تتسل و آمرزش‌نامهٔ ۱۵۱۷: اصلاح دینی چگونه آغاز شد

بازگویی بخش آغازین دورانت دربارهٔ لوتر: پاپ لئو دهم و آمرزش‌نامه‌ای که برای هزینهٔ سن پیترو صادر شد، چانه‌زنی با شاهزادگان، اسقف اعظم آلبرشت ماینتس و بانک فوگر، موعظهٔ دومینیکی یوهان تتسل، آثار متبرک فردریک خردمند، و نود‌وپنج مسئلهٔ لوتر که در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷ در ویتنبرگ نصب شد.

نود و پنج مسئله لوترآمرزش‌نامه تتسللئو دهم

~12 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۸ آبان ۱۴۰۵

لئو دهم و آمرزش‌نامه

در روز ۱۵ مارس ۱۵۱۷ پاپ لئو دهم معروف‌ترین آمرزش‌نامه‌ها را صادر کرد. آغاز جنبش اصلاح دینی در روزگار پاپیِ مردی که آن همه ثمرات و مبانی روحی رنسانس را در رم گرد آورده بود دردناک، ولی طبیعی و به‌موقع می‌نماید. لئو، فرزند لورنتسوی باشکوه، اکنون سرکردهٔ خاندان مدیچی به شمار می‌رفت؛ جنبش رنسانس به همت همین خاندان در فلورانس آغاز شد و گسترش یافت. لئو مردی بود دانش‌پژوه، شاعر بلندهمت، مهربان و گشاده‌دست، و دوستدار ادبیات یونان و روم کهن و هنرهای زیبا. در محیطی فاسد از اخلاقیات خوبی برخوردار بود و با طبع شوخ خویش، برای ساکنان شهری که پریشانی و بینوایی قرن پیش را تازه پشت سر نهاده بودند، نمونهٔ نشاط و زنده‌دلی به شمار می‌رفت. همهٔ خطاهای وی، مگر سطحی‌بودنش، جزئی بودند. لئو مصالح خاندان خویش را از مصالح کلیسا چندان جدا نمی‌ساخت و اندوختهٔ دربارش را در راه شاعران و جنگ‌هایی که ارزش آنها محل تردید است بر باد می‌داد. وی مردی بود بردبار و باگذشت، چنان‌که از خواندن هجویات مدح دیوانگی اراسموس دربارهٔ سران کلیسا لذت می‌برد، و در سراسر دوران پاپی، جز در چند مورد، از این موافقت نانوشته عدول نکرد که کلیسای روزگار رنسانس به فیلسوفان، شاعران و دانشمندانی که معمولاً به زبان لاتینی سخن می‌گفتند آزادی قابل ملاحظه‌ای می‌بخشید تا اندیشه‌های خویش را با اقلیت تحصیل‌کرده در میان نهند، ولی معتقدات جامد و لایتغیر توده مردم را متزلزل نسازند.

لئو، که از خاندان صراف توانگری برخاسته و به بذل و بخشش خو گرفته بود، از ایثار دارایی خویش، به‌ویژه در راه دیگران، دریغ نمی‌ورزید. وی خزانهٔ دربار پاپ را با اندوختهٔ سرشار آن از یولیوس دوم به ارث برد و قبل از مرگش آن را تهی کرد. شاید وی چندان دربند آن نبود که ساختمان کلیسای عظیمی را که به دست یولیوس آغاز گشته بود به پایان رساند، ولی نمی‌توانست از احداث ساختمان تازه برای کلیسای کهن سن پیترو، که رو به ویرانی می‌رفت، چشم بپوشد. مبلغ هنگفتی در کار کلیسای تازه صرف شده بود و برای کلیسا ننگ بود که این کار عظیم را ناتمام رها کند. گویا برای فراهم‌آوردن هزینهٔ هنگفت ساختمان تازه همین زیارتگاه بود که وی آمرزش‌نامهٔ سال ۱۵۱۷ را، با اندک اکراهی، به معرض فروش نهاد.

چانه‌زنی با شاهزادگان

فرمانروایان انگلستان، آلمان، فرانسه و اسپانیا، که می‌دیدند ثروت ملی آنان به صورت بهای آمرزش‌نامه به رم سرازیر می‌شود، زبان به اعتراض گشودند. لئو در برابر فرمانروایان توانا نرمش پیشه کرد؛ به هنری هشتم اجازه داد که یک‌چهارم وجوه گردآوری‌شده را شخصاً برداشت کند؛ برای جلب موافقت شارل اول (که چندی بعد به نام شارل پنجم بر اریکهٔ امپراتوری نشست) با فروش آمرزش‌نامه در اسپانیا، ۱۷۵٬۰۰۰ دوکات بدو وام داد؛ و با فرانسوای اول قراردادی بست که فرمانروای فرانسه به موجب آن مجاز بود بخشی از درآمد کلیسا را در فرانسه نگاه دارد. آلمان، چون فرمانروای توانایی نداشت که با پاپ چانه بزند، از ارفاق کمتری برخوردار شد. با این حال پاپ مبلغ ناچیزی معادل ۳٬۰۰۰ فلورین به امپراتور ماکسیمیلیان اختصاص داد و به خاندان فوگر اجازه داد ۲۰٬۰۰۰ فلورین پولی را که به آلبرشت براندنبورگی وام داده بودند، تا وی با پرداخت آن به پاپ مقام اسقف اعظمی خویش را بر شهر ماینتس تثبیت کند، از درآمد فروش آمرزش‌نامه برداشت کنند.

بدبختانه شهر نامبرده در طول ده سال (۱۵۰۴–۱۵۱۴) سه بار اسقف اعظم خویش را از دست داده و برای تثبیت مقام دو اسقف اعظم اول مبلغ گزافی به پاپ پرداخته بود، و اسقف اعظم سوم، آلبرشت، برای آنکه شهر را از پرداخت چنین پولی برای بار سوم معاف کند ناگزیر از وام‌گرفتن شده بود. پاپ به اسقف اعظم جوان اجازه داد که، علاوه بر ماینتس، در شهرهای ماگدبورگ و هالبرشتات نیز آمرزش‌نامه پخش کند. با هر یک از مبلغان آلبرشت نمایندهٔ از خاندان فوگر همراه بود و بر دخل و خرج آنان نظارت می‌کرد و یکی از کلیدهای گاوصندوقی را که وجوه گردآوری‌شده در آن نگاهداری می‌شد در اختیار داشت.

