دنیایی به مقدار اتاق می خواهم
پر شفاف . بی دیوار . تهی از ابهام
که در آن چتر بی معنا باشد و شبها آوایی آید از اندیشه ی ابر
لحظه هایی کوتاه به اندازه ی شوق به اندازه ی تپش بودن تو
دنیایی به مقدار اتاق می خواهم
حتی کوچکتر به اندازه ی پرتوی نور
~1 دقیقه مطالعه · آخرین بهروزرسانی ۱۳ آبان ۱۴۰۵
نوشته و پژوهششده توسط دکتر شاهین صیامی
مقالات مرتبط
چیکسولوب دیگری در راه است
دست نوشته
ادامه
روز بدون قضاوت
دست نوشته
ادامه
پشت پرده ایستاده بود
دستنوشتهای داستانی از شاهین: پیانیستی که فراموشی دارد، اولین و آخرین اجرایش را پشت پردهی قرمز مینوازد و لبخند ویالنیست تنها خاطرهی آن شب اوست.
ادامه
آن قدر دور شده ام
دست نوشته
ادامه
بعد از سقوط تو را فراموش کردم
دست نوشته
ادامه
حقیقت در یک بعد وجود دارد
دست نوشته
ادامه