiators entered the final round of talks knowing failure would carry consequences neither side could afford.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان وارد دور نهایی گفتگوها شدند در حالی که می‌دانستند شکست پیامدهایی خواهد داشت که هیچ‌یک از طرفین توان تحملش را ندارد.

The treaty allowed inspectors to enter facilities that had previously remained entirely off-limits to outside scrutiny.

ترجمه: این پیمان به بازرسان اجازه داد وارد تأسیساتی شوند که پیش‌تر کاملاً خارج از دسترس نظارت بیرونی مانده بود.

Analysts warned that entering the market without adequate safeguards exposed investors to considerable, poorly understood risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ورود به بازار بدون تدابیر حفاظتی کافی، سرمایه‌گذاران را در معرض ریسک قابل‌توجه و کم‌درک‌شده‌ای قرار می‌دهد.


408) excellent

معنی فارسی: عالی

The report's excellent technical analysis was undermined by conclusions critics considered politically motivated.

ترجمه: تحلیل فنی عالی گزارش با نتیجه‌گیری‌هایی که منتقدان از نظر سیاسی انگیزه‌دار می‌دانستند، تضعیف شد.

Historians praised the negotiator's excellent judgment, crediting it with averting a crisis many considered inevitable.

ترجمه: مورخان قضاوت عالی مذاکره‌کننده را ستودند و آن را مسئول جلوگیری از بحرانی می‌دانند که بسیاری اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌کردند.

Analysts noted that excellent short-term results sometimes mask deeper, unaddressed structural vulnerabilities.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند نتایج کوتاه‌مدت عالی گاهی آسیب‌پذیری‌های ساختاری عمیق‌تر و پرداخته‌نشده را پنهان می‌کند.


409) hero

معنی فارسی: قهرمان

History remembers the diplomat as an unlikely hero, credited with quietly averting a war few believed avoidable.

ترجمه: تاریخ دیپلمات را قهرمانی غیرمنتظره به یاد می‌آورد که مسئول جلوگیری آرام از جنگی دانسته می‌شود که کمتر کسی آن را قابل‌اجتناب می‌دانست.

Critics argued the narrative oversimplified a complex figure into either hero or villain, ignoring genuine moral ambiguity.

ترجمه: منتقدان استدلال کردند این روایت شخصیتی پیچیده را به‌سادگی به قهرمان یا شرور تقلیل داد و ابهام اخلاقی واقعی را نادیده گرفت.

The soldier's actions, celebrated as heroic at the time, were later reexamined amid emerging evidence.

ترجمه: اقدامات سرباز که در آن زمان قهرمانانه جشن گرفته شد، بعدها در میان شواهد نوظهور بازبینی شد.


410) hurry

معنی فارسی: شتاب کردن

Officials hurried to contain a crisis that had already spread further than initial assessments suggested.

ترجمه: مقامات شتافتند تا بحرانی را که پیش‌تر فراتر از ارزیابی‌های اولیه گسترش یافته بود، مهار کنند.

Analysts warned against hurrying reforms that required careful, deliberate implementation to succeed.

ترجمه: تحلیلگران در برابر شتاب در اصلاحاتی که نیازمند اجرای دقیق و سنجیده برای موفقیت بود، هشدار دادند.

Negotiators refused to hurry a process whose outcome would shape relations for generations.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان امتناع کردند فرآیندی را که نتیجه‌اش روابط را برای نسل‌ها شکل می‌داد، شتاب دهند.


411) inform

معنی فارسی: مطلع کردن

Regulators were never adequately informed of risks that internal auditors had flagged years earlier.

ترجمه: نهادهای نظارتی هرگز به‌درستی از ریسک‌هایی که حسابرسان داخلی سال‌ها پیش علامت‌گذاری کرده بودند، مطلع نشدند.

The whistleblower informed authorities of practices the company had spent considerable effort concealing.

ترجمه: افشاگر مقامات را از شیوه‌هایی که شرکت تلاش قابل‌توجهی برای پنهان کردنشان کرده بود، مطلع کرد.

Historians argue leaders were fully informed of consequences yet proceeded regardless, driven by political necessity.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند رهبران کاملاً از پیامدها مطلع بودند اما با این حال به دلیل ضرورت سیاسی ادامه دادند.


412) later

معنی فارسی: بعداً

What seemed like a minor concession later proved to be the treaty's most consequential provision.

ترجمه: آنچه امتیازی جزئی به نظر می‌رسید، بعداً پرپیامدترین بند پیمان اثبات شد.

Analysts warned that decisions made under crisis pressure often require costly correction later.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تصمیماتی که تحت فشار بحران گرفته می‌شوند اغلب نیازمند اصلاح پرهزینه‌ای بعداً هستند.

Historians note the archive, sealed for decades, was only later opened to reveal its full significance.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند آرشیو که دهه‌ها مهروموم بود، تنها بعداً باز شد تا اهمیت کاملش آشکار شود.


413) leave

معنی فارسی: ترک کردن

Senior officials began quietly leaving the administration once internal disagreements became impossible to reconcile.

ترجمه: مقامات ارشد به‌آرامی شروع به ترک دولت کردند به محض اینکه اختلافات داخلی غیرقابل‌آشتی شد.

The treaty left both parties considerable room for interpretation, a flexibility that later proved contentious.

ترجمه: پیمان فضای قابل‌توجهی برای تفسیر به هر دو طرف باقی گذاشت، انعطافی که بعداً جنجالی اثبات شد.

Analysts warned the reform left critical structural issues entirely unaddressed despite its ambitious rhetoric.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات مسائل ساختاری حیاتی را با وجود لفاظی جاه‌طلبانه‌اش کاملاً پرداخته‌نشده رها کرد.


