~12 min read · Updated Sep 21, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 23 (Advanced)

441) artery

معنی فارسی: شریان

Analysts warned that officials had ignored damage to a critical artery of the transportation network internal assessments documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات آسیب به شریانی حیاتی از شبکهٔ حمل‌ونقل را که ارزیابی‌های داخلی مستند کرده بود، نادیده گرفته بودند.

Officials described the highway as a vital artery, though internal reviews found it genuinely underfunded for years.

ترجمه: مقامات بزرگراه را شریانی حیاتی توصیف کردند، هرچند بازبینی‌های داخلی دریافتند سال‌ها واقعاً کم‌بودجه بود.

Researchers found the artery's blockage had gone genuinely undetected far longer than earlier screening had assumed.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند انسداد این شریان بسیار طولانی‌تر از آنچه غربالگری پیشین فرض کرده بود، واقعاً شناسایی‌نشده باقی مانده بود.


442) deterioration

معنی فارسی: فرسایش، بدتر شدن

Analysts warned that officials had ignored deterioration that internal assessments had extensively documented for years.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات فرسایشی را که ارزیابی‌های داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفته بودند.

Officials described the deterioration as gradual, though internal documents suggested a considerably more rapid decline.

ترجمه: مقامات فرسایش را تدریجی توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی افولی به‌مراتب سریع‌تر را نشان داد.

Historians note the deterioration of diplomatic relations began decades before officials publicly acknowledged it.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند فرسایش روابط دیپلماتیک دهه‌ها پیش از آنکه مقامات علناً آن را بپذیرند، آغاز شد.


443) elusive

معنی فارسی: دست‌نیافتنی

Analysts warned that genuine accountability remained elusive despite years of promised reform.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پاسخگویی واقعی با وجود سال‌ها اصلاح وعده‌داده‌شده، دست‌نیافتنی باقی ماند.

Officials described consensus as elusive, though internal reviews suggested it had never genuinely been pursued.

ترجمه: مقامات اجماع را دست‌نیافتنی توصیف کردند، هرچند بازبینی‌های داخلی نشان دادند هرگز واقعاً دنبال نشده بود.

Researchers found the mechanism elusive, a gap earlier studies had failed to genuinely close.

ترجمه: پژوهشگران سازوکار را دست‌نیافتنی یافتند، شکافی که مطالعات پیشین در پر کردن واقعی‌اش شکست خورده بودند.


444) ensure

معنی فارسی: تضمین کردن

Analysts warned that officials had failed to ensure safeguards that internal assessments considered genuinely essential.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در تضمین تدابیر ایمنی‌ای که ارزیابی‌های داخلی واقعاً ضروری می‌دانستند، شکست خورده بودند.

Officials claimed to ensure transparency, though internal documents suggested otherwise significant concealment.

ترجمه: مقامات ادعای تضمین شفافیت کردند، هرچند اسناد داخلی پنهان‌کاری قابل‌توجه دیگری را نشان داد.

Historians note the treaty attempted to ensure lasting peace through provisions later proved genuinely inadequate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تلاش کرد از طریق بندهایی که بعدها واقعاً ناکافی اثبات شد، صلحی پایدار را تضمین کند.


445) induce

معنی فارسی: برانگیختن

Analysts warned that reassuring statements were designed to induce calm rather than reflect the genuine situation.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش طراحی شده بودند تا آرامش را برانگیزند به‌جای بازتاب شرایط واقعی.

Officials induced public confidence through carefully timed announcements internal documents described as considerably calculated.

ترجمه: مقامات اعتماد عمومی را از طریق اعلامیه‌های زمان‌بندی‌شدهٔ دقیقی که اسناد داخلی بسیار حساب‌شده توصیف کرد، برانگیختند.

Researchers found the treatment induced side effects earlier studies had failed to genuinely document.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند این درمان عوارض جانبی‌ای را برانگیخت که مطالعات پیشین در مستند کردن واقعی‌شان شکست خورده بودند.


