Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 16 (Advanced)
301) adolescent
معنی فارسی: نوجوان
Analysts warned that officials treated a mature, systemic crisis with an adolescent's impatience rather than genuine strategic planning.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بحرانی بالغ و سیستمی با بیصبری نوجوانانهای بهجای برنامهریزی استراتژیک واقعی رفتار کردند.
Officials described the reform as still adolescent, requiring years more development before genuinely mature institutions could emerge.
ترجمه: مقامات این اصلاحات را همچنان نوجوان توصیف کردند که سالها بیشتر توسعه نیاز داشت پیش از آنکه نهادهایی واقعاً بالغ پدید آیند.
Historians note the treaty was negotiated during an adolescent phase of international law, before more robust enforcement mechanisms existed.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان در مرحلهای نوجوان از حقوق بینالملل مذاکره شد، پیش از وجود سازوکارهای اجرایی مستحکمتر.
302) aptitude
معنی فارسی: استعداد
Analysts warned that officials lacked the aptitude genuinely required to detect risks accumulating across institutions.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات فاقد استعدادی بودند که واقعاً برای کشف ریسکهای در حال انباشته شدن در نهادها موردنیاز بود.
Officials promoted individuals whose aptitude for the role internal reviews had extensively questioned.
ترجمه: مقامات افرادی را ترفیع دادند که استعدادشان برای این نقش بازبینیهای داخلی بهطور گسترده زیر سؤال برده بود.
Historians credit the negotiator's rare aptitude for finding common ground where predecessors had found only deadlock.
ترجمه: مورخان استعداد نادر مذاکرهکننده را در یافتن زمینهٔ مشترک جایی که پیشینیان تنها بنبست یافته بودند، میستایند.
303) compliment
معنی فارسی: تعریف کردن
Analysts warned against complimenting officials for reforms whose actual substance proved considerably thinner than promised.
ترجمه: تحلیلگران در برابر تعریف کردن از مقامات برای اصلاحاتی که جوهر واقعیاش بسیار نازکتر از وعده اثبات شد، هشدار دادند.
Officials complimented themselves on results that internal assessments described in far more modest terms.
ترجمه: مقامات از خودشان برای نتایجی تعریف کردند که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف میکرد.
Historians note contemporaries complimented the treaty's ambition, a praise later scholarship considerably tempered.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند همعصران از جاهطلبی پیمان تعریف کردند، تحسینی که پژوهشهای بعدی بهطور قابلتوجهی تعدیلش کرد.
304) hinder
معنی فارسی: مانع شدن
Analysts warned that outdated regulations had hindered oversight precisely when scrutiny was most genuinely needed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقررات منسوخ دقیقاً زمانی که بررسی بیشترین نیاز واقعی را داشت، نظارت را مانع شده بود.
Officials hindered whistleblowers from reporting concerns that internal assessments would later substantially confirm.
ترجمه: مقامات افشاگرانی را که نگرانیهایی مطرح میکردند مانع شدند، نگرانیهایی که ارزیابیهای داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأیید کرد.
Historians note domestic politics hindered negotiators from reaching an agreement that had, at several points, seemed within reach.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند سیاست داخلی مذاکرهکنندگان را از رسیدن به توافقی که در چندین نقطه در دسترس به نظر میرسید، مانع شد.
305) journalism
معنی فارسی: روزنامهنگاری
Analysts warned that officials had dismissed investigative journalism that later proved considerably more accurate than acknowledged.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات روزنامهنگاری تحقیقیای را که بعدها بسیار دقیقتر از پذیرششده اثبات شد، رد کرده بودند.
Officials criticized journalism that exposed risks internal assessments had extensively documented but never publicly disclosed.
ترجمه: مقامات روزنامهنگاریای را که ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود اما هرگز علناً افشا نکرده بود، برملا میکرد، انتقاد کردند.
Historians relied on wartime journalism to reconstruct negotiations official records never fully captured.
