باکینگهام، سقوط رالی و اعتراض مجلس عوام

محبوب جیمز، باکینگهام، آخرین سفر و اعدام رالی، مستعمره‌های تازه و «اعتراض بزرگ» مجلس در ۱۶۲۱.

والتر رالیدیوک باکینگهاماعتراض بزرگ

~9 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۱۵ آبان ۱۴۰۵

محبوب تازه و پادشاهی صلح‌دوست

عشق و دیپلماسی همبستران خائن‌اند. در ۱۶۱۵ جیمز به شیوهٔ مهرآمیز و محیلانه‌اش شیفتهٔ جوانی بیست‌ساله، زیبا، پرشور و ثروتمند به نام جورج ویلیرز شد و به او لقب ارل و سپس مارکی و بعد دیوک باکینگهام داد. همسر باکینگهام، کاترین منرز، ظاهراً از کلیسای انگلیکان پیروی می‌کرد، اما باطناً به مذهب کاتولیک دلبسته بود و همین ممکن است او را به دوستی با اسپانیا تشویق کرده باشد.

خود جیمز مردی صلح‌دوست بود و نمی‌گذاشت الهیات یا دریازنی او را در مسائل اروپایی گرفتار کند. پس از به قدرت رسیدن، به جنگ طولانی انگلستان با اسپانیا پایان داد. وقتی فردریک، «پادشاه زمستان»، فرمانروای پالاتینا و شوهر الیزابت، دختر محبوب جیمز، در آغاز جنگ سی ساله سرزمین و تاج خود را از دست داد، جیمز امید داشت پادشاه اسپانیا، که هاپسبورگی بود، در صورت رضایت به فردیناند دوم، امپراطور هاپسبورگی، توصیه کند فردریک را دوباره به تاج و تختش برساند. جیمز علیرغم اکراه و تنفر انگلیسی‌ها به فیلیپ چهارم پیشنهاد کرد که خواهرش ماری را به عقد ولیعهد انگلستان، چارلز، درآورد.

آخرین فرصت رالی

رالی در نتیجهٔ سیاست خود در مورد اسپانیا جان باخت. او نهانی با جلوس جیمز بر تخت مخالفت کرده و با اسکس، طرفدار جیمز، سخت جنگیده بود. جیمز پس از رسیدن به لندن او را از همهٔ مناصب دولتی محروم کرد. رالی با شور و هیجان مخصوص خودش در چند توطئه برای خلع پادشاه شرکت کرد و به همین جهت در برج لندن زندانی شد؛ و چون خود را بی‌گناه می‌دانست، دچار نامیدی شد. سپس محاکمه‌اش کردند و با دلیلی مشکوک، به جرم خیانت به مرگ محکوم شد و اجرای حکم برای ۱۳ دسامبر ۱۶۰۳ تعیین شد. او در ۹ دسامبر نامه‌ای سرشار از محبت و دینداری به همسرش نوشت. جیمز خواهش ملکه و شاهزاده هنری را برای عفو نپذیرفت، اما اجازه داد زندانی پانزده سال دیگر زنده بماند، و همیشه حکم اعدام را بالای سر او نگه داشت. به همسر رالی اجازه داده شد در خانه‌ای کوچک در محوطهٔ زندان کنار او زندگی کند. دوستانش برایش کتاب می‌آوردند؛ او آزمایش‌هایی در شیمی کرد، اشعار شایسته‌ای سرود و تاریخ جهان را نوشت.

این کتاب، که در ۱۶۱۴ منتشر شد، مقدمه‌ای پیچیده و مفصل داشت که از ذهنی پریشان و آشفته حکایت می‌کرد. آغازش از نینوا بود؛ به مصر، یهودا، ایران، کلده، یونان و کارتاژ می‌پرداخت؛ و با دوران امپراطوری روم پایان می‌یافت. رالی نمی‌خواست موضوع کتابش تا زمان حاضر ادامه یابد، زیرا به عقیدهٔ او «هر کس در نوشتن تاریخ زیاد دنبال حقیقت برود ممکن است ناگهان دندانش را با لگد خرد کنند». سبکش بتدریج بهتر شد، در وصف جنگ دریایی سالامیس به تعالی رسید و در مطلب آخر، که خطاب به مرگ سزاوار و نیرومند بود، به کمال رسید.

اما رالی هیچ‌گاه با شکست میانهٔ خوبی نداشت. در ۱۶۱۶ پس از گردآوری ۱۵۰۰ لیره (رقم کتاب) دیوک باکینگهام را با رشوه واداشت نزد پادشاه شفاعتش را کند و قول داد اگر آزاد شود به امریکای جنوبی برود، آنچه را که ذخایر طلای گویانا می‌خواند کشف کند و غنایم فراوان برای خزانهٔ تهی سلطنتی بیاورد. جیمز با شرط او را رها کرد و پذیرفت که او و همراهانش چهار پنجم هر گنجینه‌ای را که از اقوام غیرمسیحی بگیرند مالک شوند (عبارت کتاب تندتر است)؛ اما پادشاه محیل حکم اعدام رالی را به‌عنوان ضمانت حسن رفتار او به قوت خود باقی گذاشت. کنت گوندومار، سفیر کبیر اسپانیا، تذکر داد که اسپانیا در گویانا متصرفاتی دارد و امیدوار است کسی به آن‌ها دست‌درازی نکند. جیمز، که خواهان صلح و وصلت با خانوادهٔ سلطنتی اسپانیا بود، به رالی دستور داد در امور هیچ کشور مسیحی، بخصوص اسپانیا، دخالت نکند، وگرنه بیدرنگ حکم اعدام اجرا خواهد شد. رالی کتباً این اوامر را پذیرفت. ولی چون گوندومار هنوز اعتراض می‌کرد، جیمز قول داد اگر رالی تعهداتش را نقض کند، حکم مرگ در مورد او اجرا شود.

رالی با کمک دوستانش چهارده کشتی مجهز کرد و در ۱۷ مارس ۱۶۱۷ به سوی مصب رود اورنیکو شتافت. یکی از متصرفات اسپانیا، سانتوتوماس، در بخش علیای رودخانه، مانع رسیدن رالی به معادن طلایی شد که جز در خیال وجود نداشت. همراهان رالی (به استثنای خود او که روی کشتی ماند) پیاده شدند، به آن دهکده حمله بردند، آن را سوزاندند و حاکمش را کشتند. اما آن نیروی کاهش‌یافته، که از مقاومت اسپانیایی‌ها نامید شده بود، از جستجوی طلا دست کشید و دست خالی به کشتی بازگشت. رالی، که از شنیدن خبر کشته شدن پسرش سخت دلشکسته بود، معاونش را مقصر دانست و معاون جان خود را از دست داد. یاران رالی دیگر به او اعتمادی نداشتند و کشتی‌ها یکی پس از دیگری از ناوگان جدا می‌شدند. رالی پس از مراجعت به انگلستان و آگاهی از خشم پادشاه کوشید به فرانسه بگریزد. اما او را گرفتند؛ یک بار دیگر نیز تا گرینیچ گریخت و در آنجا به دست یکی از عمال فرانسه بازداشت و تسلیم شد.

سپس او را به برج لندن فرستادند و پادشاه بر اثر اصرار گوندومار دستور اجرای حکم اعدام او را صادر کرد. رالی، که سرانجام از زندگی خسته و آرزومند مرگی ناگهانی بود، با آرامش و وقاری که او را در نظر دشمنان اسپانیا قهرمان کرد به محل اعدام رفت و به نمایندگان دولت گفت: «عجله کنیم. در این ساعت تب و لرز دوباره به من عارض می‌شود. نمی‌خواهم دشمنانم تصور کنند من از ترس می‌لرزم.» سپس با شست خود لبهٔ تبر را آزمود و گفت: «این دوای تلخی است که همهٔ امراض و بدبختی‌های مرا بهبود می‌بخشد.» همسر باوفایش پیکر او را مطالبه کرد و در کلیسایی به خاک سپرد و بعداً نوشت: «اشراف اگرچه زندگی او را از من دریغ داشتند، تن بی‌جانش را به من سپردند. خداوند به من صبر جزیل عنایت فرماید.»

مستعمره‌های تازه

سفر رالی یکی از اقداماتی بود که اتباع جیمز را با آرزوهای دور و دراز به سوی امریکا کشانید. کشاورزان به امید یافتن زمین، ماجراجویان به قصد متمول شدن با تجارت و غنیمت، جانیان به امید نجات از قساوت قانون و پیرایشگران با تصمیم به افراشتن پرچم خود بر روی سرزمین تازه مخاطرات و خستگی‌های دریا را به منظور ایجاد انگلستان‌های جدید به جان خریدند. ویرجینیا میان سال‌های ۱۶۰۶ و ۱۶۰۷، برمودا در ۱۶۰۹ و نیوفاندلند در ۱۶۱۰ مستعمره شدند. کشیشان دسته‌های انفصالیون، که حاضر به قبول کتاب دعا و مراسم کلیسای انگلیکان نبودند، با پیروان خود در ۱۶۰۷ به هلند گریختند. این «آوارگان» از دلفت (ژوئیهٔ ۱۶۲۰)، ساوثمتن و پلیموت (سپتامبر) حرکت کردند، اقیانوس را پیمودند و، پس از سه ماه رنج، بر صخرهٔ پلیموت در انگلند جدید قدم نهادند (۲۱ دسامبر).

در آسیا، کمپانی انگلیسی هند شرقی، که بیش از ۳۰،۰۰۰ لیره سرمایه و هفده کشتی نداشت، به‌عبث کوشید بنادر تجاری و راه‌ها را از کمپانی هلندی هند شرقی، که ۵۴۰،۰۰۰ لیره سرمایه و شصت کشتی داشت، بگیرد (ارقام از کتاب). اما در ۱۶۱۵ مأموریت سر تامس رو منجر به تأسیس بنگاه‌های تجاری در احمدآباد، سورت، آگره و نقاط دیگر هندوستان شد؛ و قلعهٔ سنت جورج برای حمایت از آن‌ها ساخته و مجهز شد (۱۶۴۰). بدین ترتیب نخستین قدم برای ایجاد امپراطوری بریتانیا در هندوستان برداشته شد.

«اعتراض بزرگ» مجلس عوام

علیرغم کوشش‌های بسیار به منظور پیش بردن منافع تجاری، با وجود تشویق‌های پارلمان و احساسات میهن‌پرستانهٔ مردم، جیمز مدت شانزده سال از سیاست صلح‌جویانه‌اش دست نکشید. مجلس عوام از وی خواست به طرفداری از پروتستان‌های بوهم و آلمان، که موقعیتشان به خطر افتاده بود، در جنگ سی ساله شرکت کند و به جای شاهزاده خانمی اسپانیایی، زنی پروتستان برای یگانه فرزندش بگیرد. افزون بر این، مجلس از سیاست او در تخفیف قوانین ضدکاتولیک انتقاد کرد؛ خواست که همهٔ کودکان کاتولیک را از پدر و مادرشان بگیرد و با مذهب پروتستان پرورش دهد؛ و هشدار داد که رواداری ممکن است کلیسای کاتولیک، که علناً مذاهب دیگر را قبول ندارد، قوت بگیرد.

در سال ۱۶۲۱ اختلاف نظر میان پارلمان و پادشاه تقریباً به همان نزاعی رسید که در ۱۶۴۲ میان پارلمان طویل و چارلز در گرفت. مجلس عوام، که از اسراف دربار و انحصارهای ضدتجارت شکایت داشت، انحصارگران را جریمه و تبعید کرد و این ادعای آن‌ها را که صنایع تازه‌تأسیس باید از رقابت دور نگه داشته شوند نپذیرفت. وقتی جیمز پارلمان را به سبب دخالت در امور مجریه مذمت کرد، پارلمان در ۱۸ دسامبر ۱۶۲۱ اعلامیه‌ای تاریخی موسوم به «اعتراض بزرگ» صادر کرد که در آن دوباره نوشته بود: «آزادی‌ها، معافیت‌ها، امتیازها و حدود و اختیارات پارلمان به منزلهٔ حق نخست‌زادگی وارث اتباع انگلستان است.» پارلمان همچنین متذکر شده بود که «امور دشوار مبرم مربوط به پادشاه و کشور و دفاع از مملکت موضوعات خاصی هستند که باید در پارلمان مورد شور و بحث قرار گیرند». جیمز ورقی از روزنامهٔ مجلس عوام را که حاوی این اعتراض بود پاره کرد؛ خود پارلمان را در ۸ فوریهٔ ۱۶۲۲ منحل نمود؛ دستور توقیف چهار تن از رهبران پارلمان را (ساوثمتن، سلدن، کوک و پیم، به نقل کتاب) صادر کرد؛ و، طبق درخواست باکینگهام، نقشهٔ وصلت با خانوادهٔ سلطنتی اسپانیا را جسورانه تعقیب نمود.

این وزیر بی‌پروا از پادشاه تقاضا کرد که اجازه دهد شاهزاده چارلز را جهت نشان دادن او به مردم و دیدن شاهزاده خانم اسپانیایی به مادرید ببرد و وصلت را انجام دهد. جیمز با اکراه موافقت کرد، زیرا می‌ترسید فیلیپ چارلز را به انگلستان پس بفرستد و آن جوان مایهٔ تمسخر اروپا شود.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

سال‌های آخر جیمز و عصر باور به جادوگری

شکست پیمان وصلت اسپانیا، مرگ جیمز و قضاوت درباره‌اش، سپس فصل خرافات و محاکمات جادوگری در بریتانیا.

ادامه

مالیخولیای برتن و شعر جان دان

کالبدشکافی سرگردان برتن، ظهور شاعران مابعدالطبیعه و زندگی جان دان از غزل‌های عاشقانه تا منبر سنت پل.

ادامه

سال‌های پایانی جانسن، کتاب مقدس شاه جیمز و رابرت برتن

کیمیاگر جانسن، حلقهٔ میخانه‌اش و سال‌های فقر، شکل‌گیری ترجمهٔ شاه جیمز از کتاب مقدس و کتاب کالبدشکافی مالیخولیای برتن.

ادامه

بن جانسن: از آجرچینی تا طنزنویسی

جوانی سخت بن جانسن، دوئل و زندان، نظریهٔ کمدی مزاج‌ها و نگارش سیانوس و والپونی.

ادامه

صحنهٔ عصر جیمز: چپمن، بومانت، فلچر و وبستر

تئاتر عصر جیمز فراتر از شکسپیر: هومر چپمن، همکاری بومانت و فلچر و تراژدی‌های تیره و تار وبستر.

ادامه

توطئهٔ باروت و سخت‌تر شدن قوانین علیه کاتولیک‌ها

تساهل دوگانهٔ جیمز، توطئهٔ باروت در ۱۶۰۵، محاکمهٔ گارنت و قوانین سخت‌تری که پس از آن علیه کاتولیک‌ها وضع شد.

ادامه