446) inseparable

معنی فارسی: جدایی‌ناپذیر

Analysts warned that officials treated the crisis as inseparable from factors genuinely beyond their control.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بحران همچون امری جدایی‌ناپذیر از عواملی واقعاً فراتر از کنترلشان رفتار کردند.

Officials described the reform and the scandal as inseparable, a framing critics found genuinely convenient.

ترجمه: مقامات اصلاحات و رسوایی را جدایی‌ناپذیر توصیف کردند، قابی که منتقدان واقعاً راحت‌طلبانه یافتند.

Historians note the two nations' economies became genuinely inseparable in ways negotiators had failed to fully anticipate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اقتصادهای دو ملت به شیوه‌هایی که مذاکره‌کنندگان در پیش‌بینی کاملش شکست خورده بودند، واقعاً جدایی‌ناپذیر شد.


447) invalid

معنی فارسی: نامعتبر

Analysts warned that officials relied on invalid data that internal assessments would later substantially correct.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به داده‌های نامعتبری متکی بودند که ارزیابی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی اصلاح کرد.

Officials declared the results invalid only after evidence made continued denial genuinely untenable.

ترجمه: مقامات نتایج را تنها پس از آنکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابل‌دفاع کرد، نامعتبر اعلام کردند.

Researchers found the original study's methodology genuinely invalid, a flaw later replications would extensively confirm.

ترجمه: پژوهشگران روش‌شناسی مطالعهٔ اصلی را واقعاً نامعتبر یافتند، نقصی که تکرارهای بعدی به‌طور گسترده تأیید کرد.


448) magnify

معنی فارسی: بزرگ‌نمایی کردن

Analysts warned that officials magnified minor successes while minimizing risks internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات موفقیت‌های جزئی را بزرگ‌نمایی کردند در حالی که ریسک‌هایی را که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، کم‌اهمیت جلوه دادند.

Officials magnified a small dispute into a genuine crisis through mismanagement internal reviews described as avoidable.

ترجمه: مقامات اختلافی کوچک را از طریق مدیریت نادرستی که بازبینی‌های داخلی قابل‌اجتناب توصیف کرد، به بحرانی واقعی بزرگ‌نمایی کردند.

Researchers used advanced instruments to magnify details earlier, cruder tools had failed to genuinely reveal.

ترجمه: پژوهشگران از ابزارهای پیشرفته برای بزرگ‌نمایی جزئیاتی استفاده کردند که ابزارهای پیشین و خشن‌تر در آشکارسازی واقعی‌شان شکست خورده بودند.


449) mainstream

معنی فارسی: جریان اصلی

Analysts warned that officials dismissed concerns outside the mainstream, though internal assessments would later substantially confirm them.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات نگرانی‌های خارج از جریان اصلی را رد کردند، هرچند ارزیابی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأییدشان کرد.

Officials described the criticism as outside the mainstream, a dismissal internal documents suggested was genuinely defensive.

ترجمه: مقامات انتقاد را خارج از جریان اصلی توصیف کردند، ردی که اسناد داخلی نشان دادند واقعاً دفاعی بود.

Historians note ideas once dismissed eventually entered the mainstream once evidence became genuinely undeniable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ایده‌هایی که زمانی رد شده بودند سرانجام به محض واقعاً غیرقابل‌انکار شدن شواهد، وارد جریان اصلی شدند.


450) microbe

معنی فارسی: میکروب

Analysts noted that officials had ignored microbe research internal assessments described as genuinely significant for public health.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات پژوهش میکروبی را که ارزیابی‌های داخلی واقعاً مهم برای سلامت عمومی توصیف کرده بودند، نادیده گرفتند.

Officials underfunded microbe studies whose findings later proved genuinely critical for treating the outbreak.

ترجمه: مقامات مطالعات میکروبی را کم‌بودجه کردند که یافته‌هایشان بعدها واقعاً حیاتی برای درمان شیوع اثبات شد.

