اوج‌گیری شورش ۱۵۲۲–۱۵۲۴: شهسواران، دیت‌ها و انحصارگران

دورانت دربارهٔ نخستین مرحلهٔ انقلاب اجتماعی آلمان: قیام شهسواران و مرگ زیکینگن، گسترش لوترگرایی میان کشیشان، شهرها و شاهزادگان، اعتراف صریح پاپ هادریانوس ششم به فساد کلیسا، صد شکایت دیت نورنبرگ، مناقشه بر سر انحصار و فوگرها، و مأموریت ناکام کاردینال کامپجو در ۱۵۲۴.

قیام شهسواراندیت نورنبرگهادریانوس ششم

~6 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۹ آبان ۱۴۰۵

قیام شهسواران

شهسواران گرسنه بی‌تابانه منتظر روزی بودند که بر شاهزادگان، سران کلیسا و صرافان بشورند. در ۱۵۲۲ شارل پنجم در اسپانیا بود؛ بیکاری و بی‌کاری سربازان زیکینگن را فرسوده کرده بود و تصرف اراضی غنی و حاصلخیز کلیسا ساده می‌نمود. اولریش فون هوتن مردم را به قیام فرا می‌خواند و لوتر از مردم آلمان خواسته بود زورگویان و ستمگران خود را از روی زمین بردارند. در ۱۳ اوت گروهی از شهسواران در لانداو پیمان همکاری بستند. زیکینگن تریر را محاصره کرد و از مردم خواست برای برانداختن اسقف اعظم، حاکم شهر، با او همدست شوند، ولی ساکنان شهر پاسخ ندادند.

اسقف اعظم سربازانی گرد آورد، فرماندهی آنان را خود به دست گرفت و پنج حملهٔ مهاجمان را درهم شکست. زیکینگن از محاصره دست کشید و به دژ خود در لاندشتول بازگشت. اسقف اعظم به یاری شاهزادگان مجاور بر دژ زیکینگن تاخت. زیکینگن در دفاع از قلعه زخم مهلکی برداشت، در ۶ مه ۱۵۲۳ تسلیم شد و فردای آن روز درگذشت (تاریخ از کتاب). شهسواران لشکریان خود را رها کردند، به شاهزادگان تسلیم شدند و به باجی که دهقانان به فئودال‌ها می‌پرداختند، و ممر اصلی معاششان بود، بسنده کردند.

گسترش لوترگرایی

لوتر که این سرانجام شوم را پیش‌بینی می‌کرد زود پا از شورش کنار کشید (۱۹ دسامبر ۱۵۲۲)، ولی از جهات دیگر ستارهٔ اقبالش همچنان اوج می‌گرفت. در ۱۵۲۲ آرشیدوک فردیناند به برادرش امپراتور شارل نوشت: اهداف لوتر چنان در سراسر امپراتوری ریشه دوانده که از هر هزار تن یک تن هم از آن بری نیست. راهبان و کشیشان دسته‌دسته به «محراب زناشویی» روی می‌آوردند. در نورنبرگ کلیساهای لورنتس و زبالدوس عبارت «کلام خدا»، اصطلاح اصلاح‌طلبان برای لزوم استوارساختن ایمان بر کتاب مقدس، را شعار خود ساختند. واعظان «انجیلی» در شمال آلمان آزادانه از شهری به شهری می‌رفتند، منبرها را تصرف می‌کردند و منبرهای تازه برپا می‌داشتند. اینان نه‌تنها پاپ‌ها و اسقفان را «نوکران لوسیفر» می‌خواندند (عبارت کتاب در اینجا آشفته است)، بلکه فرمانروایان سیاسی را «ستمگران بی‌عدالت» می‌نکوهیدند. با این همه بسیاری از فرمانروایان آلمان، چون فیلیپ هسه‌ای (فیلیپ شکوهمند)، کازیمیر براندنبورگی، اولریش اهل وورتمبرگ، ارنست اهل لونبورگ و یوهان ساکسونی، از لوتر هواداری می‌کردند. حتی ایزابل، خواهر امپراتور، نیز از پیروان لوتر بود.

اعتراف هادریانوس ششم

مربی قدیم شارل، آدریان اوترشتی، اکنون با نام هادریانوس ششم بر مسند پاپی نشسته بود (۱۵۲۱). او در نامه‌اش به دیت نورنبرگ، ضمن درخواست بازداشت لوتر، به برخی خطاهای کلیسا صریحاً اعتراف کرد (۱۵۲۲): بر همهٔ ما روشن است که در طول سالیان دراز مفاسد کراهت‌آور بسیاری به مقر پاپ‌ها راه یافته؛ مقدسات مورد سوءاستفاده قرار گرفته، از احکام سرپیچی شده و همه‌چیز تباه گشته است. پس شگفت نیست که فساد از بالا به پایین، از پاپ‌ها به روحانیان، سرایت کرده باشد. همهٔ ما، از بزرگان کلیسا تا روحانیان، از راه راست منحرف شده‌ایم و دیر زمانی است که کار پسندیده‌ای از ما سر نزده است. پس باید پیش از هر چیز با همهٔ نیرو به اصلاح دربار رم همت گماریم که شاید همهٔ این فسادها از آن سرچشمه گرفته باشد. همهٔ جهانیان در انتظار چنین اصلاحی‌اند.

صد شکایت

دیت رأی داد که فردریک برگزیننده به اقدامات لوتر رسیدگی کند، ولی این پرسش را هم پیش کشید که چرا لوتر باید به جرم پرده‌برداشتن از تبهکاری‌هایی که اکنون پاپ رسماً بدان‌ها اذعان دارد محکوم شود. دیت اعترافات پاپ را ناکافی یافت و نامه‌ای مشتمل بر صد شکایت مردم آلمان از کلیسا برای هادریانوس فرستاد و خواست شورایی ملی به ریاست امپراتور در خاک آلمان برای رسیدگی به این شکایات و رفع موجبات آنها برپا شود.

مناقشه بر سر انحصار

دیت نورنبرگ، که نجبا بر آن تسلط داشتند، با همدردی به شکایت آلمانی‌ها از انحصارگرانی که به زیان مردم توانگر می‌شدند رسیدگی کرد. کمیته‌ای که از سوی دیت برای تحقیق برگزیده شده بود به شهرهای عمدهٔ آلمان نامه نوشت و پرسید آیا باید برای انحصارگران محدودیت قائل شد یا آنان را نابود کرد. اولم انحصارگران را زیان‌بخش و خطرناک خواند و خواست مالکیت مؤسسات بازرگانی به پدر و پسر و داماد محدود شود. آوگسبورگ، مقر خاندان فوگر، از بازرگانی نامحدود و حقوق بیوه‌زنان و یتیمان چنین دفاع کرد: جهان مسیحیت، بلکه سراسر جهان، ثروت خود را مدیون تجارت است؛ هر کشوری که تجارتش شکوفاتر باشد مردمش آسوده‌تر و کامیاب‌ترند؛ هر جا بازرگانان بیشترند کار فراوان‌تر است؛ محدودکردن فعالیت شرکت‌های بازرگانی ناممکن است؛ هرچه شمار بازرگانان و وسعت فعالیتشان بیشتر باشد مردم بیشتر سود می‌برند. اگر بازرگانان در آلمان آزادی کامل نداشته باشند، آلمان را به زیان این کشور ترک خواهند گفت. اگر بازرگان نتواند بیش از مقدار معینی تجارت کند با سرمایهٔ اضافی‌اش چه کند؟ بهتر است بازرگانان را آزاد گذاشت و برای توانایی و سرمایه‌شان حدی قائل نشد؛ برخی از محدودکردن سودی که باید به سرمایه تعلق گیرد سخن گفته‌اند، که بیدادگری در حق بیوه‌زنان، یتیمان و دیگرانی است که با سرمایه‌گذاری در این شرکت‌ها گذران می‌کنند.

دیت به موجب فرمانی سرمایهٔ شرکت‌ها را به ۵۰٬۰۰۰ گیلدر محدود کرد و مقرر داشت منافع شرکت‌ها هر دو سال یک‌بار توزیع شود، مقامات دولتی به حساب شرکت‌ها رسیدگی کنند، پول به نرخ رباخوارانه وام داده نشود، هیچ بازرگانی در ربع سال بیش از میزان مقرر خرید نکند و نرخ‌ها را قانون تثبیت کند. بازرگانان به شارل پنجم متوسل شدند و او، به دلیلی که گذشت، از آنان پشتیبانی کرد. چون کلانتران بسیاری از شهرها از انحصار تجارت سود می‌بردند، پس از اندک زمانی از فرمان دیت نورنبرگ جز کاغذپاره‌ای برجای نماند.

کامپجو در نورنبرگ

کاردینال لورنتسو کامپجو، نمایندهٔ پاپ وقت کلمنس هفتم، در جلسات تازهٔ دیت (ژانویهٔ ۱۵۲۴) حاضر شد و بار دیگر درخواست بازداشت لوتر را پیش کشید. فرستادهٔ پاپ که هنگام عبور از آوگسبورگ با تمسخر مردم روبه‌رو شده بود، برای اجتناب از تظاهرات خصمانهٔ ساکنان نورنبرگ ناگزیر پنهانی به شهر درآمد. ولی در آنجا نیز با خفت و سرافکندگی ناظر آیین قربانی مقدسی شد که به دو شکل، به دست کشیش لوتری، برگزار شد و سه هزار تن از اهالی، و از جمله خواهر امپراتور، در آن شرکت کردند. فرستادهٔ پاپ به دیت هشدار داد که اگر شورش دینی زود سرکوب نشود قدرت دولت متزلزل می‌شود و نظم اجتماع از هم می‌پاشد. دیت پاسخ داد هر اقدام جابرانه برای سرکوب جنبش لوتری به «شورش، سرکشی، کشتار و ویرانی دامنه‌دار» خواهد انجامید. مشاورات دیت هنوز پایان نیافته بود که آتش انقلاب اجتماعی زبانه کشید.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

آلبرشت دورر، ۱۴۷۱–۱۵۲۸: نقاش، حکاک و وجدان هنر آلمان

بازگویی زندگی‌نامهٔ دورر از دیدگاه دورانت: شاگردی او در نورنبرگ و خودنگاره‌هایش، دو سفر به ایتالیا، تک‌چهره‌ها و محراب‌ها و طرح‌هایش، چاپ‌های چوبی و حکاکی‌های او از «مکاشفه» و «آلام» تا «شهسوار، مرگ و شیطان»، «قدیس هیرونیموس» و «مالیخولیا»، زندگی خانگی ناکام، سفر هلند در ۱۵۲۰–۱۵۲۱، سوگ او برای لوتر، «چهار حواری» و مرگش.

ادامه

کمال هنر آلمان: پیکرتراشان، حکاکان و نقاشان پیش از دورر

بازگویی مرور دورانت از هنر آلمان در پایان قرون وسطی: تقاضای اروپا برای صنعتگران آلمانی، معماری گوتیک متأخر، پیکرتراشان نورنبرگ یعنی فایت اشتوس و پتر فیشر و آدام کرافت، شیشه‌های رنگی و هنرهای کوچک، برآمدن گراوور چوبی و مسی و چاپ تیزابی، و نقاشان از شونگاوئر و هولباین‌ها تا ماتیاس گرونوالد و محراب ایزنهایم.

ادامه

آلمانی‌ها، ۱۳۰۰–۱۵۱۷: گرمابه، ضیافت، قوانین سخت و روح ملی در حال رشد

بازگویی تصویر دورانت از زندگی روزمرهٔ آلمان پیش از اصلاح دینی: مردمی نیرومند، باده‌نوش و گشاده‌دست، گرمابه‌های عمومی و اخلاق آزادتر آن زمان، ازدواج، خانواده‌های پرفرزند و انضباط سخت، خانه‌های چوبی راحت، مجازات‌های سخت، لباس و جشن‌ها، و احساس ملی‌ای که به شکستن قدرت رم کمک می‌کرد.

ادامه

دولت: شهسواران غارتگر، شاهزادگان و امپراتور ماکسیمیلیان پیش از لوتر

بازگویی بخش دورانت دربارهٔ دولت آلمان در پایان قرن پانزدهم: افول شهسواران و «بارون‌های دزد» گوتس فون برلیشینگن و فرانتس فون زیکینگن، اتحادیهٔ سوابیا، شاهزادگان خودکامه‌ای که بعدها از اصلاح دینی حمایت کردند، امپراتوران فردریک سوم و ماکسیمیلیان اول، سیاست ازدواج‌های هابسبورگی، و حمایت ماکسیمیلیان از دانشمندان و هنرمندان.

ادامه

عصر فوگرها: دهقانان، سرمایه و شهرهای آزاد آلمان پیش از لوتر

بازگویی بخش آغازین فصل دورانت دربارهٔ آلمان در آستانهٔ لوتر: پیشرفت و خشم دهقانان در اواخر قرن پانزدهم، شورش‌های «کفشیان»، معادن نقره و اقتصاد پولی، برآمدن خاندان بانکدار فوگر در آوگسبورگ، انحصار و گرانی، نخستین فریادها علیه سرمایه‌داران، و شکوه شهرهای آزاد آوگسبورگ و نورنبرگ.

ادامه

اراسموس انسان: عادت‌ها، شهرت و آستانهٔ انقلاب، ۱۵۱۷

بازگویی تصویر پایانی دورانت از اراسموس به‌عنوان یک آدم: زندگی مجردانه‌اش در فلاندر، سلامت و شراب و پول، چهره‌اش در نقاشی‌های ماسیس و دورر و هولباین، عیب‌ها و حسن‌هایش، بی‌اعتنایی‌اش به علم و هنر، تسلطش بر لاتین و نامه‌های مشهورش، امیدهای اومانیست‌ها به لئو دهم، و هشداری که در سپتامبر ۱۵۱۷ از نزدیکی انقلابی بزرگ داد.

ادامه