Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 25 (Advanced)
481) certify
معنی فارسی: تأیید کردن، گواهی دادن
Analysts warned that officials had certified practices that internal assessments described as genuinely unsafe.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات شیوههایی را که ارزیابیهای داخلی واقعاً ناایمن توصیف کرده بودند، تأیید کرده بودند.
Officials certified compliance despite evidence internal reviews found genuinely contradictory.
ترجمه: مقامات مطابقت را با وجود شواهدی که بازبینیهای داخلی واقعاً متناقض یافتند، تأیید کردند.
Historians note the treaty certified boundaries that later proved genuinely difficult to enforce.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان مرزهایی را تأیید کرد که بعدها اجرایشان واقعاً دشوار اثبات شد.
482) coherent
معنی فارسی: منسجم
Analysts warned that officials lacked a coherent strategy for addressing risks internal assessments had documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات فاقد استراتژی منسجمی برای پرداختن به ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی مستند کرده بود، بودند.
Officials presented a coherent narrative that internal documents directly contradicted.
ترجمه: مقامات روایتی منسجم ارائه دادند که اسناد داخلی مستقیماً با آن در تضاد بود.
Historians note the treaty lacked a coherent framework for resolving disputes that would resurface within a generation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان فاقد چارچوبی منسجم برای حل اختلافاتی بود که ظرف یک نسل دوباره سر برخواهد آورد.
483) collaborate
معنی فارسی: همکاری کردن
Analysts warned that officials failed to collaborate with experts whose warnings internal assessments considered genuinely valuable.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در همکاری با کارشناسانی که هشدارهایشان را ارزیابیهای داخلی واقعاً ارزشمند میدانستند، شکست خورده بودند.
Officials claimed to collaborate with regulators, though internal documents suggested otherwise significant resistance.
ترجمه: مقامات ادعای همکاری با نهادهای نظارتی کردند، هرچند اسناد داخلی مقاومت قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note negotiators collaborated closely with unlikely allies once shared interests became genuinely apparent.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان از نزدیک با متحدان غیرمحتمل همکاری کردند به محض واقعاً آشکار شدن منافع مشترک.
484) compile
معنی فارسی: گردآوری کردن
Analysts warned that officials had compiled selective statistics rather than the complete picture internal assessments required.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات آماری انتخابی را بهجای تصویر کاملی که ارزیابیهای داخلی میطلبید، گردآوری کرده بودند.
Officials compiled a report that internal reviews described as considerably incomplete.
ترجمه: مقامات گزارشی را گردآوری کردند که بازبینیهای داخلی بهطور قابلتوجهی ناقص توصیف کرد.
Researchers compiled data from multiple sources to reveal patterns a single source had failed to genuinely show.
ترجمه: پژوهشگران دادههایی را از چندین منبع گردآوری کردند تا الگوهایی را که یک منبع واحد در نشان دادن واقعیاش شکست خورده بود، آشکار کنند.
485) curb
معنی فارسی: بازداشتن، مهار کردن
Analysts warned that officials failed to curb practices that internal assessments described as genuinely dangerous.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در بازداشتن شیوههایی که ارزیابیهای داخلی واقعاً خطرناک توصیف کرده بودند، شکست خورده بودند.
Officials promised to curb spending, though internal documents suggested otherwise significant continued waste.
ترجمه: مقامات وعده دادند هزینهکرد را بازدارند، هرچند اسناد داخلی اتلاف مداوم قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note the treaty attempted to curb aggression through provisions later proved genuinely inadequate.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان تلاش کرد پرخاشگری را از طریق بندهایی که بعدها واقعاً ناکافی اثبات شد، بازدارد.
486) diagnose
معنی فارسی: تشخیص دادن
Analysts warned that officials failed to diagnose the crisis's root causes that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در تشخیص علل ریشهای بحرانی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، شکست خورده بودند.
Officials diagnosed the problem as temporary, though internal reviews suggested a considerably more chronic issue.
ترجمه: مقامات مشکل را موقتی تشخیص دادند، هرچند بازبینیهای داخلی مسئلهای بهمراتب مزمنتر را نشان داد.
Researchers diagnosed a pattern that earlier, cruder methods had failed to genuinely detect.
ترجمه: پژوهشگران الگویی را تشخیص دادند که روشهای پیشین و خشنتر در تشخیص واقعیاش شکست خورده بودند.
487) enact
معنی فارسی: وضع کردن
Analysts warned that officials enacted reforms without genuinely addressing risks internal assessments had documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اصلاحاتی را بدون پرداختن واقعی به ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی مستند کرده بود، وضع کردند.
Officials enacted a policy whose actual effectiveness internal reviews described in far more modest terms.
