آداب، سرگرمی‌ها و دوران طلایی موسیقی انگلیسی در عصر الیزابت

نکوهش تنباکو از زبان جیمز اول، آداب و جشن‌های عصر الیزابت و دوران طلایی موسیقی انگلیسی، از تالیس و برد تا دولند و مادریگال.

موسیقی عصر الیزابتآداب تودورویلیام برد

~6 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۱۴ آبان ۱۴۰۵

پادشاه در برابر پیپ

جیمز اول به هشدار کلی بسنده نکرد. می‌پرسید آیا خودپسندی و ناپاکی نیست که سر میز، جایی که باید جای ادب و پاکیزگی و حیا باشد، جمعی پیپ را میان حاضران بگردانند و دود را به صورت یکدیگر بدمند و ظرف‌های غذا و هوا را آلوده کنند؟ به گفتهٔ او این عادت چنان گسترده شده بود که بسیاری بی‌میل پیپ می‌کشیدند، چون شرم داشتند همرنگ جماعت نباشند. بدتر آنکه شوهران زنان لطیف و سالم خود را هم به آن وامی‌داشتند و زنان یا باید نفس مطبوع خود را آلوده می‌کردند یا در بوی بد رنج می‌بردند. این عادت دماغ را آزار می‌داد، به مغز زیان می‌رساند، ریه را آسیب می‌زد و دود سیاه و متعفنش به دود بی‌انتهای جهنم شبیه‌تر بود.

با وجود این انتقاد و مالیات‌های سنگین، به نقل کتاب هفت هزار دکان توتون‌فروشی در لندن بود. پیپ کشیدن جای گفت‌وگو را نمی‌گرفت. زن و مرد آزادانه از چیزهایی سخن می‌گفتند که امروز به اتاق سیگار و گوشهٔ خیابان محدود است و زنان در سوگندهایی که به کفر نزدیک بود با مردان رقابت می‌کردند. صحنهٔ نمایش هم به همین اندازه بی‌پرده بود و در بزرگ‌ترین تراژدی‌ها هم کلمات دوپهلو فراوان شنیده می‌شد.

ادب، جشن و بازی

آداب بیشتر تشریفاتی بود تا مؤدبانه و گفتگو اغلب به ضرب می‌انجامید. آداب، مثل اخلاق، از ایتالیا و فرانسه می‌آمد و کتاب‌های راهنما می‌کوشیدند اشراف را به آقایان مؤدب و بانوان را به خانم‌های واقعی تبدیل کنند. مردم در سلام کردن عبارات پرشور به کار می‌بردند و اغلب یکدیگر را می‌بوسیدند. خانه‌ها در این دوره، به برکت نور و نشاط، پرروح‌تر از دورهٔ غم‌انگیز اواخر قرون وسطی و دورهٔ تسلط پیرایشگران بود. جشن فراوان برپا می‌شد، برای رژه و دسته‌روی هر بهانه‌ای کافی بود و عروسی، زایمان و حتی سوگواری (دست‌کم به خاطر غذا) مایهٔ شادی می‌شد. در خانه و دشت و روی رود تمز همه‌گونه بازی و تفریح بود. شکسپیر از بیلیارد و فلوریو از کریکت سخن گفته است. مردم قوانین سخت را مسخره می‌کردند: وقتی ملکه چنین شاد است، رعایا چرا از او تقلید نکنند؟ تقریباً همه می‌رقصیدند، حتی به گفتهٔ برتن پیرمردان و پیرزنانی که دندان‌هایشان به شمار انگشتان پایشان هم نمی‌رسید. در سراسر انگلستان صدای ساز و آواز شنیده می‌شد.