ترجمه: مورخان به روزنامهنگاری زمان جنگ متکی بودند تا مذاکراتی را که سوابق رسمی هرگز کاملاً دربرنگرفت، بازسازی کنند.
306) jury
معنی فارسی: هیئت منصفه
Analysts warned that officials treated public opinion as a jury to be swayed rather than a genuine source of accountability.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با افکار عمومی همچون هیئت منصفهای برای تحتتأثیر قرار دادن بهجای منبعی واقعی از پاسخگویی، رفتار کردند.
Officials awaited the jury of historical judgment with a confidence internal assessments did not fully support.
ترجمه: مقامات منتظر هیئت منصفهٔ قضاوت تاریخی با اطمینانی بودند که ارزیابیهای داخلی کاملاً حمایتش نمیکرد.
Historians note a jury of international observers assessed the treaty's fairness, though their conclusions later proved genuinely contested.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند هیئت منصفهای از ناظران بینالمللی انصاف پیمان را ارزیابی کردند، هرچند نتایجشان بعدها واقعاً مورد مناقشه اثبات شد.
307) justice
معنی فارسی: عدالت
Analysts warned that reassuring statements delivered no genuine justice to those harmed by the crisis.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیههای اطمینانبخش هیچ عدالت واقعیای برای آسیبدیدگان از بحران فراهم نکرد.
Officials promised justice for affected communities, a promise later evidence would substantially undermine.
ترجمه: مقامات عدالت را برای جوامع آسیبدیده وعده دادند، وعدهای که شواهد بعدی بهطور قابلتوجهی تضعیفش کرد.
Historians note the treaty's harsh terms were, for the defeated nation, a genuine denial of justice that fueled decades of resentment.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان برای ملت شکستخورده، انکار واقعی عدالت بود که دههها کینه را دامن زد.
308) liberty
معنی فارسی: آزادی
Analysts warned that officials took considerable liberty with figures that internal documents would later contradict.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات آزادی قابلتوجهی با ارقامی گرفتند که اسناد داخلی بعدها با آنها در تضاد بود.
Officials restricted civil liberty in ways critics argued exceeded what the crisis genuinely required.
ترجمه: مقامات آزادی مدنی را به شیوههایی محدود کردند که منتقدان استدلال کردند از آنچه بحران واقعاً میطلبید، فراتر رفت.
Historians note the treaty granted liberties to some populations while denying comparable rights to others.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان آزادیهایی به برخی جمعیتها اعطا کرد در حالی که حقوق قابلمقایسه را به دیگران انکار کرد.
309) literary
معنی فارسی: ادبی
Analysts warned against mistaking literary flourishes in official statements for genuine substantive commitments.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن آرایههای ادبی در بیانیههای رسمی با تعهدات اساسی واقعی، هشدار دادند.
Officials employed literary language to describe reforms whose actual scope proved considerably narrower than the rhetoric suggested.
ترجمه: مقامات از زبان ادبی برای توصیف اصلاحاتی استفاده کردند که دامنهٔ واقعیاش بسیار محدودتر از آنچه لفاظی نشان میداد، اثبات شد.
Historians note the treaty's literary style, though elegant, left considerable room for divergent interpretation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند سبک ادبی پیمان، هرچند زیبا، فضای قابلتوجهی برای تفسیر متفاوت باقی گذاشت.
310) pharmacy
معنی فارسی: داروخانه
Analysts warned that reforms affecting local pharmacies received considerably less attention than measures benefiting large corporations.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که داروخانههای محلی را تحت تأثیر قرار میداد، توجه بهمراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به شرکتهای بزرگ سود میرساند، دریافت کرد.
Officials underestimated how severely the policy would affect pharmacies already struggling with rising costs.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر داروخانههایی که پیشتر با افزایش هزینهها دستوپنجه نرم میکردند، اثر خواهد گذاشت.
Historians note wartime pharmacies played an unexpectedly significant role in negotiations over medical supply provisions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند داروخانههای زمان جنگ نقشی بهطور غیرمنتظرهای مهم در مذاکرات بر سر بندهای تدارکات پزشکی ایفا کردند.
