کلیسای آلمان در آستانهٔ لوتر: ثروت، شکایت از رم و توفانی در راه

بازگویی بخش پایانی فصل دورانت دربارهٔ آلمان پیش از لوتر: دینداری عامیانهٔ آلمانی‌ها، پیشگامانی چون یوهان فون وزل و وسل گانسفورت، فرقه‌های اصلاح‌شده و آگوستینی‌ها، کلیسا به‌عنوان بزرگ‌ترین زمین‌دار، شکایت از مالیات رم، کشمکش اسقف اعظم دیتر ماینتس با پیوس دوم، گلایه‌های ماکسیمیلیان، و علت‌های بی‌شمار که به اصلاح دینی انجامید.

کلیسای آلمانشکایات علیه رمعلل اصلاح دینی

~15 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۸ آبان ۱۴۰۵

بدعت‌گذاران و عارفان پیش از لوتر

وضع کلیسای آلمان در دوران جوانی لوتر براستی چگونه بود؟ در آمادگی روحانیان عالی‌قدر برای قبول انتقاد از کلیسا و منتقدان از آن اشاره‌ای بدین امر می‌توان یافت. عده‌ای ملحد در آن میان بودند که در گردش زمانه نامشان فراموش شده است. اراسموس خاطرنشان می‌سازد که «در میان ما مردانی هستند که چون اپیکور می‌اندیشند و معتقدند که روح نیز با بدن می‌میرد.» در میان اومانیست‌ها شکاکانی وجود داشتند. رازورانی بودند که وجوب وجود کلیسا یا کشیش را به‌عنوان رابط و واسطه میان خدا و خلق انکار می‌کردند و بر جنبهٔ درونی مذهب در برابر آداب و شعایر و اعمال ظاهری تأکید می‌نهادند. در اینجا و آنجا جمعیت‌های کوچکی از والدوسیان وجود داشتند که میان روحانی و عامی فرقی قائل نبودند؛ و در مشرق آلمان گروهی از هوسیان می‌زیستند که پاپ را ضدمسیح می‌خواندند.

کتاب سپس از دانشمندی به نام یوهان ولوین(؟) آوگسبورگی یاد می‌کند که با برادرش فروش آمرزش‌نامه را به‌عنوان کلاهبرداری تخطئه کردند (۱۴۶۶). (متن در اینجا مخدوش بود و این شناسایی قطعی نیست.) یوهان فون وزل، استادی ارفورتی، سرنوشت و تقدیر آدمی را تعیین‌شده به‌وسیلهٔ مشیت الهی اعلام نمود؛ فروش آمرزش‌نامه، شعایر مذهبی و دعا و ستایش قدیسان را مردود شمرد؛ و ندا در داد: «من از پاپ، کلیسا و شورای کلیسا بیزارم و فقط به مسیح ایمان دارم.» وی به‌وسیلهٔ دستگاه تفتیش افکار محکوم شد، سخنان خود را پس گرفت و در زندان جان سپرد (۱۴۸۱).

وسل گانسفورت، که به غلط به نام یوهان وسل شهرت یافته است، در مسائلی چون اعتراف به گناه، توبه و بخشش، فروش آمرزش‌نامه و برزخ چون‌وچرا نمود و کتاب مقدس را یگانه قانون و رهنمای ایمان و ایمان را یگانه راه رستگاری شمرد؛ و این، در یک جمله، همهٔ تعلیمات لوتر بود. خود لوتر در سال ۱۵۲۲ دربارهٔ وسل گفته است: اگر من آثار او را قبلاً می‌خواندم، دشمنانم می‌گفتند لوتر همه‌چیز را از وسل گرفته است؛ توافق ارواح و اندیشه‌های ما تا این حد است.

دینداری عامه و روحانیان

معهذا در آلمان مذهب کم‌وبیش در حال شکوفایی بود و اکثریت عظیم مردم مؤمن به کلیسا و، در فاصلهٔ میان گناهکاری و شرابخواری‌شان، متقی و خداپرست بودند. خانوادهٔ آلمانی تقریباً برای خود کلیسایی بود که مادر مسئله‌گوی آن و پدر کشیش آن به شمار می‌رفت. دعا مکرر در مکرر خوانده می‌شد و در هر خانه‌ای یک کتاب فرایض خانوادگی موجود بود. برای آنها که سواد نداشتند «کتب مصور» وجود داشت که در آن داستان‌های مربوط به زندگی مسیح، مریم و قدیسان نقاشی شده بود. تمثال و شمایل مریم عذرا همان‌اندازه فراوان بود که تصاویر حضرت عیسی؛ خواندن دعا و اوراد و انداختن تسبیح از کارهای رایج بودند. یاکوب اشپرنگر، بازرس دستگاه تفتیش افکار، کانونی برای تعلیم خواندن ورد از روی سبحه تأسیس کرد؛ و یک دعای آلمانی تثلیث در اندیشهٔ عوام چنین بود: «مجد و جلال از آن مریم عذرا، پدر و پسر باد.»

بعضی از روحانیان مانند مردم متدین بودند، گرچه در غوغایی که سفلگی و نادرستکاری برپا کرده بودند نامشان کمتر شنیده می‌شد؛ بدون تردید بزرگ‌مردانِ بادین و ایمان و وفاداری بودند که اعمال و افکارشان سبب ایجاد و حفظ چنین خداترسی و پرهیزگاری همه‌جاگیری می‌شد. کشیش بخش، خواه و ناخواه، صیغه یا مطابق قانون عرف زن داشت؛ اما گمان می‌رود آلمانی‌های شیردل بر این کار، به‌عنوان التیامی در هرج‌ومرج جنسی کشیشان، به چشم اغماض می‌نگریستند؛ مگر نه این بود که خود پاپ‌ها نیز در این عهد پرشور و شهوت علیه تجرد شوریده بودند؟ اما روحانیان سوگندخورده، یعنی آنها که تابع قوانین یک دیر یا یک صومعه بودند، اکنون خود دست‌اندرکار یک اصلاح و تصفیهٔ جدی بودند. بندیکتیان وضعیت نیمه‌دنیایی و نیمه‌راهبانه‌ای برای خود درست کردند و فرقهٔ سلحشوران توتونی همچنان به بی‌بندوباری‌های اخلاقی و اجحافات نظامی و آزمندی و طماعی دنیایی‌شان ادامه می‌دادند؛ اما فرایارهای دومینیکی، فرانسیسی و آگوستینی به رعایت مقررات فرقه‌های خود بازگشتند و عملاً به کارهای مفید و خیرخواهانه‌ای دست یازیدند. در این اصلاح و تصفیه، غیورتر و باحمیت‌تر از همهٔ فرقه‌ها زاهدان آگوستینی بودند که وفاداری خود را نسبت به پیمان‌ها و سوگندهای رهبانی چون فقر، پاکدامنی و اطاعت حفظ می‌کردند و در عین حال چندان دانشمند بودند که بسیاری از کرسی‌های دانشگاه‌های آلمان را اشغال نمایند. هنگامی که لوتر تصمیم به راهب‌شدن گرفت داخل همین فرقه شد.

کلیسای زمین‌دار

شکایاتی که از روحانیان آلمان می‌شد بیشتر از نخست‌کشیشان و به مناسبت ثروت‌های بی‌کران و دنیاپرستی آنان بودند. بعضی از اسقفان و روسای دیرها مجبور بودند امور اقتصادی نواحی بزرگی را که به تملک کلیسا درآمده بودند رتق و فتق کنند. آنها، خواه کلاه اسقفی بر سر داشتند و خواه راهب سرتراشیده‌ای بودند، خداوندان فئودالی به شمار می‌رفتند که اغلب نیز آسان‌گیر و باشفقت نبودند. این عده از خدمهٔ کلیسا برده جهان بودند نه مرد خدا؛ و می‌گفتند برخی از آنها، در حالی که معشوقه‌هایشان را به دنبال دارند، به دیت‌های ایالتی یا فدرال رهسپار می‌شوند. یک اسقف (کشیش) و تاریخ‌نویس کاتولیک دانشمند، یوهانس یانسن، اتهاماتی را که در آستانهٔ جنبش اصلاح دینی به کلیسای آلمان زده می‌شد، شاید با شدتی بیش از حد معمول، چنین خلاصه می‌کند: تضاد میان عشق خداپرستی و آز جهان‌دوستی، میان پرهیزگاری خداپسندانه و خودجویی و خودخواهی ناخداترسانه، در تمام مراتب روحانی، چون دیگر طبقات اجتماعی، آشکارا به چشم می‌خورد. بر اثر زیادی بیش از حد این‌گونه صفات در میان خدام مذهبی، موعظه‌های دینی و توجه و مراقبت از روح یکسر به فراموشی سپرده شدند. آزمندی، گناه دامن‌گیر و وسوسه‌انگیز قرن، در میان روحانیان از هر طبقه و مقام و فرقه‌ای، به صورت اشتیاق برای بالا بردن اجاره‌بها، درآمد، مالیات و عایدی‌های کلیسایی تا آخرین حد جلوه‌گر بود.

