از مراسم کشیشی تا آواز همگانی
جنبش اصلاح دینی در موسیقی نیز، مانند الاهیات، مراسم کلیسایی، اخلاقیات و هنر، انقلابی پدید آورد.
آداب نماز و دعا در کلیسای کاتولیک رومی اصولاً روشی اشرافی داشت و مراسم پرتشریفات و باشکوهی را در بر میگرفت که بنا بر سنتی نقضناپذیر اجرا میشد و از جهات گوناگون، چون زبان، لباس و تزئینات، رمزها و نمادها و موسیقی، در سطحی بالاتر از ادراک عامه مردم قرار داشت. در این وضع روحانیون خود را مظهر کلیسا میدانستند و مردم را چون گلهای میشناختند که باید به دست ایشان نگهداری شود و با کمک اسطوره، افسانه، مواعظ، تئاتر و انواع هنرها به سوی اخلاق و رستگاری جاودان رهبری گردد. در آن زمینه روحی، اجرای مراسم قداس یکی از آیینهای سری بود که به وسیله آن رابطهای معجزهآسا میان کشیش و خداوند برقرار میشد؛ از این رو مسها را در کلیسا کشیش و گروه همسرایان مرد، که در محلی جدا از گروه نیایشگران بودند، میخواندند.
اما در جریان اصلاح دینی طبقات متوسط ارزش وجودی خود را ثابت کردند و خود به جای روحانیون مظهر کلیسا شدند؛ روحانیان نیز به مشاوران و گردانندگان مراسم دینی بدل شدند. اکنون زبان کلیسا باید همان زبان محلی و ملی میبود، نه لاتین؛ موسیقی آن باید با فهم و ذوق عامه جور میشد؛ و در انجام آیین گروه نیایشگران باید سهمی فعال و سرانجام حتی نقش رهبری میداشتند.
لوتر و سرودنامه
لوتر موسیقی را دوست میداشت و اصل چندصدایی و فن کنترپوان را میپسندید؛ در ۱۵۳۸ با شور نوشت:
هنگامی که موسیقی طبیعی به وسیله هنر بشری زیور و جلا مییابد، شخص با حیرت به عقل کامل و بیانتهای خداوند پی میبرد که این موهبت شگفتانگیز را آفرید. چه زیباست که یک صدا آوازی ساده سر میدهد و گرداگرد آن سه یا چهار یا حتی پنج صدای دیگر جستوخیز میکنند، میچرخند و آن نغمه اصلی را میآرایند، گویی در آسمانها به رقص چهارگوش برخاستهاند. آن کس که موسیقی را چون معجزه وصفناپذیر الاهی نشناسد در حقیقت کلوخی بیش نیست و ارزش آن را ندارد که در شمار آدمیان درآید.
در عین حال لوتر خواهان نوعی موسیقی دینی بود که با جوش دادن آواز به ایمان روح شنونده را به هیجان درآورد. در ۱۵۲۴ با یوهان والتر، رهبر همسرایان فردریک خردمند، برگزیننده ساکس، همکاری کرد و نخستین سرودنامه پروتستانی را پدید آورد که بعدها در چاپهای مکرر گسترش و تصحیح شد. واژههای این سرودنامه به نسبتهای گوناگون از سرودهای دینی کاتولیکی، آوازهای مایستر زینگرها، تراوشهای قلم نیمهشاعرانه خود لوتر و آوازهای عامیانهای که به مضمون دینی درآمده بود گرفته شده بود. درباره اقتباس از آوازهای عامیانه لوتر گفت: «شیطان حق ندارد همه آهنگهای دلنشین را برای خود نگه دارد.» موسیقی این مجموعه بخشی را لوتر و بخشی را والتر ساخته بود و مقداری نیز از آهنگهای معمول در مراسم کلیسای کاتولیک اقتباس شده بود.
کلیساهای لوتری تقریباً تا یک سده پس از آغاز اصلاح دینی به اجرای مسهای چندصدایی ادامه دادند، اما به تدریج زبان لاتین جای خود را به زبانهای بومی هر ملت داد، اهمیت مسها کاهش یافت، شرکت نیایشگران در خواندن آوازهای کلیسایی متداولتر شد و قالب کنترپوان آوازهای همسرایان جای خود را به هارمونی سادهتری سپرد که موسیقی در آن هدفی جز پیروی از حالات و تفسیر معانی واژهها نداشت. از موسیقی همسرایی که لوتر و همکارانش برای همراهی با روایات انجیل تنظیم کرده بودند، موسیقی عالی کلیسای پروتستان در سده هجدهم پدید آمد و با آثاری چون اوراتوریوهای هندل و مسها، اوراتوریوها و همسراییهای یوهان سباستین باخ به اوج کمال و زیبایی رسید.
تسوینگلی، کالون و مزامیر هوگنوها
اما همه بانیان آیین پروتستان به اندازه لوتر به موسیقی روی خوش نشان ندادند. تسوینگلی، با آنکه خود موسیقیدان بود، اجرای موسیقی را هنگام دعا و مراسم دینی کلاً ممنوع کرد و کالون فرمان داد جز آواز همدانگ نیایشگران هیچ موسیقی در کلیسا نواخته نشود. با این حال او خواندن آواز چندصدایی را در خانهها مجاز شمرد، و باید گفت پیروانش در فرانسه، هوگنوها، سهم بزرگی از نیرو و شهامت خود را مدیون خواندن همین سرودها و مزامیر در مجالس خانوادگیشان بودند.
وقتی کلمان مارو مزامیر را به شعر فرانسوی برگرداند، کالون چنان از نتیجه خشنود شد که خطای کلود گودیمل را در ساختن قطعات چندصدایی برای آن مزامیر نادیده گرفت؛ و این واقعه که آهنگساز نامبرده در کشتار سنبارتلمی کشته شد ارزش تقدسآمیز جزوه مزامیر او را دوچندان ساخت. صد سال پس از مارو یک اسقف کاتولیک غبطه خود را از سهم بزرگ این ترجمهها و موسیقی همراهشان در پدید آوردن جنبش اصلاح دینی در فرانسه علنی ساخت: «در میان هوگنوها از بر دانستن این مزامیر نشانه یگانگی و همدلی است و در شهرهایی که شمارشان نسبتاً زیاد است این آهنگها از دهان پیشهوران و در دهکدهها از دهان کشاورزان به گوش میرسد.» عمومی کردن موسیقی کلیسایی سرزمینهای اصلاح دینی را مشخص و نشاندار ساخت و تیرگی ایمان را با شادی رهاییبخش آواز جبران کرد.