ترجمه: مقامات سیاستی را وضع کردند که اثربخشی واقعیاش را بازبینیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف کرد.
Historians note lawmakers enacted reforms only after public pressure made continued inaction politically untenable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند قانونگذاران اصلاحات را تنها پس از آنکه فشار عمومی بیعملی مداوم را سیاسی غیرقابلدفاع کرد، وضع کردند.
488) federation
معنی فارسی: فدراسیون
Analysts warned that officials within the federation failed to coordinate on risks internal assessments had documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات درون فدراسیون در هماهنگی بر سر ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی مستند کرده بود، شکست خوردند.
Officials described the federation as unified, though internal documents suggested otherwise significant internal disagreement.
ترجمه: مقامات فدراسیون را متحد توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی اختلاف داخلی قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note the federation's founding documents concealed compromises rarely acknowledged in official accounts.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اسناد بنیانگذاری فدراسیون سازشهایی را پنهان کرد که بهندرت در روایتهای رسمی تصدیق میشود.
489) gross
معنی فارسی: فاحش
Analysts warned that officials had committed a gross error that internal assessments would later substantially confirm.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات خطایی فاحش را مرتکب شده بودند که ارزیابیهای داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأیید کرد.
Officials described the negligence as minor, though internal documents suggested a genuinely gross failure of oversight.
ترجمه: مقامات سهلانگاری را جزئی توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی شکستی واقعاً فاحش در نظارت را نشان داد.
Historians note the treaty's harsh terms represented, in hindsight, a gross miscalculation of the region's stability.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان، با نگاه گذشته، محاسبهٔ غلط فاحشی از ثبات منطقه بود.
490) humane
معنی فارسی: انسانی
Analysts warned that officials described the policy as humane, though internal assessments suggested otherwise significant harm.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات این سیاست را انسانی توصیف کردند، هرچند ارزیابیهای داخلی آسیب قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Officials claimed humane treatment of detainees, though internal reviews described conditions considerably more troubling.
ترجمه: مقامات ادعای رفتار انسانی با بازداشتیها کردند، هرچند بازبینیهای داخلی شرایطی بهمراتب نگرانکنندهتر توصیف کرد.
Historians note the treaty's provisions were rarely described as humane by the populations expected to live under them.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بندهای پیمان بهندرت توسط جمعیتهایی که انتظار میرفت تحت آنها زندگی کنند، انسانی توصیف میشد.
491) needy
معنی فارسی: نیازمند
Analysts warned that officials had cut aid to needy communities that internal assessments considered genuinely vulnerable.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات کمک به جوامع نیازمندی را که ارزیابیهای داخلی واقعاً آسیبپذیر میدانستند، کاهش داده بودند.
Officials described support for needy families as adequate, though internal documents suggested otherwise significant gaps.
ترجمه: مقامات حمایت از خانوادههای نیازمند را کافی توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی شکافهای قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note aid meant for needy populations rarely reached them, according to accounts official records omitted.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند کمک برای جمعیتهای نیازمند بهندرت به آنها میرسید، طبق روایتهایی که سوابق رسمی حذف کرده بود.
492) onset
معنی فارسی: آغاز
Analysts warned that officials failed to prepare for the onset of a crisis internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در آمادهسازی برای آغاز بحرانی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، شکست خورده بودند.
Officials underestimated the onset of the disease's spread that internal reviews described as considerably faster than reported.
ترجمه: مقامات آغاز گسترش بیماری را که بازبینیهای داخلی بهمراتب سریعتر از گزارششده توصیف کرد، دستکم گرفتند.
Historians note the onset of the conflict caught negotiators off guard despite warnings that had circulated for months.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند آغاز درگیری با وجود هشدارهایی که ماهها چرخش میکرد، مذاکرهکنندگان را غافلگیر کرد.
493) pledge
معنی فارسی: متعهد شدن
Analysts warned that officials pledged reforms they had no genuine intention of implementing.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اصلاحاتی را متعهد شدند که هیچ قصد واقعی برای اجرایشان نداشتند.
Officials pledged transparency, though internal documents suggested otherwise significant concealment.
ترجمه: مقامات به شفافیت متعهد شدند، هرچند اسناد داخلی پنهانکاری قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note the treaty's pledges proved, in the long run, genuinely difficult to enforce.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تعهدات پیمان در بلندمدت واقعاً اجرایشان دشوار اثبات شد.
494) prohibit
معنی فارسی: منع کردن
Analysts warned that officials failed to prohibit practices that internal assessments described as genuinely dangerous.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در منع شیوههایی که ارزیابیهای داخلی واقعاً خطرناک توصیف کرده بودند، شکست خورده بودند.
