سازماندهنده
میانهروی کالون در نخستین سالهای پس از بازگشت به ژنو همهٔ ساکنان این شهر را جز معدودی پشتیبان او ساخت. برای اداره کلیسای سن پیر و دیگر کلیساهای شهر هشت کشیشیار در اختیارش نهاده بودند. روزی دوازده تا هجده ساعت از وقت خود را به ایراد وعظ و خطابه، رسیدگی به امور اداری، تدریس الاهیات، سرپرستی کلیساها و آموزشگاهها، راهنمایی شوراهای شهری و وضع مقررات اجتماعی و آیینهای نماز کلیسایی صرف میکرد. در خلال این اشتغالات کتاب مبادی خود را بسط داد، تفسیرهایی بر کتاب مقدس نوشت و به مکاتبات خود ادامه داد. نامههایی که نوشته اندکی از نامههای اراسموس کمترند ولی در شیوایی و فصاحت بر آنها برتری دارند. بسیار کم غذا میخورد، کم میخوابید و مرتب روزه میگرفت. جانشین و نویسندهٔ زندگینامهٔ او، تئودور دو بز، در شگفت بود که چگونه مرد کوچکاندامی چون کالون از عهدهٔ این همه کار، آن هم کارهای متنوع و ناجور، برآمده است.
نخستین اقدام کالون پس از بازگشت به ژنو تجدید سازمان کلیسای اصلاحشده بود. «شورای صغیر» به درخواست او مجمعی مرکب از پنج کشیش و شش تن از اعضای شورا، به ریاست کالون، مأمور تدوین آییننامهای برای کلیسا کرد. «آییننامهٔ کلیسا» که به دست این مجمع تدوین شد، و پارهای از اصول آن هنوز اساس تشکیلات کلیساهای اصلاحشده و پرسبیتری اروپا و امریکا را تشکیل میدهند، در ۲ ژانویهٔ ۱۵۴۲ به تصویب شورای کبیر رسید. این آییننامه اداره امور کلیسا را به دست کشیشان، معلمان، ریشسفیدان غیرروحانی و شماسان سپرد. روحانیان ژنو سازمانی به نام «انجمن مقدس» تشکیل دادند که وظیفهاش، گذشته از سرپرستی کلیساهای شهر، پرورش کشیشان تازه بود. از آن پس هیچ کشیشی حق نداشت بدون اجازهٔ این انجمن در کلیساهای ژنو وعظ کند. برای اشتغال به خدمت در کلیسا هر کشیشی ملزم بود علاوه بر کسب اجازه از انجمن مقدس، موافقت شوراهای شهری و کلیساهای مربوط را نیز جلب کند و مانند سابق از طرف اسقف به کشیشی گمارده نمیشد.
کشیشان کلیسای اصلاحشده، با آنکه چون روحانیان کلیسای کاتولیک رومی برای خویشتن قدرت مافوق بشری قائل نبودند و آییننامهٔ کلیسا نیز آنان را از حق اشتغال به کارهای غیردینی محروم کرده بود، عملاً چنان قدرتی یافتند که هیچ فرد روحانی پس از کاهنان ادوار اولیهٔ تاریخ اسرائیل از آن برخوردار نبوده است. کالون میگفت قوانین هر کشور مسیحی باید از کتاب مقدس ریشه گیرد؛ کشیشان برای تفسیر کتاب مقدس واجد صلاحیتاند؛ و دستگاه حکومت ملزم است قوانین کتاب مقدس را، آنگونه که روحانیان درمییابند و تفسیر میکنند، به کار بندد. قبول این نظریات قطعاً برای اعضای کاردان و واقعبین شوراهای ژنو دشوار بود، ولی چون نظم و آرامش را برای رونق اقتصاد شهر ضروری میشمردند، اجباراً بدانها تن در دادند. بدینسان حکومت دینی که به دست روحانیان اداره میشد، در طول ربع قرن، در شهر ژنو جایگزین اولیگارشی طبقهٔ بازرگان و سرمایهدار شد.
هیئت اجراییه
مجری تصمیمات این حکومت دینی هیئت اجراییهای بود مرکب از پنج کشیش و دوازده ریشسفید غیرروحانی که همگی توسط شورای کبیر برگزیده میشدند. از آنجا که کشیشان تا پایان دورهٔ کشیشی خویش و ریشسفیدان تنها یک سال در هیئت عضویت داشتند، تصمیمات هیئت، در مواردی که پیوند مستقیمی با امور مالی و تجاری نداشتند، توسط اعضای روحانی آن اتخاذ میشدند. این هیئت حق انعقاد مراسم نیایش و نظارت بر رفتار ساکنان شهر را به خود اختصاص داده بود؛ سالی یک بار یک کشیش و یک رهبر از طرف هیئت به خانوادههای شهر سرکشی میکردند. هیئت حق داشت هر کسی را برای بازخواست احضار کند، خطاکاران را آشکارا تنبیه یا تکفیر کند و از شورا تقاضا کند آنانی را که از کلیسا طرد میشوند از شهر براند. کالون رهبر این هیئت بود و از ۱۵۴۱ تا هنگام مرگش (۱۵۶۴) مقتدرترین شخص ژنو به شمار میرفت. فرمانروایی مستبدانهٔ خود را بر ساکنان ژنو به نیروی اراده و خصلت شخصی تحمیل کرده بود، نه با اتکای به زور یا قانون. ایمان راسخ او به درستی رسالتش و سرسپردگی کامل به وظیفهای که به دوش گرفته بود چنان نیرویی به او داده بود که کسی نمیتوانست در برابرش بایستد. اگر ایلدبراندو میتوانست سری از گور درآورد و ژنوی زمان کالون را نظاره کند، از اینکه با فرمانروایی کلیسا بر دولت آرزوی او سرانجام تحقق یافته بود خشنود میگشت.
نیایش، مخالفان و کیفر مرگ
روحانیان، با استفاده از قدرت نامحدودی که به دست آورده بودند، نخست برای مجامع دینی مقرراتی وضع و فرمانی به این مضمون صادر کردند: همهٔ افراد خانوادهها، جز آنانی که برای پرستاری کودکان یا مواظبت از احشام خویش مجبورند در خانه بمانند، باید در مجامع دینی روزهای یکشنبه حضور یابند. هرگاه در طی هفته وعظی در یکی از کلیساهای شهر ایراد شود، کسانی که فرصت دارند باید به کلیسا بروند (کالون هفتهای سه تا چهار بار در کلیساهای ژنو وعظ میکرد). هرگاه کسی پس از آغاز موعظه به کلیسا برسد، نخست به او اخطار خواهد شد و اگر به تأخیر خود ادامه دهد به پرداخت جریمه محکوم خواهد گشت. کسی در شهر ژنو مجاز نبود به دلیل داشتن عقیدهٔ دینی متفاوت از مجامع دینی پروتستان غیبت کند. کالون، از نظر انکار آزادی عقیده، از مستبدترین پاپها نیز سختگیرتر بود. اصل آزادی عقیده و دین، که جنبش پروتستان را برپا ساخت، به دست بزرگترین قانونگذار پروتستان زیر پا نهاده شد. کالون، که شاهد پراکندگی پروتستانها به صدها فرقه و دستهٔ گوناگون بود و انقسام کیش پروتستان را به شاخههایی بیشتر پیشبینی میکرد، به هیچیک از فرقههای مسیحی، جز فرقهای که خود رهبر آن بود، در شهر ژنو مجال فعالیت نمیداد. در آنجا جمعی عالم دینی حق داشتند به سلیقهٔ خویش اعتقادنامهای تنظیم کنند و آن دسته از ساکنان ژنو که نمیخواستند آن را بپذیرند باید شهر را ترک میکردند. غیبت مستمر از مجامع دینی پروتستان یا شرکتنکردن در آیین قربانی مقدس جرمی درخور کیفر بود. بدعت یا ناسازگاری با معتقدات رسمی کلیسا بار دیگر توهین به خدا و خیانت به دولت به حساب آمد و بدعتگذاران به مرگ محکوم شدند. آیین کاتولیک که این نظریه را دربارهٔ بدعت شایع کرده بود اکنون خود مظهر بدعت به شمار آمد. در فاصلهٔ سالهای ۱۵۴۲ تا ۱۵۶۴ به جرم سرپیچی از قوانین تازهٔ شهر پنجاهوهشت تن به مرگ محکوم و هفتاد و شش تن از ژنو تبعید شدند.
در ژنو نیز، چون جاهای دیگر، جادوگری از گناهان کبیره محسوب میشد، چنانکه تنها در یک سال، به صلاحدید و درخواست هیئت اجراییه، چهارده جادوگر را به این اتهام که به یاری شیطان شهر را به طاعون آلودهاند آتش زدند. هیئت اجراییه دین را از اخلاق و کردار تفکیک نمیکرد، زیرا معتقد بود ثمرهٔ دینداری پاکی کردار و فضیلت اخلاقی است. کالون، که خود مردی ریاضتکش و سختگیر بود، آرزوی ایجاد جامعهای را در سر میپروراند که نظم و انضباط و پاکی آن گواه بر درستی معتقدات دینی او باشد و آیین کاتولیک را، که رم را کانون فساد و خوشگذرانی ساخته بود، رسوا کند. نظم و انضباط را چون ستون فقرات شخصیت میدانست و معتقد بود انسان به یاری آن میتواند از زیر بار پستی و دنائت طبیعت بشر قد راست کند و بر نفس خود چیره شود. از روحانیان انتظار داشت نمونهٔ پاکی و راستی باشند. میگفت روحانیان حق دارند زناشویی کنند و فرزندانی بار آورند، ولی باید از شکار، قمار، خوشگذرانی، سوداگری و هرگونه سرگرمی غیردینی بپرهیزند و اجازه دهند سران کلیسا همهساله به اخلاق و کردارشان رسیدگی کنند.
نظام اخلاقی
برای نظارت بر رفتار مسیحیان عادی مقرر شد هر سال یکی از رهبران عضو هیئت اجراییه در بخشی از شهر که به او واگذار شده بود به خانههای مردم سر زند و دربارهٔ همهٔ شئون زندگی آنان تحقیق کند. هیئت اجراییه و شورای شهر متفقاً بر رفتار مردم نظارت میکردند و میکوشیدند ساکنان شهر را از وقتگذرانی با قمار، ورقبازی، هتک حرمت مقدسات، میگساری، رفت و آمد زیاد به مهمانخانهها، رقص (که در آن هنگام با بوسه و همآغوشی همراه بود)، خواندن آوازهای ناپسند غیردینی، افراط در مهمانداری، تجمل و بیبندوباری در لباسپوشیدن بازدارند. مقامات شهری حتی رنگ و مقدار پوشاک مردم و شمار بشقابهایی را که هنگام صرف خوراک به کار میرفتند محدود و مشخص کرده بودند. آرایش پیکر زنان به جواهر و گلابتون مذموم بود. زنی را از آنرو که گیسوی خود را به طرز ناپسند و هوسانگیزی بلند ساخته بود به زندان افکندند.
نمایشنامهها را نخست به موضوعهای دینی محدود و سپس اجرای هرگونه نمایشی را در شهر تحریم کردند. دادن نام قدیسان کلیسای کاتولیک رومی به نوزادان ممنوع شد و مقامات شهر مردم را تشویق میکردند نام فرزندانشان را از میان نامهای کتاب عهد قدیم برگزینند. پدری که اصرار میورزید فرزندش را بهجای ابراهیم کلود بنامد زندانی شد. مقامات پروتستان سنت سانسور مطبوعات را از کاتولیکها گرفتند و تشدید کردند (۱۵۶۰). نشر مطبوعات حاوی تعلیمات دینی غلط یا کتابهایی که مضامین آنها برای اخلاق مردم زیانبخش تلقی میشد تحریم گشت. چندی بعد نشر رسالات مونتنی و امیل روسو را نیز منع کردند. بدگویی از کالون یا روحانیان شهر جرم محسوب میشد. کسانی که این مقررات را نقض میکردند بار اول توبیخ میشدند؛ در صورت تکرار به پرداخت جریمه محکوم میگشتند؛ و هرگاه به تخلف ادامه میدادند بازداشت یا تبعید میشدند. کیفر فاحشگی تبعید یا خفگی در آب بود و مجازات زنا، کفرگویی یا بتپرستی مرگ. در یک مورد استثنایی کودکی را که والدین خود را مضروب کرده بود کشتند. در سالهای ۱۵۵۸ و ۱۵۵۹ چهارصد و چهارده تن به اتهام سرپیچی از مقررات اخلاقی تحت تعقیب قرار گرفتند، و در فاصلهٔ سالهای ۱۵۴۲ تا ۱۵۴۶ (تاریخهای خود کتاب، که با ارقام پیشین جور درنمیآید) هفتاد و شش تن از ساکنان شهر تبعید و پنجاهوهشت تن اعدام شدند. جمعیت ژنو در این هنگام در حدود ۲۰٬۰۰۰ تن بود (به نقل کتاب). در اینجا نیز، چون شهرهای دیگر قرن شانزدهم، متهمان را برای اخذ سند و گرفتن اعتراف زجر و شکنجه میدادند (جزئیات را حذف کردم).
مدارس، مبلغان و طبقات
برای امور آموزشی، اجتماعی و اقتصادی نیز مقرراتی وضع شد. کالون چند آموزشگاه و یک آکادمی تأسیس کرد و برای یافتن معلمان ورزیدهٔ لاتینی، یونانی، عبری و الاهیات در اروپای باختری به کاوش پرداخت. همچنین کشیشان جوانی پرورش داد که انجیل مسیح را، با همان شور و حرارت و ازجانگذشتگی یسوعیان در آسیا، در فرانسه، هلند، اسکاتلند و انگلستان تبلیغ میکردند. در طول یازده سال (۱۵۵۵ تا ۱۵۶۶، به نقل کتاب) صد و شصت و یک مبلغ دینی از ژنو به فرانسه فرستاده شدند که بسیاری از آنان هنگام شهادت سرودهای هوگنوها را میخواندند. کالون ترکیب جامعه از طبقات اجتماعی را طبیعی میشمرد و در قانونش نوع پوشاک و حدود فعالیت هر یک از طبقات شهر ژنو را تعیین کرده بود. از هر کسی انتظار داشت با موقعیت اجتماعی خویش بسازد و، بدون حسد به دیگران و شکایت از وضع اجتماع، وظایفی را که مقام اجتماعیاش بر عهدهاش نهاده به جای آورد. دریوزگی در شهر ژنو ممنوع شد و برای دستگیری از تنگدستان و نیازمندان سازمانهای خیریه تأسیس شدند.
آیین کالونی و سرمایهداری
ارجی که آیین کالونی به پرکاری، هوشیاری، پشتکار و صرفهجویی میداد شاید یکی از موجبات رشد و گسترش صنعت و بازرگانی جوامع پروتستان بوده باشد، ولی روی پیوند آیین کالونی با رشد سرمایهداری بیش از حد تکیه کردهاند. سرمایهداری در فلورانس و فلاندر کاتولیک، پیش از روزگار اصلاح دینی، و در ژنوی پیش از زمان کالون رشد کرده بود. کالون اصالت فرد را در امور اقتصادی، چون در امور دینی و اخلاقی، ناچیز میگرفت. واحد اجتماعی به دیدهٔ او، بهجای فرد آزاد (که بنیان انقلاب لوتر را تشکیل میداد)، جامعهٔ کشور یا شهری بود که قوانین و نظامات شاق همهٔ ساکنانش را به هم میپیوستند. ادراک او از وابستگی انسان به اجتماعی که در آن به سر میبرد در خلال نوشتهاش به روشنی به چشم میخورد: عضو جامعهٔ مسیحی حق ندارد دارایی خویش را از آن خود بپندارد و آن را به رفع نیازمندی خصوصی خود اختصاص دهد؛ او دارایی خود را با همهٔ اعضای جامعه در میان مینهد و برای خویشتن نفعی جز آنچه همهٔ جامعه از آن برخوردار میشود منظور نمیدارد.
کالون به سوداگریای که منظور آن استفادهٔ شخصی بود یا به گردآوری مال و ثروت از راههای جابرانه روی خوش نشان نمیداد. مانند گروهی از نظریهپردازان اواخر قرون وسطی رباخواری را مجاز میشمرد ولی بهرهٔ وام را به پنج درصد محدود میکرد و مصراً میگفت در صورت نیازمندی افراد یا جامعه وام باید بدون بهره پرداخت شود. هیئت اجراییه با موافقت او محتکران، انحصارگران و صرافانی را که با بهرهٔ سنگین به مردم وام میدادند توبیخ کرد. کالون بهای خوراک، پوشاک و عمل جراحی را در شهر ژنو تثبیت کرد. هیئت اجراییه سوداگرانی را که خریداران خود را میفریفتند، کسانی را که اوزان و اندازهها را به نفع خویش تغییر میدادند و پارچهفروشانی را که پارچه را کوتاه میبریدند به کیفر میرساند. گاهی حکومت شهر ژنو به طرف سوسیالیسم دولتی کشیده میشد، چنانکه انجمن مقدس برای اداره بعضی از صنایع رأساً بانکی بنیاد نهاد.
با این وصف پیوند آیین کالونی را با تجارت و سرمایهداری نمیتوان نادیده گرفت. برای کالون امکان نداشت با جلوگیری از گسترش بازرگانی ژنو، که هستی آن در گرو تجارت بود، به رهبری خود ادامه دهد. از اینرو خود را با واقعیات آشنا کرد و بهرهٔ وام را تا ده درصد افزایش داد و به دولت سفارش کرد برای تأسیس یا گسترش کارگاههای خصوصی بافندگی و ابریشمبافی به سرمایهداران وام بدهد. مراکز صنعتی اروپا، چون آنورس، آمستردام و لندن، به آیین تازه که مقتضیات اقتصاد نو را دریافته بود گرویدند. آیین کالونی طبقات متوسط را زیر بال و پر خود گرفت و همگام با آنها گسترش یافت.
داوری دربارهٔ این آزمون
نظام حکومتی کالون برای شهر ژنو چه نتایجی به بار آورد؟ قدر مسلم این است که تحمل این نظام برای ساکنان ژنو دشوار بوده، زیرا در سراسر تاریخ جهان هیچ شهری اینگونه قیود اخلاقی سخت و انعطافناپذیر به خود ندیده است. دستهای از ساکنان ژنو تا سرحد طغیان با نظام کالون بنای مخالفت نهادند. ولی، چنانکه پیداست، متنفذان شهر، با توجه به نیاز مبرم ساکنان ژنو به مقررات اخلاقی، از نظام کالون پشتیبانی میکردند. گروهی از هوگنوهای فرانسه و پروتستانهای دیگری که به شهر ژنو رخنه کرده بودند فرمانروایی کالون را تقویت میکردند. محدودیت نظام کالون به شهر ژنو و نواحی اطراف آن بیگمان از موجبات کامیابی این نظام بوده است. خطر تجاوز خارجی (از جانب ساووا، ایتالیا، فرانسه و امپراتوری) ثبات سیاسی و فرمانبرداری ساکنان ژنو را از دولت اجتنابناپذیر میکرد؛ به عبارت دیگر خطر خارجی ثبات داخلی را استحکام میبخشید.
برناردینو اوکینو، پروتستان ایتالیایی که به ژنو پناه برده بود، نتایج رهبری کالون را، که خود شاهد آن بوده، چنین توصیف میکند: از دشنام و سوگند، بیعفتی، توهین به مقدسات، زنا و زندگی ناپاک، که در بسیاری از جاهایی که در آن زیسته دامنگیر مردماند، در اینجا اثری به چشم نمیخورد؛ در اینجا دلال محبت و روسپی وجود ندارد؛ مردم خویشتن را با سرخاب نمیآرایند و جامههای ناشایست به تن ندارند؛ ساکنان شهر به قمار سرگرم نیستند؛ وجود سازمانهای خیریه تنگدستان را از دریوزگی بینیاز کرده است؛ مردم همانگونه که مسیح اندرز داده است یکدیگر را برادرانه راهنمایی میکنند؛ دعوا، خرید و فروش مقامات کلیسایی، آدمکشی و دستهبندی از شهر رخت بربسته و جای خود را به آرامش و نیکخواهی سپرده است؛ در اینجا آوای ارگ، ناقوس کلیسا و آوازهای خیابانی به گوش نمیرسد؛ و در کلیساها شمعها و یادگار قدیسان، مشعلهای فراوان، شمایل و پیکرههای دینی، قبهها و ردای مزین، نمایشهای هرزه و مراسم و تشریفات خشک به چشم نمیخورد. بتپرستی کلیساها را ترک گفته است.
اسناد شورای کبیر که به دست ما رسیده است گزارش اوکینو را از وضع شهر ژنو تأیید نمیکنند. این گزارشها گواه بر وجود کودکان زنازادهٔ بسیار، کودکان متروک، زناشوییهای اجباری و صدور احکام مرگاند. داماد کالون و نادختری او از کسانی بودند که به جرم ارتکاب زنا محکوم شدند (به تعبیر کتاب). با وجود این باز در ۱۶۱۰ به والنتین آندرئا، کشیش لوتری اهل وورتمبرگ، برمیخوریم که بر وضع دلپسند شهر ژنو رشک میورزد. او مینویسد هنگام دیدار ژنو به چنان اجتماع در خور ستایشی برخوردم که تا جان دارم آن را فراموش نخواهم کرد و آرزوی زیستن در چنین جامعهای را از دل نخواهم راند. در این شهر نهتنها جمهوری کامل وجود دارد بلکه چنان انضباطی حکمفرماست که به اولیای شهر امکان میدهد همهٔ هفته بر رفتار شهروندان، حتی بر کوچکترین تخطیهایشان، رسیدگی و نظارت کنند؛ در اینجا دشنامدادن و سوگندخوردن، قماربازی، تجمل و دشمنی و کینهتوزی ممنوع است و گناهان بزرگتر بهندرت از مردم سر میزند. برای مسیحیت چه زیوری برتر از این پاکی اخلاقی! با چشمان اشکبار باید سوگواری کنیم که خود ما (آلمانیها) در طلب چنین اجتماعی بودهایم ولی آن را به فراموشی سپردهایم. اگر به خاطر اختلاف دینی نبود، تا پایان عمر در ژنو میزیستم.