پکهای معندچی هوا را چنان تزیین می کرد که گویی از بدو تولد مه آلود بوده است .
سالهای سال حفرتونل طول کشیده و کارفرما بارها ارزش عیارِ طلای بدست آمده از سنگهایش را با عمری تبعید نابرابر اعلام کرده بود .
وقتی ریل را می دید ارتعاش ناشی از هیجانِ اتمام کار حتی صدایش را می لرزند .
این پنجمین معدنی بود که از او شکست خورده بود ، هیچگاه به آن فکر نکرده بود که تعداد معادن در انتظارش بی انتهاست و شروع هر کدام برایش حکم اولین را دارد .
دودها هم همانند ریلها محو می شد بی خاطره ای ، کفشش را پوشید و راه افتاد .
~1 دقیقه مطالعه · آخرین بهروزرسانی ۱۳ آبان ۱۴۰۵
نوشته و پژوهششده توسط دکتر شاهین صیامی
مقالات مرتبط
چیکسولوب دیگری در راه است
دست نوشته
ادامه
روز بدون قضاوت
دست نوشته
ادامه
پشت پرده ایستاده بود
دستنوشتهای داستانی از شاهین: پیانیستی که فراموشی دارد، اولین و آخرین اجرایش را پشت پردهی قرمز مینوازد و لبخند ویالنیست تنها خاطرهی آن شب اوست.
ادامه
آن قدر دور شده ام
دست نوشته
ادامه
بعد از سقوط تو را فراموش کردم
دست نوشته
ادامه
حقیقت در یک بعد وجود دارد
دست نوشته
ادامه