Officials prohibited disclosure of information that critics argued the public genuinely deserved.
ترجمه: مقامات افشای اطلاعاتی را که منتقدان استدلال کردند عموم واقعاً سزاوارش بود، منع کردند.
Historians note the treaty prohibited actions that later conflicts would directly violate.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان اقداماتی را منع کرد که درگیریهای بعدی مستقیماً نقضشان کردند.
495) render
معنی فارسی: ساختن (به حالتی خاص)
Analysts warned that officials had rendered oversight meaningless through practices internal assessments described as genuinely inadequate.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات نظارت را از طریق شیوههایی که ارزیابیهای داخلی واقعاً ناکافی توصیف کرده بودند، بیمعنا ساخته بودند.
Officials rendered the report harmless by removing findings internal reviews considered genuinely damaging.
ترجمه: مقامات گزارش را با حذف یافتههایی که بازبینیهای داخلی واقعاً زیانآور میدانستند، بیضرر ساختند.
Historians note new evidence rendered earlier assumptions about the treaty genuinely obsolete.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شواهد جدید فرضیات پیشین دربارهٔ پیمان را واقعاً منسوخ ساخت.
496) smallpox
معنی فارسی: آبله
Analysts noted that officials had ignored smallpox research whose findings internal assessments considered genuinely significant.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات پژوهش آبله را که یافتههایش را ارزیابیهای داخلی واقعاً مهم میدانستند، نادیده گرفته بودند.
Officials underestimated the risk of a smallpox outbreak that internal reviews described as considerably more severe than reported.
ترجمه: مقامات ریسک شیوع آبلهای را که بازبینیهای داخلی بهمراتب شدیدتر از گزارششده توصیف کرد، دستکم گرفتند.
Historians note smallpox devastated populations in ways that reshaped negotiations for generations afterward.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند آبله جمعیتها را به شیوههایی ویران کرد که مذاکرات را برای نسلها پس از آن بازشکل داد.
497) transform
معنی فارسی: دگرگون کردن
Analysts warned that officials claimed to transform the agency without genuinely addressing documented failures.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ادعا کردند این آژانس را دگرگون کردهاند بدون پرداختن واقعی به شکستهای مستندشده.
Officials promised the reform would transform outcomes, though internal documents described far more modest actual change.
ترجمه: مقامات وعده دادند این اصلاحات نتایج را دگرگون خواهد کرد، هرچند اسناد داخلی تغییری واقعی بهمراتب متواضعتر توصیف کرد.
Historians note the treaty transformed borders in ways that fueled resentment for generations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان مرزها را به شیوههایی دگرگون کرد که کینه را برای نسلها دامن زد.
498) transmit
معنی فارسی: منتقل کردن
Analysts warned that officials failed to transmit critical information that internal assessments considered genuinely essential.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در انتقال اطلاعات حیاتیای که ارزیابیهای داخلی واقعاً ضروری میدانستند، شکست خورده بودند.
Officials transmitted reassuring statements rather than the substantive data internal reviews required.
ترجمه: مقامات بیانیههای اطمینانبخش را بهجای دادههای اساسیای که بازبینیهای داخلی میطلبید، منتقل کردند.
Researchers found the disease transmitted faster than earlier models had genuinely predicted.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند بیماری سریعتر از آنچه مدلهای پیشین واقعاً پیشبینی کرده بودند، منتقل شد.
499) vow
معنی فارسی: نذر کردن، سوگند خوردن
Analysts warned that officials vowed reforms they had no genuine intention of implementing.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اصلاحاتی را نذر کردند که هیچ قصد واقعی برای اجرایشان نداشتند.
Officials vowed transparency, though internal documents suggested otherwise significant concealment.
ترجمه: مقامات شفافیت را نذر کردند، هرچند اسناد داخلی پنهانکاری قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note negotiators vowed to honor commitments that later proved genuinely difficult to keep.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان نذر کردند تعهداتی را که بعدها واقعاً دشوار حفظشان اثبات شد، محترم بشمارند.
500) widespread
معنی فارسی: گسترده
Analysts warned that officials had understated widespread risks that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ریسکهای گستردهای را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، کماهمیت جلوه داده بودند.
Officials described opposition as limited, though internal surveys suggested considerably more widespread discontent.
ترجمه: مقامات مخالفت را محدود توصیف کردند، هرچند نظرسنجیهای داخلی نارضایتی بهمراتب گستردهتری را نشان داد.
Historians note widespread unrest during the period fueled a movement negotiators had failed to fully anticipate.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند ناآرامی گسترده در آن دوره جنبشی را دامن زد که مذاکرهکنندگان در پیشبینی کاملش شکست خورده بودند.