~13 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Unit 22 (Advanced)

421) actual

معنی فارسی: واقعی

The actual costs of the project far exceeded the modest estimates officials had initially presented to the public.

ترجمه: هزینه‌های واقعی پروژه بسیار فراتر از برآوردهای متواضعی بود که مقامات در ابتدا به عموم ارائه کرده بودند.

Analysts warned that projected growth figures bore little resemblance to the actual conditions reported on the ground.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ارقام رشد پیش‌بینی‌شده شباهت اندکی به شرایط واقعی گزارش‌شده در میدان داشت.

Historians distinguish between the treaty's stated intentions and the actual outcomes negotiators privately anticipated.

ترجمه: مورخان میان نیت‌های اعلام‌شدهٔ پیمان و نتایج واقعی‌ای که مذاکره‌کنندگان خصوصی پیش‌بینی می‌کردند، تمایز قائل می‌شوند.


422) amaze

معنی فارسی: شگفت‌زده کردن

Investigators were amazed to discover how long the fraud had gone undetected despite repeated internal audits.

ترجمه: بازپرسان شگفت‌زده شدند از اینکه این کلاهبرداری با وجود حسابرسی‌های داخلی مکرر، چقدر طولانی کشف‌نشده باقی مانده بود.

Analysts remained amazed that markets absorbed such disruptive news with comparatively little immediate volatility.

ترجمه: تحلیلگران همچنان شگفت‌زده بودند که بازارها چنین خبر مخربی را با نوسان فوری نسبتاً اندکی جذب کردند.

Historians continue to be amazed by how quickly a seemingly stable alliance collapsed once tested by crisis.

ترجمه: مورخان همچنان شگفت‌زده‌اند از اینکه ائتلافی که به‌ظاهر پایدار بود، به محض آزمون بحران چقدر سریع فروپاشید.


423) charge

معنی فارسی: اتهام، هزینه

Regulators filed charges against executives accused of concealing risks that ultimately triggered the company's collapse.

ترجمه: نهادهای نظارتی علیه مدیران اجرایی‌ای که متهم به پنهان کردن ریسک‌هایی بودند که سرانجام فروپاشی شرکت را برانگیخت، اتهام مطرح کردند.

Analysts questioned whether the additional charge genuinely reflected added value or simply exploited limited consumer alternatives.

ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا هزینهٔ اضافی واقعاً ارزش افزوده را منعکس می‌کرد یا صرفاً از گزینه‌های محدود مصرف‌کننده بهره‌برداری می‌کرد.

Historians note the treaty left ambiguous who would bear the financial charge of the agreed reconstruction effort.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان مبهم رها کرد که چه کسی بار مالی تلاش بازسازی توافق‌شده را بر عهده خواهد گرفت.


424) comfort

معنی فارسی: آسایش دادن

Officials offered little comfort to communities whose livelihoods had been devastated by the abrupt policy shift.

ترجمه: مقامات آسایش اندکی به جوامعی ارائه دادند که معیشتشان با تغییر ناگهانی سیاست ویران شده بود.

Diplomats found scant comfort in a ceasefire that both sides privately expected to collapse within weeks.

ترجمه: دیپلمات‌ها آسایش اندکی در آتش‌بسی یافتند که هر دو طرف خصوصی انتظار داشتند ظرف چند هفته فروپاشد.

Analysts warned that reassuring statements provided false comfort, masking risks that remained largely unaddressed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش آسایشی کاذب فراهم کرد و ریسک‌هایی را که عمدتاً پرداخته‌نشده باقی مانده بود، پنهان کرد.


425) contact

معنی فارسی: تماس گرفتن

Investigators discovered that officials had secretly contacted foreign counterparts without informing their own governments.

ترجمه: بازپرسان دریافتند مقامات مخفیانه با همتایان خارجی تماس گرفته بودند بدون اطلاع‌دادن به دولت‌های خودشان.

Analysts urged regulators to contact affected communities directly rather than relying solely on filtered corporate reports.

ترجمه: تحلیلگران از نهادهای نظارتی خواستند مستقیماً با جوامع آسیب‌دیده تماس بگیرند به‌جای اتکای صرف به گزارش‌های شرکتی فیلترشده.

Diplomats maintained contact through discreet back channels even as public relations deteriorated sharply.