کلیسای آلمان توانگرترین کلیسای دنیای مسیحیت بود. مطابق حساب، تقریباً در حدود یک‌سوم تمام املاک غیرمنقول کشور در دست کلیسا بود و این امر که مقامات روحانی همیشه در پی افزون ساختن دارایی‌های خود بودند بیشتر آنها را در خور سرزنش و ملامت می‌ساخت. بناها و مؤسسات کلیسایی در بسیاری از شهرها قسمت اعظم زمین‌ها را فراگرفته بودند.

در میان خود کشیشان از نظر درآمد تضاد و اختلاف بسیار شدید و مشخص وجود داشت. روحانیان فرودستی که مقرری رسمی‌شان از عواید و عشریات نقاط مختلف تأمین می‌شد اغلب بر اثر فقر و تنگدستی، اگر نگوییم بر اثر وسوسهٔ آن، مجبور می‌شدند به داد و ستدهایی که برازندهٔ مقامشان نبود دست یازند و در نتیجه مورد تحقیر مردم بخش خود قرار گیرند. از آن طرف روحانیان بالادست از ثروتی فراوان و بیش از اندازه بهره‌مند بودند و بسیاری از آنها پروایی نداشتند که آن را به طریق زننده‌ای به رخ مردم بکشند و خشم و نفرت توده عوام، حسادت طبقات بالا و سرزنش و ملامت مغزهای جدی را برانگیزند. در بسیاری از نقاط صدای مردم به شکایت از سوءاستفاده‌های مادی از اشیای متبرک، از پول‌های مکرری که به رم فرستاده می‌شد، از مالیات سالانه‌ای که اسقف جدید به پاپ می‌داد، و از حق‌سکوت‌ها بلند بود. احساس تلخ نفرت‌باری علیه ایتالیایی‌ها پدید آمد.

شکایت از رم

به‌تدریج در سینهٔ مردم، حتی در اندیشهٔ مردانی چون برتولت فون هنبرگ، اسقف اعظم، که فرزندان حقیقی کلیسای مقدس بودند، ریشه دوانید. وی در نهم سپتامبر ۱۴۹۶ نوشت که «ایتالیایی‌ها باید به آلمانی‌ها به خاطر خدماتشان پاداش دهند، نه آنکه با غصب و دزدیدن پول‌هایشان خون روحانیان را بمکند.» اگر آلمان می‌توانست ادعاها و اخاذی‌های پاپ‌ها را نادیده بگیرد، ممکن بود دنیادوستی و مال‌پرستی اسقفان خود را ببخشاید. روح وطن‌پرستی، که هر روز بیشتر قوت می‌گرفت، ادعای پاپ‌ها را بر اینکه هیچ‌کس بدون تأیید پاپ قانوناً امپراتور نیست و اختیار عزل امپراتوران و پادشاهان با دستگاه پاپی است مردود می‌شمرد. کشمکش میان طبقات روحانی و کشوری بر سر انتصاب مأموران کلیسایی، برخورد اختیارات قضایی محکمه‌های کشوری و روحانی، و معافیت روحانیان از تقریباً تمام الزامات و قوانین کشوری همچنان ادامه داشت. نجبای آلمانی با رنجشی آزمندانه به اموال پرارزش کلیسا می‌نگریستند و سوداگران از اینکه دیرها و صومعه‌ها، که مدعی بخشودگی از مالیات بودند، در تولید و تجارت با آنها رقابت می‌کردند اندوهگین بودند. نزاع در این مرحله بیشتر بر سر منافع و ملاحظات مادی بود تا اختلاف در اصول و عقاید دینی.

یک تاریخ‌نویس کاتولیک دیگر می‌گوید: در آلمان عقیدهٔ عمومی بر این بود که دستگاه اداری رم در باب مالیات فشار غیرقابل تحملی بر مردم وارد می‌سازد. بارها از اینکه حق‌المحاکمه‌ها، عواید سال اول اسقف‌نشین‌ها و اجر و مزدی که برای اجرای فرایض کلیسایی خواسته می‌شد به‌طور نامناسب و برخلاف شریعت و قانون بالا برده می‌شود، و از اینکه بدون رضایت و توافق اسقف‌های کشور آمرزش‌نامه‌های بی‌شمار جدیدی منتشر می‌شوند، و نیز از اینکه مالیات‌های پی‌درپی به‌عنوان جنگ‌های صلیبی اخذ می‌شوند و به مصارف دیگری می‌رسند شکایت می‌شد، حتی از سوی کسانی که سرسپرده کلیسا و پاپ بودند. اغلب اعتراف می‌کردند که شکایات و نارضایتی‌های مردم آلمان از رم، از نظر مالی، اکثراً صحیح و بسیار بجا بوده‌اند.

در سال ۱۴۵۷ مارتین مایر، دبیر دیتریش اسقف اعظم ماینتس، هنگام حمله به کاردینال پیکولومینی خلاصهٔ خطاهایی را که سبب آزردگی آلمان از دربار پاپ شده بودند با خشم چنین بیان کرد. به مضمون نوشت: انتخاب اسقفان اغلب بدون هیچ دلیلی به تعویق افکنده می‌شود و امتیازات و مقام‌ها، از هر نوعی، برای کاردینال‌ها و دبیران پاپ‌ها حفظ می‌گردد؛ به خود کاردینال پیکولومینی سه درآمد و مقام کلیسایی، به صورتی غیرمعمول که هیچ‌کس تا به حال نشنیده، در سه تا از ایالات آلمان اعطا شده است؛ وعده‌های انتصابات بی‌شمار داده می‌شوند، عواید سالانهٔ اسقف‌نشین‌ها و دیگر مالیات‌ها با شدت و سختی مطالبه می‌شوند، مهلتی داده نمی‌شود و این نیز هویداست که از مبلغ قانونی معهود مقدار بیشتری ستانده می‌شود؛ اسقف‌نشین‌ها به آنها که شایسته‌ترند واگذار نمی‌گردد بلکه به کسانی که بیشتر رشوه می‌دهند داده می‌شود؛ برای اندوختن پول هر روز آمرزش‌نامه‌های جدیدی منتشر و مالیات‌های جنگی بیشتری تحمیل می‌شود بی‌آنکه نظر و رضایت اسقفان آلمانی خواسته شود؛ دادخواهی‌هایی را که باید در کشور انجام گیرند با شتاب به محاکم پاپی ارجاع می‌کنند؛ با آلمانی‌ها چون مردمان وحشی اما ثروتمند رفتار می‌شود؛ و به هزار حیلهٔ زیرکانه چشمهٔ پول‌هایشان را می‌خشکانند. سال‌های بسیار است که آلمان بر خاک سیاه نشسته و بر فقر و سرنوشت دردناک خود نوحه کرده است، اما اکنون بزرگان آن گویی از خواب برخاسته‌اند؛ اکنون برآنند که یوغ بردگی رم را از گردن فروافکنند و آزادی قدیم خویش را به دست آورند. (متن کتاب اینجا خلاصه شد.)

دیتر ماینتس و پیوس دوم

هنگامی که کاردینال پیکولومینی با عنوان پیوس دوم به مقام پاپی رسید (۱۴۵۸) این اعتراضات را نادیده گرفت؛ از دیتر فون ایزنبورگ ۲۰٬۵۰۰ گیلدر برای انتصاب وی به مقام اسقفی اعظم ماینتس مطالبه کرد (۱۴۵۹). دیتر از پرداخت آن امتناع ورزید و اعتراض کرد که مبلغ مزبور از مبالغی که از پیشینیان اخذ می‌شده خیلی بیشتر است. پیوس وی را تکفیر کرد، دیتر حکم تکفیر را نادیده گرفت و چند تن از شاهزادگان آلمان به پشتیبانی او برخاستند. دیتر یک حقوقدان نورنبرگی به نام گرگور هایمبورگ را برانگیخت تا احساسات مردم را در باب تفوق شورای عمومی کلیسا بر پاپ‌ها برانگیزاند. هایمبورگ به فرانسه رفت تا شاید به یک اقدام ائتلافی علیه دستگاه پاپی توفیق یابد. برای مدتی چنین به نظر می‌رسید که ملت‌های شمالی حلقهٔ اطاعت رم را از گردن فرو خواهند افکند.

