سال‌های پایانی جانسن، کتاب مقدس شاه جیمز و رابرت برتن

کیمیاگر جانسن، حلقهٔ میخانه‌اش و سال‌های فقر، شکل‌گیری ترجمهٔ شاه جیمز از کتاب مقدس و کتاب کالبدشکافی مالیخولیای برتن.

بن جانسنکتاب مقدس شاه جیمزرابرت برتن

~8 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۱۵ آبان ۱۴۰۵

دوباره دردسر

جانسن به‌زودی از خوشبختی به بدبختی افتاد. او با مارستن و چپمن در نوشتن کمدی آهای به طرف شرق همکاری کرد و دولت هر سه را به این بهانه که در آن به اسکاتلندی‌ها توهین شده بازداشت کرد. نزدیک بود زندانیان بینی و گوش خود را از دست بدهند، اما سالم آزاد شدند و کسانی چون کمدن و سلدن در ضیافتی که آن سه پس از رهایی برپا کردند شرکت جستند.

سپس در ۷ نوامبر ۱۶۰۵ جانسن را، به‌عنوان کاتولیکی که شاید از توطئهٔ باروت چیزی می‌دانست، به حضور شورای سلطنتی خواندند. او یک ماه پیش‌تر با یکی از سران توطئه، کیتسبی، شام خورده بود، اما از گرفتاری رست. در ۹ ژانویهٔ ۱۶۰۶ دوباره او را، این بار به‌عنوان مخالف کلیسای رسمی، احضار کردند. چون فقیر بود و نمی‌شد جریمهٔ سنگینی از او گرفت، در اتهامش پافشاری نکردند. در ۱۶۱۰ به آیین انگلیکان بازگشت، آن هم با چنان شور و شوقی که در مراسم عشای ربانی جام شراب را یک‌نفس سر کشید.

کیمیاگر و نمایشنامه‌های بعدی

همان سال مهم‌ترین نمایشنامهٔ آن دوره‌اش، کیمیاگر، را به صحنه آورد. در آن نه‌تنها به کیمیاگری، که کاری خسته‌کننده بود، بلکه به انبوه شیادان و متقلبانی که لندن را با حقه‌هایشان به ستوه آورده بودند حمله کرد. سر اپیکور مَمون، که مطمئن است راز کیمیا را یافته، با صدای بلند خواب می‌بیند که همهٔ اثاث فلزی خانه‌اش را یک‌شبه طلا کند، سرب و قلع سربکاران و مس معدن‌ها را بخرد و مانند سلیمان در تجملی بی‌پایان زندگی کند. سر اپیکور شخصیتی کم‌نظیر است، اما دیگران آدم‌هایی بی‌ارزش‌اند که سخنانشان پر از چیزهای زننده است. جای تأسف است که بن با آن همه دانش به زبان خشن کوی‌های کثیف لندن چنین مسلط شده بود. پیرایشگران بی‌گذشت از او به سبب چنین نمایشنامه‌هایی انتقاد کردند و جانسن با به ریشخند گرفتن آنان در بازار مکارهٔ بارتولومیو انتقام گرفت.

جانسن کمدی‌های دیگری هم نوشت که سرشار از شور است و گاهی علیه «واقع‌پردازی خشن» خودش شورید. در چوپان غمگین عنان خیال را رها کرد. قهرمان آن، به‌گفتهٔ او، گام‌هایش تیغهٔ علفی را خم نمی‌کرد و قاصدک را از ساقه نمی‌تکاند، چون باد غرب می‌گذشت و هر جا می‌رفت ریشهٔ گل‌ها ضخیم‌تر می‌شد، زیرا آن‌ها را با پاهای معطر خود کاشته بود. اما جانسن این نمایشنامه را ناتمام گذاشت و حس رمانتیک خود را به ترانه‌های زیبایی محدود کرد که در کمدی‌هایش پراکنده است، چون جواهری که در پسماند فلز نشانده باشند. به همین سبب در شیطان خر است (۱۶۱۶) ناگهان می‌پرسد: آیا سوسن درخشان را پیش از آن‌که دست گستاخ بچیندش دیده‌ای؟ آیا ریزش برف را پیش از آن‌که خاک آلوده‌اش کند دیده‌ای؟ آیا نرمی پر قو را حس کرده‌ای؟ محبوب من همین‌قدر سپید و نرم و شیرین است. اما شیرین‌تر از آن، ترانه به سیلیا است که از فیلوستراتوس گرفت و با استادی تمام به آن مصراع‌های مشهور بدل کرد: فقط با چشمانت به سلامتی من بنوش.

پادشاه شاعران

پس از مرگ شکسپیر، جانسن رهبر بی‌چون‌وچرای شاعران بود. او ملک‌الشعرای غیررسمی انگلستان بود و هرچند رسماً این عنوان را نداشت، دولت اغلب او را صاحب آن می‌دانست و مستمری سالانه‌ای به مبلغ ۱۰۰ مارک (رقم کتاب) برایش معین کرد. دوستان بسیاری در میخانهٔ مرمید گرد او حلقه زده بودند، طبع خود را در خلق تند و زبان تلخ او می‌یافتند، از سخنان شیرینش بهره می‌بردند و او را تقریباً رئیس خود می‌دانستند، چنان‌که قرن بعد هم‌نام او، ساموئل جانسن، را. بن مثل ساموئل جانسن مردی تنومند بود و خوش‌اندام‌تر از او نبود. خودش از «شکم کوه‌آسا» و صورتی ناهموار و لکه‌دار به سبب اسقربوط شکایت می‌کرد و کم پیش می‌آمد به دیدن دوستی برود و صندلی را زیر سنگینی‌اش نشکند.

در ۱۶۲۴ مقر خود را به میخانهٔ شیطان در کوچهٔ فلیت برد، جایی که کلوب آپولو، به‌بنیان خودش، برای خوراک و شراب و بذله‌گویی مرتب گرد می‌آمد. جانسن در گوشه‌ای از اتاق نشیمنی بلند داشت و چون می‌آمد دست به نرده می‌گرفت و چون شاهی بر تخت می‌نشست. پیروانش را «قبیلهٔ بن» می‌نامیدند و میانشان جیمز شرلی، تامس کرو و رابرت هریک بودند که او را «بن مقدس» می‌خواند.

فقر و مرگ

برای تحمل فقر و بیماری سال‌های پیری، جانسن به شکیبایی یک قدیس نیاز داشت. به حساب خودش از همهٔ نمایشنامه‌هایش حتی ۲۰۰ لیره عایدش نشده بود. پولش را زود خرج می‌کرد و بعد گرسنگی می‌کشید. استعداد مالی شکسپیر، که او را در املاک خبره کرده بود، در او نبود. چارلز اول مستمری‌اش را ادامه داد، اما وقتی پارلمان از درآمد پادشاه کاست، همیشه پرداخت نمی‌شد. در ۱۶۲۹ چارلز ۱۰۰ لیره فرستاد و رئیس و کشیشان وستمینستر حاضر شدند ۵۰ لیره برای «بن جانسن بیمار و فقیر» بپردازند. آخرین نمایشنامه‌هایش مورد پسند نیفتاد، شهرتش کاست، دوستان پراکنده شدند و زن و فرزندانش مردند. در ۱۶۲۹ تنها زندگی می‌کرد و به سبب فلج در بستر بود و پیرزنی پرستاری‌اش می‌کرد. با این حال هشت سال دیگر در درد و فقر گذراند. او را در کلیسای وستمینستر به خاک سپردند و جان یانگ بر سنگ مقابل گورش جمله‌ای مشهور نوشت: «ای بن جانسن بی‌مانند.» از آن عبارت امروز فقط «ای» و «بی‌مانند» مانده، ولی هر انگلیسی تحصیل‌کرده می‌تواند بقیه را دریابد.

کتاب مقدس شاه جیمز

در کنفرانس همتن کورت یکی از نمایندگان پیرایشگران ترجمه‌ای تازه از کتاب مقدس پیشنهاد کرد. اسقف لندن اعتراض کرد که ترجمه‌های موجود کافی است، اما جیمز نظر او را رد کرد و دستور داد برای یک ترجمهٔ واحد زحمت ویژه‌ای بکشند: بهترین دانشمندان دو دانشگاه آن را انجام دهند، اسقف‌ها بازبینی کنند، به شورای سلطنتی تقدیم شود و سرانجام با تأیید پادشاه در همهٔ کلیساها خوانده شود و ترجمه‌های دیگر کنار گذاشته شود. سر هنری ساویل و چهل‌وشش دانشمند دیگر به این کار پرداختند، به ترجمه‌های پیشین ویکلیف و تیندل رجوع کردند و ترجمهٔ جدید را در هفت سال (۱۶۰۴ تا ۱۶۱۱) به پایان رساندند. این «متن مجاز» اثری عظیم بر زندگی و ادبیات و گفتار انگلیسی‌ها گذاشت. نزدیک به هزار عبارت نغز از آن در زبان رایج شد. احترام به کتاب مقدس، که در همهٔ کشورهای پروتستان شدید بود، در انگلستان شدیدتر شد و پیرایشگران، سپس کویکرها و بعد متودیست‌ها متن آن را کاویدند و به آن دلبستگی یافتند، دلبستگی‌ای شبیه علاقهٔ مسلمانان به قرآن، به نقل کتاب. اثرش بر سبک ادبی انگلستان کاملاً مفید بود: نثر پیچیده و تفننی عصر الیزابت را به جمله‌های کوتاه و محکم و روشن و طبیعی بدل کرد و واژه‌های اصیل انگلیسی را به جای ترکیبات بیگانه نشاند. با آن‌که از نظر علمی هزاران خطا در آن راه یافت، کتاب‌های عهد عتیق و عهد جدید، که به عبری فاخر و یونانی عامیانه بودند، مهم‌ترین یادگار نثر انگلیسی شدند.

رالی و برتن

در دورهٔ جیمز دو اثر دیگر با نثری عالی پدید آمد: تاریخ جهان اثر سر والتر رالی، که بعداً دربارهٔ آن بیشتر می‌گوییم، و کالبدشکافی مالیخولیا اثر رابرت برتن. این کتابی عظیم است و کشیش کلیسای سنت توماس در آکسفورد حاشیه‌هایش را با دانسته‌هایش دربارهٔ الهیات، احکام نجوم، ادبیات کلاسیک و فلسفه پر کرد. نخست او را شاد و بذله‌گو می‌پنداشتند، اما بعدها چنان مالیخولیایی و افسرده شد که جز شوخی‌های زشت کرجی‌بانان چیزی شادش نمی‌کرد. برای زدودن «سودای» خود کتاب‌های بسیار از کتابخانهٔ بودلیان می‌گرفت و حریصانه می‌خواند. با این کتاب‌ها، دست‌نوشته‌اش، وظایف کشیشی و احکام نجوم، روزهای غم‌انگیز و شب‌های پرستارهٔ خود را می‌گذراند. زایچهٔ خود را دید و روز مرگش را چنان دقیق پیش‌بینی کرد که دانشجویان آکسفورد پشت سرش گفتند پیش‌بینی خود را راست درآورده است.

حضور او را در کتابش می‌توان حس کرد. در آغاز قصد دارد دربارهٔ مالیخولیا تحقیق کند و دارویی تجویز کند، اما پرت شدن از موضوع را دلچسب‌تر می‌یابد. با نوعی خوش‌مزگی، که از نظر پیچیدگی به سبک رابله می‌ماند، هر موضوع را مثل مونتنی سرسری بررسی می‌کند، در هر صفحه واژه‌های لاتینی و یونانی می‌آورد و تألیف را خود نوعی دله‌دزدی می‌داند. می‌گوید: ما چیزی جز آنچه گفته شده نمی‌گوییم، فقط انشا و سبک از آن ماست. اعتراف هم می‌کند که جهان را فقط از راه کتاب‌ها و خبرهایی که به آکسفورد می‌رسد می‌شناسد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

سال‌های آخر جیمز و عصر باور به جادوگری

شکست پیمان وصلت اسپانیا، مرگ جیمز و قضاوت درباره‌اش، سپس فصل خرافات و محاکمات جادوگری در بریتانیا.

ادامه

باکینگهام، سقوط رالی و اعتراض مجلس عوام

محبوب جیمز، باکینگهام، آخرین سفر و اعدام رالی، مستعمره‌های تازه و «اعتراض بزرگ» مجلس در ۱۶۲۱.

ادامه

مالیخولیای برتن و شعر جان دان

کالبدشکافی سرگردان برتن، ظهور شاعران مابعدالطبیعه و زندگی جان دان از غزل‌های عاشقانه تا منبر سنت پل.

ادامه

بن جانسن: از آجرچینی تا طنزنویسی

جوانی سخت بن جانسن، دوئل و زندان، نظریهٔ کمدی مزاج‌ها و نگارش سیانوس و والپونی.

ادامه

صحنهٔ عصر جیمز: چپمن، بومانت، فلچر و وبستر

تئاتر عصر جیمز فراتر از شکسپیر: هومر چپمن، همکاری بومانت و فلچر و تراژدی‌های تیره و تار وبستر.

ادامه

توطئهٔ باروت و سخت‌تر شدن قوانین علیه کاتولیک‌ها

تساهل دوگانهٔ جیمز، توطئهٔ باروت در ۱۶۰۵، محاکمهٔ گارنت و قوانین سخت‌تری که پس از آن علیه کاتولیک‌ها وضع شد.

ادامه