پس از آرمادا؛ ویرانی ناوگان و برآمدن والتر رالی

ویرانی آرمادا در سواحل بریتانیا، آنچه شکست آن در اروپا دگرگون کرد، و آغاز کار والتر رالی در دربار الیزابت.

آرمادای اسپانیاوالتر رالیالیزابت اول

~7 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۱۴ آبان ۱۴۰۵

غرق شدن ناوگان

در روز سی‌ام باد ناوگان شکسته را به دریای شمال برد. انگلیسی‌ها تا خلیج کوچک فورث دنبالش کردند و سپس، چون خوراک و مهمات نداشتند، برگشتند. به نقل کتاب، فقط شصت نفر از دست داده بودند و حتی یک کشتی‌شان غرق نشده بود. آرمادا لنگرگاهی نزدیک‌تر از خود اسپانیا نداشت: اسکاتلند دشمن بود و بندرهای ایرلند دست انگلیسی‌ها. کشتی‌های آسیب‌دیده و مردان گرسنه در دریای متلاطم و باد تند کوشیدند جزایر بریتانیا را دور بزنند. دکل‌ها می‌شکست، بادبان‌ها پاره می‌شد و هر روز چند کشتی غرق یا رها می‌شد. هفده کشتی بر ساحل ناهموار ایرلند آسیب دید و تنها در اسلایگو دریا هزار اسپانیایی غرق‌شده را به ساحل انداخت. بعضی که پیاده شدند برای خوراک و آب گدایی کردند و پذیرفته نشدند، و صدها نفر از آنان که توان جنگیدن نداشتند به دست ساکنان خصم ساحل کشته شدند. به گفتهٔ کتاب، از ۱۳۰ کشتی که از اسپانیا حرکت کرده بود فقط ۵۴ کشتی و از ۲۷ هزار مرد حدود ده هزار نفر، آن هم زخمی و بیمار، بازگشتند. فیلیپ پس از شنیدن خبر در حجره‌ای در اسکوریال را بر خود بست و کسی جرئت نداشت با او سخن بگوید. پاپ سیکستوس پنجم به بهانهٔ اینکه حمله‌ای به انگلستان انجام نشده بود، حتی پشیزی به اسپانیای ورشکسته نداد.

ملکه‌ای خسیس

الیزابت هم مثل پاپ دست‌به‌نقد بود. از هزینه‌کردن برای نیروی دریایی خسته شده بود و حساب هر شیلینگ پیش از جنگ و در حین و پس از آن را خواست؛ هاوارد و هاکینز کسری‌های بی‌دلیل را از جیب خود دادند. او منتظر جنگی طولانی بود و مواجب و خوراک ملوانان را در حداقل نگه داشته بود. حالا بیماری هولناکی شبیه تیفوس میان بازگشتگان افتاد و در بعضی کشتی‌ها نیمی از ملوانان مردند یا از کار افتادند. هاکینز می‌پرسید اگر این واگیر پیش از رسیدن دشمن آمده بود، بر سر انگلستان چه می‌آمد.

جنگ ادامه می‌یابد

جنگ دریایی تا مرگ فیلیپ در ۱۵۹۸ ادامه داشت. در ۱۵۸۹ دریک با چند کشتی و، به نقل کتاب، پانزده هزار سرباز برای کمک به پرتغالی‌های شورشی علیه اسپانیا رفت. اما پرتغالی‌ها از پروتستان‌ها بیشتر از اسپانیایی‌ها بدشان می‌آمد، انگلیسی‌ها شرابی را که به دست آورده بودند نوشیدند و لشکرکشی به شکست و بدنامی انجامید. در ۱۵۹۱ لرد توماس هاوارد برای گرفتن یک کشتی گنج اسپانیایی به آسور رفت، ولی ناوگان تازهٔ فیلیپ کشتی‌هایش را پراکنده کرد. فقط کشتی انتقام ماند و تا وقتی مغلوب شد با پانزده کشتی دشمن جنگید. هاکینز و دریک در ۱۵۹۵ دوباره به هند غربی تاختند، با هم اختلاف پیدا کردند و در راه مردند. در ۱۵۹۶ الیزابت ناوگان دیگری فرستاد تا کشتی‌های بندرهای اسپانیا را نابود کند. در کادیس نوزده ناو جنگی و سی‌وشش کشتی تجاری پیدا شد، ولی تا اسکس مشغول غارت شهر بود، آنها از راه دریا گریختند. با این حال، این لشکرکشی هم برتری انگلیس در اقیانوس اطلس را نشان داد.