Researchers identified a microbe that earlier, cruder methods had failed to genuinely detect.

ترجمه: پژوهشگران میکروبی را شناسایی کردند که روش‌های پیشین و خشن‌تر در تشخیص واقعی‌اش شکست خورده بودند.


451) minor

معنی فارسی: جزئی

Analysts warned that officials described a major risk as minor, though internal assessments suggested otherwise.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ریسکی عمده را جزئی توصیف کردند، هرچند ارزیابی‌های داخلی خلاف آن را نشان می‌داد.

Officials dismissed the issue as minor, though internal documents described considerably more significant consequences.

ترجمه: مقامات مسئله را جزئی رد کردند، هرچند اسناد داخلی پیامدهای به‌مراتب قابل‌توجه‌تری توصیف کرد.

Historians note what seemed a minor dispute nearly derailed negotiations that had, until then, seemed genuinely promising.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند آنچه اختلافی جزئی به نظر می‌رسید تقریباً مذاکراتی را که تا آن زمان واقعاً امیدوارکننده به نظر می‌رسید، از مسیر خارج کرد.


452) negligible

معنی فارسی: ناچیز

Analysts warned that officials described risks as negligible that internal assessments had extensively documented as significant.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ریسک‌هایی را که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده قابل‌توجه مستند کرده بود، ناچیز توصیف کردند.

Officials claimed the impact would be negligible, though internal reviews suggested otherwise considerable harm.

ترجمه: مقامات ادعا کردند تأثیر ناچیز خواهد بود، هرچند بازبینی‌های داخلی آسیب قابل‌توجه دیگری را نشان داد.

Researchers found the effect was far from negligible, a finding earlier, cruder studies had failed to genuinely detect.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند اثر به‌هیچ‌وجه ناچیز نبود، یافته‌ای که مطالعات پیشین و خشن‌تر در تشخیص واقعی‌اش شکست خورده بودند.


453) paralysis

معنی فارسی: فلج

Analysts warned that bureaucratic paralysis had prevented officials from genuinely addressing documented risks.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند فلج بوروکراتیک مقامات را از پرداختن واقعی به ریسک‌های مستندشده بازداشته بود.

Officials described the agency's paralysis as temporary, though internal documents suggested a considerably longer-term dysfunction.

ترجمه: مقامات فلج این آژانس را موقتی توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی اختلال عملکرد به‌مراتب بلندمدت‌تری را نشان داد.

Historians note political paralysis nearly derailed negotiations before a compromise finally emerged.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند فلج سیاسی تقریباً مذاکرات را پیش از سرانجام ظهور سازشی، از مسیر خارج کرد.


454) pest

معنی فارسی: آفت

Analysts noted that officials treated persistent critics like a pest rather than genuinely engaging with valid concerns.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات با منتقدان مصر همچون آفتی به‌جای درگیر شدن واقعی با نگرانی‌های معتبر رفتار کردند.

Officials underfunded pest control research whose findings later proved genuinely significant for agriculture.

ترجمه: مقامات پژوهش کنترل آفات را کم‌بودجه کردند که یافته‌هایش بعدها واقعاً برای کشاورزی مهم اثبات شد.

Researchers found pest resistance developed faster than earlier models had genuinely predicted.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند مقاومت آفات سریع‌تر از آنچه مدل‌های پیشین واقعاً پیش‌بینی کرده بودند، توسعه یافت.


455) prevail

معنی فارسی: غالب شدن

Analysts warned that reassuring narratives prevailed over the genuine, more troubling evidence internal assessments had documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند روایت‌های اطمینان‌بخش بر شواهد واقعی و نگران‌کننده‌تری که ارزیابی‌های داخلی مستند کرده بود، غالب شد.

Officials hoped optimism would prevail, though internal documents described a considerably more uncertain reality.

