فرهنگ زیر فشار
طبعاً نمیتوان انتظار داشت که دوران دومین آوارگی فرهنگی درخشان برای یهودیان پدید آورده باشد، زیرا همه نیروی آنان در ادای وظیفه شاق ادامه حیات در شرایطی بسیار ناسازگار صرف میشد. آموزش و پرورش، که از مهارتهای ویژه آنان بود، بر اثر تزلزل دایمی زندگیشان وانهاده شد و در زمانی که اروپای مسیحی با شادی و امید به سوی رنسانس گام برمیداشت، یهودیان کشورهای مسیحی به درون گتوها و دنیای قباله فرو رفتند. دومین فرمان از ده فرمان آنان را از شرکت در احیای هنرها بازمیداشت.
دانشوران یهودی بیشمار بودند، اما بیشترشان به آموزش تلمود میپرداختند. در میانشان دستورنویسانی مانند پروفیات دوران و آبراهام دو بالمس و مترجمانی مانند اسحاق بن پولکار، که آثار غزالی را به عبری برگرداند، و یعقوب مانتن، که آثار ابوعلی سینا، ابنرشد، ابنمیمون و لوی بن گرشون را به لاتینی ترجمه کرد، یافت میشدند. ایلیا لویتا با دلایلی قاطع ثابت کرد که متن مسورهای عهد قدیم نمیتواند قدیمیتر از سده پنجم مسیحی باشد و تشویش بسیاری از یهودیان متعصب را برانگیخت.
اودیسه ابراونلها
اودیسه خانواده ابراونل در کنار شرح سرگردانیشان دگرگونیهای اندیشه یهودیان را در سدههای پانزدهم و شانزدهم بهخوبی نشان میدهد. دون اسحاق ابراونل که در ۱۴۳۷ در لیسبون زاده شد، بهعنوان وزیر دارایی به خدمت آلفونسو پنجم، شاه پرتغال، درآمد. در سراسر زندگی سیاسیاش به پژوهش درباره کتاب مقدس و تاریخ میپرداخت و خانه دلگشایش را محفل دانشوران، دانشمندان و سیاستمداران کرد. با مرگ آلفونسو حمایت شاهانه را از دست داد و به اسپانیا گریخت (۱۴۸۴). هنگامی که غرق نوشتن شرحهایی بر اسفار تاریخی کتاب مقدس بود، فردیناند کاتولیک او را به خدمت خواند و ابراونل هشت سال اداره امور مالی کاستیل را برعهده گرفت.
او برای جلوگیری از مصیبتی که در ۱۴۹۲ بر یهودیان فرود آمد بسیار کوشید و چون توفیقی نیافت به تبعیدشدگان پیوست و اسپانیا را ترک کرد. در ناپل دوباره به خدمت دولتی گماشته شد، اما مهاجمان فرانسوی (۱۴۹۵) خانهاش را چپاول و کتابخانه نفیسش را نابود کردند و او را مجبور کردند به کورفو بگریزد. آنجا یادداشتهایی نوشت که هر یهودی دیگری در آن سالهای پررنج میتوانست بنویسد: «همسر و پسران و کتابهایم از من دورند و من چون بیگانهای در سرزمین بیگانگان تنها ماندهام.» او به ونیز رفت و آنجا بار دیگر مأموریتی سیاسی به او سپرده شد (۱۵۰۳). در میان این پستی و بلندیها فرصت یافت چند اثر در فلسفه و الاهیات بر جای گذارد که امروز اهمیت چندانی ندارد، اما این اصل فکری را بنیاد نهاد که رویدادها و اندیشههای کتاب مقدس باید بر پایه اوضاع اجتماعی و سیاسی زمانشان تفسیر شوند. سرانجام توانست شش سال آخر عمر را بهطرزی بیسابقه در صلح و امنیت بگذراند.
پسرانش مایه افتخارش بودند. شموئیل ابراونل در سالونیک ترقی و شهرت یافت، در ناپل به وزارت دارایی رسید و با خدمات نیکوکارانهاش محبت عامه را جلب کرد. یهودا لئون ابراونل، معروف به لئو هبرائوس، در پزشکی در جنووا و ناپل چنان شهرتی یافت که لئونه مدیگو («پزشک») خوانده شد. چند رشته از علوم را خواند، شعر سرود و حتی پا در عالم فلسفه مابعدالطبیعه گذاشت. در ۱۵۰۵ پزشک مخصوص گونسالو دو کوردووا شد، اما دو سال بعد روابط آن «کاپیتان بزرگ» با فردیناند تیره شد و لئون به پدرش در ونیز پیوست.
گفتگوهای عشق
کتاب گفتگوهای عشق او (نگارش ۱۵۰۲، چاپ ۱۵۳۵) میان ایتالیاییهای عصر رنسانس، که تحلیل فلسفی عشق را پیشدرآمد یا همراه پیروزیهای عشقی خود به کار میبردند، خواننده بسیار یافت. به نظر نویسنده زیبایی معنوی، یعنی زیبایی نظم و قرار و هماهنگی، برتر از زیبایی مادی است. برترین زیبایی نظم و هماهنگی عالم هستی است که صورت متجلی زیبایی خدایی است. عشق از تحسین و طلب زیبایی مادی به تحسین و طلب زیبایی معنوی و آسمانی ارتقا مییابد و در اوج خود به عشق معنوی به خدا میرسد، یعنی ادراک و تحسین نظام عالم و شوق یگانگی با مقام الاهی. احتمالاً کاستیلیونه، نویسنده کتاب درباری (۱۵۲۸)، نسخه خطی این اثر را خوانده بود، چون همین افکار را از زبان بمبو نیز میشنویم؛ و شاید نسخه چاپی آن یک قرن بعد به دست اسپینوزا رسیده و بر اندیشه معروفش، عشق عقلانی به خدا، اثر گذاشته باشد.
یهودیان پراکنده پرتغال نثر مسجع و پرهیجان تسلی آلام بنیاسرائیل (فرارا، ۱۵۵۳) اثر اوسک، نویسنده پرتغالی، را بر این عشق اثیری ترجیح میدادند. این کتاب دورههای متناوب پیروزی و تیرهروزی قوم یهود را به تفصیل بیان میکرد و آنان را با این اعتماد که هنوز قوم برگزیده خدای یکتایند دلداری میداد. هرچند به سبب گناهان به قهر الاهی گرفتار آمده بودند، اما با رنج بیپایان پاک و مطهر شده بودند و هیچ نیرنگ شیطانصفتانهای نمیتوانست آنان را از درک سعادت و رستگاری ابدی که خدا مقدرشان کرده بود بازدارد.
علم، نقشه و دریانوردی
بدیهی است در این دوران طولانی آزار و کشتار، خدمات یهودیان به پیشرفت علوم متوقف ماند. نهتنها ناامنی و فقر و پریشانی مانع هر پژوهش علمی بود، بلکه یکی از محترمترین و پرنفوذترین ربیها، سلیمان بن آبراهام بن آدرت اهل بارسلون، در آغاز دوره مورد بحث (۱۳۰۵) آموزش علم و فلسفه را به یهودیان زیر بیستوپنج سال حرام شمرد و کیفر آن را تکفیر معین کرد، مبادا چنین تعلیمی پایه ایمان دینی ایشان را بلرزاند.
با این همه اسحاق اسرائیلی کهین، اهل تولدو، دانش اخترشناسی زمانش را در کتابی خلاصه کرد (۱۳۲۰) و تقویم یهودی را از بینظمی و ابهام بیرون آورد. عمانوئیل بونفیس، اهل تاراسکون، زیجهای باارزش ترتیب داد و بنیاد حساب اعشاری را نهاد. آبراهام کرسکاس، اهل مایورکا و ملقب به «استاد نقشهکشی و قطبنماسازی دولت آراگون»، نقشه جهاننمایی ساخت (۱۳۷۷) که بهعنوان بهترین نقشه موجود به کار میرفت و چنان اهمیت یافت که دولت آراگون نسخهای از آن را هدیهای برگزیده برای شارل پنجم، پادشاه فرانسه، فرستاد؛ این نقشه اکنون از نفایس کتابخانه ملی فرانسه است.
یهودا کرسکاس، پسر آبراهام، نخستین کسی بود که به ریاست مدرسه دریانوردی هانری دریانورد در ساگرش گماشته شد و در نقشهبرداری سفرهای دریایی کمک شایان به او کرد. رساله درباره کره زمین (۱۵۳۷) اثر پدرو نونش راه را برای گرهارد مرکاتور و همه نقشهسازان بعدی تا امروز گشود؛ و سرانجام کتاب گفتگو درباره داروهای طبی تألیف گارسیا دا اورتا دورهای درخشان در گیاهشناسی پدید آورد و پزشکی گرمسیری را بنیاد نهاد.
یکی از چهرههای برجسته یهودی در علم سده پانزدهم آبراهام زاکوتو بود. او در سالامانکا تدریس میکرد (۱۴۷۳ تا ۱۴۷۸) و کتاب سالنمای جاویدان را نوشت که زیجهای آن در سفرهای واسکو دوگاما، کابرال، آلبوکرک و کریستف کلمب (پس از ۱۴۹۶) راهنمای دریانوردی بود. زاکوتو نیز از یهودیان فراری اسپانیا (۱۴۹۲) بود که موقتاً در پرتغال پناهی یافت؛ بعدها دربار درباره نقشه سفر دریایی واسکو دوگاما به هند با او مشورت کرد و کشتیهای واسکو دوگاما به اسطرلاب تکمیلشده او مجهز شد. اما در ۱۴۹۷ شدت آزار یهودیان او را از پرتغال نیز راند. زاکوتو سالهای دراز در فقر و سرگردانی گذراند و نگارش تاریخ ملت یهود را مایه تسلی خاطر خود قرار داد.
شاگرد او یوسف وسینهو، پزشک مخصوص ژان دوم، شاه پرتغال، به ساحل گینه فرستاده شد تا عرضهای جغرافیایی و زوایای میل خورشید را جدولبندی کند و نقشههایی که او تهیه کرد در سفرهای واسکو دوگاما بسیار به کار رفت. وسینهو عضو هیئتی بود که ژان دوم برای رسیدگی به پیشنهاد کریستف کلمب، یافتن راهی از باختر به جزایر هند غربی، برگزید (۱۴۸۴) و او نیز از مخالفان بود.
پزشکان
در اروپا پزشکان یهودی هنوز بیش از دیگران مورد توجه و نیاز مردم بودند. با آنکه زیر فشار محکومیتهای دینی و محرومیتهای قانونی میزیستند و اگر درمان مسیحی صاحبمقامی را برعهده میگرفتند جانشان در خطر میافتاد، باز پاپها و پادشاهان درمان خود را به پزشکان یهودی میسپردند. در این دوره جز پژوهشهای گارسیا دا اورتا درباره طب گرمسیری، یهودیان خدمت شایانی به پیشرفت پزشکی نکردند، اما آماتوس لوسیتانوس با شخصیت ممتاز خود نمونه عالیترین سنتهای حرفه و خصلتهای قوم خویش بود. او از ترس دستگاه تفتیش پرتغال را ترک گفت، مدتی در آنورس، فرارا و راگوزا سرگردان بود و سرانجام در آنکونا ماندگار شد (حدود ۱۵۴۹).
آنجا اغلب او را برای درمان پاپ یولیوس سوم احضار میکردند، همان پاپی که برای نابودی تلمود بسیار کوشید. او تا واپسین روز عمر میتوانست و حق داشت سوگند یاد کند که هرگز از پزشکی چشم طمع و پاداش نداشته، هرگز هدایای گرانبها نپذیرفته، بینوایان را رایگان درمان کرده، در هنگام کارش میان مسیحی، یهودی و ترک تفاوت نگذاشته و اجازه نداده است که دشواریهای زمان و دوری راه بر عیادت و خدمتش به بیماران اثر بگذارد. کتاب هفتصد درمان پزشکی (۱۵۶۳) او گزارشهای بالینی هفتصد بیماری بود که شخصاً درمان کرده بود؛ متن آنها بعدها چون گنجینهای ارزشمند نگهداری شد و در سراسر اروپا خوانده شد. شاه لهستان از آماتوس دعوت کرد پزشک شخصی او شود و او ترجیح داد در آنکونا بماند. اما در ۱۵۵۶، وقتی پاولوس چهارم فرمان داد که همه نوکیشان مارانوی ایتالیا یا باید کاملاً مسیحی شوند یا زندانی، آماتوس ناچار شد دوباره آواره شود.