414) locate

معنی فارسی: پیدا کردن، مکان‌یابی کردن

Investigators struggled to locate documents that had been deliberately scattered across multiple, poorly indexed archives.

ترجمه: بازپرسان برای یافتن مکان اسنادی که عمداً در چندین آرشیو با نمایه‌سازی ضعیف پراکنده شده بود، دشواری داشتند.

Analysts located the crisis's origin in decisions made years earlier, long before its consequences became visible.

ترجمه: تحلیلگران خاستگاه بحران را در تصمیماتی که سال‌ها پیش، مدت‌ها پیش از آشکار شدن پیامدهایش گرفته شده بود، یافتند.

Historians eventually located correspondence that fundamentally altered understanding of the negotiations' true dynamics.

ترجمه: مورخان سرانجام مکاتباتی را یافتند که درک ماهیت واقعی مذاکرات را اساساً تغییر داد.


415) nurse

معنی فارسی: پرستار

The overworked nurse's testimony ultimately exposed conditions officials had long claimed were fully compliant.

ترجمه: شهادت پرستار بیش‌ازحد کار کرده سرانجام شرایطی را که مقامات مدت‌ها ادعا می‌کردند کاملاً منطبق است، آشکار کرد.

Historians note that frontline nurses often possessed insight into crises that senior officials remained unaware of.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پرستاران خط مقدم اغلب بینشی نسبت به بحران‌هایی داشتند که مقامات ارشد از آن بی‌خبر بودند.

Regulators cited nurse shortages as a critical, largely unaddressed vulnerability within the healthcare system.

ترجمه: نهادهای نظارتی کمبود پرستار را آسیب‌پذیری حیاتی و عمدتاً پرداخته‌نشده درون سیستم بهداشتی ذکر کردند.


416) operation

معنی فارسی: عملیات

The covert operation, once exposed, triggered a diplomatic crisis neither government had anticipated.

ترجمه: عملیات مخفی، به محض افشا، بحرانی دیپلماتیک را برانگیخت که هیچ‌یک از دو دولت پیش‌بینی نکرده بود.

Analysts questioned whether the rescue operation's benefits justified the considerable risks involved.

ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا منافع عملیات نجات ریسک‌های قابل‌توجه دخیل را توجیه می‌کرد.

Historians describe the operation as meticulously planned yet ultimately undermined by unforeseen circumstances.

ترجمه: مورخان این عملیات را با دقت برنامه‌ریزی‌شده اما سرانجام تضعیف‌شده توسط شرایط پیش‌بینی‌نشده توصیف می‌کنند.


417) pain

معنی فارسی: درد

Economic pain from the reform fell disproportionately on communities least equipped to absorb it.

ترجمه: درد اقتصادی ناشی از این اصلاحات به‌طور نامتناسبی بر جوامعی افتاد که کمترین آمادگی برای تحملش را داشتند.

Analysts warned that delaying necessary adjustments would only prolong and deepen the eventual pain.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تأخیر در تعدیلات ضروری تنها درد نهایی را طولانی‌تر و عمیق‌تر خواهد کرد.

Historians note that the treaty's short-term pain was, in retrospect, a necessary cost of longer-term stability.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند درد کوتاه‌مدت پیمان، با نگاه گذشته، هزینه‌ای ضروری برای ثبات بلندمدت‌تر بود.


418) refuse

معنی فارسی: امتناع کردن

Diplomats refused to sign an agreement they believed compromised too much for too little in return.

ترجمه: دیپلمات‌ها از امضای توافقی که معتقد بودند بیش از حد امتیاز می‌دهد در برابر بازده کم، امتناع کردند.

The company refused to disclose information regulators considered essential to a thorough investigation.

ترجمه: شرکت از افشای اطلاعاتی که نهادهای نظارتی آن را ضروری برای تحقیقی کامل می‌دانستند، امتناع کرد.

Historians note that the delegation's refusal to compromise ultimately prolonged a conflict that might otherwise have ended sooner.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امتناع هیئت از سازش سرانجام درگیری‌ای را که در غیر این صورت ممکن بود زودتر پایان یابد، طولانی کرد.


419) though

معنی فارسی: اگرچه

Though the treaty appeared successful publicly, internal documents revealed considerable unresolved tension.

ترجمه: اگرچه پیمان علناً موفق به نظر می‌رسید، اسناد داخلی تنش حل‌نشدهٔ قابل‌توجهی را آشکار کرد.

Analysts remained skeptical, though officials insisted the reform's benefits would soon become apparent.

ترجمه: تحلیلگران شکاک باقی ماندند، اگرچه مقامات اصرار داشتند منافع این اصلاحات به‌زودی آشکار خواهد شد.

The ceasefire held, though sporadic violence continued in areas beyond effective enforcement.

ترجمه: آتش‌بس دوام آورد، اگرچه خشونت پراکنده در مناطق فراتر از اجرای مؤثر ادامه یافت.


420) various

معنی فارسی: گوناگون

The crisis stemmed from various factors that no single policy adjustment could adequately address.

ترجمه: این بحران از عوامل گوناگونی نشئت گرفت که هیچ تعدیل سیاستی واحدی نمی‌توانست به‌طور کافی به آن‌ها بپردازد.

Analysts proposed various solutions, though none commanded sufficient political support to move forward.

ترجمه: تحلیلگران راه‌حل‌های گوناگونی پیشنهاد دادند، هرچند هیچ‌کدام حمایت سیاسی کافی برای پیشرفت را کسب نکرد.

Historians note the treaty was interpreted in various, sometimes contradictory ways by each signatory nation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند این پیمان به روش‌های گوناگون و گاه متناقض توسط هر کشور امضاکننده تفسیر شد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط