هنر صفوی: خوشنویسی، مینیاتور و قالی‌های بزرگ ایران

هنرهای ایران صفوی در دوران شاه اسماعیل و شاه طهماسب: کاشی و معماری اصفهان، خط نستعلیق و هنر کتاب، مکتب مینیاتور تبریز و قالی‌هایی که افتخار صنایع ایرانی شدند.

هنر صفویقالی ایرانیمینیاتور ایرانی

~6 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۹ آبان ۱۴۰۵

معماری در اصفهان

در اصفهان زیارتگاه هارون ولایت ظرافت خاص طراحان ایران باستان را تجدید می‌کرد و نمونه‌ای از بهترین ترکیب رنگ و کاشی‌های بدل چینی را عرضه می‌داشت. نیم‌گنبدی که چون تاجی بر سردر مسجد جمعه قرار گرفته و بر اصول دشوار فن معماری بنا شده نیز متعلق به همان دوره است. در همان زمان مسجد جامعی هم در شیراز ساخته شد که اکنون اثری از آن بر جا نمانده است.

هنر کتاب

در بسیاری موارد هنر ظریف تذهیب‌کاران و خوشنویسان بیش از بناهای رفیع دوام آورده است و به این ترتیب حق عزت و احترامی که کتاب در جهان اسلام داشته، تا جایی که چون معبودی پرستیده می‌شد، ادا شده است. اعراب، که به همه‌چیز فخر می‌کردند، به طرزی قابل اغماض به الفبای خود دل‌بسته بودند، چون می‌توانستند با ترکیب آب‌ها خطوطی با خمیدگی‌ها و کرشمه‌های دلانگیز پدید آورند. ایرانیان خوشنویسی را به اوج زیبایی‌اش رساندند، با آن محراب‌ها و سردرهای مساجد، سلاح‌ها، کوزه‌ها و قالی‌هایشان را آراستند و نسخه‌های نفیس قرآن و آثار شاعران خود را به یادگار گذاشتند تا نسل‌های آینده همواره از آن حظ چشمی و روحی ببرند.

خط نستعلیق که در دوره تیموریان در تبریز، هرات و سمرقند رونق یافته بود، در دوره صفوی به تبریز بازگشت و سپس همراه آنان به اصفهان رسید. همان‌طور که در ساخت هر مسجد حدود دوازده نوع هنر دست به دست هم می‌دادند، برای پدید آمدن یک نسخه خطی نیز شاعر، خوشنویس، مینیاتورساز و صحاف با نهایت صمیمیت و ایمان با هم همکاری می‌کردند.

مینیاتور در تبریز

هنر مینیاتور در بخارا، هرات، شیراز و تبریز به رونق خود ادامه می‌داد. «موزه هنرهای زیبای بستون» نسخه‌ای نفیس از شاهنامه فردوسی دارد که به نام الراجی محمد القوام شیرازی امضا شده است (۱۵۳۸ در کتاب). «موزه کلیولند» نسخه‌ای دیگر دارد که مرشد کاتب تذهیب کرده است (۱۵۳۸) و «موزه هنری متروپولیتن» نیویورک نسخه‌ای از خمسه نظامی دارد که برخی از عالی‌ترین نمونه‌های مینیاتور و خوشنویسی مکتب تبریز در آن است (۱۵۴۵). وقتی بهزاد تبریز را مقر خود کرد، حدود ۱۵۱۰، مرکز مینیاتورسازی نیز با او به آن شهر منتقل شد.

در هنگام نبرد چالدران، شاه اسماعیل کمال‌الدین بهزاد، مینیاتورساز، و شاه محمود نیشابوری، خوشنویس، را چون دو گنجینه گران‌بهای خود در سردابی پنهان کرد. شاگرد بهزاد، آقامیرک، در تبریز یکی از شاهکارهای آن دوره را، نقاشی خسرو و شیرین (۱۵۳۹)، پدید آورد که اکنون در «موزه بریتانیا» است. آقامیرک نیز به نوبه خود این هنر را به سلطان محمد نور آموخت.

سلطان محمد در خانواده‌ای ثروتمند زاده شد و با آنکه همه شرایط لازم را داشت که آدمی بی‌ارزش از آب درآید، «مروارید گران‌بهای» دربار شاه طهماسب شد، چون در خوشنویسی، مینیاتور و طراحی جلد کتاب و قالی سرآمد بود. میان ۱۵۳۹ و ۱۵۴۳ خمسه نظامی را رونویسی و مصور کرد. یکی از صفحات نفیس آن، در «موزه بریتانیا»، خسرو را نشان می‌دهد که بر اسبی کهر نشسته و از میان شاخ‌وبرگ سبز، قهوه‌ای و طلایی دزدانه به شیرین که در استخری نقره‌فام آب‌تنی می‌کند می‌نگرد. از این هم خوش‌رنگ‌تر و شفاف‌تر تصویر پیامبر اسلام است که بر اسب بالدار خود، براق، آسمان‌ها را می‌پیماید تا بهشت و جهنم را ببیند. پیکرها نماد لطف و ظرافت‌اند، ولی عمداً و از سر ایمان دینی از هر گونه نشانه فردی زنده و مشخص خالی‌اند.

هنرمند بیشتر به آفرینش نقشی زیبا پای‌بند بود تا نمایش واقعیت طبیعت، و زیبایی را که امری درونی و در نتیجه دست‌یافتنی است بر حقیقت، که پدیده‌ای بیرونی و همواره گریزان است، ترجیح می‌داد. در این آثار هنر مینیاتور و تذهیب ایرانی به اوج زیبایی و ظرافت خود رسید.

منسوجات و قالی ایرانی

همین دقت مشتاقانه و طراحی ظریف در ساخت پارچه‌ها و قالی‌ها نیز به کار رفت. از این دوره‌های شاهی هیچ پارچه‌ای باقی نمانده، ولی نقوش آن‌ها در مینیاتورها دیده می‌شود. در قالی‌بافی طراحان و پیشه‌وران صفوی بی‌رقیب بودند. قالی در حقیقت یکی از وسایل اصلی مدنیت در اسلام بود. مسلمانان صندلی به کار نمی‌بردند و روی کف اتاق یا زمینی که با قالی مفروش بود می‌نشستند و غذا می‌خوردند. هنگام نماز قالیچه ویژه‌ای، سجاده، که معمولاً با اشکال دینی و آیات قرآن نقش یافته بود، زیر پا می‌انداختند و بر آن سجده می‌کردند. قالی همچنین برای هدیه به دوستان و شاهان و وقف به مساجد بسیار مطلوب بود. مثلاً وقتی سلطان سلیم دوم به پادشاهی رسید، شاه طهماسب بیست قالی بزرگ و چند قالیچه ابریشمین و زربفت برای او فرستاد (۱۵۶۶).

برخی از نقش‌های متداول و طبقه‌بندی‌شده قالی ایرانی عبارت‌اند از نقش بوستان، گل‌وگیاه، شکارگاه، بته‌ای، گلدانی و ترنجی. جز این طرح‌های اصلی، اشکال دیگری نیز به کار می‌رفت، مانند نقش آرابسک، ابرهای چینی، علایم رمزی که برای اهل فن معانی ویژه داشت، حیواناتی که به منظره جنبش و حیات می‌بخشیدند و گیاهان و گل‌هایی که خطوط دلانگیز و رنگ‌های شادی‌بخش عرضه می‌کردند. شگفت آنکه نوعی منطق و نظام هنری این عناصر پراکنده و آمیخته را مجموعه‌ای واحد و متعادل می‌کند که هماهنگی و تضاد خطوطش از همسازی و ناسازی مادریگال‌های پالسترینا و از گیسوان گودایوا دلنشین‌تر و دل‌ربا‌تر است.

قالی‌های مشهور

شماری از قالی‌های مشهور ایران از نیمه نخست سده شانزدهم تا امروز سالم مانده‌اند. یکی قالی ترنجی است که پودهای پشمی‌اش بر تارهای ابریشمی ۳۰ میلیون گره خورده است (۶۰ گره در هر سانتی‌متر مربع به شمارش کتاب). این قالی سده‌ها زینت‌بخش مسجدی در اردبیل بود و اکنون میان «موزه ویکتوریا و آلبرت» لندن و موزه لوس‌آنجلس تقسیم شده است. در قاب مستطیلی در یک سر قالی شعری از حافظ نوشته شده و زیر آن این کلمات پرافتخار: «عمل بنده مقصود کاشانی در سال ۹۴۶ هجری»، یعنی ۱۵۳۹ میلادی.

در موزه لوس‌آنجلس قالی بسیار بزرگی نیز هست به نام «قالی تاجگذاری» که هنگام تاجگذاری ادوارد هفتم (۱۹۰۱) به کار رفت. موزه پولدی پتسولی در میلان، پیش از آنکه جنگ جهانی دوم آن را ویران کند، در میان گران‌بهاترین گنجینه‌های هنری‌اش قالی نقش شکارگاهی داشت که کار غیاث‌الدین جامی یزدی، مشهور به بهزاد طراح قالی، بود. «قالی دوک آنهالت»، از کلکسیون دووین، به سبب زمینه زرد و طلایی و ظرافت آرابسک‌های ارغوانی، فیروزه‌ای و سرخش شهرت جهانی یافت.

در میان افتخارات مسلم دوره صفویه، قالی و کتاب بیش از هر چیز دیگر مقام والای خود را در خاطره نوع بشر حفظ کرده‌اند.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

آلبرشت دورر، ۱۴۷۱–۱۵۲۸: نقاش، حکاک و وجدان هنر آلمان

بازگویی زندگی‌نامهٔ دورر از دیدگاه دورانت: شاگردی او در نورنبرگ و خودنگاره‌هایش، دو سفر به ایتالیا، تک‌چهره‌ها و محراب‌ها و طرح‌هایش، چاپ‌های چوبی و حکاکی‌های او از «مکاشفه» و «آلام» تا «شهسوار، مرگ و شیطان»، «قدیس هیرونیموس» و «مالیخولیا»، زندگی خانگی ناکام، سفر هلند در ۱۵۲۰–۱۵۲۱، سوگ او برای لوتر، «چهار حواری» و مرگش.

ادامه

کمال هنر آلمان: پیکرتراشان، حکاکان و نقاشان پیش از دورر

بازگویی مرور دورانت از هنر آلمان در پایان قرون وسطی: تقاضای اروپا برای صنعتگران آلمانی، معماری گوتیک متأخر، پیکرتراشان نورنبرگ یعنی فایت اشتوس و پتر فیشر و آدام کرافت، شیشه‌های رنگی و هنرهای کوچک، برآمدن گراوور چوبی و مسی و چاپ تیزابی، و نقاشان از شونگاوئر و هولباین‌ها تا ماتیاس گرونوالد و محراب ایزنهایم.

ادامه

آلمانی‌ها، ۱۳۰۰–۱۵۱۷: گرمابه، ضیافت، قوانین سخت و روح ملی در حال رشد

بازگویی تصویر دورانت از زندگی روزمرهٔ آلمان پیش از اصلاح دینی: مردمی نیرومند، باده‌نوش و گشاده‌دست، گرمابه‌های عمومی و اخلاق آزادتر آن زمان، ازدواج، خانواده‌های پرفرزند و انضباط سخت، خانه‌های چوبی راحت، مجازات‌های سخت، لباس و جشن‌ها، و احساس ملی‌ای که به شکستن قدرت رم کمک می‌کرد.

ادامه

دولت: شهسواران غارتگر، شاهزادگان و امپراتور ماکسیمیلیان پیش از لوتر

بازگویی بخش دورانت دربارهٔ دولت آلمان در پایان قرن پانزدهم: افول شهسواران و «بارون‌های دزد» گوتس فون برلیشینگن و فرانتس فون زیکینگن، اتحادیهٔ سوابیا، شاهزادگان خودکامه‌ای که بعدها از اصلاح دینی حمایت کردند، امپراتوران فردریک سوم و ماکسیمیلیان اول، سیاست ازدواج‌های هابسبورگی، و حمایت ماکسیمیلیان از دانشمندان و هنرمندان.

ادامه

عصر فوگرها: دهقانان، سرمایه و شهرهای آزاد آلمان پیش از لوتر

بازگویی بخش آغازین فصل دورانت دربارهٔ آلمان در آستانهٔ لوتر: پیشرفت و خشم دهقانان در اواخر قرن پانزدهم، شورش‌های «کفشیان»، معادن نقره و اقتصاد پولی، برآمدن خاندان بانکدار فوگر در آوگسبورگ، انحصار و گرانی، نخستین فریادها علیه سرمایه‌داران، و شکوه شهرهای آزاد آوگسبورگ و نورنبرگ.

ادامه

اراسموس انسان: عادت‌ها، شهرت و آستانهٔ انقلاب، ۱۵۱۷

بازگویی تصویر پایانی دورانت از اراسموس به‌عنوان یک آدم: زندگی مجردانه‌اش در فلاندر، سلامت و شراب و پول، چهره‌اش در نقاشی‌های ماسیس و دورر و هولباین، عیب‌ها و حسن‌هایش، بی‌اعتنایی‌اش به علم و هنر، تسلطش بر لاتین و نامه‌های مشهورش، امیدهای اومانیست‌ها به لئو دهم، و هشداری که در سپتامبر ۱۵۱۷ از نزدیکی انقلابی بزرگ داد.

ادامه