ترجمه: دیپلمات‌ها از طریق کانال‌های پنهان محتاطانه تماس را حفظ کردند حتی در حالی که روابط عمومی به‌شدت وخیم می‌شد.


426) customer

معنی فارسی: مشتری

Regulators accused the company of deliberately misleading customers about risks embedded within its financial products.

ترجمه: نهادهای نظارتی شرکت را متهم کردند به‌طور عمدی مشتریان را دربارهٔ ریسک‌های نهفته در محصولات مالی‌اش گمراه کرده است.

Analysts warned that prioritizing short-term profit over customer trust would eventually undermine the company's long-term viability.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اولویت دادن به سود کوتاه‌مدت بر اعتماد مشتری سرانجام قابلیت بقای بلندمدت شرکت را تضعیف خواهد کرد.

Historians note that shifting customer expectations, more than any single policy, ultimately reshaped the entire industry.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تغییر انتظارات مشتری، بیش از هر سیاست واحدی، سرانجام کل صنعت را بازآرایی کرد.


427) deliver

معنی فارسی: تحویل دادن

Officials promised reforms that, years later, had still failed to deliver the improvements originally guaranteed.

ترجمه: مقامات اصلاحاتی وعده دادند که سال‌ها بعد همچنان نتوانسته بود بهبودهایی را که در ابتدا تضمین شده بود، تحویل دهد.

Analysts questioned whether the ambitious program could realistically deliver results within its remarkably compressed timeframe.

ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا این برنامهٔ جاه‌طلبانه واقعاً می‌تواند نتایج را در بازهٔ زمانی به‌طرز چشمگیری فشرده‌اش تحویل دهد.

Historians credit the treaty with delivering a peace considerably more durable than initial skepticism had predicted.

ترجمه: مورخان این پیمان را مسئول تحویل صلحی بسیار پایدارتر از آنچه شکاکیت اولیه پیش‌بینی کرده بود، می‌دانند.


428) earn

معنی فارسی: کسب کردن

The institution earned public trust over decades, only to see it collapse within a single damaging scandal.

ترجمه: این نهاد طی دهه‌ها اعتماد عمومی را کسب کرد، تنها برای اینکه در یک رسوایی مخرب واحد آن را از دست بدهد.

Analysts warned that companies earning excessive short-term profit often neglect investments essential to long-term stability.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شرکت‌هایی که سود کوتاه‌مدت بیش از حد کسب می‌کنند اغلب سرمایه‌گذاری‌های ضروری برای ثبات بلندمدت را نادیده می‌گیرند.

Historians argue the treaty earned its lasting significance not through grand rhetoric but through quiet, consistent implementation.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند پیمان اهمیت پایدارش را نه از طریق لفاظی بزرگ بلکه از طریق اجرای آرام و پیوسته کسب کرد.


429) gate

معنی فارسی: دروازه

Protesters gathered at the palace gate, demanding accountability that officials had long managed to avoid.

ترجمه: معترضان در دروازهٔ کاخ جمع شدند و خواستار پاسخگویی‌ای شدند که مقامات مدت‌ها موفق به اجتنابش شده بودند.

Historians describe the border gate as a potent symbol of division that persisted for generations.

ترجمه: مورخان دروازهٔ مرزی را نمادی قدرتمند از تفرقه‌ای توصیف می‌کنند که برای نسل‌ها پابرجا ماند.

Analysts noted that regulatory gates meant to prevent excessive risk-taking had, over time, been quietly weakened.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند دروازه‌های نظارتی که قرار بود از ریسک‌پذیری بیش از حد جلوگیری کند، طی زمان آرام تضعیف شده بود.


430) include

معنی فارسی: شامل شدن

The final agreement included provisions neither delegation had publicly disclosed during earlier rounds of negotiation.

ترجمه: توافق نهایی بندهایی را شامل می‌شد که هیچ‌یک از هیئت‌ها در دورهای قبلی مذاکره علناً افشا نکرده بودند.

Analysts warned that the reform failed to include safeguards essential to preventing exactly the abuses it targeted.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات نتوانست تدابیر حفاظتی ضروری برای جلوگیری دقیقاً از همان سوءاستفاده‌هایی که هدف قرار داده بود را شامل شود.

