چشم‌انداز نو: پیامدهای عصر اکتشافات

بازگویی بخش پایانی دورانت دربارهٔ فصل کلمب: آمریگو وسپوچی و نام‌گذاری آمریکا، کابوت، کابرال، پینسون، بالبوآ و پونسه دلئون، و پیامدهای اقتصادی، دینی، اخلاقی و فکری گشوده‌شدن اقیانوس اطلس، از گذار از مدیترانه تا پایان شعار قرون وسطایی «نه دورتر».

آمریگو وسپوچیعصر اکتشافاتتجارت اقیانوس اطلس

~5 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۶ آبان ۱۴۰۵

وسپوچی و نام آمریکا

اکنون که راه گشوده شده بود، صدها دریانورد دیگر به سوی دنیای نو شتافتند. نام «دنیای نو» ظاهراً نخستین بار را بازرگان فلورانسی آمریگو وسپوچی به کار برد که اینک نامش بر قارهٔ آمریکاست. مدیچی‌ها او را به اسپانیا فرستادند تا کار یک بانکدار فلورانسی را سامان دهد. در ۱۴۹۵ توانست برندهٔ مقاطعهٔ آماده‌ساختن دوازده کشتی برای فردیناند شود. خود نیز به تب اکتشاف دچار شد و، چنان‌که از نامه‌های بعدی‌اش (۱۵۰۳–۱۵۰۴) به دوستانش در فلورانس پیداست، چهار بار به جایی که آن را «دنیای نو» می‌نامید سفر کرد و در یکی از این سفرها (۱۶ ژوئن ۱۴۹۷) به سرزمین آمریکای جنوبی رسید.

همچنان‌که جان کابوت در ۲۴ ژوئن ۱۴۹۷ به جزیرهٔ کیپ برتون در خلیج سنت لارنس رسید و کلمب در ۱۴۹۸ ساحل ونزوئلا را دید، وسپوچی را هم، به اعتبار نوشته‌های خودش، می‌توان نخستین اروپایی پس از لیف اریکسن (حدود ۱۰۰۰) دانست که به خشکی نیمکرهٔ غربی رسیده است. آشفتگی‌ها و نادرستی‌هایی که در گزارش وسپوچی هست سایهٔ شک بر ادعاهایش می‌افکند. اما گفتنی است که در ۱۵۰۵ کلمب، که تا آن زمان باید به قابل‌اعتمادبودن وسپوچی پی برده باشد، به وسیلهٔ او نامه‌ای برای دیگو، پسر دریاسالار، فرستاد. وسپوچی در ۱۵۰۸ به مقام «رئیس دریانوردان» اسپانیا منصوب شد و تا پایان عمر در آن مقام ماند.

قاره چگونه نام گرفت

ترجمهٔ لاتینی یکی از نامه‌های او در آوریل ۱۵۰۷ در سن‌دیه در لورن چاپ شد. مارتین والدزیمولر، استاد هیئت کالج سن‌دیه، این نامه را در کتاب خود به نام مدخل هیئت (کیهان‌نگاری) که همان سال چاپ کرد نقل کرد. او نظر وسپوچی را پذیرفت و قابل اعتماد شمرد و پیشنهاد کرد نام «آمریگه» یا «آمریکا» به جایی که امروز آمریکای جنوبی می‌دانیم داده شود. در ۱۵۳۸ گرهارد مرکاتور در نقشهٔ مشهور خود نام آمریکا را بر تمام نیمکرهٔ غربی اطلاق کرد. در این باره توافق کامل هست که وسپوچی، اگر نه در ۱۴۹۷، در ۱۴۹۹ به اتفاق آلونسو دو اوخدا ساحل ونزوئلا را سیاحت کرده است. در ۱۵۰۰، بلافاصله پس از کشف اتفاقی برزیل به دست کابرال، ویسنته پینسون، که در نخستین سفر کلمب ناخدای نینیا بود، ساحل برزیل را درنوردید و آمازون را کشف کرد. در ۱۵۱۳ واسکو نونیس دو بالبوآ به اقیانوس کبیر رسید و پونسه دو لئون، که در آرزوی چشمهٔ جوانی‌بخش بود، فلوریدا را کشف کرد.

از مدیترانه تا اطلس

اکتشافات جغرافیایی که با شاهزاده هانری دریانورد آغاز شد، با واسکو دا گاما پیش رفت و کلمب به اوج رساندش، تا ماژلان موفق شد کرهٔ زمین را دور بزند، بزرگ‌ترین انقلاب بازرگانی تاریخ را پیش از اختراع هواپیما پدید آورد. گشوده‌شدن دریاهای غربی و جنوبی به روی دریانوردی و تجارت به دوران مدیترانه در تاریخ تمدن جهان پایان داد و دوران اقیانوس اطلس را آغاز کرد. هرچه طلای آمریکا بیشتر وارد اسپانیا می‌شد، زوال اقتصادی کشورهای پیرامون مدیترانه، حتی شهرهای جنوبی آلمان چون آوگسبورگ و نورنبرگ که از لحاظ تجاری با ایتالیا مربوط بودند، سریع‌تر می‌شد.

کشورهای پیرامون اقیانوس اطلس در دنیای نو جایگاهی برای مازاد جمعیت، انرژی ذخیره و محکومان خود یافتند و بازارهای خوبی برای کالاهای اروپایی به دست آوردند. این امر در اروپای باختری انگیزهٔ صنعت شد؛ اختراعات ماشینی و بسیج بیشتر نیروهای تولیدی ضرورت یافت و، به روایت کتاب، به انقلاب صنعتی انجامید. گیاهان و سبزی‌های تازه‌ای چون سیب‌زمینی، گوجه‌فرنگی، کنگر فرنگی، کدو و ذرت از آمریکا وارد شدند و کشاورزی اروپا را رونق و توانگری بخشیدند. وفور طلا و نقره قیمت‌ها را بالا برد، بازار کارخانه‌داران را رواج داد، کارگران و وام‌گیرندگان و اربابان فئودال را به ستوه آورد و رؤیای اسپانیا را برای تسخیر جهان هستی بخشید و برهم زد.

پیامدهای فکری و اخلاقی

پیامدهای فکری و اخلاقی اکتشافات با پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن برابری می‌کرد. مسیحیت بر نیمی از کرهٔ زمین انتشار یافت و بدین‌گونه کلیسای کاتولیک رومی در دنیای نو پیروانی یافت که شمارشان از آنچه بر اثر اصلاح دینی در دنیای کهن از دست داد بیشتر بود. زبان اسپانیایی و پرتغالی زبان مردم آمریکای لاتین شد و ادبیاتی غنی و مستقل پدید آوردند. اما از راه این اکتشافات در اخلاق مردم اروپا پیشرفتی حاصل نشد؛ قانون‌شکنی خشن مستعمره‌نشینان با بازگشت دریانوردان، ملوانان و مهاجران به اروپا سرایت کرد و مایهٔ ستم‌های متعصبانه و بی‌بندوباری جنسی شد. فکر اروپاییان بر اثر کشف آن‌همه ملیت و مردم گوناگون، با آداب و رسوم و تمدن‌های متفاوت، سخت به هیجان آمد؛ عقاید جزمی و اصول دینی مذاهب بزرگ دستخوش رویارویی و ستایش متقابل شد؛ و حتی هنگامی که پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها به پیروی از یقینیات متضادشان آتش جنگ‌های ویرانگر را دامن می‌زدند، آن یقینیات به شک و در پی آن به رواداری عصر روشنگری بدل می‌شدند.

«دورتر!»

بالاتر از همهٔ اینها، غرور موفقیت، درست هنگامی که کوپرنیک بر آن بود از اهمیت کیهانی کرهٔ زمین و ساکنانش بکاهد، ذهن آدمی را الهام می‌بخشید. مردم می‌پنداشتند شجاعت فکری بشر بر جهان ماده چیره شده است. شعار قرون وسطی دربارهٔ جبل‌طارق «نه دورتر!» بود. اما اکنون، با تلخیصی بجا، به شعار «دورتر!» تبدیل شد. همهٔ حدها برداشته شده بود؛ جهان باز و گشاده بود؛ همه‌چیز ممکن به نظر می‌رسید. اکنون با جنبشی خوش‌بینانه و بی‌باک تاریخ جدید آغاز شد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

سفرهای بعدی کلمب: تورسیلیاس، زنجیر و مرگ، ۱۴۹۳–۱۵۰۶

بازگویی بخش دورانت دربارهٔ «آب‌های تلخ» زندگی کلمب: افتخارات بارسلون، خط پاپی و پیمان تورسیلیاس، سفر دوم و فروپاشی نخستین استقرارگاه، تجارت بردهٔ او، بازداشت و زنجیر زیر دست بوبادیا، سفر چهارم طوفان‌زده و ماه‌گرفتگی در جامائیکا، و مرگش در ۱۵۰۶.

ادامه

کلمب به آمریکا می‌رسد: نخستین سفر، ۱۴۹۲–۱۴۹۳

بازگویی روایت دورانت از نخستین سفر دریایی در اقیانوس اطلس: عبور از دریا و هراس خدمه، فرود در سان‌سالوادور، نخستین رویارویی‌ها با بومیان، کوبا و هائیتی، غرق‌شدن کشتی پرچمدار، بازگشت پرطوفان از راه آسور و لیسبون و سرنوشت پینسون.

ادامه

کریستف کلمب: راه سفر ۱۴۹۲

بازگویی بخش آغازین دورانت دربارهٔ کلمب: چرا اسپانیا و پرتغال به راهی تازه به شرق نیاز داشتند، آنچه از ریشهٔ جنوایی و دریانوردی نخستین او می‌دانیم، مطالعات و محاسبات پشت طرحش، سال‌های ردشدن در دربارهای پرتغال، جنوا، ونیز، انگلستان و اسپانیا، و تأمین مالی‌ای که سرانجام سه کشتی را در اوت ۱۴۹۲ به راه انداخت.

ادامه

مصلحان قرون وسطی: دوبوا، اورسم، مارسیلیوس پادوایی و نیکلاس کوزایی

بازگویی بخش دورانت دربارهٔ مصلحان: طرح‌های پیر دوبوا برای اروپای تحت رهبری فرانسه و دادگاه بین‌المللی، رسالهٔ اورسم دربارهٔ پول، «مدافع صلح» مارسیلیوس پادوایی و نظریهٔ حاکمیت مردم، ظهور حقوق سلطنتی و استبداد، و اندیشهٔ شورایی، علم و اصلاح کلیسا نزد نیکلاس کوزایی.

ادامه

فلسفهٔ مدرسی و ویلیام اوکام در قرن چهاردهم

بازگویی بخش دورانت دربارهٔ فیلسوفان: چرخش متفکران بزرگ از الاهیات به علم، اقتصاد و سیاست، مکتب‌های تومیستی و اسکوتی، دوران دو سن‌پورسن، و زندگی و اندیشهٔ ویلیام اوکام: نام‌گرایی، تجربه‌گرایی و شکاکیت او، نظریهٔ سیاسی‌اش و تأثیر ماندگارش بر اصلاح دینی و فلسفهٔ نو.

ادامه

پزشکی، جراحان و بهداشت عمومی در اروپای اواخر قرون وسطی، ۱۳۰۰–۱۵۱۷

بازگویی بخش دورانت دربارهٔ درمانگران: جایگاه پزشکان و دلاک‌جراحان، آثار جراحی هانری دو موندویل و گی دو شولیاک، بهداشت فردی و شهری، نخستین قوانین بهداشتی و قرنطینه، بیمارستان‌ها، نگهداری از دیوانگان و ورود سفلیس.

ادامه