موسیقی انگلیسی، ۱۵۵۸ تا ۱۶۴۹

کسی که تنها دورهٔ پس از پیرایشگران را می‌شناسد نمی‌تواند نشاط و اهمیت موسیقی در عهد الیزابت را دریابد. از خانه‌ها، مدرسه‌ها، کلیساها، کوچه‌ها، تماشاخانه‌ها و رود تمز موسیقی مذهبی و غیرمذهبی برمی‌خاست: ماس و موته، غزل‌های عاشقانه، ترجیع‌بندها و ترانه‌های کوچکی که در نمایشنامه‌ها می‌آمد. موسیقی درس مهمی بود. مدرسهٔ وست‌مینستر هفته‌ای دو ساعت به آن می‌پرداخت و آکسفرد در ۱۶۲۷ کرسی موسیقی داشت. هر انگلیسی مؤدب و باتربیت باید نت می‌خواند و سازی می‌نواخت. تامس مورلی در مقدمهٔ ساده و آسان برای موسیقی عملی از مردی بی‌تحصیل می‌گوید که پس از شام، وقتی دفترچهٔ موسیقی را سر میز آوردند و او با معذرت‌های فراوان اعتراف کرد که نمی‌تواند بخواند، همه به او خیره شدند و در گوش هم پرسیدند چگونه تربیت شده است. در آرایشگاه‌ها هم ساز می‌گذاشتند تا مشتریان در انتظار سرگرم شوند.

موسیقی عصر الیزابت بیشتر غیرمذهبی بود. چند آهنگساز، مانند تالیس، برد و بول، با وجود قوانین کاتولیک ماندند و برای آیین کاتولیک ساختند، اما این آثار را علناً اجرا نمی‌کردند. بسیاری از پیرایشگران اعتراض داشتند که موسیقی کلیسایی مانع تقواست، ولی الیزابت و اسقف‌ها آن را در انگلستان نگه داشتند، چنان‌که پالسترینا و شورای ترنت در ایتالیا. ملکه از نمازخانهٔ سلطنتی و استادانی که دسته‌های بزرگ همسرایان را آموزش می‌دادند و موسیقی رسمی کلیساها را می‌ساختند حمایت می‌کرد. آهنگسازان انگلیسی از روی کتاب دعای عمومی سرودهای شکوهمند ساختند و کلیساهای انگلیکان تقریباً مثل کلیساهای دیگر اروپا آهنگ‌های باوقار می‌شنیدند. حتی پیرایشگران، به تقلید از کالون، خواندن مزامیر را در کلیسا پذیرفتند، هرچند الیزابت به این «رقص‌های تند ژنوی» (اشاره به ژنو، شهر کالون) می‌خندید.

ملکه سخت دنیوی بود و دوست داشت به او عشق ورزند، پس شایسته بود افتخار موسیقی زمانش مادریگال باشد، یعنی آوازی چندصدایی بی‌همراهی ساز. مادریگال ایتالیایی حدود ۱۵۵۳ وارد انگلستان شد و رواج یافت. مورلی از آن تقلید کرد و جان ویلبی مادریگالی پنج‌صدایی نوشت که موضوع این آوازها را نشان می‌دهد: عاشقی از عشق ستمگری می‌نالد که بر زندگی‌اش حکم می‌راند، شادی‌هایش یکی‌یکی می‌گریزند و او را برای کسی که به اشکش می‌خندد به مرگ وامی‌گذارند.

ویلیام برد در زمان الیزابت به منزلهٔ شکسپیر موسیقی بود و به ماس‌ها و آثار آوازی و سازی‌اش شهرت داشت. معاصرانش او را «مردی فراموش‌نشدنی» می‌نامیدند و مورلی می‌گفت نامش در میان موسیقی‌دانان هرگز بی‌احترام برده نمی‌شود. اورلاندو گیبنز و جان بول، ارگ‌نوازان نمازخانهٔ سلطنتی، نیز با احترام زیستند و در فنون گوناگون دست داشتند. این دو با برد نخستین مجموعهٔ چاپی موسیقی کلاویه‌ای انگلیسی را نوشتند: پارثنیا، برای ویرجینال. انگلیسی‌ها همچنین آوازهٔ خود را در ساختن آهنگ برای تک‌خوانی حفظ کردند و آوازهای کوچه‌بازار شهرها در یادها ماند (جملهٔ کتاب در این‌جا مخدوش است و از روی بافت بازسازی شد). جان دولند، استاد عود، با ترانه‌هایش مشهور شد و تامس کمپین سخت با او رقابت می‌کرد. چه کسی آهنگ گیلاس رسیده از او را نمی‌شناسد؟ موسیقی‌دانان صنفی نیرومند داشتند که در زمان چارلز اول بر اثر اختلاف‌های درونی سست شد.