Historians note the treaty's later drafts included concessions considered unthinkable when negotiations first began.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند نسخه‌های بعدی پیمان امتیازاتی را شامل می‌شد که در آغاز مذاکرات غیرقابل‌تصور تلقی می‌شد.


431) manage

معنی فارسی: مدیریت کردن

Officials struggled to manage a crisis that had already outpaced the protocols originally designed to contain it.

ترجمه: مقامات برای مدیریت بحرانی که پیش‌تر از پروتکل‌های اصلی طراحی‌شده برای مهارش پیشی گرفته بود، دشواری داشتند.

Analysts questioned whether the current leadership possessed the experience necessary to manage such an unprecedented challenge.

ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا رهبری فعلی تجربهٔ لازم برای مدیریت چنین چالش بی‌سابقه‌ای را دارد.

Historians credit the diplomat's quiet skill in managing competing egos with preventing the talks from collapsing entirely.

ترجمه: مورخان مهارت آرام دیپلمات در مدیریت غرورهای رقیب را مسئول جلوگیری از فروپاشی کامل گفتگوها می‌دانند.


432) mystery

معنی فارسی: راز

The circumstances surrounding the document's disappearance remain a mystery that investigators have never fully resolved.

ترجمه: شرایط پیرامون ناپدید شدن سند همچنان رازی است که بازپرسان هرگز به‌طور کامل حلش نکرده‌اند.

Historians consider the treaty's true motivations something of a mystery, given how sparse contemporary records remain.

ترجمه: مورخان انگیزه‌های واقعی پیمان را نوعی راز می‌دانند، با توجه به اینکه سوابق معاصر چقدر کم است.

Analysts described the market's sudden reversal as an unsolved mystery that defied conventional economic explanation.

ترجمه: تحلیلگران بازگشت ناگهانی بازار را رازی حل‌نشده توصیف کردند که از توضیح اقتصادی متعارف سرباز می‌زد.


433) occur

معنی فارسی: رخ دادن

The failure occurred precisely at the moment redundant safety systems were expected to prevent exactly such an outcome.

ترجمه: این شکست دقیقاً در لحظه‌ای رخ داد که سیستم‌های ایمنی افزونه انتظار می‌رفت دقیقاً از چنین نتیجه‌ای جلوگیری کنند.

Analysts warned that similar crises could occur again unless underlying structural vulnerabilities were genuinely addressed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بحران‌های مشابه ممکن است دوباره رخ دهد مگر اینکه آسیب‌پذیری‌های ساختاری زیربنایی واقعاً پرداخته شوند.

Historians note that the decisive shift occurred quietly, long before its consequences became publicly visible.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تغییر قاطع آرام رخ داد، مدت‌ها پیش از آنکه پیامدهایش عمومی و قابل‌مشاهده شود.


434) opposite

معنی فارسی: مخالف، معکوس

The policy produced results virtually opposite to what officials had confidently predicted at its launch.

ترجمه: این سیاست نتایجی تقریباً معکوس آنچه مقامات با اطمینان در راه‌اندازی‌اش پیش‌بینی کرده بودند، تولید کرد.

Analysts warned that hasty intervention could achieve the exact opposite of its intended stabilizing effect.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مداخلهٔ شتاب‌زده می‌تواند دقیقاً معکوس اثر تثبیت‌کنندهٔ مورد نظرش را به همراه داشته باشد.

Historians note the treaty's actual legacy proved almost the opposite of the celebratory narrative later constructed around it.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند میراث واقعی پیمان تقریباً معکوس روایت جشن‌گونه‌ای بود که بعدها حول آن ساخته شد.


435) plate

معنی فارسی: بشقاب، پلاک

Investigators traced the vehicle through security footage capturing its license plate near the scene.

ترجمه: بازپرسان خودرو را از طریق تصاویر امنیتی‌ای که پلاک آن را نزدیک صحنه ثبت کرده بود، ردیابی کردند.

Analysts warned that the country had, quite literally, too much on its plate to address every crisis simultaneously.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این کشور واقعاً بشقاب پری داشت که نمی‌توانست همزمان به هر بحرانی بپردازد.

Historians note the negotiator's plate was already full with unresolved disputes before this latest crisis emerged.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بشقاب مذاکره‌کننده پیش از ظهور این آخرین بحران، پیش‌تر با اختلافات حل‌نشده پر بود.