ترجمه: مقامات امیدوار بودند خوش‌بینی غالب شود، هرچند اسناد داخلی واقعیتی به‌مراتب نامطمئن‌تر توصیف کرد.

Historians note compromise ultimately prevailed after negotiations that had, at several points, seemed genuinely doomed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سازش سرانجام پس از مذاکراتی که در چندین نقطه واقعاً محکوم به فنا به نظر می‌رسید، غالب شد.


456) pursuit

معنی فارسی: تعقیب، پیگیری

Analysts warned that officials abandoned the pursuit of genuine reform once political costs became apparent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تعقیب اصلاحات واقعی را به محض آشکار شدن هزینه‌های سیاسی، رها کردند.

Officials described their pursuit of transparency as ongoing, though internal reviews suggested it had genuinely stalled.

ترجمه: مقامات تعقیب شفافیت خود را مستمر توصیف کردند، هرچند بازبینی‌های داخلی نشان دادند واقعاً متوقف شده بود.

Historians note the pursuit of lasting peace required compromises negotiators had not genuinely anticipated at the outset.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تعقیب صلحی پایدار به سازش‌هایی نیاز داشت که مذاکره‌کنندگان در ابتدا واقعاً پیش‌بینی نکرده بودند.


457) rupture

معنی فارسی: پاره کردن، ترکاندن

Analysts warned that unresolved tensions would eventually rupture the fragile coalition internal assessments had documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تنش‌های حل‌نشده سرانجام ائتلاف شکننده‌ای را که ارزیابی‌های داخلی مستند کرده بود، پاره خواهد کرد.

Officials watched relations rupture once evidence made continued denial genuinely untenable.

ترجمه: مقامات شاهد پاره شدن روابط بودند به محض اینکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابل‌دفاع کرد.

Historians note negotiations nearly ruptured over a demand that had seemed, at the time, genuinely irreconcilable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات تقریباً بر سر خواسته‌ای که در آن زمان واقعاً غیرقابل‌آشتی به نظر می‌رسید، پاره شد.


458) savage

معنی فارسی: وحشیانه

Analysts warned that officials faced savage criticism once the scandal's full scope became known.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با انتقادی وحشیانه به محض آشکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی، روبه‌رو شدند.

Officials described the market reaction as savage, though internal documents suggested it had been genuinely predictable.

ترجمه: مقامات واکنش بازار را وحشیانه توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی نشان دادند واقعاً قابل‌پیش‌بینی بوده است.

Historians note the conflict's savage toll shaped negotiations that followed for decades afterward.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تلفات وحشیانهٔ درگیری مذاکراتی را که دهه‌ها پس از آن دنبال شد، شکل داد.


459) stun

معنی فارسی: مبهوت کردن

Analysts warned that the revelation stunned officials who had persistently underestimated the risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این افشاگری مقاماتی را که ریسک را پیوسته دست‌کم گرفته بودند، مبهوت کرد.

Officials seemed stunned by evidence that internal assessments had extensively documented for years.

ترجمه: مقامات از شواهدی که ارزیابی‌های داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، مبهوت به نظر رسیدند.

Historians note the treaty's harsh terms stunned contemporaries who had expected a far more lenient outcome.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شرایط سخت پیمان هم‌عصرانی را که نتیجه‌ای بسیار ملایم‌تر انتظار داشتند، مبهوت کرد.


460) susceptible

معنی فارسی: مستعد

Analysts warned that officials left vulnerable populations susceptible to risks internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات جمعیت‌های آسیب‌پذیر را مستعد ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، رها کردند.

Officials underestimated how susceptible certain communities were to the policy's genuinely severe consequences.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند برخی جوامع چقدر مستعد پیامدهای واقعاً شدید این سیاست بودند.

Researchers found some populations more susceptible to the condition than earlier, simpler models had assumed.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند برخی جمعیت‌ها مستعدتر به این شرایط بودند از آنچه مدل‌های پیشین و ساده‌تر فرض کرده بودند.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles