چه چیز قرون وسطی را به پایان برد
علل بسیاری در طی سه قرن دورهای تازه در تاریخ جهان آغاز کردند و قرون وسطی را به سر آوردند: شکست در جنگهای صلیبی؛ توسعهٔ آشنایی اروپای احیاشده با اسلام؛ فتح قسطنطنیه که به خوابهای خوش اروپاییان پایان داد؛ رستاخیز فرهنگ و تمدن مردمان مشرک عهد کلاسیک؛ گسترش بازرگانی بر اثر مسافرتهای ناوگان هانری دریانورد، کریستف کلمب و واسکو دو گاما؛ روی کار آمدن طبقهٔ سوداگر که از نظر مالی موجب تمرکز حکومت سلطنتی شد؛ توسعهٔ حکومتهای ملی که با اقتدار فراملی پاپان مبارزه میکردند؛ قیام پیروزمندانهٔ لوتر علیه پاپان؛ و فن چاپ.
دنیای نسخههای خطی
پیش از ظهور گوتنبرگ تعلیم و تربیت و دانشاندوزی تقریباً یکسره در دست کلیسا بود. کتابها گرانبها بود و نسخهبرداری کاری رنجخیز و اغلب همراه با بیدقتی و اشتباه. تنها معدودی از مؤلفان پیش از مرگ خواننده فراوان مییافتند؛ آنان از راه تعلیم میزیستند، یا به فرقهای از راهبان میپیوستند با جیرهای که از ثروتمندان میگرفتند، یا از مشاغلی که در صومعهها به دست میآوردند. از ناشرانی که آثارشان را نسخه میکردند پولی نمیگرفتند یا اگر میگرفتند سخت اندک بود، و حتی اگر ناشری حقالزحمهای میپرداخت حق چاپ آثار محفوظ نبود.
کتابخانهها بسیار اما کوچک بود. صومعهها، کلیساهای جامع، مدارس و برخی شهرها مجموعههای اندکی داشتند که بهندرت از سیصد مجلد میگذشت. کتابها را در اتاقهای دربسته نگاه میداشتند و برخی را به میزها یا رحلهای کلیسا زنجیر میکردند. شارل پنجم، پادشاه فرانسه، کتابخانهای داشت که به کثرت کتاب مشهور بود: نهصد و ده مجلد. هامفری، دوک گلاستر، ششصد مجلد داشت و کتابخانهٔ کلیسای کنتربری، بزرگترین کتابخانه بیرون از دنیای اسلام، در ۱۳۰۰ دو هزار مجلد داشت (ارقام از کتاب). در انگلستان مشهورترین کتابخانه از آنِ ریچارد دو بری سنت ادموند بود که در دوستداری کتاب (۱۳۴۵) با محبت تمام از کتابهایش سخن میگفت.
همینکه مدارس افزون شد و سواد مردم بالا رفت، نیاز به کتاب نیز بیشتر شد. طبقهٔ سوداگر سواد را در کارهای صنعتی و بازرگانی سودمند یافت و زنان طبقات متوسط و بالا با خواندن به دنیای افسانهها و داستانهای شورانگیز راه یافتند. در ۱۳۰۰ آن دوران که روحانیان تنها باسوادان بودند به پایان رسیده بود.
کاغذ و مرکب
تقاضای مبرم مردم به کتاب، بیش از هر چیز، همراه با فراوانی روزافزون کاغذ و پیدایی نوعی مرکب روغنی راه را بر گوتنبرگ گشود. مسلمانان در اسپانیا در قرن دهم و در سیسیل در قرن دوازدهم کارخانهٔ کاغذسازی دایر کردند؛ این صنعت در قرن سیزدهم به ایتالیا و در قرن چهاردهم به فرانسه رسید و هنگام پیدایش چاپ صد سال از عمرش در اروپا میگذشت. در قرن چهاردهم چون بافت پارچههای کتانی در اروپا معمول شد، دورریختههای آن مادهای ارزان برای ساخت کاغذ شد، قیمت کاغذ تنزل کرد و در دسترسبودنش، همراه با رشد سواد، زمینه را برای چاپ کتاب فراهم ساخت.
چاپ پیش از گوتنبرگ: چین، کره و دنیای اسلام
چاپ به معنای مهر و باسمهزنی از مسیحیت کهنسالتر است. بابلیها کلمات یا علامات را بر آجر و رومیها و بسیاری ملل دیگر بر سکه نقش میکردند. کوزهگران بر کوزهها، بافندگان بر پارچهها و صحافان بر جلد کتابها نقش میزدند. بزرگان عهد باستان و قرون وسطی که اسناد را با مهر خویش ممهور میکردند در حقیقت چاپ میکردند. نقشهها و ورقهای بازی نیز با همین روشها ساخته میشد. قدمت چاپ با حروف و نقوش از باسمههای چوبی یا فلزی در چین و ژاپن به قرن هشتم میلادی و پیش از آن میرسد. چینیها پیش از قرن دهم با این شیوه پول کاغذی چاپ کردند. چاپ باسمهای در ۱۲۹۴ در تبریز و حوالی ۱۳۰۰ در مصر روی کار آمد، اما مسلمانان خوشنویسی را بر چاپ ترجیح میدادند و از اینرو، چون دیگر پدیدههای فرهنگی و تمدنی که از مشرق به مغرب رسیده، آن را تکامل ندادند.
چاپ با حروف مجزا و قابل انتقال برای هر کلمه یا حرف دیرزمانی پیش، از ۱۰۴۱، در چین دایر بود. در ۱۳۱۴ وانگ جن برای چاپ کتابی دربارهٔ فلاحت حدود ۶۰٬۰۰۰ نقش چوبی متحرک به کار برد. نخست با نقشهای فلزی آزمایش کرد، ولی دریافت که قالبهای فلزی به خوبی چوبی مرکب نمیگیرند. چاپ با حروف قابل انتقال برای زبانی که الفبا نداشت و ۴۰٬۰۰۰ کلمهٔ مجزا داشت نه مناسب بود و نه مزیتی داشت؛ از اینرو چاپ باسمهای تا قرن نوزدهم در چین رایج ماند. در ۱۴۰۳ یک امپراتور کرهای کتابهای بسیاری با حروف فلزی قابل انتقال چاپ کرد. نقش حروف بر چوب سخت کنده میشد، از روی آنها قالبهایی با خمیر چینی میساختند و ماده را در این قالبها میریختند.
هلند یا ماینتس؟
در اروپا چاپ با حروف قابل انتقال شاید نخست در هلند رشد کرده باشد. بنا بر روایات هلندی، که قدمتشان به ۱۵۶۹ میرسد، لاورنس کوستر، اهل هارلم، در ۱۴۳۰ سالنامهای مذهبی با حروف متحرک فلزی چاپ کرده است؛ ولی این روایت قطعیت ندارد. تا ۱۴۷۳، که آلمانیهای کلن چاپخانهای در اوترشت برپا کردند، نامی از چاپ با حروف قابل انتقال در هلند نمیشنویم. اما این افراد باید شیوهٔ جدید را در ماینتس فرا گرفته باشند.
یوهان گوتنبرگ
یوهان گوتنبرگ در حوالی ۱۴۰۰ در ماینتس در خانوادهای نیکبخت به دنیا آمد. نام پدرش گنسفلایش بود، اما یوهان نام خانوادگی اصلی مادرش را ترجیح داد. قسمت اعظم چهل سال اول زندگیاش را در استراسبورگ گذراند و چنین پیداست که آنجا در کندن و ریختن حروف فلزی تجربه میاندوخته است. در حوالی ۱۴۴۸ شهروند ماینتس شد. در ۲۲ اوت ۱۴۵۰ با یوهان فوست، زرگر ثروتمند، قراردادی بست و به موجب آن چاپخانهاش را نزد فوست به ۸۰۰ سکهٔ طلای هلندی، که بعداً به ۱۶۰۰ سکه رسید، گرو گذاشت. به احتمال قوی آمرزشنامهای که پاپ نیکولاس پنجم در ۱۴۵۱ منتشر کرد به وسیلهٔ گوتنبرگ چاپ شده بود؛ چند نسخهٔ موجود قدیمیترین تاریخ چاپی، یعنی ۱۴۵۴، را دارد.
در ۱۴۵۵ فوست استرداد پولش را خواست و گوتنبرگ، که از عهدهٔ پرداخت برنمیآمد، چاپخانه را تسلیم او کرد. فوست به وسیلهٔ پتر شوفر، که گوتنبرگ برای حروفچینی استخدامش کرده بود، کار را ادامه داد. برخی معتقدند شوفر بود که از این زمان به بعد افزارها و فن جدید چاپ را تکامل داد: برای هر حرف، عدد و علامت نقطهگذاری میخهایی فولادی ساخت که شکل آن بر سرشان نقر شده بود، این میخها در قالبی فلزی جا میافتاد و قالب بزرگتری این قالب و حروف را مرتب نگاه میداشت.
کتاب مقدس گوتنبرگ و گسترش فن
در ۱۴۵۶ گوتنبرگ با پول قرضی چاپخانهٔ دیگری راه انداخت. در آن، همان سال یا سال بعد، نخستین کتاب چاپی خود، کتاب مقدس معروف و زیبای گوتنبرگ، را چاپ کرد، کتابی عظیم با ۱۲۸۲ صفحهٔ بزرگ دوستونی (رقم کتاب). در ۱۴۶۲ سپاهیان آدولف ناسویی ماینتس را غارت کردند. چاپخانهداران و کارگرانشان گریختند و این فن جدید را در سراسر آلمان پراکندند.
تا ۱۴۶۳ در استراسبورگ، کلن، بال، آوگسبورگ، نورنبرگ و اولم چاپخانه بود. گوتنبرگ نیز، که از پناهندگان بود، در التویل ماند و کارش را از سر گرفت. با بحرانهای مالی پیاپی با رنجی جانکاه مبارزه کرد تا در ۱۴۶۵ آدولف مقرری کلیسایی در اختیارش گذاشت که عایدیاش او را حمایت میکرد. حدود سه سال بعد گوتنبرگ درگذشت.
اختراعی که زمانش رسیده بود
بیتردید اگر گوتنبرگ هم زاده نمیشد، چاپ با حروف قابل انتقال به دست دیگران تکامل مییافت، چون زمان آن را ایجاب میکرد؛ و این دربارهٔ همهٔ اختراعات صادق است. نامهای که در ۱۴۷۰ گیوم فیشه، اهل پاریس، نوشت استقبال پرشور مردم را نشان میدهد: در آلمان روش شگفتانگیز تازهای برای چاپ کتاب ابداع شده و استادان این کار که فن را در ماینتس آموختهاند در دنیا پراکندهاند؛ نور این اختراع بهزودی از آلمان بر همهٔ نقاط جهان خواهد تافت.
عدهای نیز آن را خوش نداشتند. کاتبان اعتراض کردند که چاپ وسیلهٔ معاششان را گرفته است. اشراف با آن دشمن بودند، به این نام که کار کتاب را به ابتذال میکشد، و میترسیدند قیمت کتابخانههایشان که همه از نسخ خطی بود کاهش یابد. زمامداران و روحانیان نگران بودند که این فن وسیلهٔ انتشار اندیشههای مخرب شود. با اینهمه چاپ پیروزمندانه راه خود را گشود. در ۱۴۶۴ دو آلمانی چاپخانهای در رم دایر کردند؛ یا پیش از ۱۴۶۹ دو آلمانی چاپخانهای در ونیز گشودند (کتاب تردید دارد). در ۱۴۷۰ سه آلمانی این اختراع را به پاریس آوردند. در ۱۴۷۱ به هلند، ۱۴۷۲ به سویس، ۱۴۷۳ به مجارستان، ۱۴۷۴ به اسپانیا، ۱۴۷۶ به انگلستان، ۱۴۸۲ به دانمارک، ۱۴۸۳ به سوئد و ۱۴۹۰ به قسطنطنیه رسید.