سازها مثل امروز گوناگون بودند: عود، چنگ، ارگ، ویرجینال، کلاویکورد، هارپسیکورد، فلوت، ریکوردر، سرنا، کورنت، ترومبون، ترومپت، طبل و ویول‌هایی در اندازه‌های مختلف که ویولن جانشینشان شد. عود برای هنرنمایی و همراهی آواز بود. ویرجینال، مادر فروتن پیانو، میان دختران جوان (دست‌کم پیش از ازدواج) رایج بود. برای مجموعه‌ای از ویول‌ها موسیقی مجلسی می‌ساختند و کمپین در نمایشی برای ملکه آن، همسر جیمز اول، ارکستری از فلوت، هارپسیکورد، کورنت و نه ویول به کار برد. آثار سازی بسیاری از برد، مورلی و دولند باقی مانده، بیشتر رقص به شیوهٔ ایتالیایی، با زیبایی و لطافتی بیش از نیرو. فوگ و کنترپوان تکامل یافتند، اما بنیادشان تغییر نکرد و هماهنگی کروماتیک در آن نبود. با این همه، وقتی اعصاب ما از محرک‌های خردکنندهٔ زندگی جدید خراب می‌شود، در موسیقی عصر الیزابت عاملی پاک‌کننده و شفابخش می‌یابیم. در آن مبالغه، آهنگ گوشخراش و اوج صاعقه‌وار نیست؛ فقط صدای دختر یا پسری انگلیسی است که آهنگ‌های جاودان عشق ناکام را با شادی یا اندوه می‌خواند.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

مکبت، لیر، تیمون و دانش شکسپیر

تیره‌ترین تراژدی‌های شکسپیر، مکبت، لیر شاه، آنتونی و کلئوپاترا و تیمون، و نگاهی به دانش و اقتباس‌های او.

ادامه

استادی شکسپیر: از رومئو و ژولیت تا هملت و اتلو

سال‌های استادی شکسپیر: رومئو و ژولیت، تاجر ونیزی، هنری‌ها، هر طور که بخواهید، قیصر، هملت و نگاه نخست به اتلو.

ادامه

جوانی شکسپیر، سال‌های لندن و غزل‌ها

کودکی شکسپیر در استراتفورد، ازدواجش، ترقی او در لندن، نخستین نمایشنامه‌ها، ونوس و آدونیس و معمای غزل‌ها.

ادامه

واپسین نمایشنامه‌های مارلو، مرگ او و خانوادهٔ شکسپیر

فاوستوس، یهودی مالت و ادوارد دوم، مرگ مارلو در بیست‌ونه‌سالگی، اشعارش و آغاز داستان شکسپیر با نام و خانواده‌اش.

ادامه

بازیگران، نمایشنامه‌نویسان و کریستوفر مارلوی جوان

بازیگران و تماشاگران عصر الیزابت و جوانی کریستوفر مارلو، جاسوس و شکاک، که تیمورلنگ را نوشت و دکتر فاوستوس را آغاز کرد.

ادامه

برخاستن درام الیزابتی، حملهٔ پیرایشگران و تماشاخانه‌ها

چرا درام انگلیسی شکوفا شد، بحث سه وحدت، حمله‌های پیرایشگران به تئاتر و نخستین تماشاخانه‌های دائمی از «تئاتر» تا گلوب.

ادامه