اصلاح دینی تسوینگلی در زوریخ: شصت‌وهفت ماده، تنها کتاب مقدس و ادغام کلیسا و دولت

دورانت دربارهٔ چگونگی دگرگون‌کردن دین در زوریخ به دست اولریش تسوینگلی میان ۱۵۲۰ و ۱۵۲۵: برتری موعظه بر آیین، گسستن از اسقف، ازدواج کشیشان، مناظرهٔ ۱۵۲۳ و «شصت‌وهفت ماده»، الهیات او دربارهٔ آیین‌های مقدس و تقدیر ازلی، برداشتن تصاویر از کلیساها و ادغام کلیسا و دولت زیر نظر شورا.

اصلاح دینی تسوینگلیشصت‌وهفت مادهمناظرهٔ زوریخ

~9 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۹ آبان ۱۴۰۵

واعظ بر کشیش پیشی می‌گیرد

تسوینگلی، بی‌آنکه خود متوجه باشد، به مقتضای معلومات غیرمعمولش شیوهٔ خدمت کشیشی را در کلیسای خود تغییر داد. تا آن روز برنامهٔ نیایش مسیحیان تقریباً منحصر به مراسم قداس و عشای ربانی بود و وعظ و خطابه ناچیز شمرده می‌شد. تسوینگلی موعظه را بر مراسم برتری داد و آن را وسیلهٔ تعلیم ساخت. چون نفوذ و قدرتش فزونی یافت، با پشتکار بیشتری به احیای سادگی سازمان و آیین مسیحیت نخستین همت گماشت. قیام لوتر و رسالهٔ دربارهٔ کلیسا اثر هوس تأثیر عمیقی بر اندیشهٔ او گذاشته بود. در ۱۵۲۰ رهبانیت و باور به برزخ و شفاعت قدیسان را آشکارا نقد کرد. همچنین اعلام کرد مسیحیان، چنان‌که کتاب مقدس می‌آموزد، باید در دادن عشریه به کلیسا آزاد و مختار باشند. اسقفش از او خواست سخنانش را پس بگیرد، ولی تسوینگلی پافشاری کرد. شورای کانتون زوریخ نیز در پشتیبانی از او به کشیشان قلمروش فرمان داد سخنی مغایر با تعالیم کتاب مقدس نگویند.

در ۱۵۲۱ تسوینگلی شورا را واداشت سربازان سوئیسی را از خدمت در سپاه فرانسه بازدارد و یک سال بعد این ممنوعیت شامل همهٔ کشورهای خارجی شد. چون کاردینال شینر، بی‌اعتنا به تصمیم شورا، در خاک سوئیس برای پاپ سرباز می‌گرفت، تسوینگلی گفت کاردینال بی‌دلیل کلاه سرخ بر سر نمی‌گذارد: اگر آن را بفشارید، خون نزدیک‌ترین بستگانتان از آن خواهد چکید. چون دریافت کتاب مقدس پرهیز از گوشت را در روزهای روزه ممنوع نکرده، به اعضای کلیسایش اجازه داد قاعدهٔ کلیسا را در این باب نادیده بگیرند و اسقف کنستانس اعتراض کرد. تسوینگلی در پاسخ، در آرکتلس («آغاز و انجام»)، شورشی همگانی را بر ضد کلیسا پیش‌بینی کرد و به سران کلیسا اندرز داد به پیروی از قیصر جامه‌هایشان را به خود بپیچند و آرام در عزلت بمیرند. او با ده کشیش دیگر از اسقف خواست با تجویز ازدواج کشیشان به فساد کلیسا پایان دهد (۱۵۲۲). در این هنگام خود او با آنا راینهارت، که معشوقه یا همسر غیررسمی‌اش بود، می‌زیست؛ در ۱۵۲۴، یک سال پیش از آنکه لوتر با کاتارینا فون بورا ازدواج کند، با او پیمان زناشویی بست.

این گسستن قاطع از کلیسا به دنبال دو مناظره رخ داد که مناظرهٔ لوتر و اک را در لایپزیگ به یاد می‌آورد و بازتاب روی‌گردانی از مباحثات مدرسی دانشگاه‌های قرون وسطی بود.

شصت‌وهفت ماده

پیشنهاد تسوینگلی برای داوری بی‌طرفانهٔ اختلافش با مخالفان محافظه‌کار بر جمهوری نیمه‌دموکراتیک سوئیس ناگوار نیامد. شورای بزرگ زوریخ با استفاده از اختیارات قانونی‌اش در امور دینی از اسقفان خواست نمایندگانی بفرستند. نزدیک ششصد تن برای گفت‌وگویی حاد و هیجان‌انگیز در تالار شهر گرد آمدند (۲۵ ژانویهٔ ۱۵۲۳). تسوینگلی شصت‌وهفت ماده به شورا داد که از آنها چند ماده این است:

  • همهٔ کسانی که می‌گویند انجیل بدون تأیید کلیسا ارزشی ندارد در خطایند.
  • حقیقت به‌طور جامع و آشکار در انجیل تجلی کرده است.
  • مسیح یگانه کشیش اعلاست و آنان که خود را در مقام اعلای کشیشی می‌نشانند به مقام شامخ مسیح بی‌حرمتی می‌کنند.
  • مسیح با جان‌دادن بر صلیب خود را یک‌بار برای آمرزش گناهان مؤمنان قربانی کرده است؛ از این‌رو قداس قربانی‌کردن مسیح نیست بلکه یادبود قربانی او بر صلیب است.
  • بر مسیحیان واجب نیست آنچه را مسیح فرمان نداده به جا آورند؛ از این‌رو خوردن هر خوراکی در هر زمان برایشان مجاز است.
  • هرچه خدا جایز دانسته و منع نکرده صواب است؛ بنابراین همهٔ مردان می‌توانند ازدواج کنند.
  • اقتدار به‌اصطلاح روحانی کلیسا مبنایی در کتاب مقدس و تعالیم مسیح ندارد.
  • با این حال مسیح با تعالیم و زندگی خود اقتدار مقامات کشوری را تأیید کرده است (ارجاعات کتاب مقدس در متن کتاب مخدوش است؛ ظاهراً مقصود «آنچه از قیصر است به قیصر بدهید» می‌باشد).
  • رسوایی‌ای شرم‌آورتر از ممنوعیت ازدواج کشیشان نمی‌شناسم، در حالی‌که آنان می‌توانند با پرداخت باج زنانی را برای خود نگه دارند.
  • در کتاب مقدس سخنی دربارهٔ برزخ نمی‌یابیم.
  • همهٔ پیشوایان مسیحی باید بی‌درنگ توبه کنند و صلیب مسیح را سرمشق قرار دهند وگرنه نابود می‌شوند؛ هم‌اکنون تیشه بر ریشه‌شان نهاده شده است.

یوهان فابر، نایب اسقف کنستانس، از بحث مشروح دربارهٔ نظریات تسوینگلی سر باز زد و پیشنهاد کرد آنها برای بررسی به دانشگاه‌ها یا شورای عمومی کلیسا ارجاع شود. تسوینگلی مخالفت کرد، چون در دسترس‌بودن انجیل به زبان‌های بومی به مردم امکان می‌داد شخصاً دربارهٔ نظریات او تصمیم بگیرند. شورا نظر تسوینگلی را صائب شمرد، او را از گناه بدعت‌گذاری مبرا دانست و به همهٔ روحانیان زوریخ فرمان داد در موعظه‌هایشان سخنی مغایر با تعالیم انجیل نگویند. بدین‌سان در سوئیس نیز، چون آلمان، دولت بر کلیسا چیره شد.

نظم از دل آشفتگی

بسیاری از روحانیان زوریخ، که اکنون دولت مزدشان را تضمین کرده بود، فرمان شورا را گردن نهادند. بسیاری از کشیشان ازدواج کردند، به زبان بومی تعمید دادند، قداس را در کلیساهایشان ترک کردند و از ادای احترام به شمایل مذهبی پرهیز کردند. گروهی از مردم زوریخ به کلیساها ریختند و مجسمه‌ها و تصاویر مذهبی را نابود کردند. تسوینگلی که از آشفتگی شهر برآشفته بود مناظرهٔ دیگری با حضور ۵۵۰ غیرروحانی و ۳۵۰ روحانی برای بررسی اوضاع برپا کرد (۲۶ اکتبر ۱۵۲۳). شورا مردم را از تعدی برحذر داشت و به کمیته‌ای، که تسوینگلی نیز عضوش بود، مأموریت داد رساله‌ای برای آشناکردن مردم با اصول دین بنویسد. تسوینگلی به‌سرعت رسالهٔ سخن کوتاه دربارهٔ مسیحیت را نوشت و نسخه‌هایش را برای روحانیان کانتون فرستاد. روحانیان کاتولیک اعتراض کردند و دیت کنفدراسیون سوئیس که در لوسرن تشکیل می‌شد اعتراض را تأیید کرد و در عین حال خواهان اصلاحاتی در کلیسا شد، ولی شورای زوریخ همهٔ اعتراضات را بی‌پایه دانست.

الهیات تسوینگلی

تسوینگلی عقایدش را مشروح‌تر در رساله‌های لاتینی دربارهٔ دین راست و ناراست (۱۵۲۵) و اعتراف‌نامهٔ ایمان (۱۵۳۰) آورد. در آنها عقاید اساسی کلیسای روزگارش را دربارهٔ خدای سه‌گانه، هبوط آدم و حوا، تجسم مسیح، زادن مسیح از باکره و کفارهٔ مسیح پذیرفت، ولی گناه ذاتی را میراث «نیاکان نخستین» بشر نمی‌دانست و آن را تمایل فطری انسان می‌شمرد. چون لوتر معتقد بود انسان هرگز با اعمال نیک خود رستگار نمی‌شود، بلکه باید باور داشته باشد که مسیح با شهادتش گناهان آدمی را بازخریده است. دربارهٔ تقدیر ازلی با لوتر و کالون هم‌عقیده بود و می‌پنداشت آفریدگار هر رویداد و سرنوشت هر انسان را از ازل مقدر کرده است. ولی عقیده داشت خداوند تنها کسانی را محکوم می‌کند که از انجیل روی برتافته‌اند؛ همهٔ کودکان (از والدین مسیحی) که در خردسالی از جهان بروند، حتی بی‌تعمید، به رستگاران می‌پیوندند، چون کودک گناه نمی‌شناسد. دوزخ واقعیت دارد، ولی برزخ «مکانی پرسود برای سازندگانش» است و کتاب مقدس از آن آگاه نیست. از آیین‌های مقدس معجزه‌ای سر نمی‌زند و آنها صرفاً نمادهای سودمندی برای یادآوری فیض و رحمت پروردگارند. به اعتراف نزد کشیش نیازی نیست، چون هیچ کشیشی جز خدا نمی‌تواند گناهان را بیامرزد، اگرچه برای انسان سودمند است که مشکلات روحی‌اش را با کشیش کلیسای خود در میان نهد. آیین عشای ربانی خوردن واقعی جسم مسیح نیست، بلکه نمادی از پیوستگی روحی انسان با خدا و با جامعهٔ مسیحی است.

کلیسایی از کلام

تسوینگلی عشای ربانی را بخشی از برنامهٔ پرستش کلیسای اصلاح‌شده کرد و نان و شراب را به حاضران داد، ولی آن را به‌جای هر یکشنبه به سالی چهار بار محدود ساخت. بیشتر جنبه‌های قداس در کلیسای اصلاح‌شده ماند، جز آنکه کشیش و جمعیت آن را با هم به آلمانی سوئیسی می‌خواندند. بقیهٔ اجتماعات کلیسایی را تسوینگلی به موعظه اختصاص داد و بدین‌سان روشنگری اندیشه‌ها و استوارکردن اعتقاد مسیحیان را بر اجرای مشتی آیین دینی مقدم داشت.

چون کتاب مقدس لغزش‌ناپذیر به‌جای کلیسای لغزش‌ناپذیر پیشین اکنون یگانه وسیلهٔ ارشاد مسیحیان و تنها بنیاد ایمان آنان بود، ترجمهٔ آلمانی لوتر به آلمانی سوئیسی برگردانده شد و گروهی از دانشمندان و عالمان الهی به رهبری لئو یود مأمور شدند همهٔ کتاب مقدس را ترجمه کنند. این کتاب در ۱۵۳۴ به دست کریستف فروشاوئر در اختیار سوئیسی‌ها گذاشته شد، چهار سال پیش از انتشار متن اصلاح‌شدهٔ ترجمهٔ لوتر (ادعای کتاب).

شورای زوریخ، به پیروی از فرمان دوم از ده فرمان و برای احیای سنت‌های دیرین یهود، دستور داد شمایل مذهبی، بازمانده‌های قدیسان و اشیای زینتی را از کلیساهای شهر بردارند. حتی ارگ‌ها را بیرون بردند و سردر وسیع و باشکوه کلیسای بزرگ زوریخ نمایی ملال‌آور یافت. برخی از این شمایل چون خرافه‌پرستی را دامن می‌زدند سزاوار نابودی بودند، ولی بعضی چنان شکوه و ابهتی به کلیساها می‌بخشیدند که هاینریش بولینگر، جانشین تسوینگلی، از فقدانشان افسوس خورد. خود تسوینگلی با تصاویر و پیکره‌هایی که مردم آنها را چون بت‌های معجزه‌گر نمی‌پرستیدند مخالفتی نداشت، ولی با نابودی آنها برای ریشه‌کن‌کردن بت‌پرستی مخالفت نکرد. به کلیساهای روستایی کانتون زوریخ اجازه داده شد، در صورت تمایل اکثر اعضایشان، شمایل را نگه دارند. کاتولیک‌ها حقوق مدنی داشتند ولی از مشاغل دولتی منع شدند. شرکت در قداس جریمه داشت و قانون خوردن ماهی را به‌جای گوشت در جمعه‌ها ممنوع کرد. همهٔ صومعه‌ها و راهبه‌خانه‌ها جز یکی یا بسته شد یا به بیمارستان و آموزشگاه بدل گشت؛ راهبان و راهبه‌ها صومعه‌ها را ترک گفتند و ازدواج کردند. مراسم روزهای یادبود قدیسان، زیارت اماکن مقدس، آب مقدس و قداس برای مردگان متروک شد.

کتاب می‌گوید این اصلاحات تا «۱۰۲۴» به کمال نرسید که آشکارا غلط تایپی است و باید ۱۵۲۴ باشد (و عملاً چند سالی دیرتر). به هر حال اصلاحات تسوینگلی هنگامی آغاز شد که لوتر هنوز راهبی مجرد بود و در مراسم قداس شرکت می‌جست.

کلیسا و دولت در یک سازمان

در نوامبر ۱۵۲۴ زوریخ برای رسیدگی به امور فوری دولت شورایی خصوصی شش‌نفره تشکیل داد. میان تسوینگلی و شورا سازشی صورت گرفت: تسوینگلی مقررات امور کلیسایی و کشوری را تنظیم کرد و به این شورا سپرد و شورا رهبری او را در هر دو زمینه پذیرفت. بدین‌ترتیب کلیسا و دولت در سازمانی واحد ادغام شدند، تسوینگلی رهبر غیررسمی آن شد و در این سازمان کتاب مقدس (چون قرآن در جهان اسلام) یگانه سرچشمهٔ قانون به شمار آمد. رهبری کشور به دست پیامبران، که آرمان عهد قدیم بود، در رهبری تسوینگلی جامهٔ عمل پوشید، همچنان‌که بعدها در مورد کالون چنین شد.

تسوینگلی پس از پیروزی سریع و کامل در کانتون زوریخ برای گسترش شکل تازهٔ ایمان کهن توجه خود را به کانتون‌های کاتولیک‌نشین سوئیس معطوف کرد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

آلبرشت دورر، ۱۴۷۱–۱۵۲۸: نقاش، حکاک و وجدان هنر آلمان

بازگویی زندگی‌نامهٔ دورر از دیدگاه دورانت: شاگردی او در نورنبرگ و خودنگاره‌هایش، دو سفر به ایتالیا، تک‌چهره‌ها و محراب‌ها و طرح‌هایش، چاپ‌های چوبی و حکاکی‌های او از «مکاشفه» و «آلام» تا «شهسوار، مرگ و شیطان»، «قدیس هیرونیموس» و «مالیخولیا»، زندگی خانگی ناکام، سفر هلند در ۱۵۲۰–۱۵۲۱، سوگ او برای لوتر، «چهار حواری» و مرگش.

ادامه

کمال هنر آلمان: پیکرتراشان، حکاکان و نقاشان پیش از دورر

بازگویی مرور دورانت از هنر آلمان در پایان قرون وسطی: تقاضای اروپا برای صنعتگران آلمانی، معماری گوتیک متأخر، پیکرتراشان نورنبرگ یعنی فایت اشتوس و پتر فیشر و آدام کرافت، شیشه‌های رنگی و هنرهای کوچک، برآمدن گراوور چوبی و مسی و چاپ تیزابی، و نقاشان از شونگاوئر و هولباین‌ها تا ماتیاس گرونوالد و محراب ایزنهایم.

ادامه

آلمانی‌ها، ۱۳۰۰–۱۵۱۷: گرمابه، ضیافت، قوانین سخت و روح ملی در حال رشد

بازگویی تصویر دورانت از زندگی روزمرهٔ آلمان پیش از اصلاح دینی: مردمی نیرومند، باده‌نوش و گشاده‌دست، گرمابه‌های عمومی و اخلاق آزادتر آن زمان، ازدواج، خانواده‌های پرفرزند و انضباط سخت، خانه‌های چوبی راحت، مجازات‌های سخت، لباس و جشن‌ها، و احساس ملی‌ای که به شکستن قدرت رم کمک می‌کرد.

ادامه

دولت: شهسواران غارتگر، شاهزادگان و امپراتور ماکسیمیلیان پیش از لوتر

بازگویی بخش دورانت دربارهٔ دولت آلمان در پایان قرن پانزدهم: افول شهسواران و «بارون‌های دزد» گوتس فون برلیشینگن و فرانتس فون زیکینگن، اتحادیهٔ سوابیا، شاهزادگان خودکامه‌ای که بعدها از اصلاح دینی حمایت کردند، امپراتوران فردریک سوم و ماکسیمیلیان اول، سیاست ازدواج‌های هابسبورگی، و حمایت ماکسیمیلیان از دانشمندان و هنرمندان.

ادامه

عصر فوگرها: دهقانان، سرمایه و شهرهای آزاد آلمان پیش از لوتر

بازگویی بخش آغازین فصل دورانت دربارهٔ آلمان در آستانهٔ لوتر: پیشرفت و خشم دهقانان در اواخر قرن پانزدهم، شورش‌های «کفشیان»، معادن نقره و اقتصاد پولی، برآمدن خاندان بانکدار فوگر در آوگسبورگ، انحصار و گرانی، نخستین فریادها علیه سرمایه‌داران، و شکوه شهرهای آزاد آوگسبورگ و نورنبرگ.

ادامه

اراسموس انسان: عادت‌ها، شهرت و آستانهٔ انقلاب، ۱۵۱۷

بازگویی تصویر پایانی دورانت از اراسموس به‌عنوان یک آدم: زندگی مجردانه‌اش در فلاندر، سلامت و شراب و پول، چهره‌اش در نقاشی‌های ماسیس و دورر و هولباین، عیب‌ها و حسن‌هایش، بی‌اعتنایی‌اش به علم و هنر، تسلطش بر لاتین و نامه‌های مشهورش، امیدهای اومانیست‌ها به لئو دهم، و هشداری که در سپتامبر ۱۵۱۷ از نزدیکی انقلابی بزرگ داد.

ادامه