311) pill
معنی فارسی: قرص
Analysts warned that reassuring rhetoric served as a bitter pill disguised as reassurance rather than genuine reform.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینانبخش همچون قرصی تلخ در لباس اطمینانبخشی بهجای اصلاحات واقعی عمل کرد.
Officials asked the public to swallow a difficult pill of austerity while offering few genuine long-term benefits.
ترجمه: مقامات از عموم خواستند قرص دشوار ریاضت را فرو ببرند در حالی که منافع بلندمدت واقعی اندکی ارائه دادند.
Historians note the treaty's harsh terms were, for the defeated nation, an especially bitter pill to accept.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان برای ملت شکستخورده قرصی بهویژه تلخ برای پذیرش بود.
312) presume
معنی فارسی: فرض کردن
Analysts warned against presuming stability that internal assessments described in far more troubling terms.
ترجمه: تحلیلگران در برابر فرض ثباتی که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار نگرانکنندهتری توصیف میکرد، هشدار دادند.
Officials presumed public trust would remain intact despite years of misleading statements that later proved damaging.
ترجمه: مقامات فرض کردند اعتماد عمومی با وجود سالها بیانیهٔ گمراهکننده که بعدها آسیبزا اثبات شد، دستنخورده باقی خواهد ماند.
Historians note negotiators presumed goodwill from a delegation that, in fact, harbored considerable private reservations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان حسننیت را از هیئتی فرض کردند که در واقع تردیدهای خصوصی قابلتوجهی داشت.
313) privacy
معنی فارسی: حریم خصوصی
Analysts warned that officials had used privacy concerns to justify a lack of transparency internal reviews found genuinely troubling.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از نگرانیهای حریم خصوصی برای توجیه فقدان شفافیتی که بازبینیهای داخلی واقعاً نگرانکننده یافتند، استفاده کرده بودند.
Officials cited privacy protections to withhold information that critics argued the public deserved to know.
ترجمه: مقامات به حمایتهای حریم خصوصی استناد کردند تا اطلاعاتی را که منتقدان استدلال کردند عموم سزاوار دانستنش بود، پنهان کنند.
Historians note negotiators conducted talks in genuine privacy, away from a press eager for any hint of progress.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان گفتگوها را در حریم خصوصی واقعی، دور از مطبوعاتی مشتاق هر نشانهای از پیشرفت، انجام دادند.
314) punishment
معنی فارسی: مجازات
Analysts warned that officials imposed punishment on minor offenders while allowing genuinely serious violations to escape comparable scrutiny.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات مجازاتی بر متخلفان جزئی تحمیل کردند در حالی که اجازه دادند تخلفات واقعاً جدی از بررسی قابلمقایسه فرار کنند.
Officials described the reform as punishment for past failures, though critics argued it addressed only superficial symptoms.
ترجمه: مقامات این اصلاحات را مجازاتی برای شکستهای گذشته توصیف کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند تنها به علائم سطحی پرداخت.
Historians note the treaty's harsh punishment of the defeated nation fueled resentment that later conflicts would directly exploit.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مجازات سخت پیمان بر ملت شکستخورده کینهای دامن زد که درگیریهای بعدی مستقیماً از آن بهرهبرداری کردند.
315) sensible
معنی فارسی: معقول
Analysts warned that officials had abandoned sensible caution in favor of reassuring, poorly substantiated statements.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات احتیاط معقول را به نفع بیانیههای اطمینانبخش و بهضعفمستندشده رها کرده بودند.
Officials proposed a sensible reform whose actual implementation proved considerably more complicated than intended.
ترجمه: مقامات اصلاحاتی معقول پیشنهاد دادند که اجرای واقعیاش بسیار پیچیدهتر از قصد اثبات شد.
Historians credit the negotiator's sensible compromises for holding together an agreement many believed genuinely unachievable.
ترجمه: مورخان سازشهای معقول مذاکرهکننده را مسئول حفظ توافقی میدانند که بسیاری واقعاً غیرقابلدستیابی میدانستند.
316) slice
معنی فارسی: برش
Analysts warned that officials had addressed only a narrow slice of the crisis while leaving its broader causes unaddressed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تنها به برشی محدود از بحران پرداختند در حالی که علل گستردهترش را پرداختهنشده رها کردند.
Officials allocated a modest slice of the budget to programs whose actual needs internal assessments described as considerably greater.
ترجمه: مقامات برشی متواضع از بودجه را به برنامههایی اختصاص دادند که نیازهای واقعیشان را ارزیابیهای داخلی بسیار بیشتر توصیف میکرد.
Historians note the treaty granted a contested slice of territory that later proved a genuine source of prolonged dispute.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان برشی مورد مناقشه از سرزمین اعطا کرد که بعدها منبع واقعی اختلاف طولانی اثبات شد.
317) sorrow
معنی فارسی: اندوه
Analysts warned that officials expressed public sorrow while privately dismissing concerns internal documents would later confirm.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اندوه عمومی ابراز کردند در حالی که خصوصی نگرانیهایی را که اسناد داخلی بعدها تأیید کرد، رد کردند.
Officials described genuine sorrow over losses that internal assessments had extensively documented for years.
ترجمه: مقامات اندوه واقعی برای زیانهایی توصیف کردند که ارزیابیهای داخلی سالها بهطور گسترده مستند کرده بود.
Historians note the treaty's harsh terms left the defeated nation with sorrow that later conflicts would directly exploit.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان ملت شکستخورده را با اندوهی باقی گذاشت که درگیریهای بعدی مستقیماً از آن بهرهبرداری کردند.
318) straw
معنی فارسی: نی
Analysts warned that a single scandal could serve as the final straw for an institution already struggling with declining trust.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک رسوایی واحد میتواند آخرین نی برای نهادی باشد که پیشتر با کاهش اعتماد دستوپنجه نرم میکرد.
Officials grasped at straws to explain losses that internal documents had extensively documented for years.
ترجمه: مقامات به نیهایی چنگ زدند تا زیانهایی را که اسناد داخلی سالها بهطور گسترده مستند کرده بود، توضیح دهند.
Historians note a minor procedural dispute proved the final straw that nearly ended negotiations already under considerable strain.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اختلافی رویهای جزئی آخرین نیای اثبات شد که تقریباً مذاکراتی را که پیشتر تحت فشار قابلتوجهی بود، پایان داد.
319) swell
معنی فارسی: متورم شدن
Analysts warned that unaddressed risks would swell into a crisis officials had persistently underestimated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسکهای پرداختهنشده به بحرانی که مقامات پیوسته دستکم گرفته بودند، متورم خواهد شد.
Officials watched public anger swell once the scandal's full scope became impossible to continue denying.
ترجمه: مقامات شاهد متورم شدن خشم عمومی بودند به محض غیرقابلانکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی.
Historians note tensions swelled steadily in the years following the treaty's signing, despite its confident, celebratory language.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تنشها در سالهای پس از امضای پیمان پیوسته متورم شد، با وجود زبان مطمئن و جشنگونهاش.
320) tidy
معنی فارسی: مرتب
Analysts warned against a tidy narrative that concealed considerably messier underlying realities.
ترجمه: تحلیلگران در برابر روایتی مرتب که واقعیتهای زیربنایی بهمراتب آشفتهتری را پنهان میکرد، هشدار دادند.
Officials presented a tidy summary of results that internal assessments described in far more complicated terms.
ترجمه: مقامات خلاصهای مرتب از نتایج ارائه دادند که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار پیچیدهتری توصیف میکرد.
Historians note the treaty's tidy official history obscured negotiations that had, in fact, been genuinely chaotic.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تاریخ رسمی و مرتب پیمان مذاکراتی را که در واقع واقعاً آشفته بوده بود، پنهان کرد.