~12 min read · Updated Sep 21, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 29 (Advanced)

561) conversion

معنی فارسی: تبدیل

Analysts warned that officials had rushed the conversion of the facility without genuinely addressing safety risks internal assessments documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تبدیل تأسیسات را بدون پرداختن واقعی به ریسک‌های ایمنی‌ای که ارزیابی‌های داخلی مستند کرده بود، شتاب‌زده انجام دادند.

Officials described the conversion as seamless, though internal documents suggested otherwise significant complications.

ترجمه: مقامات این تبدیل را بی‌نقص توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی پیچیدگی‌های قابل‌توجه دیگری را نشان داد.

Historians note the treaty's conversion of territories into new administrative units created disputes negotiators had failed to anticipate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تبدیل سرزمین‌ها به واحدهای اداری جدید توسط پیمان اختلافاتی ایجاد کرد که مذاکره‌کنندگان در پیش‌بینی‌اش شکست خورده بودند.


562) cram

معنی فارسی: فشردن، پر کردن

Analysts warned that officials had crammed years of warnings into a single dismissive footnote in the official report.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات سال‌ها هشدار را در پاورقی رد‌کننده‌ای واحد فشرده کرده بودند.

Officials crammed the agenda with reassuring items while omitting risks internal assessments had extensively documented.

ترجمه: مقامات دستور جلسه را با موارد اطمینان‌بخش پر کردند در حالی که ریسک‌هایی را که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، حذف کردند.

Researchers found crammed data sets obscured patterns that more careful analysis would later genuinely reveal.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند مجموعه‌داده‌های فشرده الگوهایی را پنهان کرد که تحلیل دقیق‌تر بعدها واقعاً آشکار کرد.


563) defer

معنی فارسی: به تعویق انداختن

Analysts warned that officials deferred necessary reforms until political costs became unavoidable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اصلاحات ضروری را تا زمانی که هزینه‌های سیاسی اجتناب‌ناپذیر شد، به تعویق انداختند.

Officials deferred disclosure of findings that internal reviews considered genuinely damaging.

ترجمه: مقامات افشای یافته‌هایی را که بازبینی‌های داخلی واقعاً زیان‌آور می‌دانستند، به تعویق انداختند.

Historians note negotiators deferred the most contentious issue until trust between delegations had genuinely developed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان جنجالی‌ترین مسئله را تا زمانی که اعتماد میان هیئت‌ها واقعاً توسعه یافت، به تعویق انداختند.


564) export

معنی فارسی: صادر کردن

Analysts warned that officials had exported risks to regions with less oversight rather than genuinely addressing them.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ریسک‌ها را به مناطقی با نظارت کمتر صادر کرده بودند به‌جای پرداختن واقعی به آن‌ها.

Officials promoted export growth while ignoring domestic risks internal assessments had extensively documented.

ترجمه: مقامات رشد صادرات را ترویج دادند در حالی که ریسک‌های داخلی‌ای را که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفتند.

Historians note disputes over export rights became central to the treaty's most contentious negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اختلافات بر سر حقوق صادراتی به محور جنجالی‌ترین مذاکرات پیمان تبدیل شد.


565) fume

معنی فارسی: دود، بخار سمی

Analysts warned that officials had ignored fumes that internal assessments described as genuinely hazardous to nearby communities.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دودهایی را که ارزیابی‌های داخلی واقعاً خطرناک برای جوامع نزدیک توصیف کرده بودند، نادیده گرفته بودند.

Officials downplayed reports of toxic fumes that internal documents would later substantially confirm.

ترجمه: مقامات گزارش‌های دود سمی را که اسناد داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد، کم‌اهمیت جلوه دادند.

Researchers found fume exposure levels considerably higher than earlier testing had detected.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند سطوح مواجهه با دود به‌مراتب بالاتر از آنچه آزمایش‌های پیشین شناسایی کرده بودند، بود.


566) habitual

معنی فارسی: عادتی

Analysts warned that officials had developed a habitual pattern of dismissing warnings that later proved entirely justified.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات الگویی عادتی از رد کردن هشدارهایی که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، توسعه داده بودند.

Officials treated denial as a habitual response rather than a genuine engagement with documented risks.

ترجمه: مقامات با انکار همچون پاسخی عادتی به‌جای درگیر شدن واقعی با ریسک‌های مستندشده رفتار کردند.

Historians note habitual delays in negotiations nearly caused the entire process to collapse.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تأخیرهای عادتی در مذاکرات تقریباً کل فرآیند را به فروپاشی کشاند.


567) justify

معنی فارسی: توجیه کردن

Analysts warned that officials had failed to justify decisions that internal assessments described as genuinely risky.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در توجیه تصمیماتی که ارزیابی‌های داخلی واقعاً پرریسک توصیف کرده بودند، شکست خورده بودند.

Officials attempted to justify the policy using data that internal reviews found genuinely misleading.

ترجمه: مقامات تلاش کردند این سیاست را با داده‌هایی که بازبینی‌های داخلی واقعاً گمراه‌کننده یافتند، توجیه کنند.

Historians note negotiators struggled to justify concessions that contemporaries initially found genuinely unacceptable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان برای توجیه امتیازاتی که هم‌عصران در ابتدا واقعاً غیرقابل‌قبول می‌دانستند، دشواری داشتند.


568) notwithstanding

معنی فارسی: با وجود

Analysts warned that officials proceeded with the reform, notwithstanding risks internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با این اصلاحات پیش رفتند، با وجود ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود.

Officials approved the project, notwithstanding objections that internal reviews considered genuinely significant.

ترجمه: مقامات پروژه را با وجود مخالفت‌هایی که بازبینی‌های داخلی واقعاً قابل‌توجه می‌دانستند، تأیید کردند.

Historians note the treaty was signed notwithstanding disagreements that would resurface within a single generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان با وجود اختلافاتی که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برخواهد آورد، امضا شد.


569) output

معنی فارسی: تولید

Analysts warned that officials had overstated output figures that internal assessments described in far more modest terms.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ارقام تولید را که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار متواضع‌تری توصیف کرد، اغراق کرده بودند.

Officials celebrated increased output while ignoring costs internal reviews considered genuinely significant.

ترجمه: مقامات افزایش تولید را جشن گرفتند در حالی که هزینه‌هایی را که بازبینی‌های داخلی واقعاً قابل‌توجه می‌دانستند، نادیده گرفتند.

Researchers found the model's output diverged considerably from what earlier, simpler approaches had predicted.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند تولید مدل به‌طور قابل‌توجهی از آنچه رویکردهای پیشین و ساده‌تر پیش‌بینی کرده بودند، واگرا شد.


570) overpopulation

معنی فارسی: ازدیاد جمعیت

Analysts warned that officials had ignored overpopulation risks that internal assessments described as genuinely significant.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ریسک‌های ازدیاد جمعیت را که ارزیابی‌های داخلی واقعاً قابل‌توجه توصیف کرده بودند، نادیده گرفته بودند.

Officials downplayed overpopulation concerns raised by researchers whose warnings internal documents would later substantially confirm.

ترجمه: مقامات نگرانی‌های ازدیاد جمعیت مطرح‌شده توسط پژوهشگرانی را که هشدارهایشان را اسناد داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد، کم‌اهمیت جلوه دادند.

Historians note overpopulation fears during the period shaped policies that later scholarship found genuinely misguided.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ترس‌های ازدیاد جمعیت در آن دوره سیاست‌هایی را شکل داد که پژوهش‌های بعدی واقعاً نادرست یافتند.


571) patent

معنی فارسی: حق ثبت اختراع

Analysts warned that officials had granted a patent without genuinely scrutinizing claims internal assessments considered questionable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات حق ثبت اختراعی را بدون بررسی واقعی ادعاهایی که ارزیابی‌های داخلی مشکوک می‌دانستند، اعطا کرده بودند.

Officials defended the patent system as fair, though internal reviews suggested otherwise significant inequities.

ترجمه: مقامات از سیستم حق ثبت اختراع همچون منصفانه دفاع کردند، هرچند بازبینی‌های داخلی نابرابری‌های قابل‌توجه دیگری را نشان داد.

Historians note disputes over a patent became unexpectedly central to the treaty's economic provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اختلافات بر سر حق ثبت اختراعی به‌طور غیرمنتظره‌ای به محور بندهای اقتصادی پیمان تبدیل شد.


572) penalize

معنی فارسی: مجازات کردن

Analysts warned that officials penalized whistleblowers rather than genuinely addressing the concerns they raised.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات افشاگران را مجازات کردند به‌جای پرداختن واقعی به نگرانی‌هایی که مطرح کردند.

Officials penalized smaller institutions while larger ones escaped comparable scrutiny internal assessments had documented.

ترجمه: مقامات نهادهای کوچک‌تر را مجازات کردند در حالی که بزرگ‌تر‌ها از بررسی مشابهی که ارزیابی‌های داخلی مستند کرده بود، فرار کردند.

Historians note the treaty penalized the defeated nation in ways that fueled resentment for generations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان ملت شکست‌خورده را به شیوه‌هایی مجازات کرد که کینه را برای نسل‌ها دامن زد.


573) petroleum

معنی فارسی: نفت

Analysts warned that officials had ignored petroleum contamination that internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات آلودگی نفتی‌ای را که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفته بودند.

Officials downplayed the petroleum industry's environmental impact that internal reviews described as genuinely severe.

ترجمه: مقامات تأثیر زیست‌محیطی صنعت نفت را که بازبینی‌های داخلی واقعاً شدید توصیف کرد، کم‌اهمیت جلوه دادند.

Historians note disputes over petroleum reserves became central to the treaty's most contentious negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اختلافات بر سر ذخایر نفتی به محور جنجالی‌ترین مذاکرات پیمان تبدیل شد.


574) region

معنی فارسی: منطقه

Analysts warned that officials had ignored risks to a region that internal assessments described as genuinely vulnerable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ریسک‌ها برای منطقه‌ای را که ارزیابی‌های داخلی واقعاً آسیب‌پذیر توصیف کرده بودند، نادیده گرفته بودند.