تتسل، واعظ آمرزش‌نامه

عامل اصلی آلبرشت یوهان تتسل، فرایار فرقهٔ دومینیکیان، بود که در کار گردآوری پول تجربه و اشتهار فراوان داشت. از سال ۱۵۰۰ کار عمدهٔ او فروش آمرزش‌نامه بود. معمولاً در مأموریت‌های خود از پشتیبانی روحانیون محلی برخوردار بود. هرگاه به شهری درمی‌آمد، روحانیان، صاحب‌منصبان و مسیحیان ساده‌دل با شمع‌ها و درفش‌ها و بالشتک‌های مخمل یا زرینی که فرمان آمرزش پاپ بر آن قرار داشت، در صفوف مطول، سرودخوانان به استقبالش می‌شتافتند، و در همان هنگام آوای ارگ‌ها و ناقوس‌های کلیساها در شهر می‌پیچید. با چنین تشریفات باابهتی تتسل به کسانی که از گناهان خود توبه می‌کردند و به تناسب وسع و توانایی خویش وجهی برای تأمین هزینهٔ ساختمان کلیسای جدید سن پیترو می‌پرداختند، فرمان آمرزش همگانی پاپ را به طرز شیوایی ابلاغ می‌کرد. به مضمون می‌گفت: بشود که خداوند ما عیسی مسیح بر تو ترحم کند و، به برکت آلام و مصایبی که متحمل شد، تو را ببخشاید؛ و با اختیاری که از جانب خداوند، رسولان متبرکش پطرس و بولس و پاپ مقدس در این نواحی به من تفویض شده است، تو را از جمیع فتواهای کلیسایی، به هرسان که صادر شده باشند، و از همهٔ گناهان و نافرمانی‌ها و زیاده‌روی‌هایت، هر اندازه که سنگین باشند، و حتی از گناهانی که بازخواست آنها در صلاحیت مقام پاپ است می‌بخشایم؛ تو را از کیفر گناهانت در برزخ معاف می‌دارم و پاکی و معصومیتی را که به هنگام غسل تعمید از آن برخوردار بودی به تو بازمی‌گردانم تا چون چشم از جهان بربندی دروازه‌های عقوبت به رویت بسته شود و دریچه‌های فردوس شادی و نیکبختی به رویت گشوده گردند، و هرگاه مرگ اکنون به سراغت نیاید این فیض و برکت تا هنگام مرگ به قوت خویش باقی خواهد ماند. به نام پدر، پسر و روح‌القدس. (متن کتاب کامل است و اینجا خلاصه شد.)

این سوداگری ماهرانه نزد مسیحیان با نظریهٔ رسمی کلیسای زمان دربارهٔ فروش آمرزش‌نامه به مؤمنان سازگار بود. تتسل، اگر هم از گرفتن اعتراف مؤمنی که می‌خواست آمرزش را وقف روح مرده‌ای در برزخ کند صرف‌نظر می‌کرد، باز از نص دستورهای اسقف اعظم‌نشین خود منحرف نشده بود. تاریخ‌نویسی کاتولیک در این باره چنین می‌نویسد: تتسل هنگامی که لزوم پرداخت پول را، بدون چشم‌داشت ندامت و اعتراف به گناه، برای آمرزش روح مردگان به‌عنوان عقیده‌ای مسیحی تبلیغ می‌کرد، به گمان خویش مأموریتی را که از جانب کلیسا به وی سپرده شده بود به جا می‌آورد. وی همچنین، به پیروی از نظریهٔ شایع در عصر خویش، تعلیم می‌داد که خرید آمرزش‌نامه هر روحی را، بی‌استثنا، از کیفر گناه رستگار خواهد ساخت. با چنین پیش‌فرضی تعلیمات تتسل عملاً گویای آن ضرب‌المثل معروف بودند که «چون سکه‌ای در صندوق به صدا درآید، روح (گناهکاری) از آتش برزخ می‌رهد.» توقیع پاپی به هیچ‌وجه چنین مطلبی را تجویز نمی‌کرد. این برداشتی بود که از نظریهٔ مهم مکتب مدرسی در قرون وسطی ریشه می‌گرفت، نه از تعلیمات کلیسا.

میکونیوس، فرایار فرقهٔ فرانسیسیان، که گویا کینهٔ دومینیکیان را به دل داشت، به سال ۱۵۱۷ اقدامات تتسل را چنین گزارش کرد: آنچه این راهب گمراه می‌گوید و تبلیغ می‌کند باورنکردنی است؛ او با فروش نامه‌های ممهور به مردم به آنان وعده می‌دهد که حتی گناهانی هم که در آینده مرتکب بشوند بخشوده خواهد شد؛ به گفتهٔ او قدرت پاپ بیش از قدرت همهٔ حواریون، کروبیان، قدیسین و حتی مریم عذراست، چراکه همهٔ اینان تابع مسیحند ولی پاپ با خود مسیح برابر است. این سخن به احتمال زیاد مبالغه‌آمیز است، ولی چنین توصیفی از طرف یک شاهد عینی گواه انزجاری است که سخنان تتسل برانگیختند. شایعهٔ مشابهی را که با تردید به مارتین لوتر نسبت می‌دهند، مبنی بر اینکه تتسل در هاله سخنی ناروا دربارهٔ مادر خداوند گفته بود که آن هم با خرید آمرزش‌نامه بخشوده می‌شود، نشان‌دهندهٔ خصومت مشابهی نسبت به سخنان تتسل است. (عبارت کتاب دربارهٔ این شایعه اینجا حذف شد.) تتسل از مقامات دولتی و کلیسایی گواهینامه‌هایی گرفت مبنی بر اینکه هرگز چنین داستانی نشنیده‌اند. تتسل سوداگر و فروشنده‌ای زبردست بود، اما نه کسی که وجدان خویش را کاملاً زیر پا نهد.

فردریک خردمند و آثار متبرک ویتنبرگ

چنانچه تتسل به قلمرو فرمانروایی فردریک خردمند، برگزیندهٔ ساکسونی، درنمی‌آمد، نامی از او در تاریخ نمی‌ماند. فردریک فرمانروایی پاکدامن و دوراندیش بود و از نظر عقیدتی مخالفتی با فروش آمرزش‌نامه نداشت. وی ۱۹٬۰۰۰ اثر از قدیسین در کلیسای قلعهٔ خود در ویتنبرگ گردآورده بود و برای تکریم این آثار، و سپس برای فراهم‌آوردن هزینهٔ ساختمان پلی بر رود در تورگاو، آمرزش‌نامه‌هایی به امضای پاپ به معرض فروش نهاد و تتسل را مأمور ساخت که فواید این آمرزش‌نامه‌ها را به مردم گوشزد کند. با این حال حاضر نشد پولی را که به منظور جنگی همه‌جانبه با ترکان از راه فروش آمرزش‌نامه گردآوری شده بود (۱۵۰۱) به پاپ الکساندر ششم تحویل دهد و پرداخت آن را به زمانی موکول کرد که جنگ با ترکان به مرحلهٔ عمل درآید؛ و چون جنگ درنگرفت، فردریک خردمند پول را به دانشگاه ویتنبرگ بخشید.

در آن زمان فردریک، به علت عدم تمایل به خروج مسکوکات ساکسونی به خارج، شاید به دلیل گزافه‌گویی‌های تتسل، تبلیغ آمرزش‌نامهٔ ۱۵۱۷ را در سرزمین خود منع کرد. ولی تتسل به قدری به مرزهای ساکسونی نزدیک شد که ساکنان ویتنبرگ برای خرید آمرزش‌نامه از مرز گذشتند و نزد او رفتند. تنی چند از خریداران این «نامه‌های پاپ» را برای تأیید ارزش اعتبارشان نزد مارتین لوتر، که استاد الهیات دانشگاه ویتنبرگ بود، آوردند. لوتر از تأیید ارزش آمرزش‌نامهٔ پاپ خودداری کرد. تتسل از این خودداری آگاه شد و لوتر را به باد نکوهش گرفت، و بدین‌سان نام وی در تاریخ باقی ماند.