436) receive

معنی فارسی: دریافت کردن

Officials received warnings for years before finally acknowledging the risks those warnings had consistently identified.

ترجمه: مقامات سال‌ها هشدارهایی دریافت کردند پیش از آنکه سرانجام ریسک‌هایی را که آن هشدارها به‌طور پیوسته شناسایی کرده بودند، بپذیرند.

The reform received far less public support than officials had anticipated, complicating its eventual implementation.

ترجمه: این اصلاحات حمایت عمومی بسیار کمتری از آنچه مقامات پیش‌بینی کرده بودند دریافت کرد، که اجرای نهایی‌اش را پیچیده کرد.

Historians note the treaty received harsh contemporary criticism that later, more sympathetic accounts largely overlooked.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان انتقاد شدید معاصر دریافت کرد که روایت‌های همدلانه‌تر بعدی عمدتاً نادیده گرفتند.


437) reward

معنی فارسی: پاداش

Critics argued the policy rewarded reckless behavior while leaving more cautious actors at a competitive disadvantage.

ترجمه: منتقدان استدلال کردند این سیاست رفتار بی‌پروا را پاداش می‌دهد در حالی که بازیگران محتاط‌تر را در مضیقهٔ رقابتی قرار می‌دهد.

Analysts warned that short-term rewards often masked long-term risks investors were reluctant to fully acknowledge.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پاداش‌های کوتاه‌مدت اغلب ریسک‌های بلندمدتی را که سرمایه‌گذاران تمایلی به پذیرفتن کاملشان نداشتند، پنهان می‌کرد.

Historians note the treaty offered smaller nations tangible rewards in exchange for accepting considerable strategic constraints.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان پاداش‌های ملموسی به ملل کوچک‌تر در ازای پذیرش محدودیت‌های استراتژیک قابل‌توجه ارائه داد.


438) set

معنی فارسی: وضع کردن، قرار دادن

Negotiators set precedents that would shape how future disputes of this kind were ultimately resolved.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان پیش‌نمونه‌هایی وضع کردند که سرانجام شکل می‌داد چگونه اختلافات آینده از این نوع حل خواهد شد.

Regulators set standards deliberately vague enough to accommodate industries reluctant to accept stricter oversight.

ترجمه: نهادهای نظارتی استانداردهایی وضع کردند که عمداً به‌اندازهٔ کافی مبهم بود تا صنایع بی‌میل به پذیرفتن نظارت سخت‌گیرانه‌تر را در بربگیرد.

Historians argue the treaty set in motion consequences its architects never fully anticipated.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند پیمان پیامدهایی را به حرکت درآورد که معمارانش هرگز کاملاً پیش‌بینی نکردند.


439) steal

معنی فارسی: دزدیدن

Investigators discovered executives had systematically stolen funds meant for the very communities the program claimed to help.

ترجمه: بازپرسان دریافتند مدیران اجرایی به‌طور سیستماتیک وجوهی را دزدیده بودند که برای همان جوامعی در نظر گرفته شده بود که برنامه ادعا می‌کرد کمکشان می‌کند.

Analysts warned that lax oversight allowed insiders to steal value from shareholders through deliberately obscured transactions.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نظارت سست به افراد داخلی اجازه داد از طریق تراکنش‌های عمداً مبهم، ارزش را از سهامداران بدزدند.

Historians note that invading forces routinely stole cultural artifacts, many of which remain unreturned to this day.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند نیروهای مهاجم به‌طور معمول آثار فرهنگی را می‌دزدیدند که بسیاری از آن‌ها تا امروز بازگردانده نشده‌اند.


440) thief

معنی فارسی: دزد

Investigators eventually identified the thief responsible for a scheme that had drained resources for years undetected.

ترجمه: بازپرسان سرانجام دزدی مسئول طرحی را شناسایی کردند که سال‌ها منابع را بدون کشف تخلیه کرده بود.

Critics described the executive as little more than a corporate thief operating within a veneer of legality.

ترجمه: منتقدان مدیر اجرایی را چیزی بیش از یک دزد شرکتی که تحت پوشش قانونی عمل می‌کند، توصیف نکردند.

Historians note the treaty failed to address restitution for artifacts taken by thieves during the earlier conflict.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان نتوانست به جبران خسارت آثاری که توسط دزدان در طول درگیری پیشین گرفته شده بود، بپردازد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط