سرگذشت ژرفتر
سرگذشت کشمکشهای دینی، سیاسی و نظامی که صحنه سده شانزدهم را پر میکرد، به یک اعتبار سطحی بود، زیرا خاستگاهش سرگذشت بنیادیتر و ژرفتری بود که پشت صحنهها و مناظر چشمگیر تاریخ ادامه مییافت: مبارزه روزانه و دایمی نوع بشر با زمین، عناصر طبیعی، فقر و مرگ. باید دید فرمانهای پاپها، تندبادهای خشم پروتستانها، رقابتهای احمقانه خرافهای که به آدمکشی میانجامید و خرامیدن، جلوس، نقرس و سیفیلیس پادشاهان و امپراتوران در برابر کوشش سخت و لجوجانه بشر برای به دست آوردن غذا، پناهگاه، پوشاک، سلامت، همسر و فرزند، یعنی خلاصه تأمین زندگی فردی، چه اهمیتی داشت.
در سراسر این دوره دهکدههای اروپا ناچار بودند شب و روز کشیک بدهند تا از حمله گرگها و گرازهای وحشی و خطرهای دیگری که گلهها و خانههایشان را تهدید میکرد جلوگیری کنند. در آن عصر کشاورزی بشر از جهاتی هنوز در مرحله شکارگری مانده بود و آدمیان باید یا میکشتند یا کشته میشدند. هزاران نوع حشره و ددان جنگل و پرندگان آسمان با دهقان در ستیز بودند تا حاصل رنج سالانهاش را برباینند و در همان حال بیماریهای اسرارآمیز گلههایش را گروهگروه میکشت. هر زمان بیم آن میرفت که بارانی سیلآسا کشتزارها را بشوید، طغیان بزرگ همهچیز را غرق کند یا خشکسالی چندان ادامه یابد که هر حیاتی را بر زمین پژمرده کند. گرسنگی و قحطی همیشه در گوشهای کمین میکرد و خوف از آتشسوزی هرگز از خاطرها دور نمیماند.
زندگی دهقان
بیماری بیوقت میرسید و پزشک دور از دسترس بود؛ تقریباً هر ده سال یکبار طاعون شیوع مییافت و بسیاری از افراد خانواده را که در دلها عزیز و برای کار مزرعه ضروری بودند میبرد. از هر پنج کودکی که در خانوادهای زاده میشد دو نفر در کودکی و یکی پیش از بلوغ میمرد. دستکم در هر نسل یکی از پسران تحویل مأمور سربازگیری میشد و لشکریان دهکدهها را میسوزاندند و مزارع را لگدمال میکردند. از محصولی که پس از اینهمه آسیب به دست میآمد یکدهم یا کمی بیشتر به مالک میرسید و یکدهم سهم کلیسا بود.
اگر شادی کودکان، بازیهای سرشب، تسلی آواز و سرمستی میخانه و امید نیمهمشکوک و نیمهعبادتگونه به جهان پر بخششتر آن سوی مرگ نبود، زندگی دهقانی برای روح و جسم آدمی بیش از اندازه طاقتفرسا میشد. بدینسان آذوقه تولید میشد تا صاحبان قصرها، پادشاهان دربارها، کشیشان منبرها، بازرگانان و پیشهوران شهرها، پزشکان، هنرمندان، شاعران، دانشمندان و فیلسوفان و در آخر و کمتر از همه خود بردگان زمین را سیر کند. تمدن همواره انگل مرد بیلزن بوده است.
گیاهان و کود تازه
پیشرفت علم کشاورزی دوران را دگرگون کرد. با تبدیل مزارع کوچک به املاک وسیع، محصولات کشاورزی افزایش عمده یافت. طبقه نوظهور بازرگانان و سرمایهداران که املاک وسیع را در تصرف داشتند، با رواج دادن حرص سودجویی در زندگی راکد روستایی، هم تولید را افزودند و هم بر فقر عمومی افزودند. بازرگانان بیباک کودی تازه، سرشار از فسفات و ازت، از مدفوع پرندگان سواحل پرو به اروپا آوردند. انواعی از گیاهان بومی آسیا و امریکا در خاک اروپا اهلی و بارور شدند، از جمله سیبزمینی، ماگنولیا، صبار مکزیکی، فلفل، گل کوکب و خرزهره. توتون در ۱۵۵۸ از مکزیک به اسپانیا رسید و یک سال بعد ژان نیکو، سفیر فرانسه در لیسبون، مقداری از دانههایش را برای کاترین دو مدیسی هدیه فرستاد و تاریخ به پاداش این خدمت نام او را به آن سم داد.
با افزایش جمعیت ماهیگیری گسترش یافت، اما اصلاح دینی با مجاز دانستن گوشت در روزهای جمعه ضربهای سخت و زودگذر به تجارت ماهی زد. با روی کار آمدن نظام سرمایهداری استخراج معادن بهسرعت گسترش یافت. در ۱۵۴۹ نیوکاسل زغالسنگ صادر میکرد. خاندان فوگر با ایجاد نظم تازه، افزایش بازده کار و تکمیل روشهای تصفیه کانی توانستند محصول معادن خود را چند برابر کنند.
آگریکولا و معدن آلمانی
گئورگ آگریکولا ما را به تماشای یکی از معادن آلمان در سده شانزدهم میبرد:
انواع عمده کارگران عبارتاند از معدنچیان، بیلزنان، کارگران چرخ چاه، باربران، جداکنندگان، شستوشودهندگان و تصفیهکنندگان. بیستوچهار ساعت شبانهروز به سه کشیک هفتساعته بخش میشود و سه ساعت اضافی میان کشیکها صرف رفتن یک دسته و آمدن دسته بعد میشود. کشیک اول ساعت چهار بامداد آغاز میشود و تا یازده ادامه دارد؛ دومی ساعت دوازده شروع میشود و ساعت هفت بعدازظهر پایان مییابد. این دو کشیک صبح و بعدازظهرند؛ سومی کشیک شب است، از هشت شب تا سه بامداد. شهردار اجازه نمیدهد این کشیک شبانه بر کارگران تحمیل شود مگر آنکه ضرورت ایجاب کند، و در آن صورت کارگران زیر نور چراغ بیدار میمانند و برای آنکه از خستگی یا دیر بودن وقت به خواب نروند کار طولانی و پرمشقت خود را با آواز جمعی، که تمرین شده و دلنشین است، سبک میکنند. در بعضی شهرها به معدنچی اجازه داده نمیشود دو کشیک پیاپی کار کند، چون اغلب از شدت خستگی در تونل به خواب میرود. اما در شهرهای دیگر این اجازه را به معدنچیان میدهند تا بتوانند معاش خانواده را تأمین کنند، بهویژه هنگامی که بهای خواربار بالا میرود. کارگران شنبهها را تعطیل میکنند و دنبال خرید نیازهای زندگی میروند. معمولاً یکشنبهها و اعیاد سالیانه نیز کار را رها میکنند و وقت را صرف وظایف دینی میکنند؛ با این همه اگر ضرورت پیش آید کارگر استراحت نمیکند، زیرا گاه هجوم آب یا ریزش معدن آنان را به کار اضافی وامیدارد و در چنین موارد کار در ایام تعطیل برخلاف دین شمرده نمیشود. بهعلاوه همه این طبقه کارگرانی نیرومندند که از بدو تولد به سختی خو گرفتهاند.
در ۱۵۲۷ آگریکولا به سمت پزشک شهر یاخیموف (یوآخیمشتال) منصوب شد و پس از مدتی اقامت در آن شهر معدنی کانیشناسی نامدار شد. سپس با همت و اشتیاق به تحصیل تاریخ، اصول استخراج معادن و فنون تصفیه فلزات پرداخت و پس از بیست سال پژوهش کتاب خود درباره فلزگری (De Re Metallica) را به پایان رساند (۱۵۵۰). این کتاب در نوع خود از آثار کلاسیک است و در اهمیت و اعتبار کم از شاهکارهای کوپرنیک و وسالیوس، که در همان دهه نوشته شدند، ندارد. در آن ابزارها، دستگاهها و روشهای استخراج معادن و تصفیه فلزات را به دقت شرح داد و برای وضوح بیشتر نقاشانی را به کار گرفت تا همهچیز را با تصویر نشان دهند. آگریکولا نخستین بار ثابت کرد بیسموت و آنتیموان بهراستی دو عنصر فلزیاند، حدود بیست ماده کانی جدید را شناخت و نخستین کسی بود که تشکیل رگههای کانی در بسترهای سنگی را معلول رسوب فلزاتی دانست که جریان آبهای زیرزمینی بر جای میگذارد.
ماشین، ساعت و کشتی
استخراج معادن، فلزگری و نساجی در آن عصر از لحاظ فنی بسیار پیشرفت کرد. نخستین راهآهنها را معدنچیان زیر ارابههای حامل کانی کار گذاشتند. در ۱۵۳۳ یوهان یورگن چرخ ریسندگی را با رکاب مجهز کرد تا با حرکت پا بچرخد و با آزاد ماندن دست پیشهور، محصول کارش دو برابر شد. ساعت از لحاظ دقت در تعیین وقت تکامل یافت و رفتهرفته کوچکتر شد و رسم شد که ساعتها را به شکلهای گوناگون با حکاکی، قلمزنی، میناکاری و ترصیع به جواهر بیاراینند. هنری هشتم ساعت کوچکی داشت که فقط هفتهای یک بار کوک میشد. با این همه دقیقترین ساعت آن زمان تا پانزده دقیقه در روز پس و پیش میرفت.
وسایل ارتباط و حملونقل به دنبال پیشرفت تجارت و صنعت لنگلنگان گام برمیداشت. در سده شانزدهم سازمان پستی بهتدریج گسترش یافت تا جایی که رساندن نامههای شخصی نیز معمول شد. انقلاب تجاری کشتیسازی را پیش برد؛ کف کشتیها را نازکتر و گودتر ساختند و بر سرعت و استقرارشان افزودند و شمار دکلها را از یکی به سه و شمار بادبانها را به پنج و شش رساندند.
فرانسوای اول و هنری هشتم نهتنها در جنگ، عشق و لباس بر یکدیگر فخر میفروختند، بلکه در ساختن کشتیهای بزرگ و بسیار، که نمودی از غرور و قدرتشان بود، نیز با هم رقابت داشتند. در اوایل سده شانزدهم سرعت کشتیهای مدیترانه در هوای مساعد به ساعتی شانزده کیلومتر میرسید، اما کشتیهای سنگینتر اقیانوس اطلس در شرایط کاملاً مساعد بیش از ۲۱۰ کیلومتر در شبانهروز نمیپیمودند. در خشکی سریعترین سفر با چاپار پست بود که روزانه تا ۱۴۰ کیلومتر با اسب راه میرفت؛ با این همه معمولاً ده یا یازده روز طول میکشید تا خبر مهمی از ونیز به پاریس یا مادرید برسد.
سفر زمینی بیشتر با اسب بود و از این رو در ورودی هر خانه حلقه کلفت آهنی بود که تسمه افسار اسب را به آن میبستند. دلیجانها فزونی مییافت، اما جادهها هنوز نکوبیده و خاکی بود و چرخدار به دشواری بر آنها میرفت؛ از این رو هر دلیجان باید شش تا هشت اسب میداشت تا بتواند آن را از میان گلولای ناگزیر جادهها بگذراند، و این دلیجانها روزانه بیش از سیوپنج کیلومتر نمیپیمودند. تختروانهایی که بر دوش خدمتکاران حمل میشد هنوز مورد استفاده بانوان دولتمند بود، اما مردم عادی در سراسر اروپا پیاده سفر میکردند.