اما عمال پاپ هواداران و متحدین دیتر را یکی‌یکی از او جدا کردند و پیوس آدولف ناسویی را به جای دیتر به اسقفی برگماشت. سپاهیان دو اسقف اعظم در نبردی خونین با هم جنگیدند؛ دیتر شکست یافت؛ وی برای رهبران و فرمانروایان آلمان پیام بیدارباشی فرستاد که اگر با یکدیگر از در اتحاد درنیایند مکرر جنبش آزادی‌بخش آنها دچار شکست خواهد شد؛ و این اعلامیه یکی از نخستین اسنادی بود که به‌وسیلهٔ گوتنبرگ چاپ شدند.

آتش نارضایتی آلمانی‌ها با این پیروزی پاپ‌ها خاموش نشد. پس از آنکه مبلغ هنگفتی از ارز آلمان در سال بخشش عام ۱۵۰۰ به رم سرازیر شد، دیت آوگسبورگ تقاضا کرد که مقداری از آن پول به آلمان برگردانده شود. صدای امپراتور ماکسیمیلیان به شکایت بلند شد که عایدی و پولی که پاپ از آلمان بیرون می‌کشد صدها بار بیش از درآمد خود وی از این کشور است. در سال ۱۵۱۰، هنگامی که با پاپ یولیوس دوم در جنگ بود، به یکی از اومانیست‌ها، یعنی ویمپفلینگ، دستور داد که صورتی از شکایات و دل‌گرانی‌های ملت آلمان را از پاپ‌ها تهیه کند؛ برای مدتی اندیشهٔ جداکردن کلیسای آلمان از دستگاه رم به مغزش خطور کرد، اما ویمپفلینگ، به استناد آنکه امیران آلمانی از وی پشتیبانی نخواهند کرد، از این کار بازش داشت. با وجود این تمام پیشرفت‌های اقتصادی این قرن راه را برای قیام لوتر باز کردند. سرانجام اختلاف اساسی منافع و ملاحظات مادی جنبش اصلاح دینی آلمان، که خواستار قطع جریان پول‌های آلمان به ایتالیا بود، را به مخالفت با رنسانس ایتالیا، که از طلاهای آلمان نیاز مالی شعر و هنرش را سیراب می‌ساخت، برانگیخت.

ضدروحانیت و توفانی در راه

در میان مردم عقاید ضدمذهبی پابه‌پای دینداری پیش می‌رفتند. پاستور شرافتمند می‌نویسد که روح انقلابی نفرت از کلیسا و روحانیت در میان طبقات مختلف مردم در سراسر اروپا موج می‌زد، و فریاد «مرگ بر کشیشان!» که زمانی در نهان و زیر لب گفته می‌شد اینک شعار همگان شده بود. شدت و حدت این دشمنی و خشم عمومی آن‌قدر زیاد بود که دستگاه تفتیش افکار، که آن زمان در اسپانیا در اوج قدرت بود، در آلمان به‌سختی جرئت آن را داشت که کسی را محکوم کند. رسالات شدیدللحن باران حمله بر سر کلیسای آلمان می‌ریختند، اما شدت آن هرگز به پای حملاتی که به رم می‌شد نمی‌رسید. بعضی از راهبان و کشیشان نیز به ستون حمله پیوستند و دسته‌ها و جمعیت‌های خود را علیه تجمل‌پرستی و اسراف‌کاری روحانیان مدارج بالا انگیختند. زایرانی که از مراسم سال بخشش عام ۱۵۰۰ بازگشتند داستان‌های وحشتناکی، اغلب مبالغه‌آمیز، از هرزگی‌ها و سم‌خورانیدن‌های پاپ‌ها، از لاف و گزاف‌ها و اجحافات کاردینال‌ها و از شرک و پول‌دوستی عمومی به ارمغان آوردند. بسیاری از آلمانی‌ها سوگند خوردند که همچنان‌که نیاکان آنها در ۱۴۷۶ قدرت رم را درهم شکستند، آنها یا فرزندانشان نیز بار دیگر بینی آن نیروی ستمگر را به خاک خواهند سایید. دیگران تحقیری را که پاپ گرگوریوس هفتم در کانوسا نسبت به امپراتور هانری چهارم روا داشته بود به خاطر آوردند و اندیشیدند که زمان انتقام فرا رسیده است. در سال ۱۵۲۱ آلئاندرو، سفیر پاپ، لئو دهم را از انقلاب قریب‌الوقوع علیه کلیسا آگاه ساخت و گفت که پنج سال پیش از بسیاری از آلمانی‌ها شنیده بوده است که منتظرند «احمقی» دهانش را علیه رم بگشاید.