چاپ و نشر کتاب در نورنبرگ با خاندان کوبرگر، در پاریس با خاندان استین، در لیون با دوله، در ونیز با آلدوس مانوتیوس، در بال با آمرباخ و فروبن، در زوریخ با فروشاوئر و در لیدن با خاندان الزویر رونق یافت. دیری نگذشت که نیمی از اروپا به خواندن افتاد و عشق به کتاب یکی از عناصر پرهیجان عصر اصلاح دینی شد. دانشمندی اهل بال به دوستش نوشت: «همین لحظه گاری پر از آثار کلاسیک، از بهترین چاپهای آلدی، از ونیز رسیده است. اگر چیزی میخواهی بنویس و فوراً پول بفرست، زیرا همینکه بار خالی شود برای هر کتاب سی خریدار قد علم میکنند. مردم فقط قیمت کتاب را میپرسند و برای به دست آوردنش چشم یکدیگر را درمیآورند.» بدینسان انقلاب چاپ با حروف قابل انتقال ادامه یافت.
آنچه چاپ دگرگون کرد
بیان همهٔ نتایج این انقلاب بیرون از حوصلهٔ این کتاب است، زیرا باید نیمی از تاریخ فکری دنیای جدید را نوشت. اراسموس آن را بزرگترین همهٔ اختراعات شمرد؛ هرچند شاید در این گفتار اختراعاتی چون زبان، آتش، چرخ، کشاورزی، خط، قانون و حتی ابداع کوچکی چون اسم عام را فراموش کرده باشد. صنعت چاپ متون ارزانقیمت و با سرعت فزاینده را جایگزین نسخ خطی خصوصی و نایاب کرد. نسخههای چاپی دقیقتر و خواناتر از نسخههای خطی بود و چنان به هم شباهت داشت که محققان کشورهای مختلف میتوانستند با ارجاع دادن یکدیگر به صفحات مشخص از چاپی معین همکاری کنند. اغلب کیفیت فدای کمیت میشد، اما نخستین کتابهای چاپی از هر لحاظ نمونهٔ هر چاپ و صحافی بود.
فن چاپ با انتشار کتابهای ارزان دربارهٔ دین، ادبیات، تاریخ و علوم مردم را با این امور آشنا ساخت و بزرگترین و ارزانترین دانشگاهی شد که درهایش به روی همه گشوده بود. درست است که رنسانس زادهٔ این فن شریف نبود، اما راه دوران روشنگری و انقلابهای آزادیخواهانهٔ آمریکا و فرانسه را چاپ هموار کرد. کتاب مقدس را در دسترس و تملک همه گذاشت و مردم را برای شنیدن دعوت لوتر، که آنان را از پیروی پاپ به تبعیت از کتاب مقدس میخواند، آماده ساخت؛ و پس از آن به خردگرایان اجازه داد از کتاب مقدس به عقل متوسل شوند.
چاپ به سلطهٔ روحانیان بر علم و دانش و تعلیم و تربیت پایان بخشید؛ زبان و ادبیات عامیانه را رواج داد، چون زبان لاتینی نمیتوانست شمار خوانندگان لازم برای گسترش چاپ را فراهم آورد؛ ارتباط بینالمللی و همکاری دانشمندان را آسان کرد؛ در کمیت و کیفیت ادبیات مؤثر افتاد، زیرا نویسندگان را، از لحاظ ذوق و مال، بیش از حامیان طبقهٔ اشراف و روحانی به طبقات متوسط وابسته کرد؛ و پس از گفتار آسانترین وسیله برای اشاعهٔ لاطائلاتی شد که جهان ما تا این زمان شناخته است.