Officials underestimated how severely the policy would affect a region already struggling economically.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر منطقه‌ای که پیش‌تر از نظر اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اثر خواهد گذاشت.

Historians note the treaty redrew a region's borders in ways that fueled disputes for generations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان مرزهای منطقه‌ای را به شیوه‌هایی بازترسیم کرد که اختلافاتی را برای نسل‌ها دامن زد.


575) scrap

معنی فارسی: تکه، خرده

Analysts warned that officials treated documented warnings as mere scraps, unworthy of genuine consideration.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با هشدارهای مستندشده همچون تکه‌های کاغذی صرف، بی‌ارزش برای توجه واقعی، رفتار کردند.

Officials salvaged scraps of a failed policy rather than genuinely reforming it.

ترجمه: مقامات تکه‌هایی از سیاستی ناموفق را نجات دادند به‌جای اصلاح واقعی‌اش.

Historians note scraps of preserved correspondence offered scholars unexpected insight into the negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تکه‌های حفظ‌شدهٔ مکاتبات بینشی غیرمنتظره دربارهٔ مذاکرات برای محققان ارائه داد.


576) sector

معنی فارسی: بخش

Analysts warned that officials favored one sector over others despite risks internal assessments had documented across the board.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بخشی را بر دیگران با وجود ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی در سراسر آن‌ها مستند کرده بود، ترجیح دادند.

Officials described the sector as thriving, though internal reviews found considerably more troubling underlying conditions.

ترجمه: مقامات این بخش را رونق‌گرفته توصیف کردند، هرچند بازبینی‌های داخلی شرایط زیربنایی به‌مراتب نگران‌کننده‌تری یافتند.

Historians note the treaty's provisions favored a sector whose influence rarely appeared in official accounts.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای پیمان بخشی را ترجیح داد که نفوذش به‌ندرت در روایت‌های رسمی ظاهر می‌شد.


577) subscribe

معنی فارسی: معتقد بودن، موافق بودن

Analysts warned that officials subscribed to a narrative that internal assessments had already discredited.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به روایتی معتقد شدند که ارزیابی‌های داخلی از قبل بی‌اعتبارش کرده بودند.

Officials subscribed to reassuring assumptions rather than the more troubling evidence internal reviews had documented.

ترجمه: مقامات به فرضیات اطمینان‌بخش به‌جای شواهد نگران‌کننده‌تری که بازبینی‌های داخلی مستند کرده بود، معتقد شدند.

Historians note negotiators eventually subscribed to a compromise that contemporaries initially found genuinely difficult to accept.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان سرانجام به سازشی معتقد شدند که هم‌عصران در ابتدا واقعاً پذیرفتنش دشوار می‌دانستند.


578) subsist

معنی فارسی: امرار معاش کردن

Analysts warned that communities were forced to subsist on resources internal assessments described as genuinely inadequate.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند جوامع مجبور شدند بر منابعی که ارزیابی‌های داخلی واقعاً ناکافی توصیف کرده بودند، امرار معاش کنند.

Officials underestimated how many families were forced to subsist below the level their reports suggested.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند چند خانواده مجبور شدند زیر سطحی که گزارش‌هایشان نشان می‌داد، امرار معاش کنند.

Historians note populations subsisted through hardships negotiators had failed to genuinely anticipate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جمعیت‌ها از طریق سختی‌هایی که مذاکره‌کنندگان در پیش‌بینی واقعی‌شان شکست خورده بودند، امرار معاش کردند.


579) suspend

معنی فارسی: معلق کردن

Analysts warned that officials suspended oversight functions that internal assessments described as genuinely essential.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات عملکردهای نظارتی‌ای را که ارزیابی‌های داخلی واقعاً ضروری توصیف کرده بودند، معلق کردند.

Officials suspended the investigation only after mounting pressure made continued inaction politically untenable.

ترجمه: مقامات تحقیقات را تنها پس از آنکه فشار روبه‌رشد بی‌عملی مداوم را سیاسی غیرقابل‌دفاع کرد، معلق کردند.

Historians note the treaty suspended hostilities that would resurface within a single generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان خصومت‌هایی را که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برخواهد آورد، معلق کرد.


580) synthesis

معنی فارسی: ترکیب

Analysts warned that officials presented a synthesis of data that concealed genuinely troubling individual findings.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ترکیبی از داده‌ها را ارائه دادند که یافته‌های فردی واقعاً نگران‌کننده را پنهان می‌کرد.

Officials offered a synthesis of expert opinions that internal documents described as considerably more selective than announced.

ترجمه: مقامات ترکیبی از نظرات کارشناسی ارائه دادند که اسناد داخلی به‌طور قابل‌توجهی انتخابی‌تر از اعلام‌شده توصیف کرد.

Researchers achieved a synthesis of findings that earlier, fragmented studies had failed to genuinely integrate.

ترجمه: پژوهشگران ترکیبی از یافته‌ها به دست آوردند که مطالعات پیشین و پراکنده در یکپارچه کردن واقعی‌شان شکست خورده بودند.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles