مسافرخانه، بانک، قیمت و کار: انقلاب اقتصادی سده شانزدهم

سفر و مسافرخانه‌ها به روایت اراسموس، راه‌های بازرگانی و بانکداری نو، نقره امریکا و انقلاب قیمت‌ها، زوال اصناف، ظهور سرمایه‌داری، قوانین سخت کار، ستیز طبقاتی و نگرش اصلاح دینی به ثروت.

انقلاب قیمت‌هاظهور سرمایه‌داریمسافرخانه اراسموس

~10 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۹ آبان ۱۴۰۵

مسافرخانه‌ها در راه

با وجود دشواری راه‌ها و مسافرخانه‌ها، سفر رواج بسیار داشت. به عقیده اراسموس مسافرخانه‌های فرانسه قابل تحمل بودند، به‌ویژه که «دختران خدمتکار می‌خندند و شوخی و طنازی می‌کنند» و «چون می‌خواهید آنجا را ترک کنید شما را می‌بوسند» و «همه‌چیز هم آن‌قدر ارزان است». اما مسافرخانه‌داران آلمانی را نکوهش می‌کند و آنان را بدرفتار، بدخو، تنبل و کثیف می‌خواند. می‌گوید وقتی اسب خود را بستید با بار و چکمه و گل و همه‌چیز وارد تالار بخاری‌دار می‌شوید، چون آنجا جایی عمومی است که درش به روی هر تازه‌وارد باز است. آنجا چکمه‌هایتان را بیرون می‌آورید و کفش می‌پوشید و اگر بخواهید پیراهن عوض می‌کنید؛ یکی سرش را شانه می‌زند و دیگری آروغ بوی سیر می‌دهد. تنوع زبان‌هایی که در آنجا گفته می‌شود به‌اندازه زبان‌های کارگران برج بابل است. به نظر او هیچ‌چیز به اندازه گرد آمدن این‌همه آدم در آن هوای پردود و بخار، به‌ویژه وقتی تن‌های عرق‌کرده‌شان را بیرون می‌اندازند، خطرناک نیست. می‌افزاید بسیاری از آنان آبله اسپانیایی، یا چنان‌که می‌گویند آبله فرانسوی، دارند، هرچند این بیماری دامنگیر همه ملت‌هاست.

اگر وضع مسافرخانه‌ها واقعاً چنین بوده باشد، باید پاره‌ای گناهان بازرگانان دوره‌گرد را ببخشیم، که برای گسترش شبکه‌های اقتصادی و پیوند دادن روستاها و مردمان به هم تن به آن سختی‌ها می‌دادند. با گذشت هر ده سال جاده بازرگانی تازه‌ای باز می‌شد، در خشکی به دست ریچارد چانسلر در روسیه و در دریا به همت هزاران مسافر و کاشف متهور. شایلاک، شخصیت تاجر ونیزی شکسپیر، پیوسته میان انگلستان، لیسبون، طرابلس غرب، مصر، هندوستان و مکزیک در رفت‌وآمد بود. جنووا پایگاه‌های بازرگانی در دریای سیاه، ارمنستان، سوریه، فلسطین و اسپانیا داشت، با باب عالی پیمان صلح بست و به ترکان عثمانی، که با مسیحیان در جنگ بودند، اسلحه فروخت. فرانسه این نکته را دریافت و با سلاطین عثمانی پیمان دوستی بست تا از ۱۵۶۰ به بعد بر تجارت مدیترانه حکومت کند. بندر آنورس از همه جا کالا وارد می‌کرد و به همه جا کالا می‌فرستاد. برای برآوردن چنین اقتصاد گسترده‌ای بانکداران سازمان‌ها و روش‌های فنی خود را اصلاح و تکمیل کردند.

بانک، اعتبار و بهره

با افزایش هزینه جنگ‌ها دولت‌ها ناچار شدند مبالغ هنگفتی از بانک‌ها وام بگیرند. در دوران فئودالیسم صاحبان هر ناحیه مردان خود را با تیر و کمان و نیزه و شمشیرشان به جنگ می‌آوردند، اما اکنون هر دولت باید ارتش منظم داشته باشد و نفرات مزدور آن را با سلاح آتشین و توپخانه مجهز کند. رونق یا ورشکستگی شرکت‌های مالی بسته به آن بود که دولت‌ها بهره وام را بپردازند یا از پرداخت سر باز زنند. مردم پس‌اندازهای خود را با دریافت بهره به بانک‌ها می‌سپردند و بانک‌ها آن سرمایه را در معاملات بزرگ تجاری و صنعتی به کار می‌انداختند.

برات و حواله جانشین ارسال پول یا کالا، که کاری دشوار بود، شد. نرخ بهره بیش از آنکه تابع طمع وام‌دهنده باشد تابع اعتبار وام‌گیرنده بود؛ مثلاً شهرهای آزاد آلمان که تجارتشان در دست بازرگانان خوش‌حساب بود فقط پنج درصد بهره می‌پرداختند، در حالی که فرانسوای اول با ده درصد و شارل پنجم با بیست درصد وام می‌گرفتند. با ثبات اقتصادی نرخ بهره به‌تدریج کاهش یافت.

نقره، طلا و انقلاب قیمت‌ها

طلا و نقره‌ای که از معادن آلمان، مجارستان، اسپانیا، مکزیک و پرو استخراج می‌شد رواج سکه را به آسانی و فراوان تأمین می‌کرد. این منابع تازه فلزات گرانبها بسیار به‌موقع به دست آمد، چون مدتی بود که مقدار کالاها بسیار بیش از سکه‌ها افزایش یافته بود. بهای بخشی از واردات آسیایی با صادرات جبران می‌شد و بقیه با طلا و نقره پرداخت می‌گشت و از این رو در دهه‌های پیش از سفر کریستف کلمب قیمت‌ها پایین آمد و بازار معاملات راکد ماند. پس از رونق معادن اروپا و ورود نقره و طلا از آفریقا و امریکا، ذخیره فلزات گرانبها از تولید کالاها فزونی یافت؛ در نتیجه قیمت‌ها بالا رفت و تجارت گرم شد. چنین اقتصادی که بر گردش پول مبتنی بود بساط اقتصاد کهن را، که متکی بر زمین‌داری یا تسلط اصناف بر صنعت بود، برچید.

زوال اصناف و ظهور سرمایه

سازمان اصناف رو به زوال نهاد. اصناف زمانی پدید آمدند که شهرداری‌ها خودمختاری یافتند و صنایع داخلی را زیر حمایت گرفتند. در واقع اصناف تشکیلات ویژه‌ای برای تهیه سرمایه، خرید یک‌جای کالا از منابع دور، به‌کارگیری روش‌های کارخانه‌ای و تقسیم کار یا دست‌یابی به بازارهای دور نداشتند. از سده سیزدهم به بعد اصناف نوعی امتیاز اشرافی یافتند و حلقه‌های خصوصی تشکیل دادند و چنان عرصه را بر پیشه‌وران روزمزد تنگ کردند که برای یافتن کار ناچار شدند خود را به دست‌وپای کارفرمایان سرمایه‌دار بیندازند.

هدف اصلی سرمایه‌دار جلب منفعت بود. او می‌دانست چگونه پس‌اندازهایش را به سرمایه هنگفت بدل کند، ماشین‌ها و مواد خام را از کجا و چگونه بخرد، معادن را راه بیندازد، کارخانه‌ها را دایر کند، کارگر استخدام کند، کار را تقسیم و طبقه‌بندی کند، به بازارهای خارج دست یابد، انتخابات را با پشتیبانی مالی به میل خود بگرداند و در دولت‌ها نفوذ کند. ذخیره‌های تازه طلا و نقره زمینه را برای سرمایه‌گذاری‌های پرسود آماده می‌کرد و طلای امریکایی سرمایه اروپایی می‌شد. با روی کار آمدن نظام سرمایه‌داری، بازار رقابت رونق گرفت، معاملات به جنبش درآمد و جست‌وجوی تب‌آلودی برای یافتن راه‌های اقتصادی تولید و توزیع کالا آغاز شد؛ در این شرایط دیگر جایی برای خودنمایی صنف‌هایی که در مسیرهای محدود کهن به‌زحمت گام برمی‌داشتند نماند. روش اقتصادی نو از لحاظ کمیت محصولات، نه کیفیت، بر روش‌های کهن برتری بسیار داشت و بازرگانان پیوسته در پی تهیه مصنوعات بیشتر بودند تا با صدور آن‌ها بهای کالاهای وارداتی از مشرق‌زمین را بپردازند.

برندگان و بازندگان

ثروت روزافزون تازه بیشتر در دست بازرگانان، بانکداران، کارخانه‌داران و همدستانشان در مقامات دولتی بود. معدودی از نجبای زمین‌دار هنوز با تصاحب اراضی وسیع که صدها اجاره‌نشین در آن کار می‌کردند یا با تهیه پشم برای صنعت نساجی سرمایه‌های قابل توجهی داشتند. اما به‌طور کلی اشرافیت زمین‌دار میان دو جبهه پادشاهان از یک سو و شهرهای تجارت‌پیشه از سوی دیگر فشرده شده و رفته‌رفته نفوذ سیاسی خود را از دست داده بود و چاره‌ای جز دل خوش کردن به شجره‌نامه خانوادگی نداشت.

زیان‌های ناشی از تورم مالی یکسان دامنگیر کارگران و اشراف شد. از ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰ بهای گندم، که تنها آذوقه تهیدستان بود، در انگلستان ۱۵۰ درصد، در فرانسه ۲۰۰ درصد و در آلمان ۳۰۰ درصد افزایش یافت. در انگلستان سال ۱۳۰۰ بهای ده دوجین تخم‌مرغ چهار پنی بود؛ همین تعداد در ۱۴۰۰ پنج پنی، در ۱۵۰۰ هفت پنی و در ۱۵۷۰ چهل‌ودو پنی شد. دستمزد نیز پیوسته بالا می‌رفت، اما کندتر، چون تنظیمش در دست دولت‌ها بود. در انگلستان بر اساس قانون ۱۵۶۳ دستمزد سالانه دهقان اجیرشده مبلغی مشخص تعیین شد و علاوه بر دستمزد غذا و مسکن نیز به کارگر داده می‌شد. روی هم رفته دگرگونی‌های اقتصادی سده شانزدهم طبقات زحمتکش را نسبت به گذشته تنگدست‌تر و از لحاظ سیاسی ضعیف‌تر کرد. با صدور کالاهایی که کارگران تولید می‌کردند مقدار زیادی اشیای تجملی وارد می‌شد تا گروه معدودی از ثروتمندان در خوشی و فراوانی زندگی کنند.

ستیز طبقاتی و قوانین سخت

جنگ طبقاتی چنان شدت یافت که پس از قیام اسپارتاکوس در روم نظیرش در تاریخ رخ نداده بود، و از نتایج آن می‌توان قیام کمون‌های اسپانیا، جنگ دهقانان در آلمان و قیام رابرت کت در انگلستان را یاد کرد. اعتصاب کارگران بارها رخ می‌داد اما معمولاً به سبب ائتلاف کارفرمایان و دولت سرکوب می‌شد. در ۱۵۳۸ صنف پارچه‌بافان انگلستان، زیر نظارت صاحبان کارخانه، قانونی گذراند که اگر کارگر مزدور از کار در شرایط وضع‌شده کارفرما سر باز زند، جزای تمردش بار اول زندان و در صورت تکرار تازیانه و داغ است. در عهد هنری هشتم و ادوارد ششم «قانون مجازات ولگردان» چنان ستمگرانه بود که هیچ کارگری جرئت ترک کارش را نداشت. در ۱۵۴۷ در ماده‌ای آمده بود که اگر شخص تندرستی کارش را رها کند و به ولگردی بپردازد باید نشان بر تنش بزنند و دو سال چون برده‌ای به یکی از اهالی محل سپرده شود که او را فقط با نان، آب، اندکی شراب و پس‌مانده گوشت بخوراند، و اگر تکرار شود به بردگی مادام‌العمر محکوم گردد.

مایه سربلندی ملت انگلستان است که این‌گونه قوانین دوام نیاورد و پس از اندک زمانی منسوخ شد، اما به هر حال نیک نشان می‌دهد حکومت‌های سده شانزدهم چه روحیه خشنی داشتند. گئورگ، دوک ساکس، مقرر کرد که در قلمروش دستمزد معدنچیان افزایش نیابد، هیچ معدنچی حق نداشته باشد محل کار خود را عوض کند و هیچ کارفرمایی نتواند کارگری را که یک‌بار در معدنی موجب اخلال و نارضایی شده به کار گیرد. کار کودکان صریحاً یا ضمناً مجاز و قانونی شمرده می‌شد. در فلاندر صنعت توربافی کلاً در دست کودکان بود و قانون دختران بیش از دوازده سال را از آن شغل منع می‌کرد. از سوی دیگر قوانین ضد انحصار، احتکار و رباخواری یا پشت گوش انداخته می‌شد یا با نیرنگ از اجرایشان شانه خالی می‌کردند.

دین و اقتصاد نو

جنبش اصلاح دینی هوادار تجارت و اقتصاد نو بود، در حالی که کلیسای کاتولیک روحاً با هر «معامله» ناسازگار بود: بهره را حرام می‌دانست، تنگدستی را مقدس می‌شمرد، ثروت را تکفیر می‌کرد، برای اصناف حرمت دینی قائل بود و چندان بر تعطیلات دینی کارگران افزوده بود که در ۱۵۵۰ کشورهای کاتولیک سالانه صد‌وپانزده روز بیکاری داشتند. می‌توان گفت همین وضع در کندی صنعتی شدن و افزایش ثروت کشورهای کاتولیک تأثیری بسزا داشت. عالمان الاهی مداخله کلیسا را در وضع قوانین برای تثبیت «قیمت‌های عادلانه» نیازمندی‌های روزانه مردم لازم می‌شمردند و از آن حمایت می‌کردند. توماس آکویناس کوشش برای به دست آوردن ثروت بیش از نیاز شخصی را «آزمندی گناهکارانه» خواند و حکم داد که هر ملک و مال اضافی «به موجب ناموس طبیعی باید در راه دستگیری مستمندان صرف شود.» لوتر نیز با این عقاید موافق بود، اما رشد عمومی پروتستانتیسم ندانسته با انقلاب سرمایه‌داری همکاری می‌کرد. تعطیلات منسوب به قدیسان منسوخ شد و در نتیجه کار و سرمایه افزایش یافت. بازرگانان و بانکداران از آیین پروتستان پشتیبانی می‌کردند و آیین نو نیز در عوض احترامشان را نگه می‌داشت. ثروت ارج و مقام یافت، مال‌اندوزی خصلتی پسندیده شد، کار کردن از شرایط پرهیزگاری شناخته شد و بهره وام به‌عنوان پاداش قانونی در ازای به خطر انداختن نقدینه شخصی حلال شمرده شد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

آلبرشت دورر، ۱۴۷۱–۱۵۲۸: نقاش، حکاک و وجدان هنر آلمان

بازگویی زندگی‌نامهٔ دورر از دیدگاه دورانت: شاگردی او در نورنبرگ و خودنگاره‌هایش، دو سفر به ایتالیا، تک‌چهره‌ها و محراب‌ها و طرح‌هایش، چاپ‌های چوبی و حکاکی‌های او از «مکاشفه» و «آلام» تا «شهسوار، مرگ و شیطان»، «قدیس هیرونیموس» و «مالیخولیا»، زندگی خانگی ناکام، سفر هلند در ۱۵۲۰–۱۵۲۱، سوگ او برای لوتر، «چهار حواری» و مرگش.

ادامه

کمال هنر آلمان: پیکرتراشان، حکاکان و نقاشان پیش از دورر

بازگویی مرور دورانت از هنر آلمان در پایان قرون وسطی: تقاضای اروپا برای صنعتگران آلمانی، معماری گوتیک متأخر، پیکرتراشان نورنبرگ یعنی فایت اشتوس و پتر فیشر و آدام کرافت، شیشه‌های رنگی و هنرهای کوچک، برآمدن گراوور چوبی و مسی و چاپ تیزابی، و نقاشان از شونگاوئر و هولباین‌ها تا ماتیاس گرونوالد و محراب ایزنهایم.

ادامه

آلمانی‌ها، ۱۳۰۰–۱۵۱۷: گرمابه، ضیافت، قوانین سخت و روح ملی در حال رشد

بازگویی تصویر دورانت از زندگی روزمرهٔ آلمان پیش از اصلاح دینی: مردمی نیرومند، باده‌نوش و گشاده‌دست، گرمابه‌های عمومی و اخلاق آزادتر آن زمان، ازدواج، خانواده‌های پرفرزند و انضباط سخت، خانه‌های چوبی راحت، مجازات‌های سخت، لباس و جشن‌ها، و احساس ملی‌ای که به شکستن قدرت رم کمک می‌کرد.

ادامه

دولت: شهسواران غارتگر، شاهزادگان و امپراتور ماکسیمیلیان پیش از لوتر

بازگویی بخش دورانت دربارهٔ دولت آلمان در پایان قرن پانزدهم: افول شهسواران و «بارون‌های دزد» گوتس فون برلیشینگن و فرانتس فون زیکینگن، اتحادیهٔ سوابیا، شاهزادگان خودکامه‌ای که بعدها از اصلاح دینی حمایت کردند، امپراتوران فردریک سوم و ماکسیمیلیان اول، سیاست ازدواج‌های هابسبورگی، و حمایت ماکسیمیلیان از دانشمندان و هنرمندان.

ادامه

عصر فوگرها: دهقانان، سرمایه و شهرهای آزاد آلمان پیش از لوتر

بازگویی بخش آغازین فصل دورانت دربارهٔ آلمان در آستانهٔ لوتر: پیشرفت و خشم دهقانان در اواخر قرن پانزدهم، شورش‌های «کفشیان»، معادن نقره و اقتصاد پولی، برآمدن خاندان بانکدار فوگر در آوگسبورگ، انحصار و گرانی، نخستین فریادها علیه سرمایه‌داران، و شکوه شهرهای آزاد آوگسبورگ و نورنبرگ.

ادامه

اراسموس انسان: عادت‌ها، شهرت و آستانهٔ انقلاب، ۱۵۱۷

بازگویی تصویر پایانی دورانت از اراسموس به‌عنوان یک آدم: زندگی مجردانه‌اش در فلاندر، سلامت و شراب و پول، چهره‌اش در نقاشی‌های ماسیس و دورر و هولباین، عیب‌ها و حسن‌هایش، بی‌اعتنایی‌اش به علم و هنر، تسلطش بر لاتین و نامه‌های مشهورش، امیدهای اومانیست‌ها به لئو دهم، و هشداری که در سپتامبر ۱۵۱۷ از نزدیکی انقلابی بزرگ داد.

ادامه