آنچه شکست دگرگون کرد

شکست آرمادا تقریباً در همهٔ جنبه‌های اروپای نو اثر گذاشت. شیوهٔ نبرد دریایی دگرگون شد: چنگک‌انداختن و سوارشدن بر کشتی دشمن جای خود را به توپ‌اندازی از پهلو داد. ضعف اسپانیا به هلندی‌ها امکان داد استقلال خود را بازیابند، هانری چهارم بر تخت فرانسه بنشیند و آمریکای شمالی مستعمرهٔ انگلستان شود. پروتستانیسم حفظ و تقویت شد، کاتولیسیسم در انگلستان رو به ضعف رفت و جیمز ششم اسکاتلند از هواداری پاپ دست کشید. به گمان کتاب، اگر آرمادا بهتر ساخته و رهبری شده بود، شاید کاتولیسیسم به انگلستان برمی‌گشت، خاندان گیز در فرانسه بالا می‌آمد و هلند تسلیم می‌شد. موج غرور و نیرویی که شکسپیر و بیکن را پیش آورد شاید پدید نمی‌آمد و انگلیسی‌ها با دستگاه تفتیش عقاید اسپانیا روبه‌رو می‌شدند. به این ترتیب جنگ مسیر الهیات و فلسفه را تعیین می‌کند و توان کشتن و ویران‌کردن، جواز زیستن و ساختن است.

ملکه در شصت‌سالگی

سیسیل و والسینگام، دریک و هاکینز نقش مستقیم داشتند، اما این ملکه بود که مظهر انگلستان پیروز به شمار می‌رفت و در شصت‌سالگی در اوج شهرت بود. چهره‌اش اندکی چروک شده بود، موهایش به دشواری مرتب می‌شد و چند دندانش ریخته بود، اما با روسری زرق‌وبرق‌دار، یقهٔ چین‌دار، آستین‌های توری و دامن گشاد مرصع، ملکه‌ای واقعی و سربلند بود. پارلمان از رفتار شاهانه‌اش شکایت داشت ولی اطاعت می‌کرد. لستر و والسینگام به مرگ طبیعی مردند و دریک و هاکینز طعمهٔ دریایی شدند که می‌خواستند تسخیرش کنند. سیسیل، که به گفتهٔ بیکن «اطلس این کشورهای مشترک‌المنافع» بود، سالخورده و گرفتار نقرس بود و ملکه در واپسین بیماری‌اش از او پرستاری کرد و با دست خود به او غذا داد. الیزابت از تنها ماندن رنج می‌برد اما نگذاشت این امر از شکوه گردش‌ها و شادابی دربارش بکاهد.

چهره‌های تازه‌ای گرداگردش می‌درخشیدند. کریستوفر هتن چنان زیبا بود که ملکه در ۱۵۸۷ او را صدراعظم کرد. الیزابت نُه سال صبر کرد تا توصیهٔ برلی دربارهٔ منصوب‌کردن پسر زیرک و قوزپشتش، رابرت سیسیل، به وزارت امور خارجه را پذیرفت. اما سیمای ظریف و شمشیر آویختهٔ والتر رالی را بیشتر می‌پسندید و به شک‌های دینی او اعتنا نداشت، چون خودش هم تا حدی چنین نظری داشت.

رالی؛ مرد کامل عصر الیزابت

رالی تقریباً مرد کامل دورهٔ الیزابت بود: اصیل‌زاده، سرباز، دریانورد، ماجراجو، شاعر، فیلسوف، سخنور، مورخ و آرمان‌خواه؛ انسان تمام‌عیار رنسانس که برای هر کاری استعداد داشت، هرچند هیچ صفتی بر دیگر صفاتش برتری نداشت. او در ۱۵۵۲ در دوون به دنیا آمد، در ۱۵۶۸ وارد آکسفورد شد، اما از مدرسه گریخت و به داوطلبانی پیوست که برای پروتستان‌های فرانسه می‌جنگیدند. پس از بازگشت در ۱۵۷۵ به خواندن حقوق پرداخت و در ۱۵۷۸ دوباره برای کمک به هلندی‌ها در برابر اسپانیا رفت. دو سال بعد با درجهٔ سروانی در سرکوب شورش دزموند در ایرلند شرکت کرد و در رویداد تلخ اسمرویک حضور داشت. الیزابت پاداشش را دوازده هزار جریب زمین در ایرلند و منصبی درباری داد. ملکه از سیما، خوش‌خدمتی و بذله‌گویی‌اش خوشش می‌آمد (روایت است که رالی روزی ردای خود را روی گل‌ولای زیر پای او انداخت) و برخلاف بدبینی همیشگی‌اش به نقشهٔ او برای مستعمره در آمریکا گوش داد و امتیازی به او بخشید. در ۱۵۸۴ نخستین کشتی‌های مستعمره‌نشینان را فرستاد و سرزمین را، به یادبود ملکهٔ باکره، ویرجینیا نامید. این کوشش و کوشش‌های بعدی ثمری نداد، اما نام ویرجینیا ماند.

ازدواج، تبعید و الدورادو

رالی به الیزابت ثراکمورتن، یکی از ندیمه‌های ملکه، دل بست و در ۱۵۹۳ پنهانی با او ازدواج کرد. هیچ‌یک از اعضای دربار بی‌اجازهٔ ملکه حق ازدواج نداشت و زوج پرشور ماه عسل غیرمنتظره‌ای را در برج لندن گذراند. رالی با نامه‌ای به برلی که ملکه را معجونی از همهٔ کمالات بشری وصف می‌کرد آزاد شد، ولی از دربار تبعید گردید. در شربورن گوشه‌نشین شد، نقشهٔ سفرهای دریایی کشید، به اندیشه‌های شکاکانه گرایید و شعر گفت. دو سال آرامش صبرش را لبریز کرد. با کمک دریاسالار هاوارد و رابرت سیسیل پنج کشتی فراهم کرد و به سوی آمریکای جنوبی رفت تا الدورادو را بجوید، سرزمینی افسانه‌ای با کاخ‌های زرین و رودهای طلا. حدود صد و شصت کیلومتر از رود اورینوکو را پیمود، اما نه طلایی دید و نه زنان جنگجویی. جلوی آبشارها و تندآب‌ها مانده بود و دست‌خالی برگشت؛ به مردم گفت بومیان از دیدن تصویر ملکه شگفت‌زده شدند و به زودی دوباره به دربار راه یافت. کتابش دربارهٔ امپراتوری پهناور و ثروتمند گویان بر این بود که ثروت آمریکا باید از چنگ اسپانیا درآید و او اصل سلطهٔ دریایی را چنین به یادماندنی گفت: هر که بر دریا مسلط باشد بر تجارت مسلط است، هر که بر تجارت جهان مسلط باشد ثروت جهان را در دست دارد و سرانجام خود جهان را.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

مکبت، لیر، تیمون و دانش شکسپیر

تیره‌ترین تراژدی‌های شکسپیر، مکبت، لیر شاه، آنتونی و کلئوپاترا و تیمون، و نگاهی به دانش و اقتباس‌های او.

ادامه

استادی شکسپیر: از رومئو و ژولیت تا هملت و اتلو

سال‌های استادی شکسپیر: رومئو و ژولیت، تاجر ونیزی، هنری‌ها، هر طور که بخواهید، قیصر، هملت و نگاه نخست به اتلو.

ادامه

جوانی شکسپیر، سال‌های لندن و غزل‌ها

کودکی شکسپیر در استراتفورد، ازدواجش، ترقی او در لندن، نخستین نمایشنامه‌ها، ونوس و آدونیس و معمای غزل‌ها.

ادامه

واپسین نمایشنامه‌های مارلو، مرگ او و خانوادهٔ شکسپیر

فاوستوس، یهودی مالت و ادوارد دوم، مرگ مارلو در بیست‌ونه‌سالگی، اشعارش و آغاز داستان شکسپیر با نام و خانواده‌اش.

ادامه

بازیگران، نمایشنامه‌نویسان و کریستوفر مارلوی جوان

بازیگران و تماشاگران عصر الیزابت و جوانی کریستوفر مارلو، جاسوس و شکاک، که تیمورلنگ را نوشت و دکتر فاوستوس را آغاز کرد.

ادامه

برخاستن درام الیزابتی، حملهٔ پیرایشگران و تماشاخانه‌ها

چرا درام انگلیسی شکوفا شد، بحث سه وحدت، حمله‌های پیرایشگران به تئاتر و نخستین تماشاخانه‌های دائمی از «تئاتر» تا گلوب.

ادامه