هزاران عامل و علت روحانی، عقلانی، عاطفی، اقتصادی، سیاسی و اخلاقی پس از قرن‌ها ممانعت و سرکوفتگی جمع می‌شدند و گردبادی نیرومند برمی‌انگیختند که اروپا را به بزرگ‌ترین دگرگونی و انقلاب، پس از فتح رم به دست قبایل وحشی، می‌کشانید: ضعف و سستی دستگاه حکمرانی پاپ‌ها بر اثر انتقال مقر پاپی به آوینیون و شقاق دستگاه پاپی؛ از هم‌پاشیدن بنای نظامات رهبانی و تجرد کشیشان؛ تجمل‌پرستی نخست‌کشیشان؛ فساد دربار پاپ؛ فعالیت‌های دنیوی پاپ‌ها؛ نحوهٔ سلوک و اخلاق الکساندر ششم، جنگ‌های یولیوس دوم، سرخوشی‌های بی‌بندوبار لئو دهم؛ خرید و فروش آثار متبرک و داد و ستد آمرزش‌نامه‌ها؛ غلبهٔ اسلام بر مسیحیت در جنگ‌های صلیبی و نبردهای ترکان عثمانی؛ آشنایی پراکنده با ادیان غیرمسیحی؛ نفوذ فلسفه و علوم اسلامی؛ اضمحلال فلسفهٔ مدرسی در فلسفهٔ غیرعقلانی اسکوتوس و شکاکیت ویلیام اکامی؛ شکست جنبش شوراها برای اصلاح و تصفیهٔ دین و کلیسا؛ کشف فرهنگ‌های باستانی مشرک و اکتشاف آمریکا؛ اختراع چاپ؛ انتشار و توسعهٔ سواد و تعلیم و تربیت؛ ترجمه و خواندن کتاب مقدس؛ درک تضاد و مغایرت میان فقر و سادگی حواریون و تمول مسرفانه و پرتشریفات کلیسا (که درک و تشخیص تازه‌ای بود)؛ تراکم ثروت و استقلال اقتصادی آلمان و انگلستان؛ روی کار آمدن و ترقی طبقهٔ سومی که از تضییقات و مطالبات روحانیان متنفر بود؛ اعتراض علیه فرستادن و جریان پول آلمان به رم؛ افتادن قانون و حکومت به دست مقامات کشوری؛ شدت‌یافتن ملی‌گرایی و قدرت‌یافتن حکومت‌های مطلقه؛ نفوذ ملی‌گرایانهٔ زبان‌ها و ادبیات بومی؛ میراث‌های انقلابی والدوسیان و ویکلیف و هوس؛ و خواهش و داعیهٔ رازورانه برای دینی که جنبهٔ تشریفاتی و آیین ظاهری آن کمتر و جنبهٔ شخصی و درونی آن بیشتر باشد.

همهٔ این علل و بواعث اکنون به صورت سیلابی از قدرت به هم می‌پیوستند تا قشر آداب و رسوم قرون وسطی را درهم شکنند، همهٔ بندها و مقررات را بگسلند، اروپا را به صورت ملت‌ها و فرقه‌های گوناگون درآورند، بیشتر و بیشتر مبانی و دلخوشی‌های معتقدات قدیمی را از میان بردارند، و شاید آغاز پایان‌یافتن فرمانروایی مسیحیت را بر حیات عقلانی و فکری انسان اروپایی اعلام دارند.