نود و پنج مسئله

تتسل در سنجش ستیزه‌جویی و سرسختی این استاد الهیات دچار اشتباه شده بود. لوتر بی‌درنگ مسائل خود را، مشتمل بر نود‌وپنج ماده، زیر عنوان گفتاری در توضیح فضیلت آمرزش‌نامه‌ها، به زبان لاتینی طرح ریخت. خود لوتر مفاد آن را ضلالت‌آمیز نمی‌شمرد و حقاً نیز نمی‌توان آن را ضلالت‌آمیز تلقی کرد. لوتر هنوز کاتولیک مؤمن و پابرجایی بود و قصد نداشت با کلیسای کاتولیک درافتد. وی بدین‌وسیله می‌خواست دعاوی گزاف آمرزش‌نامه‌ها و سوءاستفادهٔ فروشندگان آنها را برملا سازد. وی دریافته بود که فروش آمرزش‌نامه ندامت را، که لازمهٔ آمرزش گناه است، از دل‌ها زدوده و گناه را چون متاع کم‌ارزشی در معرض معامله با سوداگران دوره‌گرد نهاده است. مارتین هنوز منکر اختیارات روحانی پاپ در بخشایش گناه انسان نبود و عقیده داشت که وی می‌تواند کسانی را که از گناه خویش پشیمان گشته‌اند از کیفرهایی که کلیسا در این جهان بر آنان تحمیل کرده است رهایی بخشد. ولی از نظر وی قدرت پاپ در آزادکردن ارواح از برزخ، یا تخفیف کیفر گناهکاران، از این حد که با ادعیهٔ خویش نزد خداوند برای آنان شفاعت کند فراتر نمی‌رود (مواد ۲۰ تا ۲۲). از این گذشته لوتر استدلال می‌کرد که همهٔ مسیحیان بالقوه در برکاتی که مسیح و قدیسین فراهم آورده‌اند سهیمند، حتی اگر پاپ با اعطای آمرزش‌نامه این برکات را به آنان تفویض نکند.

وی پاپ را مسئول تندروی‌ها و گزافه‌گویی‌های مبلغان و فروشندگان آمرزش‌نامه نمی‌دانست، ولی به کنایه می‌گفت که این تبلیغات لجام‌گسیخته دربارهٔ آمرزش‌نامه حرمت پاپ را، حتی نزد روشنفکرانی که پیوسته از زبان عوام می‌شنوند که چرا پاپ، در حالی که به خاطر ساختمان کلیسا گروهی از مردم را می‌آمرزد، از روی مهر و دلسوزی ارواح دیگر را از عذاب نمی‌رهاند، از میان برده است (مواد ۸۱ و ۸۲). در نیمروز ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷ لوتر متن مسائل خویش را به در اصلی نمازخانهٔ کاخ فردریک در ویتنبرگ نصب کرد.

در اولین روز ماه نوامبر هر سال، که روز «همهٔ قدیسین» به شمار می‌رفت، فردریک آثار قدیسین را در این نمازخانه در معرض تماشای مردم می‌نهاد و جمعیت انبوهی در آن روز به کلیسا روی می‌آورد. طرح علنی مسائل، که ناشر آن به منظور دفاع از عقاید خود ترتیب می‌داد، از سنت‌های قدیمی دانشگاه‌های قرون وسطی بود؛ و دری که لوتر برای نصب رسالهٔ خود برگزید معمولاً نوعی تابلوی اعلانات دانشگاهی محسوب می‌شد. لوتر دعوت‌نامهٔ مؤدبانه‌ای به این مضمون به متن خویش منضم ساخت: نظر به علاقه‌ای که به دین و ایمانمان و روشن‌ساختن مفهوم آن داریم، مسائل زیر را در محفلی که به ریاست عالیجناب پدر روحانی مارتین لوتر، استاد ادبیات و الهیات دانشگاه ویتنبرگ، در این دانشگاه برپا می‌شود مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهیم داد؛ از کسانی که نمی‌توانند حضوراً در این مناظره شرکت جویند درخواست می‌شود نظرات خویش را کتباً ارسال دارند.

برای آنکه همهٔ مردم نظرات وی را دریابند، لوتر متن را به زبان آلمانی برگرداند و در میان مردم پخش کرد. علاوه بر این، با بی‌باکی و شهامت در خور ستایشی، نسخه‌ای از آن را برای آلبرشت، اسقف اعظم ماینتس، فرستاد. بدین‌سان نهضت اصلاح دینی با ادب و پارسایی و بدون نقشهٔ قبلی آغاز شد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

آلبرشت دورر، ۱۴۷۱–۱۵۲۸: نقاش، حکاک و وجدان هنر آلمان

بازگویی زندگی‌نامهٔ دورر از دیدگاه دورانت: شاگردی او در نورنبرگ و خودنگاره‌هایش، دو سفر به ایتالیا، تک‌چهره‌ها و محراب‌ها و طرح‌هایش، چاپ‌های چوبی و حکاکی‌های او از «مکاشفه» و «آلام» تا «شهسوار، مرگ و شیطان»، «قدیس هیرونیموس» و «مالیخولیا»، زندگی خانگی ناکام، سفر هلند در ۱۵۲۰–۱۵۲۱، سوگ او برای لوتر، «چهار حواری» و مرگش.

ادامه

کمال هنر آلمان: پیکرتراشان، حکاکان و نقاشان پیش از دورر

بازگویی مرور دورانت از هنر آلمان در پایان قرون وسطی: تقاضای اروپا برای صنعتگران آلمانی، معماری گوتیک متأخر، پیکرتراشان نورنبرگ یعنی فایت اشتوس و پتر فیشر و آدام کرافت، شیشه‌های رنگی و هنرهای کوچک، برآمدن گراوور چوبی و مسی و چاپ تیزابی، و نقاشان از شونگاوئر و هولباین‌ها تا ماتیاس گرونوالد و محراب ایزنهایم.

ادامه

آلمانی‌ها، ۱۳۰۰–۱۵۱۷: گرمابه، ضیافت، قوانین سخت و روح ملی در حال رشد

بازگویی تصویر دورانت از زندگی روزمرهٔ آلمان پیش از اصلاح دینی: مردمی نیرومند، باده‌نوش و گشاده‌دست، گرمابه‌های عمومی و اخلاق آزادتر آن زمان، ازدواج، خانواده‌های پرفرزند و انضباط سخت، خانه‌های چوبی راحت، مجازات‌های سخت، لباس و جشن‌ها، و احساس ملی‌ای که به شکستن قدرت رم کمک می‌کرد.

ادامه

دولت: شهسواران غارتگر، شاهزادگان و امپراتور ماکسیمیلیان پیش از لوتر

بازگویی بخش دورانت دربارهٔ دولت آلمان در پایان قرن پانزدهم: افول شهسواران و «بارون‌های دزد» گوتس فون برلیشینگن و فرانتس فون زیکینگن، اتحادیهٔ سوابیا، شاهزادگان خودکامه‌ای که بعدها از اصلاح دینی حمایت کردند، امپراتوران فردریک سوم و ماکسیمیلیان اول، سیاست ازدواج‌های هابسبورگی، و حمایت ماکسیمیلیان از دانشمندان و هنرمندان.

ادامه

عصر فوگرها: دهقانان، سرمایه و شهرهای آزاد آلمان پیش از لوتر

بازگویی بخش آغازین فصل دورانت دربارهٔ آلمان در آستانهٔ لوتر: پیشرفت و خشم دهقانان در اواخر قرن پانزدهم، شورش‌های «کفشیان»، معادن نقره و اقتصاد پولی، برآمدن خاندان بانکدار فوگر در آوگسبورگ، انحصار و گرانی، نخستین فریادها علیه سرمایه‌داران، و شکوه شهرهای آزاد آوگسبورگ و نورنبرگ.

ادامه

اراسموس انسان: عادت‌ها، شهرت و آستانهٔ انقلاب، ۱۵۱۷

بازگویی تصویر پایانی دورانت از اراسموس به‌عنوان یک آدم: زندگی مجردانه‌اش در فلاندر، سلامت و شراب و پول، چهره‌اش در نقاشی‌های ماسیس و دورر و هولباین، عیب‌ها و حسن‌هایش، بی‌اعتنایی‌اش به علم و هنر، تسلطش بر لاتین و نامه‌های مشهورش، امیدهای اومانیست‌ها به لئو دهم، و هشداری که در سپتامبر ۱۵۱۷ از نزدیکی انقلابی بزرگ داد.

ادامه