بدین‌سان فصل پانزدهم به پایان می‌رسد و «کتاب دوم: انقلاب دینی، ۱۵۱۷–۱۵۶۴» آغاز می‌شود که نخستین فصل آن دربارهٔ لوتر است.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

آلبرشت دورر، ۱۴۷۱–۱۵۲۸: نقاش، حکاک و وجدان هنر آلمان

بازگویی زندگی‌نامهٔ دورر از دیدگاه دورانت: شاگردی او در نورنبرگ و خودنگاره‌هایش، دو سفر به ایتالیا، تک‌چهره‌ها و محراب‌ها و طرح‌هایش، چاپ‌های چوبی و حکاکی‌های او از «مکاشفه» و «آلام» تا «شهسوار، مرگ و شیطان»، «قدیس هیرونیموس» و «مالیخولیا»، زندگی خانگی ناکام، سفر هلند در ۱۵۲۰–۱۵۲۱، سوگ او برای لوتر، «چهار حواری» و مرگش.

ادامه

کمال هنر آلمان: پیکرتراشان، حکاکان و نقاشان پیش از دورر

بازگویی مرور دورانت از هنر آلمان در پایان قرون وسطی: تقاضای اروپا برای صنعتگران آلمانی، معماری گوتیک متأخر، پیکرتراشان نورنبرگ یعنی فایت اشتوس و پتر فیشر و آدام کرافت، شیشه‌های رنگی و هنرهای کوچک، برآمدن گراوور چوبی و مسی و چاپ تیزابی، و نقاشان از شونگاوئر و هولباین‌ها تا ماتیاس گرونوالد و محراب ایزنهایم.

ادامه

آلمانی‌ها، ۱۳۰۰–۱۵۱۷: گرمابه، ضیافت، قوانین سخت و روح ملی در حال رشد

بازگویی تصویر دورانت از زندگی روزمرهٔ آلمان پیش از اصلاح دینی: مردمی نیرومند، باده‌نوش و گشاده‌دست، گرمابه‌های عمومی و اخلاق آزادتر آن زمان، ازدواج، خانواده‌های پرفرزند و انضباط سخت، خانه‌های چوبی راحت، مجازات‌های سخت، لباس و جشن‌ها، و احساس ملی‌ای که به شکستن قدرت رم کمک می‌کرد.

ادامه

دولت: شهسواران غارتگر، شاهزادگان و امپراتور ماکسیمیلیان پیش از لوتر

بازگویی بخش دورانت دربارهٔ دولت آلمان در پایان قرن پانزدهم: افول شهسواران و «بارون‌های دزد» گوتس فون برلیشینگن و فرانتس فون زیکینگن، اتحادیهٔ سوابیا، شاهزادگان خودکامه‌ای که بعدها از اصلاح دینی حمایت کردند، امپراتوران فردریک سوم و ماکسیمیلیان اول، سیاست ازدواج‌های هابسبورگی، و حمایت ماکسیمیلیان از دانشمندان و هنرمندان.

ادامه

عصر فوگرها: دهقانان، سرمایه و شهرهای آزاد آلمان پیش از لوتر

بازگویی بخش آغازین فصل دورانت دربارهٔ آلمان در آستانهٔ لوتر: پیشرفت و خشم دهقانان در اواخر قرن پانزدهم، شورش‌های «کفشیان»، معادن نقره و اقتصاد پولی، برآمدن خاندان بانکدار فوگر در آوگسبورگ، انحصار و گرانی، نخستین فریادها علیه سرمایه‌داران، و شکوه شهرهای آزاد آوگسبورگ و نورنبرگ.

ادامه

اراسموس انسان: عادت‌ها، شهرت و آستانهٔ انقلاب، ۱۵۱۷

بازگویی تصویر پایانی دورانت از اراسموس به‌عنوان یک آدم: زندگی مجردانه‌اش در فلاندر، سلامت و شراب و پول، چهره‌اش در نقاشی‌های ماسیس و دورر و هولباین، عیب‌ها و حسن‌هایش، بی‌اعتنایی‌اش به علم و هنر، تسلطش بر لاتین و نامه‌های مشهورش، امیدهای اومانیست‌ها به لئو دهم، و هشداری که در سپتامبر ۱۵۱۷ از نزدیکی انقلابی بزرگ داد.

ادامه